شنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹
مرتضی الویری هم آزاد شد
مرتضی الویری، نماینده کروبی در کمیته پیگیری وضعیت کشته شدگان و آسیبدیدگان و زندانیان بعد از انتخابات، چند دقیقه پیش از زندان آزاد شد.
حرفهای خاتمی در دیدار با انجمن اسلامی دانشگاه تهران
بیانیه شماره ۱۴ موسوی به مناسبت ۱۳ آبان
جمعه ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹
بیانیه ۴۶ فیلمساز ایرانی در اعتراض به "حاکمیت پول و سرمایه"
چشممان روشن: محمد قوچانی آزاد شد
پنجشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها برای ۱۳ آبان درخواست مجوز کرد
چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹
بیانیه شماره ۱۳ خانوادههای زندانیان سیاسی درباره تجمع امروز
یازینب یازینب
ما خانوادههای زندانیان سیاسی طبق وعده خود در بیانیه دوازدهم، امروز رأس ساعت 11 صبح مقابل دادستانی تهران تجمع آرامی را آغاز كردیم در حالی كه عكسهای عزیزانمان را همراه با شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، در دست داشتیم. هدفمان اعتراض به احكام سنگین صادره در دادگاههایی بود كه با عدول از موازین قانونی تشكیل شد و خواستار تبدیل قرار بازداشت موقت عزیزانمان به قراری خفیفتر (وثیقه یا كفالت) بودیم.
نه صدا و سیمای جمهوری اسلامی صدایمان را به مردم رسانید و نه هیچ رسانه دولتی دیگری ناقل پیام حقمان بود؛ با اعتقاد به شعار هر شهروند یك رسانه برای گرفتن هرگونه بهانه كه موجب مخدوش شدن حقانیت ما شود، در برابر تمنای رسانههایی كه تاكنون صدای ما را به هم وطنانمان رساندهاند، سكوت كردیم تا ببینیم آیا تفاوتی در وضعیت ما و عزیزانمان حاصل میشود یا خیر؟
چهارماه و نیم صبر و سكوتمان را كه در تمام این مدت تنها با شعار «الله اكبر» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» شكسته بودیم، این بار در جلوی «داد ستانی» فریاد كردیم تا آنان كه معنی واژه داد را می فهمند اگر قصد ستاندنش را ندارند، به جای به جای نجوای پشت پرده رسما و علنا اعلام كنند. این بار برخلاف همه مراجعات فردی و جمعی پیشین، ما را برای شنیدن حرفهایمان به دفتر دادستان فرا خواندند. حرفهایی كه بخش اندكی از آن در تنها ملاقات سهساعته هفته گذشته تعداد محدودی از خانوادهها بیان شده بود و قول رسیدگی داده شده بود به شرط سكوت و حفظ آرامش ما خانوادهها.
ما بنای سكوت داشتیم و پناه بردن به درگاه خالق احد و واحدمان و التجاء و استعانت به حضرتش. اما زیاده خواهان زورمدار خلوتمان با محبوب را نیز نپسندیدند و با هجومی سبعانه و توهین آمیز به منزل شخصی برگزار كننده مراسم، زن و مرد را دستبند زدند و شبانه همراه بردند با ادعای داشتن حكم دادستان كه امروز دروغین بودن این ادعا روشن شد. ما را به دفتر دادستان خواستند و تصور ما این بود كه قرار است از همسران، مادران، پدران و فرزندان بازداشت شدگان بی گناه دلجویی شود اما دریغ از یك كلام محبت آمیز و استفاده از واژگان مهرآمیز.
امروز تجمع ما یك اعتراض دسته جمعی بود به همه تخلفات صورت گرفته از ابتدای بازداشتها تا كنون كه عزیزانمان، جگرگوشگانمان، یاران وفادارمان، پدران و مادرانمان دربندند و بعضا در سلول انفرادی و تحت فشار بازجو یا به قول آقایان كارشناس؛ و كاش كارشناسی هم در سیستم قضایی ما وجود داشت كه درد خانواده ها را می فهمید و به مسئولین آموزش می داد كه باید رعایت حال خانواده زندانی بشود. آن هم خانواده زندانی سیاسی بی گناه كه به دلیل ماه ها دوری و تحمل ظلمی آشكار، آستانه تحملش پایین آمده و لبریز از درد و خشم است. كاش كسی بود به آقایان آموزش می داد كه اگر التیام بخش دل های دردمند نیستند، با رفتارشان و نیش كلامشان آتش درون آنان را شعله ور نكنند.
ما خانواده های زندانیان سیاسی تا رسیدن به مقصودمان كه همانا آزادی عزیزانمان است، دست از دعا و ندبه و استغاثه به درگاه حضرت حق برنمی داریم و ندای یازهرا و یازینبمان روز به روز رساتر می شود و در راه حق جویی مان سپاسگزار همراهی ها و هم دلی های مردم آگاه و مهربان سراسر كشور عزیزمان هستیم.
امروز وعده های دادستان محترم را مبنی بر نافذ بودن حكم و دستور ایشان، آزادی قریب الوقوع تعدادی از زندانیان، ترس نداشتن از حضور وكیل تعیینی در دادرسی ها و رسیدگی به شكایات وارده درباره تخلفات در این زمینه و فراهم كردن امكان ملاقات های حضوری منظم تا زمان آزادی كه حق قانونی و اولیه بازداشت شدگان و خانواده های آنان است، پذیرفتیم و امیدواریم به یمن ولادت رضای آل محمد (ص) با تحقق این وعده ها رضایت خانواده ها جلب، حقوق مسلم بازداشت شدگان استیفا و منافع ملی كشور و مصالح نظام تامین گردد و نیازی به تجمع دوم خانواده ها كه بیش از گذشته نیازمند اعتماد آرامش و امنیت هستند، نباشد.
ما خانواده های زندانیان سیاسی همچنین به حمایت از فرزندان مومن و روزه دارمان در سراسر كشور روز هشتم از ماه هشتم امسال را روزه سیاسی خواهیم گرفت و در هنگام افطار باز هم برای آزادی زندانیان بی گناهمان و رهایی كشور عزیزمان از فتنه كینه توزان دعا خواهیم كرد.
من الله التوفیق و علیه التكلان
جمعی از خانوادههای زندانیان سیاسی
۶ آبان ۱۳۸۸
دیدار کروبی و موسوی در دفتر موسوی - سهشنبه
مهدی کروبی در ابتدای این دیدار به حوادثی که در نمایشگاه مطبوعات اتفاق افتاده اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهای ناشایستی که به هنگام بازدید او و علیرضا بهشتی از نمایشگاه از سوی اقلیتی سازمان یافته صورت گرفته، گفت: «تاسف می خورم که در نمایشگاه مطبوعات که باید محل تعاطی فکر و اندیشه باشد به برکت توقیف مطبوعات نه تنها فضایی بی روح حاکم شده است که علاوه بر ان عده ای چنین نادانانه برخورد می کنند و مشخص نیست که با این رفتارها می خواهند کشور را به کجا ببرند.»
میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به فیلم هایی که از نمایشگاه و صحنه های یادشده، دیده است اعلام کرد که «به رغم توقیف مطبوعات، جمعیت مشتاق کثیری را دیدم که در نمایشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمایت می کردند. و این گویا موجب ناراحتی اقلیتی است که درنتیجه دست به چنین اقداماتی می زنند».
