شنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹

خبر آزادی بهزاد نبوی تکذیب شد

خانواده و وکیل نبوی آزادی‌اش را تکذیب کردند.

مرتضی الویری هم آزاد شد

مرتضی الویری، نماینده کروبی در کمیته پیگیری وضعیت کشته شدگان و آسیب‌دیدگان و زندانیان بعد از انتخابات، چند دقیقه پیش از زندان آزاد شد.

حرف‌های خاتمی در دیدار با انجمن اسلامی دانشگاه تهران

منبع: باران - امروز اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به دیدن خاتمی رفته‌اند. بخش‌های مهم حرف‌های خاتمی این‌ها بوده:

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران تشکلی است که در کوران حوادث سال های اخیر، همواره توانسته با تکیه بر اصل دین‌داری و با حرکت در چارچوب نظام و قانون اساسی خود را حفظ کند.

وقتی برای انجمن اسلامی دانشجویان که برآمده از متن دانشگاه است، سوالات جدی پیرامون مسائل اخیر پیش می‌آید، پیداست که جامعه ما با بحران مواجه شده است. نکته مهم این است که باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است که می‌توان راه چاره‌ای اندیشید.
اگر در امروز و در شرایط فعلی دچار خطای در تحلیل شویم، در آینده دچار مشکلات جدی خواهیم شد.
اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم نتوانیم حرف بزنیم، دیگران که اعتقادی ندارند دست به عمل خواهند زد و نتیجه عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد. نباید بگذاریم کار به جایی برسد که تقاضاها از درون کشور به بیرون نظام برود.
هیچ کس حتی دستگاه‌های امنیتی حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد و حتی با بهانه‌های امنیتی نیز نمی‌توان به امور خصوصی شهروندان وارد شد و در آن تجسس کرد.

معیار های یک نظام مطلوب مردمی در الگوی جمهوری اسلامی جمع شده است و بزرگترین رسالت ما این است که نظامی را به وجود بیاوریم که بشر در آن آزادی و پیشرفت و عدالت ببیند و ما اعتقاد داریم که با همین قانون اساسی می‌توان در همین مسیر ادامه داد.

در ابتدای شکل‌گیری جمهوری اسلامی و پیش از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) با توجه به وجود گروه‌های غیردینی و بعضا مارکسیست که در میان مردم وجود داشتند همواره بر این نکته تاکید داشتند که در نظام جمهوری اسلامی حتی افرادی که ضد خدا و ضد دین هم باشند، تا زمانی که دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نکنند، ایمن هستند.

بعد از انقلاب نیز به علت شرایط جنگ و ترور، بعضا رویدادهایی را داریم که امام در واپسین سال‌های پر برکت عمرشان با اشاره به آنها فرمودند که آنها استثنائاتی بودند که به خاطر جنگ و شرایط ویژه پیش آمدند و بنا داریم که همه به قانون برگردیم .

امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش‌ها و سلایق مختلف اصرار داشتند. به طور مثال خود امام (ره) تاکید داشتند که مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مبارز فعالیت داشته باشد.

ما به هیچ عنوان طرفدار خشونت نیستیم، در مقابل عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند.

ما همچنان اصلاحات را بر مبنای دین می‌دانیم، مبدا هویتی خود را انقلاب اسلامی، و چارچوب حرکت خود را جمهوری اسلامی می‌دانیم، اما اعتقاد داریم که در عمل، انحراف‌هایی وجود دارد که با همان معیار های دینی و انقلابی باید اصلاح شوند.

متاسفانه گاهی برخی این انحرافات را عین نظام قلمداد می‌کنند. ما هم‌چنان در مقام نقد قدرت موجود باقی می‌مانیم، البته در چارچوب جنبشی که اسلام و نطام و انقلاب را قبول دارد.

همه بیانیه‌های موسوی تا ۹ آبان ۸۸ (شماره ۱۴)

بیانیه شماره ۱۴ موسوی به مناسبت ۱۳ آبان

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی
۹ آبان ۸۸

جمعه ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹

بیانیه ۴۶ فیلم‌ساز ایرانی در اعتراض به "حاکمیت پول و سرمایه"

دوستداران سينمای ايران!

سالن‌های سينما بعضی از فيلم‌های ما را نشان نمی‌دهند و بسياری از فيلم‌ها با محدوديت به نمايش در می‌آيند؛ و هيچ قانونی از ما پشتيبانی نمی‌کند. جريانی بين ما و شما فاصله انداخته است. اين جريان خواستار حاکميت پول و سرمايه است و هر کس برای اين حاکميت فيلم نسازد، در نمايش عمومی با شگردهای بازاری تنبيه می‌شود. در شرايط کنونی، ملاک برای نمايش عمومی يک فيلم، فيلمساز آبرودار و فيلم آبرومند نيست. می‌خواهند سينمای مستقل را حذف کنند و يا حداکثر لطف کنند و در گلخانه نگه دارند.
علاقه‌مندان به سينمای ايران!

ما اين فيلم‌ها را براي شما و به عشق شما می‌سازيم. رودررویی مستقيم با مردم حق هر سينماگري است و نيز حق مردم است که فيلم‌های متفاوت ببينند؛ اما انحصارطلبی راه را بسته است. اگر ساز و کار توليد و پخش و نمايش در اين سينما اصلاح نشود، و اگر در نمايش فيلم‌ها عدالت اقتصادی و فرهنگی اعمال نشود، بايد به زودی شاهد حذف سينمای مستقل ايران باشيم.
سعيد ابراهيمی‌فر – محمد احمدی – سعيد اسدی – سيروس الوند- محسن اميريوسفی – عليرضا امينی – محمد بزرگ‌نيا – رخشان بنی‌اعتماد - فريال بهزاد – حبيب‌الله بهمنی – بهرام بيضایی – کامبوزيا پرتوی – کيومرث پوراحمدناصر تقوایی – قاسم جعفری – محمدحسين حقيقی – منيژه حكمت ـ عزيزالله حميدنژاد – اکبر خواجویی – عليرضا داودنژاد – ابوالحسن داودی – احمدرضا درويش - اميرشهاب رضويان – عباس رافعی – علی ژکان – محمدعلی سجادی – سيامک شايقی – پرويز شهبازی – يدالله صمدی ـ کيانوش عياری – ناصر غلامرضایی – مهدی فخيم‌زاده – اصغر فرهادی ـ ابراهيم فروزش – مهرداد فريد – مجيد قاری‌زاده – رهبر قنبری – ايرج کريمی – عباس کيارستمی – عبدالرضا کاهانی – منوچهر مصيری – خسرو معصومی – نادر مقدس – محمد متوسلانی – اصغر هاشمی – محمدرضا هنرمند.

چشممان روشن: محمد قوچانی آزاد شد

محمد قوچانی را ساعت ۱۲ دیشب دم یک تاکسی تلفنی ول (آزاد) کرده‌اند. این هم یک مدل آزاد کردن است (که البته چندان هم جدید نیست). من دو ه سالی در روزنامه شرق بودم که محمد قوچانی سردبیرش بود و در زندان بودنش بار مضاعفی هم بر دل ما بود. خلاصه چشم همه‌مانبخصوص مریم خانم باقی روشن. ان‌شاءالله به زودی خبر آزادی بقیه و بخصوص بخصوص بخصوص احمد آقای زیدآبادی را هم بشنویم.

عکس را محسن آزرم گرفته و در وبلاگش گذاشته.‌

پنجشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹

انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها برای ۱۳ آبان درخواست مجوز کرد

جنبش راه سبز (جرس): انجمن اسلامى مدرسين دانشگاه‌ها براى برگزارى راهپيمايى روز ۱۳ آبان از استاندارى تهران درخواست مجوز کرده است.

على‌محمد حاضری، دبيرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با اعلام این خبر گفت که پيش‌بينى مى‌شود بعضى تشکل‌هاى اصلاح‌طلب نيز در‌خواست‌‌هايى در اين زمينه بدهند.

غیر از برگزاری راهپيمايى و مراسم ۱۳ آبان رسمی که در سال‌های اخیر از سوی شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى برگزار می‌شود، در سال‌هاى دهه ۷۰ انجمن‌هاى اسلامى دانشجويان دانشگاه‌هاى سراسر کشور (دفتر تحکيم وحدت) نیز مراسمى را جداگانه برگزار مى‌کرد.

توضیح من: من هم این مراسم موازی ۱۳ آبان را یادم هست. دو سه باری هم در دوران دانش‌آموزی‌ام شرکت کرده بودم. معمولاً (اگر مجوز می‌توانستند مجوز بگیرند) از جلوی دانشگاه تهران راه میفتادیم و می‌رفتیم تا دم سفارت سابق آمریکا. شعارها هم بیشتر علیه آمریکا و اسلام آمریکایی و سیاست‌های اقتصادی آن زمان هاشمی بود. اصلاح‌طلب‌های فعلی هم که آن موقع اسمشان خط امام بود می‌آمدند. مشخصاً بهزاد نبوی را یادم است که می‌آمد و بچه‌ها خیلی تحویلش می‌گرفتند. ولی این بار نزدیک به محال است که مجوز بدهند.

چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹

بیانیه شماره ۱۳ خانواده‌های زندانیان سیاسی درباره تجمع امروز

بسم الله رب المظلومین

یازینب یازینب

ما خانواده‌های زندانیان سیاسی طبق وعده خود در بیانیه دوازدهم، امروز رأس ساعت 11 صبح مقابل دادستانی تهران تجمع آرامی را آغاز كردیم در حالی كه عكس‌های عزیزانمان را همراه با شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، در دست داشتیم. هدفمان اعتراض به احكام سنگین صادره در دادگاه‌هایی بود كه با عدول از موازین قانونی تشكیل شد و خواستار تبدیل قرار بازداشت موقت عزیزانمان به قراری خفیف‌تر (وثیقه یا كفالت) بودیم.

نه صدا و سیمای جمهوری اسلامی صدایمان را به مردم رسانید و نه هیچ رسانه دولتی دیگری ناقل پیام حقمان بود؛ با اعتقاد به شعار هر شهروند یك رسانه برای گرفتن هرگونه بهانه كه موجب مخدوش شدن حقانیت ما شود، در برابر تمنای رسانه‌هایی كه تاكنون صدای ما را به هم وطنانمان رسانده‌اند، سكوت كردیم تا ببینیم آیا تفاوتی در وضعیت ما و عزیزانمان حاصل میشود یا خیر؟

چهارماه و نیم صبر و سكوتمان را كه در تمام این مدت تنها با شعار «الله اكبر» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» شكسته بودیم، این بار در جلوی «داد ستانی» فریاد كردیم تا آنان كه معنی واژه داد را می فهمند اگر قصد ستاندنش را ندارند، به جای به جای نجوای پشت پرده رسما و علنا اعلام كنند. این بار برخلاف همه مراجعات فردی و جمعی پیشین، ما را برای شنیدن حرف‌هایمان به دفتر دادستان فرا خواندند. حرف‌هایی كه بخش اندكی از آن در تنها ملاقات سه‌ساعته هفته گذشته تعداد محدودی از خانواده‌ها بیان شده بود و قول رسیدگی داده شده بود به شرط سكوت و حفظ آرامش ما خانواده‌ها.

ما بنای سكوت داشتیم و پناه بردن به درگاه خالق احد و واحدمان و التجاء و استعانت به حضرتش. اما زیاده خواهان زورمدار خلوتمان با محبوب را نیز نپسندیدند و با هجومی سبعانه و توهین آمیز به منزل شخصی برگزار كننده مراسم، زن و مرد را دستبند زدند و شبانه همراه بردند با ادعای داشتن حكم دادستان كه امروز دروغین بودن این ادعا روشن شد. ما را به دفتر دادستان خواستند و تصور ما این بود كه قرار است از همسران، مادران، پدران و فرزندان بازداشت شدگان بی گناه دلجویی شود اما دریغ از یك كلام محبت آمیز و استفاده از واژگان مهرآمیز.

امروز تجمع ما یك اعتراض دسته جمعی بود به همه تخلفات صورت گرفته از ابتدای بازداشت‌ها تا كنون كه عزیزانمان، جگرگوشگانمان، یاران وفادارمان، پدران و مادرانمان دربندند و بعضا در سلول انفرادی و تحت فشار بازجو یا به قول آقایان كارشناس؛ و كاش كارشناسی هم در سیستم قضایی ما وجود داشت كه درد خانواده ها را می فهمید و به مسئولین آموزش می داد كه باید رعایت حال خانواده زندانی بشود. آن هم خانواده زندانی سیاسی بی گناه كه به دلیل ماه ها دوری و تحمل ظلمی آشكار، آستانه تحملش پایین آمده و لبریز از درد و خشم است. كاش كسی بود به آقایان آموزش می داد كه اگر التیام بخش دل های دردمند نیستند، با رفتارشان و نیش كلامشان آتش درون آنان را شعله ور نكنند.

ما خانواده های زندانیان سیاسی تا رسیدن به مقصودمان كه همانا آزادی عزیزانمان است، دست از دعا و ندبه و استغاثه به درگاه حضرت حق برنمی داریم و ندای یازهرا و یازینبمان روز به روز رساتر می شود و در راه حق جویی مان سپاسگزار همراهی ها و هم دلی های مردم آگاه و مهربان سراسر كشور عزیزمان هستیم.

امروز وعده های دادستان محترم را مبنی بر نافذ بودن حكم و دستور ایشان، آزادی قریب الوقوع تعدادی از زندانیان، ترس نداشتن از حضور وكیل تعیینی در دادرسی ها و رسیدگی به شكایات وارده درباره تخلفات در این زمینه و فراهم كردن امكان ملاقات های حضوری منظم تا زمان آزادی كه حق قانونی و اولیه بازداشت شدگان و خانواده های آنان است، پذیرفتیم و امیدواریم به یمن ولادت رضای آل محمد (ص) با تحقق این وعده ها رضایت خانواده ها جلب، حقوق مسلم بازداشت شدگان استیفا و منافع ملی كشور و مصالح نظام تامین گردد و نیازی به تجمع دوم خانواده ها كه بیش از گذشته نیازمند اعتماد آرامش و امنیت هستند، نباشد.

ما خانواده های زندانیان سیاسی همچنین به حمایت از فرزندان مومن و روزه دارمان در سراسر كشور روز هشتم از ماه هشتم امسال را روزه سیاسی خواهیم گرفت و در هنگام افطار باز هم برای آزادی زندانیان بی گناهمان و رهایی كشور عزیزمان از فتنه كینه توزان دعا خواهیم كرد.

من الله التوفیق و علیه التكلان
جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی
۶ آبان ۱۳۸۸

دیدار کروبی و موسوی در دفتر موسوی - سه‌شنبه

کلمه: مهدی کروبی روز گذشته به دیدار میرحسین موسوی رفت تا با حضور در دفترکار او به رایزنی در خصوص فضای حاکم بر کشور، عملکرد دستگاههای اجرایی و برخی حوادث پس از انتخابات بپردازد. در این دیدار، مهدی کروبی و میرحسین موسوی به مشورت در باب اقدامات آتی خود و تحلیل فضای آینده کشور پرداختند. همچنین در این نشست مقرر شد که این دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری گذشته، به تقویت راههای ارتباطی خود به رغم برخی محدودیت ها بپردازند.

