جمعه ۳ سپتامبر ۲۰۱۰

موسیقی سبز (۱۴) - عمو زنجیرباف

«عمو زنجیرباف» محمدرضا اسرار یکی از آهنگ‌های جنبش بود که همان اولین روزهای بعد از انتخابات/کودتا در آمد و من هم خیلی دوستش داشتم. همیشه دنبال فرصتی بودم که معرفیش کنم، اما نمی‌شد. الان که داشتیم خبرهای حمله به خانه کروبی را می‌خواندیم و گوش می‌دادیم، هم‌خانه مربوطه گفت یک آهنگ مناسب با حال بگذار. من هم رفتم سراغ همین عمو زنجیرباف و دیدم بعضی جاهایش (که سیاهشان کرده‌ام) چقدر امشب مصداق دارد.


عمو زنجیرباف عنکبوت بی‌انصاف
هر کی که با تو بد شد براش یه پاپوش نباف

که روش یه کاسه آش روغن بره باشه
وجب وجب جنازه تو کوچه فرش ما شه

نیمه شب سه تا زن تو کوچه راه میفتن
روی جنازهای غریبه‌ها می‌خزن

چادرای سیاشون، قرمزی لباشون
آره، آدمو می‌ترسونه رقصای سایه‌هاشون

خبر میارن برات، قربونی‌ان پیش پات
رو تخت تو می‌خوابن، لابد خون می‌خورن از لبات

کی‌ گفته دنیا روی دستای تو می‌گرده
هر کی‌ تنش سیاهه واست باشه یه برده

با مهره‌های خسته، لنگ و کج و شلخته
آخر بازی روشه، تاس سیاه تخته
عقب می‌مونی از ما، شکل ما نیستی‌ اصلا
بد میاری خیلی‌ بد، می‌‌بازی مطمئنا

عمو زنجیرباف، زنجیرا رو بافتی
لقمه‌های حرومو، تو سفره‌ات انداختی

از ما که بد ندیدی، خط و نشون کشیدی
مگه نگفتی دیشب، تو خواب خدا رو دیدی
می‌گم خدا تو خواب نازه، یه روزی بی‌اجازه
می‌دم یه بنای خوب واسه‌م خدا بسازه
یه لات بی‌‌سر و پا، با قلب و چشم سیاه
یه کسی‌ که بتونه کارتو خوب بسازه

عمو زنجیر پر، یه روزی از پشت در
گورشو گم می‌کنه، یواشکی بی‌‌خبر

دور می‌شه از نگامون، شاد می‌شه باز دلامون
می‌رسه اون روزی که سایه می‌شه برامون
عمو زنجیرباف، عنکبوت بی‌انصاف
هر کی‌ که با تو بد شد براش یه پاپوش نباف