در ادامه این نشست، مهدی کروبی ضمن اشاره به دوران نخست وزیری موسوی و حرکت او با مردم گفت: «شما به خوبی از کارهایی که من کرده ام مطلع هستید. من به واسطه مسئولیت هایی که در کمیته امداد و بنیاد شهید و مجلس داشته ام، همیشه با مردم در ارتباط بوده و هستم.می بینم که وضعیت مردم بسیار خراب است. فقر و فساد و فحشا و کلاه برداری بسیار زیاد شده است و اینها نتیجه عملکرد بد و نادرست دستگاههای اجرایی و عدم برنامه ریزی است.»
مهدی کروبی در ادامه ضمن مقایسه گذشته و حال گفت: «متاسفانه آلودگی های اقتصادی برخی از مسئولان یکی از دلایل اصلی در گسترش فساد در جامعه است. من به یاد دارم که زمانی انقدر سلامت اقتصادی حاکم بود که یک مسئول دولت هزینه مداوای یک عضو خانواده اش در بیمارستان را نداشت و به ما در بیمارستان بنیاد شهید مراجعه می کرد اما امروز متاسفانه شرایط دیگری حاکم است. دغدغه من این است که این نسل جدید که اوضاع فعلی را می بیند گمان نکند که از اول انقلاب شرایط بر همین منوال بوده است. این نسل باید بداند که چنین الودگی های گسترده اقتصادی امری جدید و بدیع است.»
مهدی کروبی با اشاره به این دغدغه خود گفت: «حساسیت من وقتی بیشتر می شود که می شنوم که می گویند این دولت، گفتمان امام و انقلاب را زنده کرده است. با این کار آبروی امام و انقلاب را هم می برند. مردم و خصوصا نسل جدید باید بفهمند که ما فرزندان امام مخالف این رویه ای هستیم که امروز بر کشور حاکم شده است.»
مهدی کروبی همچنین گفت که «امروز مبالغه هایی در مورد برخی افراد و مکان ها می شود که موجب شک و تردید مذهبی در برخی افراد و نسل جدید می تواند بشود. مثلا می شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شان مسجدالحرام و مسجدالاقصی به عنوان مکان های مقدس می آورند و این اقدامات تنها باعث می شود که اعتماد مردم به اعتقادات قبلی شان هم سست شود. واقعا نمی دانم که برخی اقایان چه انگیزه ای دارند برای اینکه همه چیز را به هم بریزند و مردم را به همه چیز از دین گرفته تا تاریخ گذشته شان بی اعتقاد کنند.»
در ادامه این دیدار میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به مشکلات جاری در اداره کشور گفت: «دردها مشترک است و من نیز بر این مشکلاتی که شما اشاره کردید و بسیاری مشکلات دیگر واقفم. به عنوان مثال گفتگویی که در زمینه هسته ای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است قول و قرارهایی که در ژنو داده شده اگر اجرا شود برباد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد و اینها نتیجه ماجرا جویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی ما است و جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود بصورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند. باید بسیاری از مسائل برای مردم بازگو شود تا انها بدانند که در کشور و مدیریت اجرایی چه می گذرد. من زمانی که در نخست وزیری بودم نیز تاکید بسیاری داشتم که نیروهای نظامی نباید وارد مسائل اقتصادی بشوند.»
میرحسین موسوی در ادامه این دیدار با اشاره به مدیریت سوء در کشور و برخی اتفاقات در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی گفت: «دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست.»
موسوی در ادامه با اشاره به محکمه هایی که برگزار می شود و بازداشت هایی که صورت می گیرد و اعترافاتی که پخش می شود نیز گفت: «برخی فکر می کنند که با چنین حربه هایی می توانند وضعیت را به وضع سابق برگردانند. اما سودای محال دارند و نمی فهمند که با هیچ حربه ای حتی با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند.»
موسوی اضافه کرد: «آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است که میتواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند.»
در پایان این دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی به رایزنی درخصوص تقویت ارتباط خود با یکدیگر و افزایش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسیاری از کانالهای اطلاع رسانی و ارتباطی پرداختند.
بخشی از صحبتهای روز چهارشنبه رهبر
واقعیت این است که نظام اسلامی درگذر از حوادث پرفراز و نشیب سی سال اخیر از جمله حوادث سیاسی اخیر، و به علت مقاومت در مقابل هجوم بی سابقه، همه جانبه و مستمر قدرتهای امنیتی – سیاسی – رسانه ای و تبلیغاتی جهان، از نوعی مصونیت برخوردار و به مجموعه ای مستحکم و ضدضربه تبدیل شده است.
توطئه های دشمنان ملت ایران واقعیتی انکارناپذیر است. البته ممکن است کسی که در داخل، محور و هم جهت با این توطئه ها قرار گرفته، خودش متوجه این ماجرا نباشد اما این مسئله، واقعیات را عوض نمی کند.
بحث منطقی، جوگیر نشدن و بی توجهی به تشویق ها یا تعریضهای دشمنان، شنیدن سخنان مختلف، آزادانه فکر کردن و برگزیدن بهترین سخنان، مبنای پیشرفت حقیقی و عناصر آزادی واقعی است. اگر غیر از این شد باید منتظر حوادث و آشفتگی ها بود همانگونه که جنجال قبل از انتخابات به جنجال بعد از انتخابات منجر شد بخصوص وقتی که دست بیگانه هم در مسائل دخالت کرد.
البته اگر صدا و سیما می توانست واقعیات و پیشرفتهای کشور را بطور کامل، بدرستی و با هنرمندی منعکس کند، امید نسل جوان به آینده و خشنودی و سرافرازی مردم، به مراتب بیش از وضع فعلی بود اما بهرحال در انتقاد از هر مسئله و دستگاهی باید انصاف را هم در نظر گرفت.
اصلی – فرعی نکردن مسائل از جمله عوامل غیرمنصفانه عمل کردن برخی مطبوعات است. البته مسائل فرعی نیز کم اهمیت نیست اما در حوادث پس از انتخابات، اصل انتخابات و حضور پرعظمت و نصاب شکن مردم، مسئله اصلی و بقیه مسائل فرع بود اما عده ای با بی انصافی بگونه ای دیگر عمل کردند.
همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند آیا این جرم کمی است.
دشمن هم از این بی انصافی حداکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده اند با توجه به صحنه گردانی و میدانداری برخی از عناصر خود نظام، فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد.
در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آن ها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد. در حالیکه کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج بازِ ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند.
ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود برخی مسائل را علناً نیز ابراز می کند.
خبر خوب: زیدآبادی بعد از ۴۵ روز به خانه زنگ زد
ادوارنیوز: احمد زیدآبادی دبیرکل سازمان دانش آموختگان پس از ۴۵ روز بیخبری مطلق صبح امروز موفق به برقراری تماس کوتاه تلفنی با همسرش شد.
به گفته خانم مهدیه محمدی، در این مکالمه تلفنی که کمتر از دو دقیقه به طول انجامیده، احمد زیدآبادی وضعیت جسمانی خود را خوب توصیف کرده اما تاکید کرده است که همچنان پس از قریب به ۴ ماه و نیم در انفرادی به سر میبرد. وی همچنین اظهار کرده است که به او وعده داده شده هفته آینده با خانوادهاش ملاقات کند.