مهدی کروبی در ابتدای این دیدار به حوادثی که در نمایشگاه مطبوعات اتفاق افتاده اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهای ناشایستی که به هنگام بازدید او و علیرضا بهشتی از نمایشگاه از سوی اقلیتی سازمان یافته صورت گرفته، گفت: «تاسف می خورم که در نمایشگاه مطبوعات که باید محل تعاطی فکر و اندیشه باشد به برکت توقیف مطبوعات نه تنها فضایی بی روح حاکم شده است که علاوه بر ان عده ای چنین نادانانه برخورد می کنند و مشخص نیست که با این رفتارها می خواهند کشور را به کجا ببرند.»

میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به فیلم هایی که از نمایشگاه و صحنه های یادشده، دیده است اعلام کرد که «به رغم توقیف مطبوعات، جمعیت مشتاق کثیری را دیدم که در نمایشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمایت می کردند. و این گویا موجب ناراحتی اقلیتی است که درنتیجه دست به چنین اقداماتی می زنند».

در ادامه این نشست، مهدی کروبی ضمن اشاره به دوران نخست وزیری موسوی و حرکت او با مردم گفت: «شما به خوبی از کارهایی که من کرده ام مطلع هستید. من به واسطه مسئولیت هایی که در کمیته امداد و بنیاد شهید و مجلس داشته ام، همیشه با مردم در ارتباط بوده و هستم.می بینم که وضعیت مردم بسیار خراب است. فقر و فساد و فحشا و کلاه برداری بسیار زیاد شده است و اینها نتیجه عملکرد بد و نادرست دستگاههای اجرایی و عدم برنامه ریزی است.»

مهدی کروبی در ادامه ضمن مقایسه گذشته و حال گفت: «متاسفانه آلودگی های اقتصادی برخی از مسئولان یکی از دلایل اصلی در گسترش فساد در جامعه است. من به یاد دارم که زمانی انقدر سلامت اقتصادی حاکم بود که یک مسئول دولت هزینه مداوای یک عضو خانواده اش در بیمارستان را نداشت و به ما در بیمارستان بنیاد شهید مراجعه می کرد اما امروز متاسفانه شرایط دیگری حاکم است. دغدغه من این است که این نسل جدید که اوضاع فعلی را می بیند گمان نکند که از اول انقلاب شرایط بر همین منوال بوده است. این نسل باید بداند که چنین الودگی های گسترده اقتصادی امری جدید و بدیع است.»

مهدی کروبی با اشاره به این دغدغه خود گفت: «حساسیت من وقتی بیشتر می شود که می شنوم که می گویند این دولت، گفتمان امام و انقلاب را زنده کرده است. با این کار آبروی امام و انقلاب را هم می برند. مردم و خصوصا نسل جدید باید بفهمند که ما فرزندان امام مخالف این رویه ای هستیم که امروز بر کشور حاکم شده است.»

مهدی کروبی همچنین گفت که «امروز مبالغه هایی در مورد برخی افراد و مکان ها می شود که موجب شک و تردید مذهبی در برخی افراد و نسل جدید می تواند بشود. مثلا می شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شان مسجدالحرام و مسجدالاقصی به عنوان مکان های مقدس می آورند و این اقدامات تنها باعث می شود که اعتماد مردم به اعتقادات قبلی شان هم سست شود. واقعا نمی دانم که برخی اقایان چه انگیزه ای دارند برای اینکه همه چیز را به هم بریزند و مردم را به همه چیز از دین گرفته تا تاریخ گذشته شان بی اعتقاد کنند.»

در ادامه این دیدار میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به مشکلات جاری در اداره کشور گفت: «دردها مشترک است و من نیز بر این مشکلاتی که شما اشاره کردید و بسیاری مشکلات دیگر واقفم. به عنوان مثال گفتگویی که در زمینه هسته ای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است قول و قرارهایی که در ژنو داده شده اگر اجرا شود برباد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد و اینها نتیجه ماجرا جویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی ما است و جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود بصورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند. باید بسیاری از مسائل برای مردم بازگو شود تا انها بدانند که در کشور و مدیریت اجرایی چه می گذرد. من زمانی که در نخست وزیری بودم نیز تاکید بسیاری داشتم که نیروهای نظامی نباید وارد مسائل اقتصادی بشوند.»

میرحسین موسوی در ادامه این دیدار با اشاره به مدیریت سوء در کشور و برخی اتفاقات در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی گفت: «دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست.»

موسوی در ادامه با اشاره به محکمه هایی که برگزار می شود و بازداشت هایی که صورت می گیرد و اعترافاتی که پخش می شود نیز گفت: «برخی فکر می کنند که با چنین حربه هایی می توانند وضعیت را به وضع سابق برگردانند. اما سودای محال دارند و نمی فهمند که با هیچ حربه ای حتی با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند.»

موسوی اضافه کرد: «آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است که میتواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند.»

در پایان این دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی به رایزنی درخصوص تقویت ارتباط خود با یکدیگر و افزایش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسیاری از کانالهای اطلاع رسانی و ارتباطی پرداختند.

بخشی از صحبت‌های روز چهارشنبه رهبر

رهبر امروز با "نخبگان" دیدار داشته است. حرف‌های کاملش این‌جا هست. من بخش‌هایی را که به نوعی با ماجراهای اخیر مربوط بود، آورده‌ام. متن را عیناً از وب‌سایت رسمی رهبر برداشته‌ام و به نثرش دست نزده‌ام:

واقعیت این است که نظام اسلامی درگذر از حوادث پرفراز و نشیب سی سال اخیر از جمله حوادث سیاسی اخیر، و به علت مقاومت در مقابل هجوم بی سابقه، همه جانبه و مستمر قدرتهای امنیتی – سیاسی – رسانه ای و تبلیغاتی جهان، از نوعی مصونیت برخوردار و به مجموعه ای مستحکم و ضدضربه تبدیل شده است.

توطئه های دشمنان ملت ایران واقعیتی انکارناپذیر است. البته ممکن است کسی که در داخل، محور و هم جهت با این توطئه ها قرار گرفته، خودش متوجه این ماجرا نباشد اما این مسئله، واقعیات را عوض نمی کند.

بحث منطقی، جوگیر نشدن و بی توجهی به تشویق ها یا تعریضهای دشمنان، شنیدن سخنان مختلف، آزادانه فکر کردن و برگزیدن بهترین سخنان، مبنای پیشرفت حقیقی و عناصر آزادی واقعی است. اگر غیر از این شد باید منتظر حوادث و آشفتگی ها بود همانگونه که جنجال قبل از انتخابات به جنجال بعد از انتخابات منجر شد بخصوص وقتی که دست بیگانه هم در مسائل دخالت کرد.

البته اگر صدا و سیما می توانست واقعیات و پیشرفتهای کشور را بطور کامل، بدرستی و با هنرمندی منعکس کند، امید نسل جوان به آینده و خشنودی و سرافرازی مردم، به مراتب بیش از وضع فعلی بود اما بهرحال در انتقاد از هر مسئله و دستگاهی باید انصاف را هم در نظر گرفت.

اصلی – فرعی نکردن مسائل از جمله عوامل غیرمنصفانه عمل کردن برخی مطبوعات است. البته مسائل فرعی نیز کم اهمیت نیست اما در حوادث پس از انتخابات، اصل انتخابات و حضور پرعظمت و نصاب شکن مردم، مسئله اصلی و بقیه مسائل فرع بود اما عده ای با بی انصافی بگونه ای دیگر عمل کردند.

همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند آیا این جرم کمی است.

دشمن هم از این بی انصافی حداکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده اند با توجه به صحنه گردانی و میدانداری برخی از عناصر خود نظام، فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد.

در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آن ها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد. در حالیکه کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج بازِ ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند.

ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود برخی مسائل را علناً نیز ابراز می کند.

خبر خوب: زیدآبادی بعد از ۴۵ روز به خانه زنگ زد

ادوارنیوز: احمد زیدآبادی دبیرکل سازمان دانش آموختگان پس از ۴۵ روز بی‌خبری مطلق صبح امروز موفق به برقراری تماس کوتاه تلفنی با همسرش شد.

به گفته خانم مهدیه محمدی، در این مکالمه تلفنی که کمتر از دو دقیقه به طول انجامیده، احمد زیدآبادی وضعیت جسمانی خود را خوب توصیف کرده اما تاکید کرده است که همچنان پس از قریب به ۴ ماه و نیم در انفرادی به سر می‌برد. وی همچنین اظهار کرده است که به او وعده داده شده هفته آینده با خانواده‌اش ملاقات کند.

خانم محمدی در رابطه با آخرین وضعیت همسرش به تناقضات موجود در اظهارات دادستان و بازجوی پرونده اشاره کرد و گفت:‌ "درحالی که آقای دادستان بارها در مصاحبه‌های خود گفته‌اند که همه زندانیان را از انفرادی خارج کرده‌اند همسر من اکنون حدود نزدیک به چهار ماه و نیم است که در انفرادی به سر می‌برد".

وی افزود:‌ "از سوی دیگر امروز بار دیگر از دفتر دادستانی به من گفتند که می‌توانم همین امروز با همسرم ملاقات کنم که این مساله بار دیگر با مخالفت بازجو روبرو شد".

مهدیه محمدی ادامه داد: "همچنین در تناقض دیگری یک روز پس از اظهارات دادستان مبنی بر اینکه پرونده آقای زیدآبادی در مرحله تحقیقات مقدماتی است، امروز آقای حیدری فرد دادیار دادستانی تهران به وکیل پرونده آقای زیدآبادی اعلام کرده که پرونده ایشان به دادگاه ارسال شده و منتظر ارجاع به یکی از شعب دادگاه می‌باشد".

یک انتقاد از سبزها: چرا در وین و ژنو نبودیم؟

این یادداشت در موج سبز آزادی چاپ شده. به‌نظرم معقول آمد:

ابوالحسن سایه

روز ۲۳ خرداد ۸۸، همان روزی که هزاران نفر از مردم تهران و بعضی از شهرستان‌ها بهت‌زده به خیابان‌ها ریختند، تعداد زیادی از ایرانی‌های مقیم خارج از ایران هم همان‌قدر شوکه و عصبانی خود را به اولین جایی که به ذهنشان می‌رسید رساندند و دور هم جمع شدند که این مکان در پایتخت‌ها، جلوی سفارت ایران بود.

با ادامه تجمع‌ها در تهران، جمع در مقابل سفارت‌ها هم ادامه داشت و در بعضی شهرها تا ۲ ماه بعد از انتخابات، هر روز تجمعی بر پا بود و بعد از آن هم هفته‌ای یک یا دو روز ایرانی‌های معترض در جایی جمع می‌شدند. خیلی از ایرانیان خارج از کشور در این مدت این حس را داشتند که حضورشان آن‌قدر که باید مفید نیست و ضمناً بعد از چند روز دیگر رسانه‌ها هم توجه چندانی به آنها نمی‌کردند. اما باز می‌آمدند. دست مریزاد و خسته نباشید.

اما یک انتقاد: من انتظار داشتم وقتی هیات ایرانی روز اول اکتبر در ژنو و سه هفته بعدش در وین با طرف غربی بر سر برنامه هسته‌ای ایران مذاکره می‌کند، دست‌کم چند صد نفر از سبزهای معترض آنجا جمع شوند و به دنیا نشان دهند که اعتراضات در ایران هنوز تمام نشده و این دولت هنوز مشروع نیست.

این تجمع مشکل توجه رسانه‌ای را نداشت چون همه رسانه‌های مهم دنیا به ژنو آمده بودند تا ببینند مذاکرات به کجا می‌رسد و قطعاً تجمع اعتراضی که در حاشیه اعتراض برگزار می‌شد بخشی از خبرها را به خود اختصاص می‌داد. ضمن این‌که مشکل مفید نبودن را هم نداشت. چون هم به خارجی‌ها نشان می‌داد که این دولت هنوز مشروع نیست و هم به ایرانی‌های داخل ایران روحیه می‌داد که خبر اعتراضشان دوباره در رسانه‌های جهان مطرح شده.

آلمان یکی از کشورهایی بود که سبزها در این چند ماه تجمع‌های زیادی در شهرهای مختلف آن برگزار کردند و هم ژنو و هم وین به مرز آلمان نزدیک هستند. بی‌تعارف، من از ایرانی‌های مقیم آلمان انتظار داشتم که آنجا می‌بودند.

همان‌طور که بچه‌های داخل ایران تقویمی از روزهایی که می‌شود در آنها تجمع کرد دارند، ایرانی‌های خارج از کشور هم باید تقویم مخصوص خودشان را داشته باشند. مثلاً وزیر خارجه ایران گفته محمود احمدی‌نژاد برای اجلاس آب و هوا به کپنهاگ دانمارک می‌رود (اجلاس از ۷ تا ۱۸ دسامبر است) و دانمارک با این‌که جمعیت ایرانی زیادی ندارد، اما هم به سوئد نزدیک است و هم به آلمان.

بیانیه عده‌ای از دانشجویان دانشگاه شیراز: ۱۳ آبان کلاس‌ها را تحریم می‌کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از اینکه انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری بدل به کودتای سنگدلانه‌ای شد تا رسوائیان، مسند قدرت رها نکنند و تخت زعامت بر سینۀ غرقه به خون ندای مردم ایران زمین بنا کنند بر دانشجو و جنبش دانشجویی ایران خزان نحسی گذشت، خزانی گُل سوز و سبزینه ستیز، قلم شکن و اندیشه کُش.

کودتاچیان دانشگاه را پادگان می‌خواهند و همین است که بر هر اندک شرری در هر دانشگاهی خاکستر وهن می‌پاشند و آتش به خرمن دانش و دانشجو می‌افکنند. حکایت آنچه در این چند ماه بر دانشجو گذشت نه حکایتی است سهل که در این مقال اندک گفتنی باشد، که قصۀ این غصه چنان صعب است که سنگ از شنیدن حدیث آن آب خواهد شد. اما عهد بر آن شد که دانشجویان دست در دست مردم شریف ایران ایام شادکامی و مراسم رسمی خود را که دیری است به تصرف غوغائیان و کودتاچیان در آمده است دوباره به دست خود بگیرند و در آن ایام صدای اعتراض خود را به گوش آدمیان و عالمیان برسانند. گیرم که خون آشام کودتا این حوادث را هم بی آنکه بوی خون از آن بلند کنند رها نکرده و نمی‌کنند.
از جملۀ این ایام است سالروز 13 آبان.تاریخ سه واقعۀ مهم در 13 آبان را به یاد دارد. اول تبعید امام خمینی بنیان گذار انقلاب در 13 آبان سال 1343. امامی که امروز بیشتر یاران او خانه نشین شده اند و آماج رگبار تهمت‌ها و سنگباران بی عدالتی‌ها. امامی که بی‌قدرترین سخنان ها امروز سخن او و اعلامیۀ 8 ماده ای اوست. دوم، کشتار دانش آموزان در 13 آبان 1357 توسط رژیم آدم خوار سلطنتی و شاه ملعون و سوم تسخیر سفارت آمریکا در 13 آبان 1358. واقعه‌ای که برخی از عاملین آن قلم شکسته و پای بسته به کنج زندان‌ها انداخته شده اند.
ما، دانشجویان سبز دانشگاه شیراز در اعتراض به دولت کودتا و حوادث خون بار پس از انتخابات، روز 13 آبان از حضور در کلاس‌های درس خودداری خواهیم کرد و همراه با اکثریت مردم شریف ایران در راه پیمایی روز 13 آبان صدای اعتراض برخواهیم افراشت و همچنین از خواهران و برادران ایمانی خود در سراسر دانشگاه ها و مدارس کشور دعوت به عمل می آوریم همصدا با مردم شریف ایران با عدم حضور خود در مدارس و دانشگاه ها، علم اعتراض برافرازند.

