دوشنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۱۱

کتابی از هدی صابر: سه هم‌پیمان عشق

«سه هم‌پیمان عشق» کتابی است که هدی صابر درباره زندگی سه موسس اولیه سازمان مجاهدین خلق (محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان) یا به قول خودش «جوان اولان» نوشته است. قسمت عمده کتاب درباره محمد حنیف‌نژاد است که هدی صابر ارادت ویژه به او داشت و همیشه در حرف‌ها و نوشته‌هایش او را در کنار مصدق و طالقانی (و تا حدودی شریعتی)، الگو و تکیه‌گاه فکری و عملی خودش می‌خواند. کل کتاب، نقل‌قول‌هایی از دیگران درباره این سه نفر است. هدی صابر همه منابعی را که چیزی درباره این سه نفر در آنها بوده دیده و یک سری مصاحبه هم خودش با دوستان، هم‌رزمان و خانواده آن‌ها انجام داده و بعد صرفا با پشت سر هم گذاشتن نقل‌قول‌ها زندگی آن‌ها را روایت کرده است.

ظاهرا کتاب مدتی است در ارشاد است و در انتظار مجوز و احتمالاً چون از اول از مجوز گرفتنش ناامید بوده‌اند (گرچه به نظر من با معیارهای معمول جمهوری اسلامی قابل چاپ است)، فایل پی‌دی‌اف کتاب را گذاشته‌اند روی سایت لطف‌الله میثمی (صاحب‌امتیاز و همه‌کاره مجله چشم‌انداز ایران که خودش از مجاهدین اولیه و از دوستان «جوان اولان» است). اگر احیانا تبلتی، آی‌پدی، کیندلی چیزی دارید، بریزید رویش. با این‌که تعداد صفحه‌های کتاب زیاد است، اما چون همه‌اش به شکل نقل قول است سریع خوانده می‌شود.

کل کتاب برای من جذاب بود. آشنایی با فضای سیاسی بعد از کودتای ۲۸ مرداد بخصوص در بین جوانان و دانشجویان. این‌که آن‌ها به چه چیزهایی فکر کردند و نهایتاً چه تصمیم‌هایی گرفتند و چطور عمل کردند. برای خود من بخصوص آن بخشش خیلی جالب بود که این سه نفر به همراه چند جوان دیگر (اگر اشتباه نکنم از جمله لط‌ف‌الله میثمی) می‌روند دیدن موسسان نهضت آزادی (طالقانی،  بازرگان و سحابی پدر). می‌گویند این‌جوری که شما کار می‌کنید نمی‌شود و باید بیشتر برای مبارزه وقت بگذارید. آن‌ها هم عملاً می‌گویند ما عمرمان را کرده‌ایم و الان با مسئولیت‌های خانوادگی و اجتماعی که داریم عملاً بیش‌تر از این ازمان برنمی‌آید. نوبت شماست. بعد هم چند تایی می‌روند قم و با آخوندها (مشخصاً بهشتی) حرف می‌زنند و خیالشان راحت می‌شود که از آنها هم آب جدی گرم نمی‌شود و باید خودشان کاری بکنند.

و می‌روند کاری می‌کنند کارستان. در همین کتاب اشاره‌هایی شده که در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ چشم امید خیلی از نیروهای مبارز و مشخصا همه نیروهای مذهبی، به مجاهدین بوده. جوان‌های بااراده‌ای که زندگیشان را گذاشتند اما به معنی واقعی کلمه آتشی شدند که فضای سرد دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ را گرم کردند. همین نقش را چریک‌های فدایی خلق هم درست در همان زمان ایفا کردند. برای آن‌هایی که احتمالاً نمی‌دانند، این سه نفر در سال ۱۳۵۱ در میدان تیر چیتگر در غرب تهران تیرباران شدند و در قطعه ۳۳ بهشت زهرای تهران دفن شده‌اند. همان قطعه‌ای که جزنی و تعدادی از رهبران چریک‌های فدایی و همین‌طور گلسرخی و دانشیان هم آن‌جا هستند.

چهارشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱

فیلم چی؟ مستندی درباره مبارزه با آپارتاید در آفریقای جنوبی



«چه خبر از ژوهانسبورگ؟» (?Have You Heard From Johannesburg) نام یک مستند ۷ قسمتی (مجموعاً ۸ ساعت و نیمه) است درباره مبارزه با آپارتاید در آفریقای جنوبی تا زمان محو آن، که آن را یک خانم آمریکایی به نام کانی فیلد ساخته. دو سال پیش در جشنواره لندن یکی از این ۷ قسمت (قسمت ششم) نمایش داده شد. من هم خیلی اتفاقی و از سر بیکاری بعد از کار رفتم  یک فیلم ببینم که خوشبختانه این نصیبم شد. خود کانی فیلد هم آمده بود و بعد فیلم حرف زد و گفت حدود ۱۰ سال برای این مجموعه وقت گذاشته. آن موقع هنوز همه قسمت‌هایش آماده نبود و گفت قصد دارند این مجموعه را به بهانه برگزاری جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی در تلویزیون‌ها نمایش دهند. البته تا جایی که می‌دانم هیچ تلویزیونی در بریتانیا این مجموعه را پخش نکرد. قاعدتاً باید در یک شبکه آمریکایی پخش شده باشد.

دی‌وی‌دی‌اش هم در آمازون یا جای دیگری نیست و خود شرکت سازنده‌اش می‌فروشد. کل مجموعه ۷ تایی برای مصرف شخصی حدود ۲۰۰ دلار و نمایش در مکان‌های عمومی (مثل دانشگاه‌ها) حدود ۷۰۰ دلار است. من مجموعه‌اش را خریدم و تا حالا سه قسمتش را دیده‌ام. واقعا توصیه می‌کنم اگر فیلم مستند دوست دارید یا «مبارزه» در هر معنایی برایتان مهم یا جذاب است، این مجموعه را ببینید. دیدن تجربه کشورهای دیگر برای من خیلی خیلی آموزنده و عموماً امیدبخش است. ایده می‌گیرم که چطور می‌شود خودت را قوی‌تر کنی و با متشکل شدن با هم‌عقیده‌هایت قدرتت چندین برابر شود. این‌که چطور هر بار بعد از سرکوب بسیار خشن و غالب شدن ناامیدی، باز هم شعله از یک ور دیگر گر می‌گیرد.

با این‌که کل مجموعه از قسمت اول تا هفتم تقریبا به ترتیب زمانی پیش می‌رود اما هر فیلم هویت مستفلی دارد. یکی درباره شروع مبارزه (دهه ۱۹۵۰) است تا زمان بازداشت رهبران از جمله ماندلا. یکی درباره اولویه تامبو که بعد از بازداشت تعدادی از رهبران به تبعید خودخواسته رفت و شد رهبر در تبعیدشان. یکی درباره جنبش جوانان که بعد از سرکوب شدید کنگره ملی پا گرفت. یکی درباره تحریم‌های اقتصادی و تاثیرش بر پایان آپارتاید (این همانی بود که در جشنواره نشان دادند)، یکی درباره فشار سیاهان آمریکا به دولت آمریکا برای تحریم رژیم آفریقای جنوبی، و نهایتا درباره خود ماندلا و پیروزی جنبش. 

این تریلر کل مجموعه است و هر قسمت هم تریلر جداگانه‌ای دارد که می‌توانید کنار همین ویدیو در یوتیوب پیدایشان کنید.

سه‌شنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۱۱

لندن

سه روز پیش شد ۴ سال و نیم.

پنجشنبه ۶ اکتبر ۲۰۱۱

برای محمد حیدری


محمد حیدری را دیروز بازداشت کردند. با محمد چند ماهی در شرق همکار بودم. در همان چند ماه با هم دوست شدیم و وقتی هم که از شرق رفت با این‌که کم همدیگر را می‌دیدیم (و در این چهار سال و اندی اخیر که اصلاً همدیگر را ندیدیم)، همیشه حس می‌کردم رابطه دوستانه نسبتاً عمیقی بینمان وجود دارد. آن چند خطی که زمان بازداشت خانواده‌ام برایم نوشت نشانه‌ای بود که این رابطه توهم من نبوده.
هنوز اعلام نکرده‌اند محمد حیدری را چرا بازداشت کرده‌اند. در هر صورت من از بازداشتش اصلا تعجب نکردم. خود محمد وقتی علی معظمی -همکار دیگرمان در شرق- را گرفتند در وبلاگش نوشت: «ما نیز همانند او فکر می‌کنیم و تنها از استبداد بیزاریم.»
سال ۸۲ وقتی شرق در زمان تحصن مجلس ششم عکس محسن میردامادی را سر سفره افطار در صفحه اول چاپ کرد و زیرش با شیطنت تیتر زد «افطار روزه سیاسی»، آن‌چنان فریادی بر سر سردبیر روزنامه زد که «خجالت بکش» که اشک او در آمد. چند هفته بعدش هم که شرق را توقیف کردند و بعد از دو هفته با عذرخواهی مدیرمسئول از مرتضوی روزنامه از توقیف در آمد، خیلی‌هایمان تهدید به استعفا کردیم و جلسه گذاشتیم، اما نهایتاً فقط محمد و یکی دیگر از بچه‌ها از روزنامه رفتند. آن موقع هنوز خرداد ۸۸ نشده بود. از نظر خیلی‌ها این کارها تند و افراطی بود.
راستش حتی خیلی نگران خود محمد نیستم. فکر می‌کنم از نظر ذهنی و ایمانی این‌قدر قوی هست که از پس انفرادی و بازجویی بربیاید. اما به «احسان» فکر می‌کنم که جزو اولین بچه‌های شرق بود و الان باید کلاس دوم دبستان باشد. کاش محمد زودتر بیرون بیاید و احسان بیشتر از چند شب دوری پدر را نبیند.