خانم محمدی در رابطه با آخرین وضعیت همسرش به تناقضات موجود در اظهارات دادستان و بازجوی پرونده اشاره کرد و گفت: "درحالی که آقای دادستان بارها در مصاحبههای خود گفتهاند که همه زندانیان را از انفرادی خارج کردهاند همسر من اکنون حدود نزدیک به چهار ماه و نیم است که در انفرادی به سر میبرد".
وی افزود: "از سوی دیگر امروز بار دیگر از دفتر دادستانی به من گفتند که میتوانم همین امروز با همسرم ملاقات کنم که این مساله بار دیگر با مخالفت بازجو روبرو شد".
مهدیه محمدی ادامه داد: "همچنین در تناقض دیگری یک روز پس از اظهارات دادستان مبنی بر اینکه پرونده آقای زیدآبادی در مرحله تحقیقات مقدماتی است، امروز آقای حیدری فرد دادیار دادستانی تهران به وکیل پرونده آقای زیدآبادی اعلام کرده که پرونده ایشان به دادگاه ارسال شده و منتظر ارجاع به یکی از شعب دادگاه میباشد".
یک انتقاد از سبزها: چرا در وین و ژنو نبودیم؟
بیانیه عدهای از دانشجویان دانشگاه شیراز: ۱۳ آبان کلاسها را تحریم میکنیم
دیدار روزنامهنگاران با کروبی در خانهاش
بيانيه شعبه كرمانشاه سازمان ادوار تحكيم وحدت در اعتراض به صدور احكام سنگين برای فعالان دانشجويی دانشگاه رازی
سهشنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۰۹
تجمع خانوادهها: فردا ۱۱ صبح، میدان ارگ
آنها در بیانیهشان گفتهاند اگر این تجمع به نتیجه نرسد، بعد از آن در محلی که امن باشد تحصن میکنند و بعد هم اعتصاب غذای دستهجمعی.
دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۰۹
شش ساعت معطلی در اوین و باز هم ملاقات نکردن با زیدآبادی
بیانیه مهم خانوادههای زندانیان سیاسی: ۶ آبان تجمع میکنیم
بسم رب المظلومین
بیش از چهارماه از اسارت فرزندان مظلوم این دیار می گذرد. عزیزان ما در بازداشتگاه های وزارت اطلاعات دولت بعد از نهم و یا دربند سپاه هستند که به دستور شورایعالی امنیت ملی که رئیس آن احمدی نژاد است که خود طرف مناقشه اصلاح طلبان می باشد. در این چهارماه کوشش کرده اند با پرونده سازی و اتهام زدن و اخذ اعترافات به روش استالینی به عمل خود وجهه قضایی بدهند. اغلب کسانی که در اسارتند یا خانواده شهید یا جانباز جنگ و یا هم جانباز و هم خانواده شهید و یا از فرزندان اندیشمند، خدوم و پر تلاش انقلاب اسلامی اند. اغلب آنان کسانی هستند که سالیان سال را در مبارزه برای استقرار نظام جمهوری اسلامی با آرمان آزادی و استقلال و پیوند اسلامیت و جمهوریت مبارزه کرده اند. آنان از عاشقان خاندان اهل بیت (ع) بوده اند. همیشه نگران سلطه اقتدارگرایان بوده و از افتادن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیم داشته اند. و همین احساس خطر، آگاه و بیدار در صحنه نگاهشان داشته است.
امروز آنان در زندانند و خانواده هایشان به شدت تحت انواع فشارها قرار دارند و نمونه اخیر آن تهاجم و دستگیری دسته جمعی شرکت کنندگان در مراسم دعای کمیل در منزل یکی از اعضای جوان جبهه مشارکت ایران اسلامی بود که اکثر آنان را بستگان و دوستان او و خانواده های زندانیان سیاسی تشکیل می دادند.
متأسفیم که می بینیم اگر زینب کبری(س) پس از حادثه خونبار کربلا به اسارت رفت و در کاخ یزید در برابر او و سپاهش به یزید تاخت و خطبه تاریخی اش را خواند اما یزیدیان حق فریاد و اعتراض را از او نگرفتند اما امروز در ایران همسران و فرزندان اسرای اصلاحات که برای تسلای خویش گرد هم می آیند تا با دعای کمیل که یادگار امام علی (َع) است به درگاه خداوند و اهل بیت او متوسل شوند مورد هجوم ماموران امنیتی قرار می گیرند و به اسارت می روند. این رفتار سیاه در ادامه فشارها و شکنجه روحی و روانی بر اسرای اصلاحات و فشارهای وارده برخانواده های مظلوم آنان و قانون شکنی هایی است که نشان می دهد گروه حاکم حتی به قوانین خود هم اعتنایی ندارد و بر ما آشکار شده است که دیگر به این گروه امیدی نمی توان بست.
متاسفیم که باید بگوییم در این چهارماه که هر روزش چون سالی برما و عزیزان دربندمان گذشته است همه راههای قضایی و حقوقی را رفته ایم و امروز دریافته ایم که کانون اصلی تصمیم گیری در بیرون از قوه قضائیه است. علاوه بر دهها مراجعه بی ثمر به دستگاه قضایی و امروز و فردا کردن ها وبه این مرجع و آن مرجع پاس داده شدن ها و اقدامات دیگر از جمله دیدار با دیگر مسوولان و علما و مراجع و انتشار نامه های سر گشاده و صدور بیانیه را به انجام رساندیم و نتیجه ای نگرفتیم این در حالی است که خانواده ها از اطلاع رسانی و گفت و گو منع می شوند اما با توجه به محدودیت رسانه ای ؛ ما همچنان عکس العمل در مقابل ظلم و اطلاع رسانی در مورد عزیزانمان را وظیفه خود می دانیم. امروز که ما از دادخواهی که طبق قانون اساسی و شرع حق شهروندان است مایوس شده ایم، حجت بر ما ومسئولین تمام است و لذا خود را با تمام توان و قوا برای هر رنج و سختی در اقدامات بعدی، مهیا کرده ایم .
در این مرحله ضمن اعتراض به احکام سنگینی سیاسی و ناعادلانه برای تعدادی از مدیران و خدمتگزاران و جوانان متدین و تلاشگر اصلاح طلب و نیز ادامه دستگیری ها و بحرانی تر کردن شرایط ، کمترین مطالبه مان که از حقوق اولیه ما به شمار می رود، خروج بازداشت شدگان از بلاتکلیفی و آزادی آنها و تبدیل قرار بازداشت ها و نیز پایان بخشیدن به روند کند رسیدگی به پرونده آزادگان دربند، اعلام می کنیم با توجه به اینکه طبق قانون احیای دادسراها در صورتیکه بازداشت متهم چهارماه به طول انجامید و برای متهم تعیین تکلیف نشد دادسرا موظف است متهم را آزاد کند ؛ در حال حاضر بیش از چهارماه از بازداشت اغلب عزیزان ما می گذرد اما اراده های فراقانونی مانع از آزادی آنان می شوند. لذا ما ضمن تمنای امنیت و آرامش برای کشور چون گذشته بیش از این اجازه سوء استفاده از آرامش و متانت خود را به زیاده خواهان اقتدارگرا نمی دهیم تا آنان بتوانند همچنان بر فشار های غیرقانونی و غیر حقوقی خود ادامه دهند و به حکم آیه شریفه «لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ .نساء/۱۴۸» و به حکم دین مقدس اسلام انظلام را حرام و تظلم را تکلیف شرعی خود می دانیم واقدامات بعدی خود را آغاز خواهیم کرد.
