روایت رسمی (The Official Story) فیلمی است درباره دوره جنگ کثیف در آرژانتین. در سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ یک حکومت نظامی دیکتاتوری در آرژانتین در قدرت بود که برای سرکوب مخالفان عمدتاً چپگرایش شیوههای بسیار خشن و غیرانسانی به کار میبرد. در این هفت سال بیش از ۱۰ هزار نفر (بعضی آمار تا ۳۰ هزار نفر هم میگویند) کشته یا مفقود شدند. یکی از ویژگیهای مهم این دوره ناپدید شدن مخالفان بود. بهطوری که بیشتر این ده هزار نفر عملاً مفقودالاثر بودند و بعد سالها کمکم سرنوشتشان مشخص شد.
مادران روسری سفید میدان مایو هم مادرانی بودند که فرزندانشان ناپدید شده بودند و آنها هر هفته عکس بچههایشان را دست میگرفتند و در میدان اصلی شهر جمع میشدند (فکر میکنم مادران عزادار پارک لاله هم با الهام از این گروه تشکیل شده است).
یکی دیگر از ویژگیهای این جنگ کقیف بلایی بود که سر بچههای این فعالان مخالف میآمد. بعضی از زنان جوان بازداشت شده باردار بودند و بچههایشان را در بازداشتگاه به دنیا میآورند. بعضیهایشان در بازداشت (از شکنجهگرهایشان) باردار میشدند و بعضیها هم بچههای کوچکی داشتند که دست ماموران امنیتی میافتادند. آن زمان این بچهها را به خانوادههایی که بچه میخواستند (و سوالی هم در مورد اینکه بچه از کجا آمده نمیپرسیدند) میدادند. گویا خیلی از این بچهها را خود شکنجهگرها و ماموران امنیتی به فرزندی قبول کردهاند.
فیلم "روایت رسمی" ماجرای یکی از این بچههاست. ماجرای فیلم در سال ۱۹۸۳ و در آخرین ماههای حکومت خونتا میگذرد. شهر شلوغ است و توان سرکوب حکومت خیلی کمتر شده. گزارشهایی درباره فعالان سیاسی و همینطور بچههای ناپدید شده در روزنامهها و روی در و دیوار منتشر میشود و زنی که ۵ سال پیش دختری را به فرزندی گرفته، تازه میفهمد که احتمالاً دخترش یکی از این بچههاست.
"روایت رسمی" در سال ۱۹۸۵ یعنی فقط دو سال بعد از کنار رفتن خونتا ساخته شده. همان سال هم جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی را برده و هم در جشنواره کن و برلین چند حایزه گرفته. البته میشود حدس زد که شرایط سیاسی آن زمان در حایزه بردنش بیتاثیر نبوده، اما خود فیلم هم انصافاً فیلم خوبی است.
صد بار این جمله را اینجا نوشتهام و باز هم مینویسم. آدمهای خیلی خیلی زیادی در گوشههای مختلف دنیا هزینههای خیلی سنگین دادهاند تا چهره قدرت عریانتر دیده شود و آنهایی که نمیخواهند تسلیمش شوند الگوهای بیشتری برای نگاه کردن بهشان داشته باشند.
فیلمهای مشابه دیگری که قبلاً اینجا دربارهشان نوشتهام:
کتابهایی در همین حال و هوا که قبلاً دربارهشان نوشتهام:
|