دیدار روزنامه‌نگاران با کروبی در خانه‌اش

تعدادی از روزنامه‌نگاران دیروز به خانه کروبی رفتند تا به دلیل اتفاقاتی که در نمایشگاه مطبوعات افتاده بود، از او دلجویی کنند. حرف‌های روزنامه‌نگارانی را که صحبت کرده‌اند (بدرالسادات مفیدی، عباس عبدی، مصطفی ایزدی، مهران کرمی، حسن اسدی زیدآبادی، رضا خجسته رحیمی، علی اکرمی، عبدالرضا تاجیک) می‌توانید این‌جا بخوانید. این هم حرف‌های کروبی:

من هر سال به نمایشگاه مطبوعات رفته ام اما امسال به علت توقیف رو به تزاید نشریات و نیز بازداشت روزنامه نگاران برای رفتن به نمایشگاه انگیزه مضاعفی داشتم. من از اتفاق رخ داده در نمایشگاه رنجیده نشدم و تنها متاسف شدم از بروز برخی رفتارهای نسنجیده و نامعقول و اتفاقا خیلی خوب شد که به نمایشگاه رفتم تا ماهیت واقعی برخی افراد روشن شود.

من کاملا بی خبر به نمایشگاه رفتم و اینکه برخی می گویند به رغم اخطارها کروبی قصد ماجراجویی داشته، کذب محض است. با اینهمه تعجب می کنم و از دوستان می پرسم که آیا برای بازدید از نمایشگاه مطبوعات باید اجازه بگیرم؟تعجب می کنم که چرا بزرگان و عاقل ترها مانع چنین رفتارهای ناسنجیده ای نمی شوند

ما نباید از میدان به در برویم چراکه وضع در اردوگاه مخالفان ما نگران کننده است و واکنش خود را با بروز چنین رفتارهایی نشان می دهند.

هر روزنامه ای که توقیف می شود داغ دلم تازه می شود با اینهمه درپی آن هستم که یک روزنامه و یا نشریه ای تازه منتشر کنیم و نمی خواهم به هیچ عنوان از میدان به در روم. خیلی متاسف می شوم وقتی می بینیم عده ای روزنامه نگار با انگیزه بیکار می شوند و نیروهایشان در می رود. در روایات هم آمده است که فرد غریب، فردی عالم و صاحب اندیشه است که علم و دانش او در غربت باشد و اکنون هم روزنامه نگاران حرفه ای و واقعی ما غریب افتاده اند.

مشکل اصلی درمقابل راه انداز شبکه ماهواره صبا مشکلات مالی اشت.

خاطرجمع باشید که اوضاع اینگونه باقی نمی ماند و دولت ناگزیر است که اوضاع را تغییر دهد و فضا را باز کند. در عین حال مطمئن باشید که بنده به عنوان یک روحانی آنچه را که وظیفه خود می دانم انجام می دهم و از هزینه دادن باکی ندارم و برای هر هزینه ای آماده هستم.

بيانيه‌ شعبه‌ كرمانشاه سازمان ادوار تحكيم وحدت در اعتراض به صدور احكام سنگين برای فعالان دانشجويی دانشگاه رازی

هم‌زمان با بازگشايی دانشگاه رازی كرمانشاه در پی اعتراضات دانشجويی پس از اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری كه منجر به تعطيلی كلاس‌ها و تعويق امتحانات پايان ترم شد، با احضار گسترده فعالان دانشجويی اين دانشگاه به كميته‌ی انضباطی و متعاقباً صدور احكام سنگين برای آنان مواجه بوديم.

كميته‌ی انضباطی دانشگاه رازی كرمانشاه در اقدامی بی‌سابقه طی چند مرحله، با احضار ده‌ها تن از دانشجويان ضمن مطرح نمودن اتهاماتی نظير "اخلال در نظم و تخريب اموال عمومی دانشگاه" به واسطه‌ی برگزاری تحصن در اعتراض به دفن شهدا در محوطه‌ی آموزشی دانشگاه، شرکت در جلسات انتخاباتی آقایان موسوی و کروبی و سر دادن شعارهای تحریک آمیز، برگزاری تجمع در اعتراض به نتيجه‌ی انتخابات در محوطه‌ی خوابگاه‌ها، اقدام به صدور احكام تعليق در تحصيل، محروميت از خدمات رفاهی، جريمه نقدی و توقيف مدرك پايان تحصيلات برای تعداد زيادی از اين فعالان دانشجويی كرده است.

با وجود رد اتهام عنوان شده از سوی فعالان دانشجويی احضار شده به كميته‌ی انضباطی و انجام دفاعيات و تأكيد بر قانونی بود فعاليت‌های انتخاباتی و مسالمت آميز بودن تجمعات اعتراضی دانشجويان، متأسفانه بسياری از اين احكام در مرحله‌ی تجديد نظر نيز مورد تائيد قرار گرفته و از آغاز ترم جديد تحصيلی در مورد بيش از 80 دانشجو به اجرا گذاشته شده است.

دانشجويان محكوم شده تا كنون به اشكال مختلف از قبيل نامه‌ نگاری به رئيس دانشگاه رازی، نمايندگان كرمانشاه در مجلس و امام جمعه كرمانشاه خواهان رسيدگی به وضعيت خود و لغو احكام صادر عليه خود شده‌اند و اعلام كرده‌اند هيچ عمل غيرقانونی مرتكب نشده‌اند كه بخواهند بابتش چنين تاوان سنگينی را بپردازند. همچنين بسياری از استادن دانشگاه رازی و انجمن اسلامی استادان اين دانشگاه نيز طی نامه‌هايی جداگانه خواستار تجديدنظر در اين احكام سنگين شده‌اند.

شعبه كرمانشاه سازمان دانش‌آموختگان ايران به عنوان حزبی كه اكثريت اعضاء آن را فعالان سابق دانشجويی در دانشگاه رازی تشكيل می‌دهند و طی مدت فعاليت خود در كرمانشاه همواره بر ايجاد و حفظ ارتباط با دانشگاه و فعالان دانشجويی تأكيد داشته است ضمن آن‌كه صدور چنين احكام سنگينی برای اين تعداد كثير از دانشجويان را در كل تاريخ اين دانشگاه بی‌سابقه و در رابطه با فعالان دانشجويی دانشگاه‌های ديگر كم‌نظير می‌داند و نسبت به اين اقدام كميته‌ی انضباطی دانشگاه رازی شديداً معترض است.

دانشجويان محكوم شده چه در زمان انتخابات و چه پس از آن از حق خود به عنوان يك شهروند و يك دانشجو در انجام فعاليت‌های انتخاباتی ‌به نفع يك كانديدا و پس از آن در اعتراض به تقلب صورت گرفته در انتخابات به صورت قانونی و در شكلی مسالمت آميز استفاده نموده و اين نمی‌تواند مستمسكی برای انتساب اتهام "اخلال در نظم" و محكوم نمودن آن‌ها به محروميت از تحصيل باشد.

سازمان ادوار تحكيم وحدت شعبه كرمانشاه از آن‌جا كه در زمان تبليغات انتخابات با اين فعالان دانشجويی هم‌گام بوده، اينك نيز با پشتيبانی از اين دانشجويان مورد ظلم واقع شده خود را با آنان همراه می‌داند. اين سازمان اقدام كميته‌ی انضباطی دانشگاه رازی را ناشی از برخورد سليقه‌ای مسئولان آن و به قصد انتقام‌جويی از دانشجويان منتقد و معترض می‌داند. از اين رو خواهان مداخله‌ی مستقيم رياست دانشگاه رازی برای پايان بخشيدن به اين وضعيت و تلاش در جهت لغو احكام صادر شده برای دانشجويان و جبران خسارت تحصيلی از آنان می‌باشد.

سه‌شنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۰۹

تجمع خانواده‌ها: فردا ۱۱ صبح، میدان ارگ

خانواده‌های زندانیان سیاسی، فردا چهارشنبه ساعت ۱۱ صبح جلوی دادستانی عمومی و انقلاب تهران (میدان ارگ، دم ایستگاه مترو پانزده خرداد) تجمع خواهند کرد.

آنها در بیانیه‌شان گفته‌اند اگر این تجمع به نتیجه نرسد، بعد از آن در محلی که امن باشد تحصن می‌کنند و بعد هم اعتصاب غذای دسته‌جمعی.

دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۰۹

شش ساعت معطلی در اوین و باز هم ملاقات نکردن با زیدآبادی

گفتگوی مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی، با رادیو بی‌بی‌سی درباره آخرین وضعیت آقای زیدآبادی. پیشنهاد می‌کنم گوش کنید. امروز با اجازه‌نامه دادستان رفته اوین و بعد از ۶ ساعت علافی، گفته‌اند بازجویش اجازه ملاقات نمی‌دهد. سه تا بچه سرماخورده‌اش هم همراهش بوده‌اند. می‌گفت زنگ زده به دادستان و گفته من به شما می‌گویم قدرت بازجو از شما بیشتر است، نگویید نه.

بیانیه مهم خانواده‌های زندانیان سیاسی: ۶ آبان تجمع می‌کنیم

بسم رب المظلومین

بیش از چهارماه از اسارت فرزندان مظلوم این دیار می گذرد. عزیزان ما در بازداشتگاه های وزارت اطلاعات دولت بعد از نهم و یا دربند سپاه هستند که به دستور شورایعالی امنیت ملی که رئیس آن احمدی نژاد است که خود طرف مناقشه اصلاح طلبان می باشد. در این چهارماه کوشش کرده اند با پرونده سازی و اتهام زدن و اخذ اعترافات به روش استالینی به عمل خود وجهه قضایی بدهند. اغلب کسانی که در اسارتند یا خانواده شهید یا جانباز جنگ و یا هم جانباز و هم خانواده شهید و یا از فرزندان اندیشمند، خدوم و پر تلاش انقلاب اسلامی اند. اغلب آنان کسانی هستند که سالیان سال را در مبارزه برای استقرار نظام جمهوری اسلامی با آرمان آزادی و استقلال و پیوند اسلامیت و جمهوریت مبارزه کرده اند. آنان از عاشقان خاندان اهل بیت (ع) بوده اند. همیشه نگران سلطه اقتدارگرایان بوده و از افتادن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیم داشته اند. و همین احساس خطر، آگاه و بیدار در صحنه نگاهشان داشته است.

امروز آنان در زندانند و خانواده هایشان به شدت تحت انواع فشارها قرار دارند و نمونه اخیر آن تهاجم و دستگیری دسته جمعی شرکت کنندگان در مراسم دعای کمیل در منزل یکی از اعضای جوان جبهه مشارکت ایران اسلامی بود که اکثر آنان را بستگان و دوستان او و خانواده های زندانیان سیاسی تشکیل می دادند.

متأسفیم که می بینیم اگر زینب کبری(س) پس از حادثه خونبار کربلا به اسارت رفت و در کاخ یزید در برابر او و سپاهش به یزید تاخت و خطبه تاریخی اش را خواند اما یزیدیان حق فریاد و اعتراض را از او نگرفتند اما امروز در ایران همسران و فرزندان اسرای اصلاحات که برای تسلای خویش گرد هم می آیند تا با دعای کمیل که یادگار امام علی (َع) است به درگاه خداوند و اهل بیت او متوسل شوند مورد هجوم ماموران امنیتی قرار می گیرند و به اسارت می روند. این رفتار سیاه در ادامه فشارها و شکنجه روحی و روانی بر اسرای اصلاحات و فشارهای وارده برخانواده های مظلوم آنان و قانون شکنی هایی است که نشان می دهد گروه حاکم حتی به قوانین خود هم اعتنایی ندارد و بر ما آشکار شده است که دیگر به این گروه امیدی نمی توان بست.

متاسفیم که باید بگوییم در این چهارماه که هر روزش چون سالی برما و عزیزان دربندمان گذشته است همه راههای قضایی و حقوقی را رفته ایم و امروز دریافته ایم که کانون اصلی تصمیم گیری در بیرون از قوه قضائیه است. علاوه بر دهها مراجعه بی ثمر به دستگاه قضایی و امروز و فردا کردن ها وبه این مرجع و آن مرجع پاس داده شدن ها و اقدامات دیگر از جمله دیدار با دیگر مسوولان و علما و مراجع و انتشار نامه های سر گشاده و صدور بیانیه را به انجام رساندیم و نتیجه ای نگرفتیم این در حالی است که خانواده ها از اطلاع رسانی و گفت و گو منع می شوند اما با توجه به محدودیت رسانه ای ؛ ما همچنان عکس العمل در مقابل ظلم و اطلاع رسانی در مورد عزیزانمان را وظیفه خود می دانیم. امروز که ما از دادخواهی که طبق قانون اساسی و شرع حق شهروندان است مایوس شده ایم، حجت بر ما ومسئولین تمام است و لذا خود را با تمام توان و قوا برای هر رنج و سختی در اقدامات بعدی، مهیا کرده ایم .

در این مرحله ضمن اعتراض به احکام سنگینی سیاسی و ناعادلانه برای تعدادی از مدیران و خدمتگزاران و جوانان متدین و تلاشگر اصلاح طلب و نیز ادامه دستگیری ها و بحرانی تر کردن شرایط ، کمترین مطالبه مان که از حقوق اولیه ما به شمار می رود، خروج بازداشت شدگان از بلاتکلیفی و آزادی آنها و تبدیل قرار بازداشت ها و نیز پایان بخشیدن به روند کند رسیدگی به پرونده آزادگان دربند، اعلام می کنیم با توجه به اینکه طبق قانون احیای دادسراها در صورتیکه بازداشت متهم چهارماه به طول انجامید و برای متهم تعیین تکلیف نشد دادسرا موظف است متهم را آزاد کند ؛ در حال حاضر بیش از چهارماه از بازداشت اغلب عزیزان ما می گذرد اما اراده های فراقانونی مانع از آزادی آنان می شوند. لذا ما ضمن تمنای امنیت و آرامش برای کشور چون گذشته بیش از این اجازه سوء استفاده از آرامش و متانت خود را به زیاده خواهان اقتدارگرا نمی دهیم تا آنان بتوانند همچنان بر فشار های غیرقانونی و غیر حقوقی خود ادامه دهند و به حکم آیه شریفه «لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ .نساء/۱۴۸» و به حکم دین مقدس اسلام انظلام را حرام و تظلم را تکلیف شرعی خود می دانیم واقدامات بعدی خود را آغاز خواهیم کرد.