تجمع مسالمت آمیز ما در تاریخ ششم آبان ماه برای دریافت پاسخ، اولین اقدام ما خواهد بود که باهدف اتمام حجت برای آزادی عزیزانمان انجام خواهد شد. و اگر مسوولین همچنان تظاهر به ندیدن ما و نشنیدن پیاممان که تاکنون هم گوش فلک را کر کرده است، بنمایند و به رویه های پیشین ادامه دهند، در گام بعدی دست به تحصن خواهیم زد که در زمان خود مکان آن را اعلام خواهیم کرد و اگر باز هم نتیجه ای نگرفتیم دست به اعتصاب غذای دسته جمعی می زنیم تا آنانکه قدرت؛ چشم و گوش شان را بسته است شاید به خود آیند و همزمان در صورت بی پاسخ ماندن اعتراضات شکایت به نهادهای حقوق بشری و کیفری بین المللی قرار خواهیم برد. گام های بعدی ما در موقع خود اعلام خواهیم شد و بدین وسیله اعلام می کنیم که تا تمکین زورگویان بی مروت و انصاف به رهایی آزادگان دربندمان از پای نخواهیم نشست. تا سرنوشت خود را به دست خود تغییر دهیم و تأییدش را از حضرت حق تمنا کنیم که «ان الله لایغیر مابقوم حتی یغییروا بانفسهم»
پیام ویدیویی کروبی درباره اتفاقات نمایشگاه
به نظر من حرف مهمش این بود که گفت آنها این کارها را میکنند که من بنشینم خانه، اما عمراً. از این به بعد هر جا بخواهم بروم از قبل اعلام میکنم که دوستانم خبر داشته باشند.
این پیام ویدیوو هم چیز خوبی است ها. واقعاً نمیفهمم این چند ماه چرا ازش استفاده نمیکردند.
بیانیه سازمان دانشآموختگان ایران (ادوار تحکیم) درباره زیدآبادی
اینک بیش از چهل روز است که هیچ اطلاعی از وضعیت احمد زیدآبادی در دست نیست. در این مدت همسر و فرزندان او بارها به امید ملاقات یا صرفا آگاهی از سلامتی او به زندان و دادگاه مراجعه کردهاند اما هر بار با پاسخی متفاوت از این حق قانونی آنها ممانعت به عمل آمده است و در این شرایط بیم و خوف نسبت به وضعیت جسمانی زیدآبادی بیش از هر چیز دیگر نگران کننده است. اما واقعیت این پنهانکاری آن است که احمد زیدآبادی چهل روز است که بار دیگر در مقابل بازجویان و کارشناسان کارگاه توابسازی بند 2الف قامت برافراشته و یکبار دیگر با تحمل مصائب و شکنجههایی که ابعاد آن جز نزد او و خدایاش برای احدی آشکار نیست، حسرت عذرخواهی و نگارش توبهنامه را بر دل عمال دیکتاتوری حاکم گذاشته است، گرچه حاکمانی که حتی از تشخیص منافع خود نیز عاجزند نه تنها از نمایش اعترافات سایر گروگانها سودی نبردند که تنها بر عمق نفرت عمومی نسبت به خویش افزودند و در این میان سرنوشتی شومتر را برای خود رقم زدند.
گناه نابخشودنی احمد زیدآبادی که این چنین مظلومانه بر سر آرمان آزادی و کرامت انسانیاش جانبازی میکند چیزی نیست جز پرسشگری؛ جرم او این است که متراکمترین واحد اختیارات و قدرت را به اندکی مسئولیت و سر سوزنی پاسخ فراخوانده و دریغا در کشوری که قرنها پیش حقوق انسان بر سنگ نوشته و اسطوره مردمان آن جانش را فدای مدارای با مخالفان کرده و از زبان بیلکنت مومنان در برابر حکمرانان سخن گفته است، این چنین با داغ و درفش به پرسشگر پاسخ میدهند.
با این همه سرمستان از باده قدرت باید بدانند که احمد زیدآبادی تنها نیست، امروز یک ملت با حضور خود مشروعیت و تمامیت حاکمیت آنان را با شعارهای پرسشگرانه خود طی تجمعات میلیونی در خیابانها به زیر علامت سوال بزرگی کشاندهاند. موج میلیونی این ملت دیگر جسم نحیف زیدآبادی نیست که ماهها در سلول انفرادیاش بیاندازند و پوزشنامه در مقابل او بگذارند، بلکه این فوج انسانهای آزاده که به راه افتاده است تا برانداختن بساط ظلم و استبداد از حرکت باز نمیایستد.
از سوی دیگر، به تدریج احکام حبس برای فعالان سیاسی دربند صادر شده و بر همین روال باید منتظر صدور احکامی از همین دست برای اعضای زندانی این سازمان یعنی احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی نیز باشیم؛ طی روزهای گذشته خبرهایی مبنی بر صدور حکم حبس برای آقایان، دکتر سعید حجاریان، شهابالدین طباطبایی، مسعود باستانی، کیان تاجبخش، هدایت آقایی و ... منتشر شده است. اما این احکام با خود چه پیامی دارند؟ آیا جز این است که ناظران صحنه سیاست در ایران با اطلاع از این احکام به این باور میرسند که آمران و نویسندگان این به اصطلاح آراء قضایی افزون بر بیماری نابینایی در برابر جنایت، دچار توهم قدرت نیز شدهاند؟ و آیا به واقع آنان میپندارند عدد سالهای حبسی را که با گشاده دستی در برابر نام این گروگانها قرار میدهند زمانی کوتاهتر از حکمرانی غاصبانه آنان است؟ آیا چنین برآورد نادرستی در مورد قدرت اراده ملت آزاده ایران دارند که بنشیند و فرزندان مظلوماش سالهایی را در زندان مشتی کودتاچی به سر کنند؟
دولت شاید گمان میکند که با این اقدامات ملتی را ترسانده و به عقب خواهند راند، اما به واقع این خود اوست که بیم فروپاشی سراپای دستگاهاش را به لرزه انداخته و بی محابا به هر اقدام کرده و ناکردهای دست میزند؛ اگر نشانه ترس نیست پس گواه چیست وقتی حکومتی که با ادعای نمایندگی پروردگار در زمین حکمرانی میکند در تاریکی به خانه اسیر دربندش هجوم میبرد و به دستهایی که به سوی آسمان بلند شده درحالی که "یا غیاث المستغیثین" میگویند، دستبند زده و در عتاب و خطاب صغیر از کبیر بازنمیشناسد. این گونه کردار جز اصرار و لجاجت بر گام نهادن در کوره راهی که آغاز آن با خیانت در آراء و ادامه آن با قتل، تجاوز، شکنجه و ... توام شده است، نشانگر چیست؟
چرا حاکمیت مسیر روشن بازیابی اعتماد عمومی را از طریق احقاق حقوق ملت و محاکمه عوامل جنایات اخیر نمیپیماید و دائما در تلاشی نافرجام در پی سرپوش گذاردن بر رفتار ننگین ماموران خود است؟ آیا حمله، تهدید و ایراد جراحت به مهدی کروبی این قهرمان بی بدیل ایران زمین، پرسشهای بیپاسخی را که او مطرح کرد از یادها میبرد؟ آیا حاکمیت با انکار کروبی میتواند جنایات بیسابقهای را که علیه شهروندان خود مرتکب شده است، لاپوشانی کند؟ عدهای که سوابق مزدوری و مشارکت آنان در جنایات پس از انتخابات نزد افکار عمومی روشن است، با مشاهده چراغ سبز از سوی کدام مقام حکومتی چماقها را بالای سر میگردانند و با رکیکترین توهینها به سوی مردی که عمری را در راه مبارزه با استبداد و دفاع از مظلومان گذارده است حملهور میشوند؟ بیدادگرانی که یادآوری وظایف مجلس خبرگان رهبری بر آنها گران آمده و تصور میکردند با پلمپ دفتر و محل فعالیت کروبی، پناهگاهی را به روی قربانیان خویش میبندند هنوز به این واقعیت پی نبردهاند که این سوابق روشن و شخصیت مهدی کروبی است که ملجاء مظلومان شده است نه اسباب و قدرت حکومتی او؟
اینها پرسشهایی است که عالیترین مقامات نظام باید به آن پاسخ گویند.
