برکلی در دهه شصت مستندی است درباره جنبشهای سیاسی و مدنی در دانشگاه برکلی (شمال ایالت کالیفرنیای آمریکا) در دهه ۱۹۶۰. محور فیلم جنبشهایی است که در برکلی شروع شدهاند، اما به جنبشهای دیگر آن زمان در بخشهای دیگر شمال ایالت کالیفرنیا و حتی جاهای دیگر آمریکا هم اشارههایی دارد. بعضی از حرکتهایی که از برکلی شروع شدهاند (از جمله «جنبش آزادی بیان») در آن زمان از مهمترین جنبشهای مدنی و سیاسی آمریکا بودهاند.
ساختار فیلم هم به این شکل است که حدود ده نفر از دانشجویان آن زمان برکلی (که بعضیهایشان از رهبران جنبش بودهاند) ماجراها را روایت میکنند و روی حرفهایشان تصاویر مستندی از آن زمان پخش میشود.
من فیلم را خیلی دوست داشتم. هم بخاطر اطلاعاتی که از جنبشهای آن زمان آمریکا (جنبش آزادی بیان، جنبش حقوق مدنی، جنبش ضد جنگ ویتنام، هیپیها، پلنگهای سیاه) بهم داد، هم بخاطر روایتی که این افراد از نحوه پیش بردن جنبش، تصمیمگیریها، نحوه برخورد با شکستها و چیزهایی از این دست میگفتند. با اینکه شرایط آنها در کل با شرایط ایران دهه ۸۰ شمسی خیلی متفاوت بود (بخصوص سطح سرکوب) ولی ذات خیلی از تجربهها کاملا مشابه بودند و آموزنده.
کلا هم شنیدن تجربههای آدمهایی که عموما دانشجویان غیرسیاسی بودند که در شرایط خاصی فعال شده و سعی میکردند بفهمند باید چه کار کنند، خیلی خوب بود.
یک صحنه هم داشت که شاید برای ماها از همه قابل درکتر باشد: زمانی که پلیس یک تجمع اعتراضی دانشجویی داخل دانشگاه را محاصره میکند و از بالا با هلیکوپتر روی دانشجوها گاز اشکآور میریزد. خیلی خیلی شبیه فضای دانشگاه تهران روز دوشنبه ۲۱ تیر ۷۸ بود. جالب بود که چند تایشان (که از دانشجوهای معمولیتر و نه رهبران جنبش بودند) میگفتند ما وقتی آن صحنه را دیدیم، گفتیم دیگر نیستیم و واقعا جنبش آنها هم بعد از آن ماجرا مدتی خاموش شد، تا چند وقت بعد که دوباره با استراتژی جدید برگشتند.
برای صدمین بار اینجا مینویسم که با دیدن هر کدام از این فیلمها بیشتر میفهمم که هر مبارزه ضد اقتداری در هر جای دنیا از مبارزههای پیش از خودش انرژی میگیرد و در امتداد آنهاست. در سطح نمادینش اینکه جوان بائز در دهه ۱۹۶۰ میرفت در برکلی و در جمع دانشجوها We Shall Overcome* میخواند و سال ۲۰۰۹ هم شال سبز میبندد و برای ایرانیها We Shall Overcome میخواند.
دیدن این فیلمها و شنیدن روایت این مبارزهها اصولاً ناامیدی را بیمعنی میکند. چون میبینی که دور از ذهنترین چیزها، با اراده سازمان یافته ممکن میشوند.
* این اجرا در دانشگاه برکلی نیست، اما مال همان زمان است. بائز در برکلی هم این آهنگ را اجرا کرده.
** عکس: ماریو ساویو اصلیترین رهبر جنبش آزادی بیان دانشگاه برکلی که الان یکی از پلههای دانشگاه هم به اسم اوست.
فیلمهای مشابه دیگری که قبلاً اینجا دربارهشان نوشتهام:
کتابهایی در همین حال و هوا که قبلاً دربارهشان نوشتهام:

|