سه‌شنبه ۴ اکتبر ۲۰۱۱

سریال چی؟ موزلی


حالا که حرف فاشیسم شد، این را هم بگویم: همان زمان که فاشیست‌ها در آلمان و ایتالیا قدرت می‌گرفتند یک سیاستمدار جاه‌طلب در بریتانیا به نام ازوالد موزلی (Oswald Mosley) هم حزب فاشیست تاسیس می‌کند. این آقا بعد از یکی دو بار جابجا شدن در حزب‌های اصلی آن روز بریتانیا، نهایتا از حزب کارگر بیرون می‌آید و می‌رود و یک حزب به نام «حزب جدید» تاسیس می‌کند که قرار بوده چپ‌تر از حزب کارگر باشد. اما بعد از مدتی دوستانش که با او از حزب کارگر بیرون آمده بودند می‌فهمند که کل این ماجرا برای ارضای جاه‌طلبی‌های شخصی موزلی است. کم‌کم دوستانش از او جدا می‌شوند و او هم حزبش را می‌کند «حزب فاشیست». طبعا تا جنگ جهانی دوم بیشتر دوام نمی‌آورد و بلافاصله بعد از شروع جنگ او را به عنوان خائن دستگیر می‌کنند و می‌اندازند زندان.

این سریال را شبکه ۴ بریتانیا در سال ۱۹۹۸ ساخته. برای من که خیلی جالب بود. آشنایی با فضای سیاسی بریتانیا و حتی  اروپا در میانه دو جنگ جهانی و زمانی که فاشیسم داشته اوج می‌گرفته.

کلا چیزی که در هر مواجهه با انسان نیمه دوم قرن ۱۹ و نیمه اول قرن ۲۰ برایم خیلی جالب است این است که بیشترشان اطمینان دارند که می‌توانند جهان را عوض کنند و خب خیلی‌هایشان هم واقعا جهان را عوض کردند، حالا رو به بهتر شدن یا بدتر شدن. 

کتاب چی؟ فاشیسم


«فاشیسم» دهمین عنوان از مجموعه مقدمه‌های بسیار کوتاه انتشارات آکسفورد است که نشر ماهی منتشر می‌کند.* مترجم کتاب، علی معظمی، همکار دقیق، باسواد و دوست‌داشتنی سابقم در صفحه اندیشه روزنامه شرق است و این کتاب را هم خوب ترجمه کرده.

نویسنده کتاب با تعریف فاشیسم از راه بررسی تعریف‌های موجود و سنجیدنشان با فاشیسم به عمل درآمده شروع کرده و به یک تعریف نسبتا جامع رسیده. بعد هم مورد آلمان و ایتالیا را مجزا و مفصل بررسی کرده و نهایتا به جنبش‌های فاشیستی یا ضدفاشیستی بعد از جنگ جهانی دوم پرداخته و جریان‌های سیاسی را که این روزها بدون داشتن نام فاشیسم ایده‌ها و سیاست‌های فاشیستی دارند بررسی کرده است.

در مجموع بسیار خواندنی است. بخصوص برای ما که از سال ۸۴ درباره خطر فاشیسم شنیده‌ایم. من که در تمام کتاب داشتم ویژگی‌های حکومت فعلی ایران را با آنچه در آلمان و ایتالیا گذشته بود مقایسه می‌کردم.

* نه عنوان دیگر این‌ها بودند: فلسفه قاره‌ای، فلسفه سیاسی، منطق، سیاست، تاریخ، سرمایه‌داری، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی اجتماعی و فرهنگی، عکاسی. من ۶ تای اول را خوانده‌ام. همه‌شان خوب بودند اما از فلسفه سیاسی (که خودم هم ترجمه‌اش کرده‌ام) بیشتر از بقیه یاد گرفتم و به نظرم بهتر از بقیه نوشته شده.

فاشیسم
کوین پاسمور
ترجمه علی معظمی
نشر ماهی، ۱۳۹۰
۲۳۶ صفحه، ۴۵۰۰ تومان