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) بار دیگر با صراحت اعلام میکند که همچنان در کنار اعضای دربند خود احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی و سایر اسرای کودتای 22 خرداد ایستاده و لحظهای آنها و خانوادههای گرانقدرشان را تنها نخواهد گذاشت و یقینا سکوت و بیعملی پاسخ خیال باطل صادرکنندگان احکام حبسهای چندساله نبوده و آزادسازی این فرزندان ملت همچنان در اولویت برنامههای سازمان خواهد بود.
یکشنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۰۹
میشمارم شب و روز را
امروز شد دو سال و نیم که من ساکن لندن هستم و در نتیجه سه تا دیویدی به معصومه باختم. بر باعث و بانیاش که من هنوز اینجایم و این سه دیویدی را باختم لعنت. بشمار.
شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۰۹
آخرین خبرها از بازداشتیهای دعای کمیل
بیانیه مجمع روحانیون مبارز درباره حملهها به موسوی خوئینی
یادداشت یکی از دوستانم به بهانه بازداشتهای این روزها
موسوی تا دم نمایشگاه رفت و برگشت
موج سبز آزادی (و چند سایت دیگر) گزارش دادهاند که موسوی امروز تا دم در نمایشگاه مطبوعات رفته، اما به دلایل امنیتی نگذاشتهاند برود توی نمایشگاه. البته ظاهراً اینطور نبوده که جلویش را بگیرند، اما یک مقام امنیتی با او تماس گرفته و گفته از نظر امنیتی صلاح نیست که برود تو و تیم امنیتیاش هم گفتهاند بهتر است نرود. احتمالاً وضعیتی شبیه روز هفتم تیر در مسجد قبا. چون آنجا هم همین بساط بود و نهایتاً به دلیل مخالفت مقامات امنیتی و تیم امنیتیاش نیامد، در حالی که تا نزدیک مسجد آمده بود.
روایت کروبی از حضور روز جمعه در نمایشگاه
نامه اعضای جبهه مشارکت به دادستان تهران و اعضای اطلاعات و سپاه
جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹
بیانیه خانوادههای زندانیان سیاسی درباره بازداشتشدگان دعای کمیل
نوشته معصومه ناصری برای بازداشتیهای امشب
پنجشنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹
موسوی در تحریریه کلمه سبز
میدانم تعطیلی یک روزنامه برای اعضای آن چقدر سخت است. همه عقبنشینیها بد نیست و به معنای پشیمانی نیست و با هدف ادامه مسیر از راههای دیگر انجام میشود.
بحث هزینه و فایده سیاسی باعث شد که دوستان در یک تصمیم جمعی به این نتیجه برسند که از انتشار روزنامه صرف نظر کنند. البته تعطیلی کلمه سبز به معنای توقف و تعطیلی فعالیتهای رسانهای نیست و ضرورت دارد که با راهکارهای ابتکاری رسانههایی به وجود بیاید که در چارچوبهای منافع ملی مطالبات این جنبش را بارتاب دهند.
در غیاب و خلاء رسانههایی که پیگیر منافع ملی هستند رسانههایی مانند صدای آمریکا و بیبیسی به مرجع خبری تبدیل میشوند. چنین رسانههایی طبیعی است که در نهایت باید منافع کشورشان را در نظر بگیرند.
در مسیر انتخابات و بعد از آن شیوههای ابتکاری برای اطلاع رسانی در پیش گرفته شد و اگر یک دست بسته شد در عوض آن صدها دست باز شد. مهم این است که اکنون نیاز به داشتن رسانه از سوی همه هواداران این جنبش احساس میشود و اگر در آینده هم بتوانیم این نیاز را حفظ کنیم قطعاً در شبکه عظیم مردمی راههای فراوانی را باز خواهیم کرد.
البته تعطیلی "کلمه سبز" را باید اتفاقی موقتی فرض کرد، چرا که ضرورتها ایجاب میکند که سرانجام همه صداها اجازه شنیده شدن پیدا کنند. خطر بزرگ زمانی اتفاق میافتد که مجرای اطلاع رسانی را محدود کنیم و با پایین آوردن قدرت جذب نظام به ایجاد وضعیت انفجاری کمک کنیم.
در دنیای کنونی نمیتوان دور جامعه دیوار کشید. اگر فضا باز نشود از دنیا عقب میمانیم و مشکلات وسیعی پیدا میکنیم. اگر در گذشته میشد بدون پیوند با فضای داخلی و خارجی کشور را برای سالها اداره کرد، اما اکنون با گسترش تکنولوژی و ارتباطات چنین کاری غیر ممکن است.
از دوره مشروطیت تاکنون یک نوع جدایی میان مردم و روشنفکران داشتیم. روشنفکران به مسایلی میاندیشدند که با نیازها و خواستههای عامه مردم تفاوتهای اساسی داشت، اما وقایع اخیر نشان میدهد که این فاصله در حال برطرف شدن است.
در اندیشههای روشنفکران و سیاستمداران ما معمولاً این نقص وجود داشته است که تاکید بر روی برخی ارزشها آنها را از دیگر امور خوب باز میدارد حال آن که در زندگی واقعی مردم ما ارزشهای خوب منفک از هم نیست و آنها می خواهند همه خوبیها را کنار یکدیگر داشته باشند. اصلاً به عبارتی جامعه ایرانی مانند ژانوس خدای یونانی است که میتواند امور ظاهراً غیر همجهت را با یکدیگر جمع کند. آنها هم میتوانند از شهادت ندا آقاسلطان ناراحت باشند و هم از شهادت مردم در غزه و دیگر نقاط جهان ابراز تاسف کنند.
ویژگیهایی که در جنبش سبز مشاهده میشود حاکی از هین سازواری ارزشهاست و تمام قائلان به این جریان میکوشند ارزشهای خوب را با یکدیگر ترکیب کنند و در آینده هم باید همین روش را دنبال کنیم.