تجمع مسالمت آمیز ما در تاریخ ششم آبان ماه برای دریافت پاسخ، اولین اقدام ما خواهد بود که باهدف اتمام حجت برای آزادی عزیزانمان انجام خواهد شد. و اگر مسوولین همچنان تظاهر به ندیدن ما و نشنیدن پیاممان که تاکنون هم گوش فلک را کر کرده است، بنمایند و به رویه های پیشین ادامه دهند، در گام بعدی دست به تحصن خواهیم زد که در زمان خود مکان آن را اعلام خواهیم کرد و اگر باز هم نتیجه ای نگرفتیم دست به اعتصاب غذای دسته جمعی می زنیم تا آنانکه قدرت؛ چشم و گوش شان را بسته است شاید به خود آیند و همزمان در صورت بی پاسخ ماندن اعتراضات شکایت به نهادهای حقوق بشری و کیفری بین المللی قرار خواهیم برد. گام های بعدی ما در موقع خود اعلام خواهیم شد و بدین وسیله اعلام می کنیم که تا تمکین زورگویان بی مروت و انصاف به رهایی آزادگان دربندمان از پای نخواهیم نشست. تا سرنوشت خود را به دست خود تغییر دهیم و تأییدش را از حضرت حق تمنا کنیم که «ان الله لایغیر مابقوم حتی یغییروا بانفسهم»

پیام ویدیویی کروبی درباره اتفاقات نمایشگاه

کروبی در پیامی ویدیویی ماجرای نمایشگاه مطبوعات را توضیح داده و حرف‌های دیگری هم زده است. اگر به هر دلیل نتوانستید لینک را باز کنید، فایل صوتی‌اش را این‌جا گذاشته‌ام. فایل ویدیویی‌اش هم برای دانلود این‌جا هست.

به نظر من حرف مهمش این بود که گفت آن‌ها این کارها را می‌کنند که من بنشینم خانه، اما عمراً. از این به بعد هر جا بخواهم بروم از قبل اعلام می‌کنم که دوستانم خبر داشته باشند.

این پیام ویدیوو هم چیز خوبی است ها. واقعاً نمی‌فهمم این چند ماه چرا ازش استفاده نمی‌کردند.

بیانیه سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم) درباره زیدآبادی

بیش از چهارماه از گروگانگیری احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم وحدت) می گذرد و عوامل دولت کودتایی که در کلیه قوای حاکمیت و از صدر تا ذیل آن ریشه دوانده‌اند حتی آداب آدم‌ربایی را نیز رعایت نکرده و فریبکارانه امکان هر گونه تماسی را میان وابستگان و زندانیان برای ده‌ها روز سلب می‌کنند.

اینک بیش از چهل روز است که هیچ اطلاعی از وضعیت احمد زیدآبادی در دست نیست. در این مدت همسر و فرزندان او بارها به امید ملاقات یا صرفا آگاهی از سلامتی او به زندان و دادگاه مراجعه کرده‌اند اما هر بار با پاسخی متفاوت از این حق قانونی آنها ممانعت به عمل آمده است و در این شرایط بیم و خوف نسبت به وضعیت جسمانی زیدآبادی بیش از هر چیز دیگر نگران کننده است. اما واقعیت این پنهانکاری آن است که احمد زیدآبادی چهل روز است که بار دیگر در مقابل بازجویان و کارشناسان کارگاه تواب‌سازی بند 2الف قامت برافراشته و یکبار دیگر با تحمل مصائب و شکنجه‌هایی که ابعاد آن جز نزد او و خدای‌اش برای احدی آشکار نیست، حسرت عذرخواهی و نگارش توبه‌نامه را بر دل عمال دیکتاتوری حاکم گذاشته است،‌ گرچه حاکمانی که حتی از تشخیص منافع خود نیز عاجزند نه تنها از نمایش اعترافات سایر گروگان‌ها سودی نبردند که تنها بر عمق نفرت عمومی نسبت به خویش افزودند و در این میان سرنوشتی شوم‌تر را برای خود رقم زدند.

گناه نابخشودنی احمد زیدآبادی که این چنین مظلومانه بر سر آرمان آزادی و کرامت انسانی‌اش جانبازی می‌کند چیزی نیست جز پرسشگری؛ جرم او این است که متراکم‌ترین واحد اختیارات و قدرت را به اندکی مسئولیت‌ و سر سوزنی پاسخ فراخوانده و دریغا در کشوری که قرن‌ها پیش حقوق انسان بر سنگ نوشته و اسطوره مردمان آن جانش را فدای مدارای با مخالفان کرده و از زبان بی‌لکنت مومنان در برابر حکمرانان سخن گفته است، این چنین با داغ و درفش به پرسشگر پاسخ می‌دهند.

با این همه سرمستان از باده قدرت باید بدانند که احمد زیدآبادی تنها نیست، امروز یک ملت با حضور خود مشروعیت و تمامیت حاکمیت آنان را با شعارهای پرسشگرانه خود طی تجمعات میلیونی در خیابانها به زیر علامت سوال بزرگی کشانده‌اند. موج میلیونی این ملت دیگر جسم نحیف زیدآبادی نیست که ماه‌ها در سلول انفرادی‌اش بیاندازند و پوزش‌نامه در مقابل او بگذارند، بلکه این فوج انسان‌های آزاده که به راه افتاده است تا برانداختن بساط ظلم و استبداد از حرکت باز نمی‌ایستد.

از سوی دیگر، به تدریج احکام حبس برای فعالان سیاسی دربند صادر شده و بر همین روال باید منتظر صدور احکامی از همین دست برای اعضای زندانی این سازمان یعنی احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی نیز باشیم؛ طی روزهای گذشته خبرهایی مبنی بر صدور حکم حبس برای آقایان، دکتر سعید حجاریان، شهاب‌الدین طباطبایی، مسعود باستانی، کیان تاجبخش، هدایت آقایی و ... منتشر شده است. اما این احکام با خود چه پیامی دارند؟ آیا جز این است که ناظران صحنه سیاست در ایران با اطلاع از این احکام به این باور می‌رسند که آمران و نویسندگان این به اصطلاح آراء قضایی افزون بر بیماری نابینایی در برابر جنایت، دچار توهم قدرت نیز شده‌اند؟ و آیا به واقع آنان می‌پندارند عدد سالهای حبسی را که با گشاده دستی در برابر نام این گروگان‌ها قرار می‌دهند زمانی کوتاه‌تر از حکمرانی غاصبانه آنان است؟ آیا چنین برآورد نادرستی در مورد قدرت اراده ملت آزاده ایران دارند که بنشیند و فرزندان‌ مظلوم‌اش سال‌هایی را در زندان مشتی کودتاچی به سر کنند؟

دولت شاید گمان می‌کند که با این اقدامات ملتی را ترسانده و به عقب خواهند راند، اما به واقع این خود اوست که بیم فروپاشی سراپای دستگاه‌اش را به لرزه انداخته و بی محابا به هر اقدام کرده و ناکرده‌ای دست می‌زند؛ اگر نشانه ترس نیست پس گواه چیست وقتی حکومتی که با ادعای نمایندگی پروردگار در زمین حکمرانی می‌کند در تاریکی به خانه اسیر دربندش هجوم می‌برد و به دست‌هایی که به سوی آسمان بلند شده درحالی که "یا غیاث المستغیثین" می‌گویند، دستبند زده و در عتاب و خطاب صغیر از کبیر بازنمی‌شناسد. این گونه کردار جز اصرار و لجاجت بر گام نهادن در کوره‌ راهی که آغاز آن با خیانت در آراء و ادامه آن با قتل، تجاوز، شکنجه و ... توام شده است، نشانگر چیست؟

چرا حاکمیت مسیر روشن بازیابی اعتماد عمومی را از طریق احقاق حقوق ملت و محاکمه عوامل جنایات اخیر نمی‌پیماید و دائما در تلاشی نافرجام در پی سرپوش گذاردن بر رفتار ننگین ماموران خود است؟ آیا حمله، تهدید و ایراد جراحت به مهدی کروبی این قهرمان بی بدیل ایران زمین، پرسش‌های بی‌پاسخی را که او مطرح کرد از یادها می‌برد؟ آیا حاکمیت با انکار کروبی می‌تواند جنایات بی‌سابقه‌ای را که علیه شهروندان خود مرتکب شده است، لاپوشانی کند؟ عده‌ای که سوابق مزدوری و مشارکت‌ آنان در جنایات پس از انتخابات نزد افکار عمومی روشن است، با مشاهده چراغ سبز از سوی کدام مقام حکومتی چماق‌ها را بالای سر می‌گردانند و با رکیک‌ترین توهین‌ها به سوی مردی که عمری را در راه مبارزه با استبداد و دفاع از مظلومان گذارده است حمله‌ور می‌شوند؟ بیدادگرانی که یادآوری وظایف مجلس خبرگان رهبری بر آنها گران آمده و تصور می‌کردند با پلمپ دفتر و محل فعالیت کروبی، پناهگاهی را به روی قربانیان خویش می‌بندند هنوز به این واقعیت پی نبرده‌اند که این سوابق روشن و شخصیت مهدی کروبی است که ملجاء مظلومان شده است نه اسباب و قدرت‌ حکومتی او؟

اینها پرسش‌هایی است که عالی‌ترین مقامات نظام باید به آن پاسخ گویند.

سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) بار دیگر با صراحت اعلام می‌کند که همچنان در کنار اعضای دربند خود احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی و سایر اسرای کودتای 22 خرداد ایستاده و لحظه‌ای آنها و خانواده‌های گرانقدرشان را تنها نخواهد گذاشت و یقینا سکوت و بی‌عملی پاسخ خیال باطل صادرکنندگان احکام حبس‌های چندساله نبوده و آزادسازی این فرزندان ملت همچنان در اولویت برنامه‌های سازمان خواهد بود.

یکشنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۰۹

می‌شمارم شب و روز را

امروز شد دو سال و نیم که من ساکن لندن هستم و در نتیجه سه تا دی‌وی‌دی به معصومه باختم. بر باعث و بانی‌اش که من هنوز این‌جایم و این سه دی‌وی‌دی را باختم لعنت. بشمار.

شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۰۹

آخرین خبرها از بازداشتی‌های دعای کمیل

نوروز خبر داده که از ۷۱ نفری که در مراسم دعای کمیل پنج‌شنبه شب در خانه پدر همسر شهاب طباطبایی دستگیر کره‌اند، تا الان ۵۲ نفرشان آزاده شده‌اند، اما این ۱۹ نفر را برده‌اند اوین:

میثم وره‌چهر، عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت
محمدحسن خوربک، عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت
اسماعیل صحابه، عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت
تقی رمضان‌زاده، برادر عبدالله رمضان‌زاده
شیرکوند، پسر سعید شیرکوند
سعید نورمحمدی، عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت
داور میر، رئیس کمیته روستایی ستاد موسوی و نایب رئیس جبهه مشارکت کرج
عطا تهرانچی
سعید قریشی
ایمان میراب زاده
امید میراب زاده
اشکان مجللی
محمد کیانوش راد (نماینده مجلس ششم)
محمد شکوهی
کریم‌زاده، برادر همسر عبدالله رمضان‌زاده
هادی حیدری (کاریکاتوریست)
امین شیرزاد (پسز احمد شیرزاد)
مهدیه مینوی
محبوبه حقیقی (روزنامه‌نگار)

بیانیه مجمع روحانیون مبارز درباره حمله‌ها به موسوی خوئینی

بسم الله الرحمن الرحیم

«و اتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة»

ملت شریف ایران

چندی است که جریانی خشونت طلب و مشکوک با پیروی از شیوه عمل منافقین و دستگاه های جاسوسی بیگانه و با سوء استفاده از فضای خودساخته پس از انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن و با بهره گیری از انبوه رسانه های عمومی و دولتی که از بیت المال مردم تأمین و تدارک می شوند، به هجومی هماهنگ و بی سابقه علیه یار دیرین و فرزند فکری و معنوی حضرت امام خمینی، حضرت آیت الله موسوی خوئینی پرداخته اند.

گرچه این جریان ضد انقلاب و برانداز واقعی از مدت ها پیش علیه استوانه های بزرگ انقلاب و شخصیت های برجسته نظام و حتی بیت رفیع حضرت امام(س) و علما و مراجع و بزرگان اعم از اصلاح طلب و اصول گرا و مستقل به دروغ پردازی و اتهام افکنی و ترور شخصیت آنان تهاجمی همه جانبه و توطئه ای پیچیده را سامان داده اند. اما موج جدید تخریب و تهاجم وقیحانه اصحاب توطئه در آستانه سیزدهم آبان، سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا – که به تعبیر حضرت امام(ره) انقلابی بزرگتر از انقلاب اول بود و به حق، روز مبارزه با استکبار جهانی نام گرفته است- علیه آیت الله خوئینی، چهره برجسته و پیش قراول استکبار ستیزی و رهبر فکری و معنوی فاتحان لانه جاسوسی و در شرایطی که برخی از قهرمانان این حماسه بزرگ به اتهامات واهی در زندان به بند کشیده شده اند – به خصوص با توجه به اخباری که بعضا از ملاقات و یا مذاکره محرمانه و دور از چشم مردم با مقامات آمریکایی به گوش می رسد- بسیار معنادار و هشدار دهنده است.

مجمع روحانیون مبارز که فلسفه وجودی خود را پاسداری از خط امام می داند، رمز گشایی از نیت های ناپاکی که سودای تحریف مبانی جمهوری اسلامی و نادیده انگاری سیره و سنت امام راحل را وجه همت خود گردانده اند، به حکم وظیفه دینی و ملی خود در درجه اول به انگیزه دفاع از ساحت مقدس امام و اقدامات عالمانه، هوش مندانه و پیامبر گونه آن حضرت و در درجه دوم به انگیزه دفاع از مظلوم و مبارزه با یکی از زشت ترین جلوه های ظلم و بیدادگری، بر خود لازم می داند به طور اجمال و گذرا به گوشه هایی از شخصیت والا و خدمات کم نظیر آیت الله موسوی خوئینی، عضو مؤسس و ارشد مجمع بپردازد. هر چند که این شخصیت ممتاز به خاطر حفظ مصالح نظام و پرهیز از فضا سازی های مسموم، همواره از حق خود گذشته و با سماحت و بزرگواری اتهامات و جفاهای فراوان را بی پاسخ گذاشته است و این سکوت، خود موضوع اتهام جدیدی علیه ایشان گشته است.

