جمعه ۲ سپتامبر ۲۰۱۱

۹ سال بعد از فرهاد

۹ سال از مردن فرهاد گذشت. هنوز از صدای هیچ کس به اندازه صدای فرهاد لذت نبرده‌ام. از مردن کم‌تر کسی هم به اندازه مردن او دریغ خورده‌ام. هر چیزی که بخواهم درباره‌اش بگویم دو سال پیش گفته‌ام:
درست هفت سال پیش، چند روز بعد از این‌که من نوشتن آق‌بهمن را شروع کردم، یکی از آدم‌ها و تنها آدم زنده‌ای که پوسترش به دیوار اتاقم بود، مرد. فرهاد را حول و حوش سال ۷۶ با در آمدن کاست «وحدت» شناختم. قبلش فقط برایم یک اسم بود و بعدها فهمیدم بعضی ملودی‌هایی که بابا از بچگی با سوت برایمان می‌زده، مال آهنگ‌های فرهاد بوده. من آن زمان خیلی اهل موسیقی گوش دادن نبودم. یعنی هر موزیکی را که در خانه پخش می‌شد، می‌شنیدم. اما «وحدت» (در کنار مثلاً «شورانگیز») از اولین کاست‌هایی بود که خودم خریدم و خودم روزی چند بار می‌گذاشتمش توی ضبط.
واقعاً تک تک آهنگ‌های آن آلبوم را دوست داشتم و خیلی زود همه‌شان را حفظ شدم. هنوز هم توی خیابان یا لب رودخانه یا پشت فرمان (در ایران البته) که می‌نشینم خیلی از آهنگ‌هایی که زیر لب یا بلند می‌خوانم از همین آلبوم است. امشب داشتم فکر می‌کردم کدام آهنگ فرهاد را بیشتر دوست دارم که این‌جا بگذارمش و دیدم فقط در همین آلبوم «وحدت» چند تا آهنگ هست که خیلی خیلی دوستشان دارم و انتخاب بین آنها سخت است (آینه، مرد تنها، یه شب مهتاب، وحدت، سقف، جمعه، گنجشکک اشی مشی، ...). بگذریم از «نجوا» و «کوچ بنفشه‌ها» و آهنگ‌های خوب آلبوم‌های «برف» و «خواب در بیداری».
فرهاد که مرد، معلوم شد یکی از آرزوهایم (آرزو به معنای واقعی کلمه) را به گور خواهم برد. آرزوی رفتن به کنسرت فرهاد. و نکته دردناک مرگش هم این بود که کسی که همه سال‌های بعد از انقلاب را با وجود سال‌ها ممنوع‌الکاری و خطرهایی که برایش بود در ایران ماند و نرفت، آخر سر برای درمان مریضی و چند روز قبل از مرگ و با وجود مخالفت شدید خودش، به فرانسه رفت و همان‌جا مرد و همان‌جا هم دفن شد (در قبرستان تیه).
فرهاد دهه هفتاد یک مهربانی به صدایش اضافه شده بود که دوست‌داشتنی‌ترش می‌کرد. البته آن صدای کلفت جدی محکم دهه پنجاه را هم خیلی زیاد دوست دارم، اما این لحن مهربان بیشتر به دلم می‌نشیند.
چند سال پیش مجموعه کامل آثار فرهاد در ۵ سی‌دی (با جلد نارنجی) منتشر شد که انصافاً حتی در مقیاس جهانی هم تر و تمیز بود. یک دفترچه با طراحی خوب هم در این مجموعه بود که اطلاعات و متن همه ترانه‌ها در آن هست. دست اشکان خواجه‌نوری که بیشتر زحمت این مجموعه را کشیده، درد نکند.
می‌خواهم یک آهنگ از فرهاد را این‌جا بگذارم. گفتم که. بهترین نمی‌توانم انتخاب کنم. بعضی‌ها را هم قبلاً این‌جا گذاشته‌ام (مثل آینه، کوچ بنفشه‌ها و نجوا). نهایتاً رسیدم به «گنجشکک اشی‌مشی»، تقدیم به قصاب‌باشی و حاکم‌باشی:
گنجشکک اشی‌مشی - فرهادآهنگ از اسفندیار منفردزاده
گنجشکک اشی‌مشی
گنجشکک اشی‌مشی
لب بوم ما نشین
بارون میاد خیس میشی
برف میاد گوله میشی
میفتی تو حوض نقاشی
خیس میشی گوله میشی
میفتی تو حوض نقاشی
کی می‌گیره؟ فراش‌باشی
کی می‌کشه؟ قصاب‌باشی
کی می‌پزه؟ آشبزباشی
کی می‌خوره؟ حاکم‌باشی
گنجشکک اشی‌مشی