شعارهای افراطی ناشی از عصبانیت است. به نفع همه ماست که شعارهایی متناسب با ظرفیت کشور طرح کنیم و از طرح شعارهای تند و غیرمنطبق با وضعیت کشور بپرهیزیم.
نباید اجازه داده شود اتفاقات ماههای گذشته به بدبینی نسبت به دستاوردهای انقلاب منجر شود. طبیعی است رسانههایی که صدای این قدرت یا آن قدرت هستند بالاخره مجبورند از منافع ملی کشور خود ولو به زبان فارسی دفاع کنند و در این راه بذر بدبینی به کل دستاوردهای انقلاب اسلامی در طول سی سال گذشته بپاشند و حتی سعی کنند به سراغ حماسه عظیم و تاریخی دفاع مقدس ملت ما بروند و متاسفانه سیاستهای رسانهای موجود در این زمینه مکمل اقدامات آن رسانههای بیگانه است و شرایطی که امروز برای کلمه سبز ایجاد شده است یک شاهد روشن در این ماجراست.
دستگیری بعد از دعای کمیل در خانه شهاب طباطبایی - خبر تکمیلی
تاکید میکنم که از اسامی بازداشتشدهها مطمئن نیستم. این پست بهتدریج تغییر خواهد کرد.
بیانیه جبهه مشارکت درباره حکمهای اخیر
"آیا مردم در روی زمین سیر و سفر نمی کنند تا عاقبت کار پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیار از اینان قوی تر و آثار وجودیشان در روی زمین بیشتربود سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت و از قهر و انتقام خدا هیچ کس نگه دارشان نبود" (ایه 21 سوره غافر)
بررسی و تحلیل وقایع و حوادث واقعه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری حاکی از این است که زمامداران نظام جمهوری اسلامی ایران و مسئولان اداره کشور به رغم همه ادعاهای اسلام مداری کمترین توجهی به آموزه های دین مبین و ازجمله این آیه الهی نداشته و بدون عبرت آموزی از عاقبت کار گذشتگان به انجام کارها و اقداماتی پرداخته اند که فقط بر دامنه اشتباهات و خطاکاری های آنها افزوده و نظام برآمده از بزرگترین انقلاب مردمی و دینی قرن بیستم را در آستانه فروپاشی قرار داده است. پرده آخر این اشتباهات و خطاها که نشئت گرفته از غلبۀ توهم توطئه بر ذهن و دل طراحان کودتای مخملی است، تحمیل صدور احکام سنگین حبس بر دستگاه قضایی برای افراد دربندی است که جرمی جز فعالیت سیاسی انتخاباتی، اصلاح طلبانه و مسالمت آمیز نداشته اند. و این سنت الهی است که هیچ نظام و کشوری با اینگونه اعمال پایدار نمی ماند و این به بهترین وجه در این کلام رسول گرامی اسلام آمده است که "ملک با کفر پایدار می ماند اما با ظلم وستم نه".
در مورد انطباق این احکام و روندی که به صدور این چنین احکامی برای فعالان سیاسی منجر شده است با موازین شرعی و اصول متعدد قانون اساسی و قوانین جاری ازجمله قانون احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی و آیین دادرسی کیفری سخنی نمی گوئیم چون در جریان آنچه پس از انتخابات در برخورد با فعالان سیاسی و مدنی رخ داده است همه اینها به کنار نهاده شده و دست اندکاران با استفاده از قدرت مطلقه و دور زدن هرآنچه که می توانست آنها را در چارچوب شرع و قانون مقید کند و فقط با بهانه حفظ نظام و جلو گیری از انجام انقلاب مخملی و رنگی دست به کارها و اقداماتی زده اند که حاکی از عدم باور آنها به هرگونه قیودات شرعی و قانونی و حتی اخلاق و مروت و انصاف است. اینها نشان داده اند که تمسکشان به شرع جز برای توجیه اعمال روش های استبدادی و اقتدارگرایانه نیست و برپایه قاعده "حق با غالب است" عمل کرده و خود را حق و هرآنکس دیگر را ناحق و باطل دانسته، هرگونه رفتاری را با او جائز می دانند و بر همین پایه است که شهروندان ایرانی را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده و بر غیرخودی هر حکم ناروایی را روا می دانند و فقط بر پایه این منطق و با نگاهی کاملا سیاسی می توان صدور چنین احکام سنگین و غیرعادلانه ای را برای شریف ترین فرزندان انقلاب و ایران فهم و درک کرد چرا که اینان آب در لانه موران انداخته اند و ظاهردینی و باطن استبدادی برخی حاکمان را برملا ساخته اند و برآنند تا از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری نموده و بنابروصیت رهبر سفر کرده نگذارند میراث انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان افتاده و برباد رود.
صدور این احکام سنگین نشان می دهد که دعوت به قانونگرایی معترضان به نتیجه انتخابات نیز حربه ای بیش برای سکون و سرکوب همه کسانی که بدنبال رای شان بودند، نبوده و در واقع تمسک به قانون اسم رمز برای خاموشی هر صدای معترض بود چرا از زمان و نحوه بازداشت فعالان سیاسی تا صدور این احکام سنگین توسط بخشی از دستگاه غیر قضا و قضا راهی جز پایمال شدن همه قوانین و موازین حقوقی موجود طی نشده است و هر فردی با مشاهده این وضعیت براحتی در می یابد که شعار و دعوت به قانونگرایی در کشور جز لقلقله زبان و بازی با الفاظ توسط قدرت بدستان برای اعمال استبداد و تضییع همه حقوق شهروندی به نفع حاکمان و تثبیت وضعیت موجود نیست.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با محکوم کردن روند جاری در برخورد با فعالان سیاسی در بند و صدور احکام سنگین برای آنها، کل جریان حادث را یک ماجرا و تسویه حساب سیاسی با منتقدان و مخالفان اصلاح طلب از سوی اقتدارگرایان حاکم می داند و از اینرو بر پایه باور به راهبرد سیاست ورزی اصلاح طلبانه به طراحان و مجریان این سناریو انذار می دهیم که دست از اینگونه اعمال ظالمانه و غیر مفید به حال نظام واداره کشور بر دارند و راه آشتی با ملت و معترضان را در پیش گیرند . اگر اینان در این اندیشه اند که با اعمال اینگونه روش ها و به بند کشیدن فعالان سیاسی می توانند پیروزی و غلبه خود را در سایه ایجاد رعب و وحشت تداوم بخشند باید بدانند که وجود مردمی با ویژگی های مردم ایران که تجربه انقلاب اسلامی و دوران اصلاحات را پشت سر نهاده و هنوز سخنان امام خمینی از گونه "میزان در اداره کشور رای ملت است" در گو ششان زمزمه می شود این اندیشه بیهوده می نماید و به همین دلیل جنبش مدنی و سبزی که براه افتاده است راه خود را تا حاکمیت رای و نظر مردم بر سرنوشت خویش ادامه خواهد داد. راه اصلی حفظ و بقای نظام از درون ملت و گردن نهادن به رای آنان می گذرد و هر راهی دیگر حز این بر بیراهه رفتن و سقوط است و این همان آموزه الهی است که در عاقبت کار گذشتگان بسیار قدرتمندتر و با آثار وجودی بیشتر از شما اندیشه نمائید و راهی را نروید که خیر دنیا و آخرت در آن نباشد. حکومت در سایه رعب عاقبتی ندارد اما حکومت در سایه عدالت و همدلی جاودانه می شود همانگونه که حکومت کمتر از پنج ساله علی جاودانه شده اما حکومت های طویل المدت ظالم به لعن همیشگی مردم و تاریخ و سقوطی وحشتناک گرفتار شده اند و گردش ایام اینگونه بوده و خواهد بود.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
۲۹ مهر ۱۳۸۸
چهارشنبه ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹
بیانیه شورای فعالان ملی-مذهبی برای آزادی زندانیان سیاسی
بیانیه شورای فعالان ملی - مذهبی برای آزادی زندانیان سیاسی
به ویژه دکتر ملکی، مهندس صمیمی و دکتر زیدآبادی
اینك، پس از برپایی دادگاههای نمایشی، باید بیش از پیش روشن شده باشد كه با این اعمال نمیتوان جنبش سبز مردم ایران را که در اعتراض به انتخابات ریاستجمهوری دهم آغاز شده، خاموش کرد و ناراضیان را اعم از نهادها و فعالان سیاسی و مدنی، دانشجویان، معلمان، روشنفکران و مردم آزادهی ایران را خانهنشین و روند «ریزش و فرسایش» کنونی را با روشهای سرکوبگرانه متوقف ساخت.