آیت الله موسوی خوئینی از روحانیون با فضیلت و خوش نام این مرز و بوم از مبارزان زجر کشیده انقلاب است که تحصیلات خود را تا درجه اجتهاد در حوزه های علمیه قزوین، قم و نجف و در محضر استادان بزرگواری همچون حضرات آیات عظام سلطانی طباطبایی، اعتمادی، سبحانی، داماد، اراکی، حائری یزدی، علامه طباطبایی، امام خمینی و دیگر بزرگان گذرانده و مطالعات گسترده ای در زمینه تفسیر قرآن و مسائل سیاسی و اجتماعی داشته اند. ایشان پس از استقرار در تهران در سال های اولیه دهه پنجاه، مسجد جوزستان را به عنوان پایگاه تبلیغی و ارشادی خود برگزید و در مدت کوتاهی این مسجد وعده گاه دین پژوهان انقلابی و تشنگان معارف قرآنی شد.

ساواک که از ارادت ایشان به حضرت امام و تأثیر گذاری درس تفسیر قرآن ایشان بر فضای عمومی و روح و روان جوانان مؤمن مطلع بود او را بازداشت و همراه جمع زیاد دیگری از روحانیون و دانشگاهیان مبارز در سیاهچاله ها و شکنجه گاه های مخوف به بند کشید. او پس از آزادی از زندان با عزمی راسخ تر به مبارزه ادامه داد و برای سامان بخشی به مبارزات حق طلبانه ملت در کنار چهره های ارزشمند انقلاب همچون آیت الله شهید مطهری، آیت الله شهید دکتر بهشتی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، حجت الاسلام و المسلمین امام جمارانی و جمع دیگری از روحانیون پیشتاز به تدوین اساسنامه و برنامه ریزی برای تشکیلات روحانیت مبارز تهران پرداخت. او در هنگام عزیمت حضرت امام به پاریس در زمره یاران و همراهان آن حضرت بود و با پرواز انقلاب به همراه امام به میهن بازگشت.

اعتماد بالای امام به مراتب تعهد، تدین، دانش، دور اندیشی، امانت داری و توان مدیریت و برنامه ریزی ایشان موجب گردید که مسؤولیت های بزرگ و کلیدی را به ایشان واگذار نمایند. مسؤولیت هایی همچون:

۱٫ نمایندگی حضرت امام و عضویت در شورای سرپرستی صدا و سیما

۲٫ نماینده تام الاختیار امام در بررسی صلاحیت داوطلبان اولین دوره ریاست جمهوری

۳٫ نماینده امام و سرپرست حجاج ایرانی

۴٫ دادستان کل کشور

۵٫ عضو منتخب امام در نخستین دوره مجمع تشخیص مصلحت نظام

۶٫ عضو منتخب امام در شورای بازنگری قانون اساسی و…

این اعتماد افتخار آمیز تا آخرین روزهای حیات پربرکت حضرت امام پابرجا بود. پس از ارتحال جانسوز بنیان گذار جمهوری اسلامی، مسؤولیت های مهمی از سوی مقام معظم رهبری نیز به آیت الله موسوی خوئینی واگذار شد که از جمله آنها به حکم مشاور عالی رهبری و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام می توان اشاره کرد.

علاوه بر مسؤولیت های بزرگ یاد شده از سوی حضرت امام و مقام معظم رهبری به ایشان، مسؤولیت های افتخار آمیز دیگری نیز در کارنامه موفق و درخشان آیت الله خوئینی ثبت است. از جمله، رهبری دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی، نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و نایب رئیس مجلس، نمایندگی مردم استان زنجان در مجلس خبرگان رهبری، تأسیس روزنامه سلام و ایفای نقش سازنده در عرصه اطلاع رسانی متعهدانه مطبوعات کشور و مشارکت در تأسیس مجمع روحانیون مبارز.

برای یادآوری و آگاهی از میزان اعتماد پیشوای بزرگ انقلاب اسلامی به آیت الله موسوی خوئینی به چند فراز از بیانات و نوشته های آن حضرت اشاره می کنیم تا در مقایسه با آنچه که این روزها از زبان و قلم نا آگاهان و غرض ورزان در رسانه ها منعکس گردیده، به عمق تحریف و تخریب های صورت گرفته پی ببریم.

۱٫ حضرت امام در متن حکم انتصاب ایشان به نمایندگی خود و سرپرستی حجاج مرقوم فرمودند:«جناب عالی را به سمت نماینده خویش و سرپرست حجاج ایرانی منصوب نمودم که با بینش خاص سیاسی که دارید به امور حجاج از ابعاد مختلف رسیدگی نموده… و حجاج محترم موظفند به راهنمایی شما گوش فرادهند… متصدیان امور… موظفند با شما همکاری و از ارشاداتتان استفاده نمایند. (صحیفه امام/ج۱۶/ ص۴۰۰)

۲٫ در جمع اعضای شورای عالی قضایی که بعد از استعفای آیت الله صانعی از دادستانی کل کشور، پس از تجلیل از شخصیت آیت الله صانعی در معرفی آیت الله موسوی خوئینی ضمن تأکید بر توانایی های ایشان فرمودند:«او(موسوی خوئینی) مرد عالم و بسیار متعهدی است.» (صحیفه امام/ج۱۹/ ص۳۰۹)

۳٫ در پاسخ به استعلام آقای موسوی خوئینی درباره اعمال اصل ۴۹ قانون اساسی مرقوم فرمودند:«… جناب عالی که مورد علاقه من می باشید و فردی موثق و متدین هستید هرگونه مایل باشید می توانید عمل کنید.»(صحیفه امام/ج۲۱/ص ۳۷۴)

اینک با توجه به آنکه به صورت گذرا از سابقه علمی، مبارزاتی، مدیریتی و خدمات کم نظیر به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و نیز مراتب بالای اعتماد مستمر حضرت امام تا پایان عمر شریفشان و نیز عنایت مقام معظم رهبری و اعتماد مردم شریف تهران و زنجان در واگذاری نمایندگی خود به آیت الله موسوی خوئینی از یک سو، و تهاجم وقیحانه و کم سابقه و هم آهنگ فریب خوردگان و یا توطئه گران در رسانه های مختلف و روزنامه های زنجیره ای از جمله روزنامه ایران، کیهان، جوان، مجله پنجره و خبرگزاری ایرنا و… و طرح اتهاماتی همچون تحصیل در دانشگاه پاتریس لومومبا، همدستی با سازمان جاسوسی کا گ ب، مؤثر در ترور شهید مطهری، ضدیت با اصل ولایت فقیه از ابتدا، تلاش برای کودتا، ضدیت با نظام جمهوری اسلامی، داشتن اندیشه های مارکسیستی و… علیه این شخصیت ممتاز انقلاب، سؤالات و تذکرات زیر را مطرح می کنیم:

۱٫ چرا قوه قضائیه و ریاست محترم آن و نیز دادستان محترم کل کشور در مقام مدعی العموم به این همه گستاخی و اتهامات بنیان شکن واکنش نشان نمی دهند؟! آنچه که رسانه ها و اشخاص تخریب گر نثار آیت الله موسوی خوئینی کرده اند بیش و پیش از آنکه ایشان را نشانه رفته باشند، حضرت امام و نیز مقام معظم رهبری و عملکرد و اقدامات ایشان را نشانه گرفته اند. آیا می شود حضرت امام با آن همه دقت و تقوایی که در کردار و گفتار داشتند فردی با مشخصات آنچه که در اتهامات مذکور آمده را به این همه سمت و مسؤولیت خطیر بگمارند؟! آیا رهبر معزز کنونی انقلاب مشاورت عالی خود و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت را به چنین فردی واگذار کرده اند؟! آیا دستگاه های اطلاعاتی، قضایی و… در طول سی سال گذشته بر این همه چشم بسته اند؟! اگر گرفتاری ها و ملاحظات جناحی و سیاسی مانع دفاع از روحانی والا مقامی است که عمر خود را در راه خدمت به اسلام، انقلاب و مردم سپری کرده است می باشد لااقل از کیان جمهوری اسلامی و عملکرد رهبری نظام در طول سی سال گذشته دفاع کنید. این اولین وظیفه مدعی العموم است که خود بیش از دیگران از خدمات ارزنده و مدیریت توانمند و انقلابی آیت الله موسوی خوئینی در حج و دادستانی کل و سایر عرصه های خدمت آگاه است.

۲٫ انتظار مؤمنان و خواست و مطالبه تمامی دلسوزان جامعه از محضر مراجع بزرگوار تقلید و علمای بزرگوار حوزه و مشعلداران آگاهی و نگهبانان آزادی این است که با صراحت و قاطعیت بیشتر در برابر این حرمت شکنی ها که سرمایه های دینی و ملی را مورد تعرض و تاخت و تاز قرار داده اند موضع گرفته و از این منکر بزرگ به نحو مقتضی نهی فرمایند وگرنه خوف آن می رود که یک بار دیگر انقلاب اسلامی و زحمات طاقت فرسای علما، مبارزان، امام بزرگوار و ملت فداکار ایران به سرنوشت مشروطه گرفتار و عالمان آزادی خواهی همچون مدرس و شیخ فضل الله نوری یا بر دار شوند و یا در کنج زندان و تبعیدگاه به شهادت برسند و تازه به دوران رسیده های مدعی، با ریاکاری و عوام فریبی، راه سلطه بیگانه و استقرار مجدد استبداد را فراهم کنند.

۳٫ از عموم ملت و فرزندان غیور این آب و خاک به ویژه استادان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها، تمامی نخبگان، آگاهان جامعه، نیروهای اصیل انقلاب، جان بر کفان دوران دفاع مقدس و وفاداران به راه و اندیشه امام خمینی و آرمان شهیدان والا مقام تقاضا داریم با نگاهی ژرف به حوادث جاری و سرمایه سوزی های سرعت گرفته در کشور، از طریق روشنگری، آگاهی بخشی و امر به معروف و نهی از منکر در برابر این جریان انحرافی و فضا سازی های ویران گر ایستاده و نگذارند سود جویان قدرت طلب و تمامیت خواه و یا وابستگان نفوذی استکبار همه چیز را در مسلخ مطامع خود قربانی کنند. همگان باید فرمان هشدار دهنده حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) را نصب العین خود قرار دهیم که فرمودند: «لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم»(نهج البلاغه/ نامه ۴۷)

مجمع روحانیون مبارز

یادداشت یکی از دوستانم به بهانه بازداشت‌های این روزها

سهمیه ما چند نفر است. چند نفر از دوستان و آشنایان ما زندان بروند حساب ما تسویه می‌شود؟ چقدر غصه بخوریم و با خواندن نامه‌های همسران مظلوم بازداشت شده‌ها بغض کنیم، بی‌حساب می‌شویم؟ چند دست دیگر از دستان آشنایان ما که به آسمان دراز شده دست بند بخورد، همه چیز تمام می‌شود؟

باشد محمدرضا را هم که دوباره گرفتند و آزاد کردند از فهرست کم می‌کنیم. حواسمان هست که سمیه توحیدلو هم آزاد شده است، حواسمان هست که حمید و مهدی و چند نفر دیگر آزاد شده‌اند. حتی از آن‌ها نمی‌پرسیم که این آزادی به کامشان شیرین بوده یا نه؟ باز هم که می‌شماریم، آن‌قدر زیادند که حسابش از دستمان در می‌رود.

هنوز از بهت بازداشت جواد ماه‌زاده بیرون نیامده بودم که به قول دوستی دست‌های به استغاثه بلند شده را دست‌بند زدند. وقتی خبر بازداشت جواد را شنیدم، خودم را گذاشتم جای آن کسانی که او را گرفته‌اند. خواستم از چشم آنان به جواد نگاه کنم و جرم او را پیدا کنم. نه، من نمی‌توانستم با این چشم به آدم‌ها نگاه کنم.

نمی‌فهمم کسانی مثل جواد ماه‌زاده و مثل هادی حیدری که گاهی شب‌های احیایم را در سال‌های اخیر با صدای او گذرانده‌ام و کسانی مثل علی پیرحسین‌لو و محمدرضا جلایی‌پور و سمیه توحیدلو و مهدی شیرزاد و حمید عموزاده و محمد حسین نعیمی پور و وووو - که اتفاقا همه کسانی‌اند که با همین معیارهای اخلاقی که در مدارس همین نظام در بوق و کرنا می‌کنند، نمره عالی می‌گیرند – که با هر معیاری شایسته تقدیر و تشویق‌اند، چرا باید عمر عزیزشان را در بازداشت بگذرانند؟

موسوی تا دم نمایشگاه رفت و برگشت

موج سبز آزادی (و چند سایت دیگر)‌ گزارش داده‌اند که موسوی امروز تا دم در نمایشگاه مطبوعات رفته، اما به دلایل امنیتی نگذاشته‌اند برود توی نمایشگاه. البته ظاهراً این‌طور نبوده که جلویش را بگیرند، اما یک مقام امنیتی با او تماس گرفته و گفته از نظر امنیتی صلاح نیست که برود تو و تیم امنیتی‌اش هم گفته‌اند بهتر است نرود. احتمالاً وضعیتی شبیه روز هفتم تیر در مسجد قبا. چون آن‌جا هم همین بساط بود و نهایتاً به دلیل مخالفت مقامات امنیتی و تیم امنیتی‌اش نیامد، در حالی که تا نزدیک مسجد آمده بود.


ظاهراً خاتمی هم رفته. اما معلوم نیست توانسته برود تو یا نه.

روایت کروبی از حضور روز جمعه در نمایشگاه

وب‌سایت کلمه گزارشی از حضور دیروز کروبی در نمایشگاه مطبوعا منتشر کرده، به نقل از یکی از فعالان سیاسی که خودش ماجرا را از زبان کروبی شنیده. یعنی روایت از زبان کروبی است:

روز جمعه به نمایشگاه مطبوعات رفتم. در بدو ورود، گروه‌های زیادی از مردم با برخورد محبت‌آمیز خود مـرا مورد استقبال قرار دادند. سپس به محل تشریفات نمایشگاه رفتم و پس از آن برای آغاز بازدید توسط برخی افراد حاضر بـه طـرف غرفه‌ها هدایت شدم. در این مسیر عده زیادی از جمعیت، با محبت فراوان مرا همراهی میکردند که من بارها از ایـشـان خـواهـش کردم هیچ گونه شعاری ندهند.

در این میان جمعیتی که تعداد آنها از ده نفر تجاوز نمیکرد شروع به دادن شعار مرگ بر منافق کردند که پس از اصرار آنها بر تـکـرار ایـن شـعـار، جمعیـت کثیـری کـه مـرا همـراهـی مـیکـردنـد در مـقـابـل، شـعارهایی از جمله <مـرگ بـر دیـکـتـاتـور> سـر دادنـد و همه شـاهد بودند تعداد کسانی که شعارهایی علیـه من میدادند نسبت به طرفداران اینجانب، به هیچ وجه قابل توجه نبودند. ضمن آنکه هر لحظه بر جمعیت حاضر در اطـراف مــن کــه قــریــب بـه اتـفاق آنها شـعـارهـای حــمـایـتـی مـیدادند افزوده می‌شد.

