دوشنبه ۳۱ اوت ۲۰۰۹

گزارش تکان‌دهنده موج سبز آزادی درباره یک شهید

منبع: موج سبز آزادی - اطلاعات جدیدی درباره‌ی یک شهید گمنام جنبش سبز از دو روز قبل به «موج سبز آزادی» رسید که در این دو روز جزئیات آن را مورد بررسی قرار دادیم و از صحت آن مطمئن شدیم. این خبر دردناک حاکی از آن است که یک دختر دیگر، همچون «ترانه موسوی»، قربانی جنایت‌پیشگی برخی بسیجیان شده و پس از آن هم جنازه‌ی وی با اسید سوزانده شده و در نهایت بدون حضور خانواده‌اش به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. جالب است؛ تقدیر این بوده که خبر این جنایت، درست در روزی منتشر شود که دولت کودتا نمایش تشکیل کابینه را در دستور کار دارد؛ دولتی که بی‌اغراق با خون‌ریزی و جنایت بر سرکار آمده است.

به گزارش موج سبز آزادی، سعیده پورآقایی (آمایی) دختر جوانی است که اکنون پیکر او در یکی از قبور گمنام قطعه 302 بهشت زهرا دفن شده است. سعیده پورآقایی تنها فرزند جانباز شهید عباس پورآقایی (آمایی) است که در یکی از شب‌های پس از کودتا در حالی که به الله اکبر گفتن شبانه بر پشت بام خانه‌شان در خیابان دولت تهران مشغول بود، از سوی نیروهای لباس شخصی وابسته به بسیج دستگیر شد و پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانه‌های جنوب تهران از سوی مادرش شناسایی شد. اما مسئولان ذی‌ربط از تحویل جنازه به مادرش خودداری کردند و حالا پس از هفته‌ها بی‌خبری خانواده‌اش مطلع شده‌اند او به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.

بر اساس این گزارش، خانواده این شهید جنبش سبز طی هفته‌های اخیر به شدت تحت فشار بودند تا از افشای ماجرا خودداری کنند. اما بالاخره سکوت درباره این ماجرا شکسته شد و ماجرای تاسف‌برانگیز ظلمی که بر این فرزند شهید رفته، از سوی برخی افراد مطلع، شرح داده شده است که «موج سبز آزادی» برای رعایت مسائل امنیتی از ذکر نامشان معذور است.

به گفته‌ی مطلعان، سعیده پورآقایی پس از بازداشت مورد تجاوز وحشیانه قرار گرفته و سپس به قتل رسیده است. متجاوزان جنازه‌ی وی از زانو به بالا در اسید سوزانده‌اند تا آثار این جنایت شنیع به صورت کامل از بین برود. سپس خانواده‌ی وی تحت فشار قرار می‌گیرند تا علت مرگ دخترشان را بیماری شدید کلیوی اعلام کنند.

این موضوع در حالی اتفاق می‌افتد که جنازه‌ی سعیده اساسا به خانواده تحویل نشده است و شنیدن خبر بیماری سعیده موجب تعجب اقوام وی شده است که اطمینان دارند سعیده سابقه‌ی هیچ نوع بیماری نداشته است؛ و همین دروغ بود که در نهایت به افشای ماجرا منجر شد.

گفتنی است مراسم ختم شهید سعیده پورآقایی (آمایی) روز شنبه هفتم شهریور به صورت محدود در مسجد جامع قلهک (محل زندگی وی) برگزار شد و نمایندگانی از جنبش سبز برای همدردی با خانواده داغدار این شهید مظلوم در این مراسم حضور یافتند.

لازم به ذکر است که برخی اطلاعات تازه که به محض تکمیل منتشر خواهد شد، نشان می‌دهد اکثر کسانی که به صورت مخفیانه و بی‌نام و نشان در بهشت زهرا دفن شدند، دخترانی هستند که مورد تجاوز وحشیانه‌ی نیروهای امنیتی و شبه نظامی قرار گرفته‌اند و دفن شبانه و غیرقانونی آن‌ها نیز برای جلوگیری از افشای ابعاد جنایات رخ داده صورت گرفته است.