در روند بازداشتهای غیرقانونی پس از انتخابات، برخی روشنفکران، و شخصیتهای سیاسی و آزادیخواه به جرم عقیده و انتقاد به وضع موجود زندانی شدند و ماههاست که در سلولهای انفرادی تحت فشارهای گوناگون قرار دارند از جمله روشنفکران آزادیخواه آقایان دکتر محمد ملکی، مهندس کیوان صمیمی و دکتر احمد زیدآبادی، با نقض صریح حقوق اساسی و مدنی، بازداشت شدند و با گذشت ماهها، همچنان در بازداشت غیرقانونی به سر میبرند.
ما ضمن محکوم کردن تداوم بازداشت فعالان سیاسی- مدنی و معترضان به انتخابات، خواهان آزادی همهی زندانیان سیاسی- عقیدتی و رسیدگی به اعمال غیرقانونی آمران و مباشران تخلفات رخ داده در بازداشتگاه كهریزك و 2الف هستیم. اکنون که بازجویی زندانیان حتی با سناریوهای طراحی شده، به پایان رسیده، تحت فشار نگه داشتن زندانیانی که کل روند دادرسیشان خلاف مفاد قانون اساسی، آییندادرسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر بوده، فاقد توجیه حقوقی و قانونی میباشد.
ما به حاکمان توصیه میکنیم که از تاریخ درس بگیرند و ریشهی اعتراضات کنونی را نه با توهم توطئه، بلکه در رفتارهای سیاسی- امنیتی پیشین خود، پیجویی کنند و دست از رفتاری سلطهجویانهی خود بردارند و بدانند که بازداشتهای غیرقانونی کنونی نه تنها به نفع آنها نخواهد بود، بلکه بازتابهای جدیدی را به دنبال خواهد آورد. «روزگار بین مردمان دست به دست میشود» و خدا و مردم در بارهی چنین رفتارهایی داوری خواهند کرد.
شورای فعالان ملی- مذهبی
۲۹ مهر ۸۸
سهشنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹
نامه یکی از دوستانم به احمد زیدآبادی
سلام آقای زیدآبادی
میتوانم حدس بزنم که دل و دماغ همیشگی را نداشته باشید، زیاد وقتتان را نمیگیرم. خواستم بگویم دلم برای شما و گپ زدن با شما و آن نوشتههایی که اسم شما زیرش بود تنگ شده. نمیگذارند دیگر بنویسید، نه؟ گپ هم که هیچ .. لابد آنجا کسی نیست با او گپ بزنید. و تازه بازجوی شوربختِ کوردل چه میفهمد طنز ظریف اهل زیدآباد را. یادتان هست آخرین بار که همدیگر را دیدیم؟ یک سال بیشتر است غلط نکنم. رستوران شاطر عباس، نبش چهارراه پارک وی. شما مثل دفعه قبل و دفعه قبلترش ماهی سفارش دادید. و اعتراف میکنم که با خود گفتم کرمانی است یا مازندرانی و گیلانی؟ این همه عشق به ماهی از کجا؟ به گمانم دوران چند ساله محرومیت از فعالیتهای اجتماعی که عدلنشناسان برایتان بریده بودند تازه تمام شده بود. من از درس گفتم و از تِز و از بازگشت پس از پایان درس، شما هم از کار گفتید و از سیاست و از ستون «روزمرگیها». از آن مستطیل کوچکی که گوشه یکی از صفحههای شهروند امروز گرفته بودید و مختصر و مفید را معنا میکردید. یادم است میگفتید که بعضی دوستان ناراضیاند که این داستانوارهها چیست و طنز چیست و تو تحلیل و یادداشتت را بنویس. و باز یادم است که به خنده گفتید من اگر به خودم باشد نوشتن همین روزمرگیها را خوشتر دارم. نمیگویم یادش به خیر چون حسی ته دلم میگوید قسمت «خیر» ماجرا هنوز مانده. شک ندارم به آن قسمت هم میرسیم و آن موقع روزمرگیها آی خواندن دارد، آی خواندن دارد ...
آقای زیدآبادی عزیز!
این چند خط را نوشتم که فقط بگویم جای خودتان و نوشتههاتان خالی است، مبادا یک لحظه فکر کنید در روزمرگیهاتان کسی به یادتان نیست، ما هستیم. کم هم نیستیم.
ارادتمند همیشگی ... مهراد
دوشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹
اولین مصاحبه ویدیویی موسوی
کل مصاحبه حدود ۱۷ دقیقه است و مصاحبهکننده، که ما نمیبینیمش، دو سوال بیشتر نمیپرسد.
راستش نه سوالها خیلی جاندار بودند و نه جوابهای موسوی. اما صرف استفاده از این امکان اینقدر کار بجا وذوقآوری بود که آن بخشش فعلاً اصلاً مهم نیست. بخصوص که من از فضای مصاحبه اینطور برداشت کردم که اولین و آخرین نخواهد بود و قاعدتاً ادامه خواهد داشت.
موسوی در این چند ماه واقعاً خودش را از این امکان خیلی بزرگ محروم کرده بود و نمیدانم چرا. خوشحالم که الان دارد از آن استفاده میکند. شاید در اینترنت فوقش چند ده هزار نفر این مصاحبه راببیند. اما اولاً خدا بلوتوث و موبایل و سیدی و فلش مموری را نگه دارد و ثانیاً تلویزیونها و رادیوهای فارسیزبان هم قاعدتاً از صدا و تصویرش استفاده خواهند کرد و مردم خیلی بیشتری این صدا را خواهند شنید.