نکته جـالـب تـوجـه حـرکـات آرام ایـن افراد و خودداری آنها از هر گونه حرکت در هنگام عـبــور از بــرابـر بـرخـی خـبـرگـزاریهـاو رســانــه‌هــای مـخــالــف اصلاحـات بـود. به هر حال ‌بــا افــزایـش شعـارهـا، برای جلوگیری از تـشـنــج و درگـیــری در نـمــایشگـاه کـه مـیتـوانـسـت مـوجـب سـوء اسـتـفاده و خشونت عده‌ای علیه مردم شود، صلاح را بر ترک نمایشگاه دیدم که متولیان امر وقتی از نیت من مطلع شدند مسیر خاصی را برای بیرون رفتن من در نظر گرفتند که امکان همراهی مردم وجود نداشت.

پس از چند دقیقه و در حالی که اطراف من خالی شده بود تعدادی از افراد که حضور آنها کاملا برنامه‌ریزی شده بود و مطابق معمـول بـرای اقـدامات خود هیچگونه نگرانی ندارند به صورت ناگهانی در اطراف من قرار گرفتند و همان شعارها و اقداماتی را آغــاز کــردنــد کــه رویــه هـمـیـشـگــی آنهاست.تعدادی از آنها هم شروع به پرتاب اشیای مختلف از جمله بروشورهای نمـایشگـاه کـردند.

فرزند کروبی هم که همراه او در نمایشگاه حضور داشت با اشاره بـه مـجروح شدن صورت پدرش گفت:

از طبقه بالا تعدادی بروشور نمایشگاه را به صـورت دستـه‌ای بـه طـرف پـدرم پرتاب کردند که پس از اصابت به سر کروبی، منجـر بـه افتـادن عمـامـه و مجـروحیت صورت او شد. یک فعال سیاسی که شرح ماوقع را به نقل از کروبی را نقل کرد – و اظـهـارات او تـوسـط خـبـرنـگاران و مدیرانی که در محل نمایشگاه حاضر بودند تایید شد – حضور طرفداران کروبی – علیرغم سرزده بودن بازدید او از نـمایشگاه- را بسیار چشمگیر دانست و به نقل از کروبی، از ابراز محبت‌های بیشائبه مـردم تـشـکـر کرد.

نامه اعضای جبهه مشارکت به دادستان تهران و اعضای اطلاعات و سپاه

دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران
قضات محترم و عوامل محترم دادستانی، سپاه و وزارت اطلاعات

نامه به شما را با سلام آغاز نمی کنیم که سلام نماد همه آن چیزی است که شما و همکارانتان، از ما و امثال ما دریغ کرده اید. در وانفسای پس از آنچه شما انتخاب دهم می دانید، فجایع بسیاری بر ملت گذشت که هم ما می دانیم و هم شما و هم مردم، اما بهانه نوشتن این مختصر، نه صدور بیانیه ای سیاسی که حرفی دیگر است. از یورش جمعی ماموران تحت نظر دادستان وقت تهران به دفتر مرکزی جبهه مشارکت، ستادهای انتخاباتی و روزنامه ها و نیز بازداشت فله ای اعضای جبهه مشارکت و سایر فعالان سیاسی و مطبوعاتی زمان زیادی نمی گذرد و اگرچه موج بازداشتها هنوز ادامه دارد، اما شما و همکارانتان این بار شگفتی تازه ای آفریدید و 30 سال پس از برقراری نظام اسلامی، فریاد یارب یارب دعای کمیل فرزندان ملت و خانواده های بی پناه زندانیان را به مدد اسلحه و دستبند در گلو خشکاندید. آنچه می خواهیم در اینجا به شما یادآور می شویم مصداق نهی از منکر برادران و خواهران مسلمان به همکیشانی است که امیدواریم نه از روی آگاهی و نه به تعمد که به سهو و جبر روزگار راه به خطا می روند و ادای وظیفه ای است که لازمه آیین محمدی است.

آقایان محترم

می خواهیم روزهایی نه چندان دور را به یادتان آوریم که وقتی می خواستند از عدل، از انصاف و از مسلمانی سخن به میان آورند نام علی(ع) فصل الخطاب بود و منش و کردار او ملاکی برای قضاوت درستی و نادرستی. شاید فراموش کرده اید اما به یاد بیاورید رفتار پسر ابوطالب را با خانواده همسر از دست داده ای که زبان به لعن و نفرین امیرالمومنین گشوده بود یا سعه صدر علی(ع) را در تقابل با مخالفان که قرنهاست مایه فخر و مباهات شیعیان است. به یاد بیاورید منش رسول گرامی خدا را آن هنگام که در آستانه رحلت از جمیع مسلمین حلالیت می طلبید و تن رنجورش را در معرض قصاص پیرمردی بادیه نشین قرار می داد چه به عینه می دانست که که حتی او نیز باید جوابگوی عدل خداوندی باشد که از مثقالی حق الناس گذشت نخواهد کرد. آیا به راستی شما نیز چنین رفتار می کنید؟ آیا اگر اکنون شما نیز بر صندلی محکمه قضاوت ملت بنشینید و سایه ارباب قدرت از سر شما برداشته شود توان روبرو شدن با آنچه شما بر دیگران روا می دارید، دارید؟

برادران مسلمان

در قضاوت آنچه طی هفته ها و ماههای اخیر بر ما و ملت رفته است، هیچکس از شما آگاه تر نیست که لاجرم عمله ارباب قدرت بودید و به تعبیر خودتان مأمور و معذور؛ وجدانتان و مسلمانی تان را به قضاوت فرا می خوانیم نه برای داوری بین شمایان و انبوه زندانیان به ناحق زندانی، نه برای قضاوت میان شمایان و مادران و پدران دردکشیده؛ نه برای سنجش درستی و نادرستی آنچه شما وظیفه و چه بسا ثواب می دانید و مردم تعبیر به ظلم و بیدادش می کنند و نه به تصریح شریعت برای آگاهی نسبت به عواقب همه آن چیزی که در پس این آه ها و دعاهای سر به آسمان برآورده، عاید فرزندان و خانواده هاتان می شود، بلکه برای درستی روایتی که می خواهید در پس روزها و سالهایی که می آید، شرافت شما را در معرض نگاه امروز و آینده وابستگان و آنان که شما را می شناسند لکه دار نکند. وجدانتان را به بیداری فرا می خوانیم و از شما انتظاری جز عمل به قانون و رعایت اصول انسانی و مسلمانی نداریم که خود از ما بهتر می دانید در پیشگاه خداوند مامور و معذور بودن پاسخی نیست که گوشی برای شنیدنش باشد.

هموطن گرامی

شنیدن سخن به نصیحت برای همه گران است و شاید برای شما گرانتر. اما حتی اگر به مصلحت آخرت خود نمی خواهید از کسی چیزی بشنوید و با این همه باز خود را محق و صاحب حق می دانید، به صلاح دنیایی که برای خود ساخته اید، شما را به خواندن دوباره تاریخ فرا می خوانیم چه ممکن است در لابلای ورقهای تاریخ این سرزمین، صفحاتی را بیابید که آیینه عبرت آموز دیگرانی است که نشنیدند و راه به ناکجا بردند.

برادران

چه بسیارند در میان شما که همچون ما و مردم، از فرجام روزهای پس از کودتای 22 خرداد دست دعا بر آسمان دارند که برایشان گشایش و رهایی از خدای متعال طلب می کنیم، اما هستند کسانی که چوب نادانی و کج فهمی شان، حرمت دامن مظلومان را آلوده است و هنوز می آلاید. برایشان نه طلب خیر می کنیم و نه آنها را لایق نفرین می دانیم که خدا از ما بر آنچه می کنند آگاه تر است و از ذره ای به سادگی گذشت نخواهد کرد.

کلام آخر ما با شما نه استغاثه کمک است و نه استمداد رأفت که میثاق بنده و خالق بر این است که جز از او چیزی طلب نمی کند، اما به صراحت می گوییم که آنچه در ظاهر و خلوت می کنید دیرزمانی نخواهد گذشت که از پرده برون خواهد افتاد و به جبر روزگار گریبان دنیا و آخرت شما را خواهد گرفت. پس تا دیر نشده به خود بیایید و چوب بیداد ارباب بی مروت قدرت نباشید که در روزهایی که به مدد خدا خواهند آمد و زیاد دور نیست، آنها به عاقبت اعمال و گفتارشان بیشتر از آن مشغول خواهند بود که بتوانند یاری رسان شما باشند.

من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتم باز
خواهی از سخنم پند گیر و خواهی ملال

والسلام علی من اتبع ااهدی
جمعی از اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی

جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹

بیانیه خانواده‌های زندانیان سیاسی درباره بازداشت‌شدگان دعای کمیل

عوامل دولت کودتا در تازه‏ترین اقدام خود، امشب (پنج شنبه‏، سی ام مهرماه‏)، به منزل یکی از خانواده های زندانیان سیاسی یورش برده اند و نه فقط همسر او که همه مهمانانش را که با آروزی آزادی شهاب طباطبایی و سایر زندانیان سیاسی مشغول خواندن دعای کمیل بوده اند بازداشت کرده و به محل نامعلومی انتقال داده اند. اغلب بازداشت شدگان مراسم دعای کمیل بستگان و دوستان زندانیان جنبش سبز هستند.

ما خانواده های زندانیان سیاسی هشدار می دهیم که فوری بازداشت شدگان امشب را که گناهی جز دعا خواندن برای آزادی عزیزان خود نداشته اند، آزاد کنید. آنها سخت نگران سلامت عزیزان دربند خود بودند و حالا شما آنها را فقط به دلیل این نگرانی بازداشت کرده اید. فریاد ما را بشنوید و آنها را آزاد کنید. نه فقط بازداشت شده های امشب که همه زندانیان حوادث انتخابات را آزاد کنید. اگر بر فرزندان بی گناه ما رحم نمی کنید، بر دین خود رحم کنید، به نام اسلام حکم نرانید و آن را بدنام نکنید. نگهداری عزیران ما در زندان که گناهی جز ابرازعقیده، و یا حد اکثر بازگو کردن واقعیت های تلخ جامعه ندارند ظلمی است بزرگ که مردم بر شما نخواهند بخشید.

شما با نگهداری این افراد در سلول های انفرادی، برپایی داداگاه های نمایشی، و سرگردان نگهداشتن خانواده آنها، علاوه بر بی عدالتی، آبروی اسلام و جمهوری اسلامی را نیز می برید. دنیا رفتار غیر قانونی و غیر انسانی شما را نظاره می کند. سرتان را از پنجره های خانه های امن تان بیرون بیاورید تا ببینید که مردم جهان چگونه در باره شما قضاوت می کنند. چرا به نام دین ظلم می کنید و آبروی اسلام را می برید؟

جهان، جهانی نیست که بتوان حقایق را پشت درهای بسته زندان پنهان کرد. روزی نیست که رسانه های جهان در باره شقاوت هایی که در ایران می گذرد ننویسند و نگویند. شاید تصور شما بر این بوده است که با بر پایی دادگاه های نمایشی می توانید به مردم ایران و جهان بقبولانید که این افراد گناهکارند، چون خود "اعتراف" کرده اند. ولی درست برعکس. شما با این روش، جمهوری اسلامی را بد نام کرده اید. مردم ایران و جهان از ماهیت این دادگاه های نمایشی و دستوری با خبرند. شما با این روش دادگاه های جمهوری اسلامی را بیشتر از اعتبار انداخته اید.

هر روز که می گذرد مردم جهان به روش های مجرمانه شما بیشتر پی می برند و متأسفانه ایران را مستحق تحریم و تکفیر می دانند. شما با بد نام کردن ایران و اسلام، ظلم دوگانه بر مردم روا می دارید. شما مملکت مردم و دین آنها را بد نام می کنید و این گناهی نا بخشودنی است. زیرا خسارات آن مستقیم و غیر مستقیم متوجه مردمی می شود که هیچ نقشی در این بازی های سیاسی شما ندارند.

بس کنید. حال که بر پایی دادگاه های نمایشی پایان گرفته است، عزیزان ما را آزاد کنید. آیا دستگاه قضایی آنها را به گروگان گرفته است تا جنبش سبز ادامه نیابد؟ اگر چنین می پندارید از واقعیت بسیار بدورید. جنبش سبز، جنبش حق خواهی مردم ستم دیده ایران است که ادامه آن در گرو حضور این فرد و آن فردنیست و نمی توان با زندانی کردن افراد بی گناه آنرا متوقف ساخت. مردم صلح طلب ایران در کمال آرامش در پی مطالبات معو قعه و قانونی خودند. تنها یک رنگ، رنگ سبز، یک رنگ ساده، مردمی که درد مشترک دارند را به پیوند داده است. عجیب نیست؟ به این همبستگی گسترده مردم بیاندیشید. به این واقعیت فکر کنید. تلاش کنید درد مشترک مردم را بشناسید.

با شیوه های ستمگرایانه تنها ممکن است بتوان آن دردها را موقتا پنهان کرد، ولی نمی توان از بین برد. بترسید از روزی که صبر و شکیبایی مردم تمام شود. با نگهداری عزیزان ما در زندان نمی توانید این واقعیت را پنهان کنید. شما باید به جای مجازات افراد بی گناه ریشه درد جامعه را بشناسید. افرادی که در بند شما اسیرند گناهی ندارند. آنها را آزاد کنید.

ما حق خود می دانیم در صورتی که قوه قضاییه جمهوری اسلامی به خواست های ما رسیدگی نکند و عزیزان ما را همچنان در بند نگهدارد، شکایت به نهاد های بین المللی ببریم ودست به تحصن و اعتصاب غذا بزنیم تا جهانیان بر ظلمی که به ما می رود بیشتر آگاهی یابند. شاید آنها درد ما را بفهمند.

جمعی ازخانواده‏های زندانیان سیاسی
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸

نوشته معصومه ناصری برای بازداشتی‌های امشب

دعای کمیل دعای مورد علاقه من است. اساساً دعای کمیل در بین بقیه متن‌های مذهبی که من خوانده‌ام، جور دیگری است. انگار فرق علی با بقیه را در این دعا هم می‌بینی. خودم را می‌کشتم هم نمی‌توانستم بهتر از اینی که معصومه نوشته (و اتفاقاً بیشتر خاطره‌هایمان مشترک است) در وصف دعای کمیل و به یاد این بچه‌ها بنویسم:

يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي می بارد از آسمان و خیس می کند جهان را و این صفحه را و خیابان های پنج شنبه شب ایران را

وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ
پنجره را باز کرد الپر رو به حیاط درندشت ساختمان میدان فردوسی، گفت این حیاط جان می دهد برای دعای کمیل، چادر می زنیم، با هزار متر موکت، خرجی ندارد. خرجی نداشت، فقط فکر کردیم این همه دعای کمیل خوان از کجا بیاوریم. نمی دانستیم این قدر زود پیدا می شوند، زیاد می شوند. کافی است چند سال صبر کنیم.

اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ أَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ
جمع شده بودیم که برویم دم سعدآباد غر بزنیم، مثل حالا نبود که ما همه با هم هستیم، می ترسیدیم، تنها بودیم، شهاب حساب کرده بود جلسه خیابان پاستور کی تمام می شود و رئیس جمهور و وزرا کی می رسند به در سعدآباد و ما، همین باهمان و تنهایان، رفتیم بست نشستیم، غر زدیم، شهاب هم بی خیال خط و ربط خانوادگی شد، آمد ایستاد کنار ما کنار چنارهای خیابانی که می رسید به آن در سعدآباد که می شد مقابلش ایستاد و غر زد. حالا نه، آن روزها که می شد غر زد.

إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ؟ این تکه را دوست دارد محبوبه حقیقی که امشب اسمش بین بازداشت شده های مراسم دعای کمیل بود و چقدر در ستون دالان سبز چلچراغ درباره اش نوشته باشد خوب است؟ همان ستونی که مدت ها به اسم فاطمه ستوده بود. این ستون ویژه خدا بود وسط آن همه کلمه های خسته دیگران. آن هم آن روزها که سبز جرم نبود.

إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو
یکی دو تا نیستند زخم ها، یکی دو تا نیستند رفقایی که می شد در کافه ای چای خورد با هم و حالا سلول انفرادی را تجربه می کنند و یا جایی میان برهوت مرزهای زمینی و هوایی سرگردان اند.
کافه نشر چشمه اگر باز بود می شد قراری گذاشت به صرف کلمه و کتاب و چای مثلا اما این روزها شهر در دست ما و آنها دست به دست می شود، روز مال آنها و تفنگ هایشان، شب مال ما و الله اکبرهایمان.

یا إِلَهَ الْعَالَمِينَ‏ أَفَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ
رها که شدند/ شدیم می شود رفت کافه نشست، می شود دعای کمیل خواند حتی، می شود بی ترس روی پشت بام ها خدا را صدا کرد که فعال لما تشاء است.

يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ! قول بده بی خیال ما نمی شوی.

پنجشنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹

موسوی در تحریریه کلمه سبز

قرار بود روزنامه کلمه سبز که موسوی صاحب امتیازش است، دوباره منتشر شود. این روزنامه اسفند ۸۷ مجوز گرفت، ۲۸ اردیبهشت ۸۸ اولین شماره‌اش منتشر شد و اول تیر ماموران ریختند دفترش و با این‌که توقیف نشد، از آن وقت دیگر منتشر نشده بود. حالا موسوی چهارشنبه شب رفته در تحریریه و گفته روزنامه فعلاً منتشر نخواهد شد. بخشی از حرف‌هایش را به نقل از کلمه بخوانید:

می‌دانم تعطیلی یک روزنامه برای اعضای آن چقدر سخت است. همه عقب‌نشینی‌ها بد نیست و به معنای پشیمانی نیست و با هدف ادامه مسیر از راه‌های دیگر انجام می‌شود.

بحث هزینه و فایده سیاسی باعث شد که دوستان در یک تصمیم جمعی به این نتیجه برسند که از انتشار روزنامه صرف نظر کنند. البته تعطیلی کلمه سبز به معنای توقف و تعطیلی فعالیت‌های رسانه‌ای نیست و ضرورت دارد که با راه‌کارهای ابتکاری رسانه‌هایی به وجود بیاید که در چارچوب‌های منافع ملی مطالبات این جنبش را بارتاب دهند.

در غیاب و خلاء رسانه‌هایی که پیگیر منافع ملی هستند رسانه‌هایی مانند صدای آمریکا و بی‌بی‌سی به مرجع خبری تبدیل می‌شوند. چنین رسانه‌هایی طبیعی است که در نهایت باید منافع کشورشان را در نظر بگیرند.

در مسیر انتخابات و بعد از آن شیوه‌های ابتکاری برای اطلاع رسانی در پیش گرفته شد و اگر یک دست بسته شد در عوض آن صدها دست باز شد. مهم این است که اکنون نیاز به داشتن رسانه از سوی همه هواداران این جنبش احساس می‌شود و اگر در آینده هم بتوانیم این نیاز را حفظ کنیم قطعاً در شبکه عظیم مردمی راه‌های فراوانی را باز خواهیم کرد.

البته تعطیلی "کلمه سبز" را باید اتفاقی موقتی فرض کرد، چرا که ضرورت‌ها ایجاب می‌کند که سرانجام همه صداها اجازه شنیده شدن پیدا کنند. خطر بزرگ زمانی اتفاق می‌افتد که مجرای اطلاع رسانی را محدود کنیم و با پایین آوردن قدرت جذب نظام به ایجاد وضعیت انفجاری کمک کنیم.

در دنیای کنونی نمی‌توان دور جامعه دیوار کشید. اگر فضا باز نشود از دنیا عقب می‌مانیم و مشکلات وسیعی پیدا می‌کنیم. اگر در گذشته می‌شد بدون پیوند با فضای داخلی و خارجی کشور را برای سال‌ها اداره کرد، اما اکنون با گسترش تکنولوژی و ارتباطات چنین کاری غیر ممکن است.

از دوره مشروطیت تاکنون یک نوع جدایی میان مردم و روشنفکران داشتیم. روشنفکران به مسایلی می‌اندیشدند که با نیازها و خواسته‌های عامه مردم تفاوت‌های اساسی داشت، اما وقایع اخیر نشان می‌دهد که این فاصله در حال برطرف شدن است.

در اندیشه‌های روشنفکران و سیاستمداران ما معمولاً این نقص وجود داشته است که تاکید بر روی برخی ارزش‌ها آنها را از دیگر امور خوب باز می‌دارد حال آن که در زندگی واقعی مردم ما ارزش‌های خوب منفک از هم نیست و آنها می خواهند همه خوبی‌ها را کنار یکدیگر داشته باشند. اصلاً به عبارتی جامعه ایرانی مانند ژانوس خدای یونانی است که می‌تواند امور ظاهراً غیر هم‌جهت را با یکدیگر جمع کند. آنها هم می‌توانند از شهادت ندا آقاسلطان ناراحت باشند و هم از شهادت مردم در غزه و دیگر نقاط جهان ابراز تاسف کنند.

ویژگی‌هایی که در جنبش سبز مشاهده می‌شود حاکی از هین سازواری ارزش‌هاست و تمام قائلان به این جریان می‌کوشند ارزش‌های خوب را با یکدیگر ترکیب کنند و در آینده هم باید همین روش را دنبال کنیم.

شعارهای افراطی ناشی از عصبانیت است. به نفع همه ماست که شعارهایی متناسب با ظرفیت کشور طرح کنیم و از طرح شعارهای تند و غیرمنطبق با وضعیت کشور بپرهیزیم.

نباید اجازه داده شود اتفاقات ماه‌های گذشته به بدبینی نسبت به دستاوردهای انقلاب منجر شود. طبیعی است رسانه‌هایی که صدای این قدرت یا آن قدرت هستند بالاخره مجبورند از منافع ملی کشور خود ولو به زبان فارسی دفاع کنند و در این راه بذر بدبینی به کل دستاوردهای انقلاب اسلامی در طول سی سال گذشته بپاشند و حتی سعی کنند به سراغ حماسه عظیم و تاریخی دفاع مقدس ملت ما بروند و متاسفانه سیاست‌های رسانه‌ای موجود در این زمینه مکمل اقدامات آن رسانه‌های بیگانه است و شرایطی که امروز برای کلمه سبز ایجاد شده است یک شاهد روشن در این ماجراست.

دستگیری بعد از دعای کمیل در خانه شهاب طباطبایی - خبر تکمیلی

امشب خانه مادر همسر شهاب طباطبایی دعای کمیل بوده. بعد از تمام شدنش ریخته‌اند و کلی آدم را گرفته‌اند (به روایتی حدود ۵۰ نفر). ظاهراً محمدرضا جلایی‌پور، مهرک میراب‌زاده (همسر شهاب)، مادر مهرک، زهرا مجردی (همسر محسن میردامادی) و سعید نورمحمدی (از بچه‌های جوان جبهه مشارکت هم جزو بازداشت‌شدگان هستند.

تاکید می‌کنم که از اسامی بازداشت‌شده‌ها مطمئن نیستم. این پست به‌تدریج تغییر خواهد کرد.

بیانیه جبهه مشارکت درباره حکم‌های اخیر

ملک با کفر پایدار می ماند اما با ظلم وستم نه

"آیا مردم در روی زمین سیر و سفر نمی کنند تا عاقبت کار پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیار از اینان قوی تر و آثار وجودیشان در روی زمین بیشتربود سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت و از قهر و انتقام خدا هیچ کس نگه دارشان نبود" (ایه 21 سوره غافر)

بررسی و تحلیل وقایع و حوادث واقعه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری حاکی از این است که زمامداران نظام جمهوری اسلامی ایران و مسئولان اداره کشور به رغم همه ادعاهای اسلام مداری کمترین توجهی به آموزه های دین مبین و ازجمله این آیه الهی نداشته و بدون عبرت آموزی از عاقبت کار گذشتگان به انجام کارها و اقداماتی پرداخته اند که فقط بر دامنه اشتباهات و خطاکاری های آنها افزوده و نظام برآمده از بزرگترین انقلاب مردمی و دینی قرن بیستم را در آستانه فروپاشی قرار داده است. پرده آخر این اشتباهات و خطاها که نشئت گرفته از غلبۀ توهم توطئه بر ذهن و دل طراحان کودتای مخملی است، تحمیل صدور احکام سنگین حبس بر دستگاه قضایی برای افراد دربندی است که جرمی جز فعالیت سیاسی انتخاباتی، اصلاح طلبانه و مسالمت آمیز نداشته اند. و این سنت الهی است که هیچ نظام و کشوری با اینگونه اعمال پایدار نمی ماند و این به بهترین وجه در این کلام رسول گرامی اسلام آمده است که "ملک با کفر پایدار می ماند اما با ظلم وستم نه".

در مورد انطباق این احکام و روندی که به صدور این چنین احکامی برای فعالان سیاسی منجر شده است با موازین شرعی و اصول متعدد قانون اساسی و قوانین جاری ازجمله قانون احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی و آیین دادرسی کیفری سخنی نمی گوئیم چون در جریان آنچه پس از انتخابات در برخورد با فعالان سیاسی و مدنی رخ داده است همه اینها به کنار نهاده شده و دست اندکاران با استفاده از قدرت مطلقه و دور زدن هرآنچه که می توانست آنها را در چارچوب شرع و قانون مقید کند و فقط با بهانه حفظ نظام و جلو گیری از انجام انقلاب مخملی و رنگی دست به کارها و اقداماتی زده اند که حاکی از عدم باور آنها به هرگونه قیودات شرعی و قانونی و حتی اخلاق و مروت و انصاف است. اینها نشان داده اند که تمسکشان به شرع جز برای توجیه اعمال روش های استبدادی و اقتدارگرایانه نیست و برپایه قاعده "حق با غالب است" عمل کرده و خود را حق و هرآنکس دیگر را ناحق و باطل دانسته، هرگونه رفتاری را با او جائز می دانند و بر همین پایه است که شهروندان ایرانی را به خودی و غیرخودی تقسیم کرده و بر غیرخودی هر حکم ناروایی را روا می دانند و فقط بر پایه این منطق و با نگاهی کاملا سیاسی می توان صدور چنین احکام سنگین و غیرعادلانه ای را برای شریف ترین فرزندان انقلاب و ایران فهم و درک کرد چرا که اینان آب در لانه موران انداخته اند و ظاهردینی و باطن استبدادی برخی حاکمان را برملا ساخته اند و برآنند تا از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری نموده و بنابروصیت رهبر سفر کرده نگذارند میراث انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان افتاده و برباد رود.

صدور این احکام سنگین نشان می دهد که دعوت به قانونگرایی معترضان به نتیجه انتخابات نیز حربه ای بیش برای سکون و سرکوب همه کسانی که بدنبال رای شان بودند، نبوده و در واقع تمسک به قانون اسم رمز برای خاموشی هر صدای معترض بود چرا از زمان و نحوه بازداشت فعالان سیاسی تا صدور این احکام سنگین توسط بخشی از دستگاه غیر قضا و قضا راهی جز پایمال شدن همه قوانین و موازین حقوقی موجود طی نشده است و هر فردی با مشاهده این وضعیت براحتی در می یابد که شعار و دعوت به قانونگرایی در کشور جز لقلقله زبان و بازی با الفاظ توسط قدرت بدستان برای اعمال استبداد و تضییع همه حقوق شهروندی به نفع حاکمان و تثبیت وضعیت موجود نیست.

جبهه مشارکت ایران اسلامی با محکوم کردن روند جاری در برخورد با فعالان سیاسی در بند و صدور احکام سنگین برای آنها، کل جریان حادث را یک ماجرا و تسویه حساب سیاسی با منتقدان و مخالفان اصلاح طلب از سوی اقتدارگرایان حاکم می داند و از اینرو بر پایه باور به راهبرد سیاست ورزی اصلاح طلبانه به طراحان و مجریان این سناریو انذار می دهیم که دست از اینگونه اعمال ظالمانه و غیر مفید به حال نظام واداره کشور بر دارند و راه آشتی با ملت و معترضان را در پیش گیرند . اگر اینان در این اندیشه اند که با اعمال اینگونه روش ها و به بند کشیدن فعالان سیاسی می توانند پیروزی و غلبه خود را در سایه ایجاد رعب و وحشت تداوم بخشند باید بدانند که وجود مردمی با ویژگی های مردم ایران که تجربه انقلاب اسلامی و دوران اصلاحات را پشت سر نهاده و هنوز سخنان امام خمینی از گونه "میزان در اداره کشور رای ملت است" در گو ششان زمزمه می شود این اندیشه بیهوده می نماید و به همین دلیل جنبش مدنی و سبزی که براه افتاده است راه خود را تا حاکمیت رای و نظر مردم بر سرنوشت خویش ادامه خواهد داد. راه اصلی حفظ و بقای نظام از درون ملت و گردن نهادن به رای آنان می گذرد و هر راهی دیگر حز این بر بیراهه رفتن و سقوط است و این همان آموزه الهی است که در عاقبت کار گذشتگان بسیار قدرتمندتر و با آثار وجودی بیشتر از شما اندیشه نمائید و راهی را نروید که خیر دنیا و آخرت در آن نباشد. حکومت در سایه رعب عاقبتی ندارد اما حکومت در سایه عدالت و همدلی جاودانه می شود همانگونه که حکومت کمتر از پنج ساله علی جاودانه شده اما حکومت های طویل المدت ظالم به لعن همیشگی مردم و تاریخ و سقوطی وحشتناک گرفتار شده اند و گردش ایام اینگونه بوده و خواهد بود.