نکات مهم مصاحبه به انتخاب کلمه:
- وحدت ملی سرمایه ایست که با وجود مسایل پیش آمده پس از انتخابات باید حفظ گردد
- ایده راه سبز امید براساس ایده وحدت ملی شکل گرفته است
- امام خمینی در ماجرای مک فارلین خطاب به سران نظام: هیچ موقع کاری نکنید که به مردم نتوانید توضیح بدهید
- باتوجه به ضعف رسانه های موجود ایران و اینکه آنها علیه راه سبز امید فعالیت میکنند، مردم باید با توجه به جهت و جناح آنها نسبت به ایشان هشیار باشند
- حتی کسی که گوشه خانه خود برای موفقیت این راه دعا میکند، از دید ما جزو این شبکه محسوب میشود
- در حقیقت امروز مبارزه تبدیل به زندگی شده، زندگی ای که توقف پذیر نیست. و به همین دلیل این حرکت آسیب ناپذیر است.
- این “زندگی” در یک فضای گفتگوی همگانی تصحیح میشود و پیش میرود. از این نظر مسأله رسانه اهمیت فوق العاده ای دارد.
دیدار دادستان تهران با صمیمی، قوچانی و امویی در ۲۰۹ اوین
روز گذشته (شنبه) جعفری دولت آبادی، دادستان تهران از بند ۲۰۹ اوین بازدید و با کیوان صمیمی، محمد قوچانی و بهمن احمدی امویی ملاقات کرده است. او در این دیدار به سوابق مبارزات ضد استبدادی صمیمی در زمان شاه اشاره میکند. مهندس صمیمی هم که از مؤسسین و اعضای شورای مرکزی کانون زندانیان سیاسی قبل انقلاب است، از بلاتکلیفی پرونه اش که یک بار باعث لغو مراسم عروسی دخترش شده شکایت داشته و با توجه به برگزاری مجدد این مراسم، خواستار تسریع در روند رسیدگی به وضعیتش شده است. ظاهراً برخوردهای دادستان در این دیدارها به طور کلی مثبت بوده است.
آخرین اخبار از وضعیت زندانیها
شهاب طباطبایی(رئیس ستاد ۸۸ و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت): ۵ سال حبس تعزیری (یعنی قطعی)
هدایت آقایی (عضو شورای مرکزی کارگزاران): ۵ سال حبس تعزیری (یعنی قطعی)
سعید حجاریان: اعلام شد برایش ۵ سال حبس تعلیقی بریدهاند (یعنی زندان نمیرود مگر اینکه جرمش را تکرار کند)، اما بعداً رئیس دادگستری استان تهران گفت شایعه بوده و هنوز حکمش را ندادهاند. البته از آنجا که دادگستری هم ده تا صاحب دارد، ممکن است واقعاً حکمش را داده باشند.
در زندان:
از چند روز پیش تقریباً همه سیاسیها را از انفرادی درآوردهاند و چند تا چند تا کردهاند توی یک سلول. مثلاً عبدالله رمضانزاده، محسن میردامادی و فیضالله عربسرخی با هماند. مصطفی تاجزاده و محسن امینزاده با هم. محسن صفایی فراهانی و محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر و سعید شریعتی هم دیگر در انفرادی نیستند. بهزاد نبوی کماکان در بیمارستان بستری است.
اما ظاهراً بقیه را هنوز در انفرادی نگه داشتهاند. احمد زیدآبادی، سعید لیلاز، عبدالله مومنی، داود سلیمانی.
وضعیت کیوان صمیمی، محمد قوچانی و بهمن احمدی امویی را هم نمیدانم. خبری بود از دیدار دادستان تهران با آنها در زندان و من اینطور به نظرم آمد که همسلولی هستند. اما در خبر تصریح نشده بود.
از وضعیت زندانیهای جوانتر هم خبری ندارم و اینجور که معلوم است هنوز در انفرادی هستند. علی پیرحسینلو، مهدی شیرزاد، مهدی محمودیان، حسین نعیمیپور.
ملاقات:
آن سیاسیهایی که از سلول انفرادی بیرون آورده شدهاند کمابیش با خانوادههایشان ملاقات دارند و ملاقاتها هم به نسبت قبل آزادتر است. یعنی میتوانند درباره اخبار بیرون زندان با آنها حرف بزنند. معنیش این است که از شکستن آنهایی که تا حالا نشکستهاند، ناامید شدهاند و میخواهند به هر کدام چند سالی حبس قطعی بدهند و فعلاً نگهشان دارند و تا زمان دادگاه تجدیدنظر ببینند اوضاع چطور است.
اما بقیه هنوز ملاقاتی هم ندارند. تا چند روز پیش زیدآبادی و مومنی حدود یک ماه بود که ملاقات نکرده بودند. الان را نمیدانم. جوانترها هم ت جایی که میدانم هنوز هیچ ملاقاتی نداشتهاند.
اگر کسی خبر دقیقتر از هر کدام اینها یا دیگرانی که من فراموش کردهام دارد، بیزحمت کامنت بگذارد یا ایمیل بزند که این خبر را یکی دو روز دیگر دوباره دقیقتر اینجا بگذارمش.
یادداشت نقی رحمانی برای مهدی محمودیان
اما هنر زیبای این فعال حقوق بشری که عضو حزب مشارکت می باشد به این خاطر ارزشمندتر است که وی انسانها را به سیاسی و غیرسیاسی تقسیم نکرد.بلکه از حقوق انسان ایرانی دفاع کرد.وی بدی حتی در حق مجرمان را نمی پسندید. چه برسد بدی در حق متهمان کهریزک داستان تلخی دارد. از زمانی که این بازداشتگاه فعال شد هر آنچه در آن رخ داد ناگوار و تلخ است. محمودیان سال پیش درباره کهریزک با اشک و آه با همگان سخن می گفت. چون او ناله فرزندان و مادران بازداشتی های کهریزک را شنیده بود و بعد با تحقیق شخصی آنرا محک زده بود. او آنچه را که درباره کهریزک گفت دقیق بود.
دلیری و صبوری محمودیان ما را به یاد اعتراض بازرگان در مورد نحوه برخورد با ژنرالها و هویدا نخست وزیر پهلوی می اندازد که تقاضا داشت با آنان رفتار شرعی قانونی انجام بگیرد. محمودیان را باید افشاگر کهریزک نامید. اما افشاگری که برای حفظ کرامت انسانی تلاش می کند به فکر انتقام نیست. محمودیان این تیزبینی را داشت که سال های قبل بگوید که این برخورد با متهمان ویژه زمینه برخورد با متهمان سیاسی را فراهم می کند.
محمودیان این جوان پرشور اما صبور، دقیق و اصلاح طلب مدتی در بند 209 زندان اوین است. بی گمان حق او زندان ماندن نیست. اگر چه تا زمانی که عاملان حوادث بازداشتگاه کهریزک محاکمه علنی نشوند امثال محمودیان باید زیرفشار باشند. چه در زندان و چه در بیرون زندان.
محمودیان را باید یک کارشناس تجربی کهریزک دانست که تلاش کرد حتی با مقامات مسوول در مورد پایان دادن به وضعیت بازداشت همکاری انسانی و حقوق بشری داشته باشد. با این وصف این وظیفه همه ما به خصوص اعضای جامعه مدنی و طرفداران حقوق بشر است که کار بزرگ محمودیان را ارج بنهیم.
جای مهدی محمودیان زندان نیست. باید او را تشویق کرد و ارج نهاد تا در راستای مرام سیاسی و فعالیتهای حقوق بشری همچنان فعال بماند و دیگران به راه او بروند.
۲۷ مهر ۸۸