جبهه مشارکت ایران اسلامی
۲۹ مهر ۱۳۸۸

چهارشنبه ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹

بیانیه شورای فعالان ملی-مذهبی برای آزادی زندانیان سیاسی

به نام خدا

بیانیه شورای فعالان ملی - مذهبی برای آزادی زندانیان سیاسی
به ویژه دکتر ملکی، مهندس صمیمی و دکتر زیدآبادی

اینك، پس از برپایی دادگاه‌های نمایشی، باید بیش از پیش روشن شده باشد كه با این اعمال نمیتوان جنبش سبز مردم ایران را که در اعتراض به انتخابات ریاست‌جمهوری دهم آغاز شده، خاموش کرد و ناراضیان را اعم از نهادها و فعالان سیاسی و مدنی، دانشجویان، معلمان، روشنفکران و مردم آزاده‌ی ایران را خانه‌نشین و روند «ریزش و فرسایش» کنونی را با روش‌های سرکوبگرانه متوقف ساخت.

در روند بازداشت‌های غیرقانونی پس از انتخابات، برخی روشنفکران، و شخصیت‌های سیاسی و آزادیخواه به جرم عقیده و انتقاد به وضع موجود زندانی شدند و ماههاست که در سلول‌های انفرادی تحت فشارهای گوناگون قرار دارند از جمله روشنفکران آزادیخواه آقایان دکتر محمد ملکی، مهندس کیوان صمیمی و دکتر احمد زیدآبادی، با نقض صریح حقوق اساسی و مدنی، بازداشت شدند و با گذشت ماهها، همچنان در بازداشت غیرقانونی به سر میبرند.

ما ضمن محکوم کردن تداوم بازداشت فعالان سیاسی- مدنی و معترضان به انتخابات، خواهان آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی- عقیدتی و رسیدگی به اعمال غیرقانونی آمران و مباشران تخلفات رخ داده در بازداشتگاه كهریزك و 2الف هستیم. اکنون که بازجویی زندانیان حتی با سناریوهای طراحی شده، به پایان رسیده، تحت فشار نگه داشتن زندانیانی که کل روند دادرسیشان خلاف مفاد قانون اساسی، آیین‌دادرسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر بوده، فاقد توجیه حقوقی و قانونی میباشد.

ما به حاکمان توصیه میکنیم که از تاریخ درس بگیرند و ریشه‌ی اعتراضات کنونی را نه با توهم توطئه، بلکه در رفتارهای سیاسی- امنیتی پیشین خود، پیجویی کنند و دست از رفتاری سلطه‌جویانه‌ی خود بردارند و بدانند که بازداشت‌های غیرقانونی کنونی نه تنها به نفع آنها نخواهد بود، بلکه بازتاب‌های جدیدی را به دنبال خواهد آورد. «روزگار بین مردمان دست به دست میشود» و خدا و مردم در باره‌ی چنین رفتارهایی داوری خواهند کرد.

شورای فعالان ملی- مذهبی
۲۹ مهر ۸۸

سه‌شنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹

نامه یکی از دوستانم به احمد زیدآبادی

سلام آقای زیدآبادی

می‌توانم حدس بزنم که دل و دماغ همیشگی را نداشته باشید، زیاد وقتتان را نمی‏گیرم. خواستم بگویم دلم برای شما و گپ زدن با شما و آن نوشته‌هایی که اسم شما زیرش بود تنگ شده. نمی‌گذارند دیگر بنویسید، نه؟ گپ هم که هیچ .. لابد آنجا کسی نیست با او گپ بزنید. و تازه بازجوی شوربختِ کوردل چه می‌فهمد طنز ظریف اهل زیدآباد را. یادتان هست آخرین بار که همدیگر را دیدیم؟ یک سال بیشتر است غلط نکنم. رستوران شاطر عباس، نبش چهارراه پارک وی. شما مثل دفعه قبل و دفعه قبل‌ترش ماهی سفارش دادید. و اعتراف می‌کنم که با خود گفتم کرمانی است یا مازندرانی و گیلانی؟ این همه عشق به ماهی از کجا؟ به گمانم دوران چند ساله محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی که عدل‏‌نشناسان برایتان بریده بودند تازه تمام شده بود. من از درس گفتم و از تِز و از بازگشت پس از پایان درس، شما هم از کار گفتید و از سیاست و از ستون «روزمرگی‌ها». از آن مستطیل کوچکی که گوشه یکی از صفحه‌های شهروند امروز گرفته بودید و مختصر و مفید را معنا می‏‏کردید. یادم است می‏گفتید که بعضی دوستان ناراضی‌اند که این داستان‏واره‌ها چیست و طنز چیست و تو تحلیل و یادداشتت را بنویس. و باز یادم است که به خنده گفتید من اگر به خودم باشد نوشتن همین روزمرگی‌ها را خوش‏تر دارم. نمی‏گویم یادش به خیر چون حسی ته دلم می‏گوید قسمت «خیر» ماجرا هنوز مانده. شک ندارم به آن قسمت هم می‏رسیم و آن موقع روزمرگی‌ها آی خواندن دارد، آی خواندن دارد ...

آقای زیدآبادی عزیز!

این چند خط را نوشتم که فقط بگویم جای خودتان و نوشته‌هاتان خالی است، مبادا یک لحظه فکر کنید در روزمرگی‌هاتان کسی به یادتان نیست، ما هستیم. کم هم نیستیم.

ارادتمند همیشگی ... مهراد

دوشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹

اولین مصاحبه ویدیویی موسوی

موسوی برای اولین بار یک مصاحبه ویدیویی کرده و روی سایت کلمه گذاشته است. روی یوتیوب هم می‌توانید ببینیدش. تا فردا فایلش را هم برای دانلود این‌جا خواهم گذاشت.

کل مصاحبه حدود ۱۷ دقیقه است و مصاحبه‌کننده، که ما نمی‌بینیمش، دو سوال بیشتر نمی‌پرسد.

راستش نه سوال‌ها خیلی جاندار بودند و نه جواب‌‌های موسوی. اما صرف استفاده از این امکان این‌قدر کار بجا وذوق‌آوری بود که آن بخشش فعلاً اصلاً مهم نیست. بخصوص که من از فضای مصاحبه این‌طور برداشت کردم که اولین و آخرین نخواهد بود و قاعدتاً ادامه خواهد داشت.

موسوی در این چند ماه واقعاً خودش را از این امکان خیلی بزرگ محروم کرده بود و نمی‌دانم چرا. خوشحالم که الان دارد از آن استفاده می‌کند. شاید در اینترنت فوقش چند ده هزار نفر این مصاحبه راببیند. اما اولاً خدا بلوتوث و موبایل و سی‌دی و فلش مموری را نگه دارد و ثانیاً تلویزیون‌ها و رادیوهای فارسی‌زبان هم قاعدتاً از صدا و تصویرش استفاده خواهند کرد و مردم خیلی بیشتری این صدا را خواهند شنید.

نکات مهم مصاحبه به انتخاب کلمه:

- وحدت ملی سرمایه ایست که با وجود مسایل پیش آمده پس از انتخابات باید حفظ گردد
- ایده راه سبز امید براساس ایده وحدت ملی شکل گرفته است
- امام خمینی در ماجرای مک فارلین خطاب به سران نظام: هیچ موقع کاری نکنید که به مردم نتوانید توضیح بدهید
- باتوجه به ضعف رسانه های موجود ایران و اینکه آنها علیه راه سبز امید فعالیت میکنند، مردم باید با توجه به جهت و جناح آنها نسبت به ایشان هشیار باشند
- حتی کسی که گوشه خانه خود برای موفقیت این راه دعا میکند، از دید ما جزو این شبکه محسوب میشود
- در حقیقت امروز مبارزه تبدیل به زندگی شده، زندگی ای که توقف پذیر نیست. و به همین دلیل این حرکت آسیب ناپذیر است.
- این “زندگی” در یک فضای گفتگوی همگانی تصحیح میشود و پیش میرود. از این نظر مسأله رسانه اهمیت فوق العاده ای دارد.

دیدار دادستان تهران با صمیمی، قوچانی و امویی در ۲۰۹ اوین

این خبر را یکی از نزدیکان یکی از این سه زندانی برایم فرستاده. البته برای سایت‌های خبری هم فرستاده:

روز گذشته (شنبه) جعفری دولت آبادی، دادستان تهران از بند ۲۰۹ اوین بازدید و با کیوان صمیمی، محمد قوچانی و بهمن احمدی امویی ملاقات کرده است. او در این دیدار به سوابق مبارزات ضد استبدادی صمیمی در زمان شاه اشاره می‌کند. مهندس صمیمی هم که از مؤسسین و اعضای شورای مرکزی کانون زندانیان سیاسی قبل انقلاب است، از بلاتکلیفی پرون‌ه اش که یک بار باعث لغو مراسم عروسی دخترش شده شکایت داشته و با توجه به برگزاری مجدد این مراسم، خواستار تسریع در روند رسیدگی به وضعیتش شده است. ظاهراً برخوردهای دادستان در این دیدارها به طور کلی مثبت بوده است.

آخرین اخبار از وضعیت زندانی‌ها

حکم‌ها:

شهاب طباطبایی(رئیس ستاد ۸۸ و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت): ۵ سال حبس تعزیری (یعنی قطعی)
هدایت آقایی (عضو شورای مرکزی کارگزاران): ۵ سال حبس تعزیری (یعنی قطعی)
سعید حجاریان:‌ اعلام شد برایش ۵ سال حبس تعلیقی بریده‌اند (یعنی زندان نمی‌رود مگر این‌که جرمش را تکرار کند)، اما بعداً رئیس دادگستری استان تهران گفت شایعه بوده و هنوز حکمش را نداده‌اند. البته از آنجا که دادگستری هم ده تا صاحب دارد، ممکن است واقعاً حکمش را داده باشند.

در زندان:

از چند روز پیش تقریباً همه سیاسی‌ها را از انفرادی درآورده‌اند و چند تا چند تا کرده‌اند توی یک سلول. مثلاً عبدالله رمضان‌زاده، محسن میردامادی و فیض‌الله عرب‌سرخی با هم‌اند. مصطفی تاج‌زاده و محسن امین‌زاده با هم. محسن صفایی فراهانی و محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر و سعید شریعتی هم دیگر در انفرادی نیستند. بهزاد نبوی کماکان در بیمارستان بستری است.

اما ظاهراً بقیه را هنوز در انفرادی نگه داشته‌اند. احمد زیدآبادی، سعید لیلاز، عبدالله مومنی، داود سلیمانی.

وضعیت کیوان صمیمی، محمد قوچانی و بهمن احمدی امویی را هم نمی‌دانم. خبری بود از دیدار دادستان تهران با آن‌ها در زندان و من این‌طور به نظرم آمد که هم‌سلولی هستند. اما در خبر تصریح نشده بود.

از وضعیت زندانی‌های جوان‌تر هم خبری ندارم و این‌جور که معلوم است هنوز در انفرادی هستند. علی پیرحسین‌لو، مهدی شیرزاد، مهدی محمودیان، حسین نعیمی‌پور.

ملاقات:

آن سیاسی‌هایی که از سلول انفرادی بیرون آورده شده‌اند کمابیش با خانواده‌هایشان ملاقات دارند و ملاقات‌ها هم به نسبت قبل آزادتر است. یعنی می‌توانند درباره اخبار بیرون زندان با آنها حرف بزنند. معنیش این است که از شکستن آن‌هایی که تا حالا نشکسته‌اند، ناامید شده‌اند و می‌خواهند به هر کدام چند سالی حبس قطعی بدهند و فعلاً نگهشان دارند و تا زمان دادگاه تجدیدنظر ببینند اوضاع چطور است.

اما بقیه هنوز ملاقاتی هم ندارند. تا چند روز پیش زیدآبادی و مومنی حدود یک ماه بود که ملاقات نکرده بودند. الان را نمی‌دانم. جوان‌ترها هم ت جایی که می‌دانم هنوز هیچ ملاقاتی نداشته‌اند.

اگر کسی خبر دقیق‌تر از هر کدام این‌ها یا دیگرانی که من فراموش کرده‌ام دارد، بی‌زحمت کامنت بگذارد یا ای‌میل بزند که این خبر را یکی دو روز دیگر دوباره دقیق‌تر این‌جا بگذارمش.

یادداشت نقی رحمانی برای مهدی محمودیان

منبع: موج سبز آزادی - بی گمان زودتر از همه مهدی محمودیان کهریزک را افشا کرد. بازداشتگاهی که به تعبیر بعضی از مقامات انتظامی و قضایی جایی سخت برای متهمانی خاص در نظر گرفته شده بود. محمودیان با معیارهای شرعی، مذهبی و قانونی این نوع رفتارها را افشا کرد. وی به دلیل فعالیت در انجمن دفاع از زندانیان، نهادی که امروز دفترش پلمپ شده است از وقایع کهریزک اطلاع یافت. او همچون دردمندی بر آشفت اما انتقام گیری نکرد ولی افشاگری کرد. افشاگری وی بعد از حوادث پس از انتخابات بیشتر بروز و نمود یافت.

اما هنر زیبای این فعال حقوق بشری که عضو حزب مشارکت می باشد به این خاطر ارزشمندتر است که وی انسانها را به سیاسی و غیرسیاسی تقسیم نکرد.بلکه از حقوق انسان ایرانی دفاع کرد.وی بدی حتی در حق مجرمان را نمی پسندید. چه برسد بدی در حق متهمان کهریزک داستان تلخی دارد. از زمانی که این بازداشتگاه فعال شد هر آنچه در آن رخ داد ناگوار و تلخ است. محمودیان سال پیش درباره کهریزک با اشک و آه با همگان سخن می گفت. چون او ناله فرزندان و مادران بازداشتی های کهریزک را شنیده بود و بعد با تحقیق شخصی آنرا محک زده بود. او آنچه را که درباره کهریزک گفت دقیق بود.

دلیری و صبوری محمودیان ما را به یاد اعتراض بازرگان در مورد نحوه برخورد با ژنرالها و هویدا نخست وزیر پهلوی می اندازد که تقاضا داشت با آنان رفتار شرعی قانونی انجام بگیرد. محمودیان را باید افشاگر کهریزک نامید. اما افشاگری که برای حفظ کرامت انسانی تلاش می کند به فکر انتقام نیست. محمودیان این تیزبینی را داشت که سال های قبل بگوید که این برخورد با متهمان ویژه زمینه برخورد با متهمان سیاسی را فراهم می کند.

محمودیان این جوان پرشور اما صبور، دقیق و اصلاح طلب مدتی در بند 209 زندان اوین است. بی گمان حق او زندان ماندن نیست. اگر چه تا زمانی که عاملان حوادث بازداشتگاه کهریزک محاکمه علنی نشوند امثال محمودیان باید زیرفشار باشند. چه در زندان و چه در بیرون زندان.

محمودیان را باید یک کارشناس تجربی کهریزک دانست که تلاش کرد حتی با مقامات مسوول در مورد پایان دادن به وضعیت بازداشت همکاری انسانی و حقوق بشری داشته باشد. با این وصف این وظیفه همه ما به خصوص اعضای جامعه مدنی و طرفداران حقوق بشر است که کار بزرگ محمودیان را ارج بنهیم.

جای مهدی محمودیان زندان نیست. باید او را تشویق کرد و ارج نهاد تا در راستای مرام سیاسی و فعالیتهای حقوق بشری همچنان فعال بماند و دیگران به راه او بروند.

۲۷ مهر ۸۸