«موج سبز آزادی» همچنین جدا از این قبرهای بی‌نام و نشان، از وجود یک گور دسته‌جمعی در نزدیکی بهشت زهرا مطلع شده که به محض تایید و دریافت جزئیات بیشتر، این گزارش نیز به اطلاع خوانندگان خواهد رسید.

توضیح من: در خبر دیگری آمده بود که موسوی هم به مراسم ختم سعیده پورآقایی رفته.

حرف‌های کروبی - شنبه

توصیح من: این خبر را اول وب‌سایت سحام نیوز، سایت رسمی حزب کروبی، گذاشته بود. اما بعد از چندین ساعت این خبر را برداشت و یک خبر دیگر گذاشت که جمله مربوط به «روز قدس» را تویش ندارد. اما وقتی این خبر تنظیم شده، یعنی کروبی این حرف‌ها را زده و بعدش در اثر فشاری یا به دلیل مصلحتی خبر را برداشته. من این خبر دوم را می‌آورم چون از خبر اول کامل‌تر است. اما آن جمله مربوط به قدس را هم از قول موج سبز آزادی که همان موقع از قول سحام نیوز خبر اول را کار کرده بود، زیرش می‌گذارم:

منبع: سحام نیوز - مهدی کروبی در جمع اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی که عصر شنبه برگزار شد گفت : " اکنون در شرایط خاصی قرار داریم ولی باید در این شرایط نیز کار تشکیلاتی و حزبی را با جدیت ادامه دهیم و در این راستا باید به برنامه ریزی بپردازیم .

نباید حوادثی که روی داده موجب انفعال شود بلکه باید نشان دهید که مصمم هستید و از میدان بیرون نمی رویم . بنابراین غم توقیف روزنامه و سایت را نخورید بلکه نشان دهید که با اراده به راه خود ادامه می دهید .

در این انتخابات یک سهیمه بندی صورت گرفت و به هر یک از کاندیداها یک میزان رای اختصاص یافت برای احمدی نژاد حدود 25 میلیون، موسوی 13 میلیون و برای بنده 300 هزار رای و برای محسن رضایی نیز میزان رای اختصاص یافت که این سهیمه بندی پیامی داشت، هرچند مسئولانی که چنین برنامه ای را تنظیم کرده بودند به هیچ یک از نتایجی که از ان تقسیم رای مدنظر داشتند نرسیدند و حتی نتیجه ای عکس گرفته شد که بنده در آینده در این باره صحبت خواهم کرد . ولی بنده بدون توجه به این مسائل با قاطعیت به راه خودم ادامه دادم و ما باید در میدان حضور داشته باشیم و نشان دهیم که زنده هستیم .
باید در این دوران سخت پایمردی و ایستادگی کنیم این روزهای سخت هم به زودی می گذرد. اصلا نباید بگوییم که در انتخابات تقلبی صورت گرفته است بلکه باید بگوییم که سهیه بندی شده و بنابر این انتخابات سالم نبوده است.

متاسفانه با این شیوه برخوردی که در پیش گرفته شده است به سمت یک چاه ویل حرکت می کنند و هیچ کس نمی داند که سرانجام به کجا خواهیم رسید. هرچه فکر می کنیم نمی توانیم به تحلیل درستی از اتفاقی که افتاده است برسیم و سرنوشت مشخص نیست ولی من امیدوارم که هر چه است به منافع ملی کشور ضربه ای وارد نشود.
اکنون امکاناتمان بسیار محدود است و بسیار تحت فشار هستیم بسیاری از کسانی که دانشگاهی بودند و یا فعالان سیاسی که از ما حمایت کردند اکنون تحت فشار قرار دارند و در شرایط سختی قرار داریم ولی باید ایستادگی کنیم و تا از آن عبور کنیم .

(با اشاره به نامه به هاشمی رفسنجانی) من هیچ گاه بدون سند حرف نمی زنم و هرگاه حرفی زده ام تا آخر پای آن ایستاده ام و تا جایی که بتوانم از حقوق مردم دفاع می کنم .

در دادگاههای که برگزار شد همه این چهره های سیاسی می گویند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجی ها در حوادث پس از آن دخالت داشتند من نمی دانم که این حرف ها در چه شرایطی مطرح می شود ولی من می خواهم این را بگویم هنگامی که فردی از درون زندان ودر شرایط خاص بگوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد .

شما که مدام می گویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار می کنند پس دیگر ترس شما از چیست . اگر شما به گفته های خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامه ای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال های خود را برای اینکه تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آن گاه از طرف ما هم دو نفر می آیند و استدلال های خود را مطرح می کنند و شما که معتقدید مردم خود می فهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد .

شما که معتقدید انتخابات سالم برگزار شده و مردم نیز حدود 25 میلیون به یک کاندیدا رای داده اند و مدام این را برای مردم تکرار می کنید پس چرا از چنین اقدامی می ترسید ، به نظر می رسد که شما بهتر می دانید که مردم حرف هایتان را مبنی بر سالم بودن انتخابات قبول ندارند و پیش بینی می کنید که قضاوتشان متفاوت از آنچه است که شما می خواهید. اگرمعتقد هستید که مردم پشتیبان شما هستند پس چرا هر کجا که برنامه ای حتی برای فاتحه ای برگزار می شود مجموعه عظیمی از نیروهای امنیتی و انتظامی سپر به دست در آنجا به حالت آماده باش می ایستند !؟

این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می شود نشان دهنده ضعف جناح رقیب است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می کنیم و مصمم و با اراده به حرکت در مسیر اصلاحات ادامه می دهیم .

به مانند همیشه این روزهای سخت نیز می گذرد و دوباره روزنامه و سایت هم فعال خواهند شد . بنابراین شما باید با اراده و مصمم به راه خود ادامه دهید و با برنامه ریزی با جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود بپردازید .

برخی روزنامه ها مطالبی را درباره آقای قوچانی نوشتند که یکی از روزنامه ها نیز با آب و تاب نوشته بود که قوچانی گفته بروید و کروبی را بازداشت کنید من در این باره توضیحاتی دارم . آقای قوچانی سردبیر روزنامه توقیف شده اعتمادملی است و کارمند ، مشاور و همکار من می باشد که به علت نامه ای که من نوشتم او را بی دلیل بازداشت و اکنون نیز بی جهت او را نگه داشته اند .

من نامه ای را نوشتم و بنابر اینکه آقای قوچانی مشاور مطبوعاتی بنده و سردبیر روزنامه اعتمادملی است به ایشان دادم تا آن را برای حروف چینی و ویراستاری به روزنامه ببرد و از آنجا که اعتمادملی روزنامه بنده است این امری طبیعی است . همان شب ایشان نامه را قبل از آنکه منتشر شود تلفنی با بنده هماهنگ کرد و به نظر من برای آنکه امضای بنده پای نامه است قوچانی مسئولیتی نسبت به مطالبی که در نامه آمده بود و ایشان تنها آن را ویراستاری کرد ندارد ولیکن همان شب او را به دلیل همین نامه بازداشت کردند.

من بارها به مسئولان قضایی گفته ام که بازداشت ایشان بی دلیل بوده و البته مسئولان نیز مدتی است که حکم آزادی ایشان را با قرار وثیقه صادر کرده اند ولی یکی از مسئولان وقت از آزادی ایشان ممانعت کردند و او را بی دلیل نگه داشته اند که امیدوارم با مساعدت مسئولان قضایی وی را هرچه سریعتر آزاد کنند .

خود محمد قوچانی نیز در آخرین ملاقاتی که با همسرش داشته اظهار کرده که انتظارش این بود که آزاد شود و افطار را نزد خانواده اش باشد ولیکن یکی از مسئولان قضایی وقت مانع از اجرای حکم صادر شده برای وی شد .

منبع: موج سبز آزادی - "شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می‏شوید که مردم از چه فکر و اندیشه‏ای حمایت می‏کنند، زیرا مردم به قول شما خودشان می‏فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می‏کنند. این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می‏شود نشان‏دهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می‏کنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه می‏دهیم."

یکشنبه ۳۰ اوت ۲۰۰۹

مرتضوی ترفیع گرفته یا تنزل مقام؟

نعمت احمدی و صالح نیکبخت، دو وکیل دادگستری، امروز به تلویزیون بی‌بی‌سی گفتند که پست جدید سعید مرتضوی (معاون دادستان کل کشور) قطعاً پایین‌تر از پست قبلی‌اش (دادستان تهران) است.

نعمت احمدی گفت دادستان تهران از نظر قانونی عملاً قدرتمندترین شخص در قوه قضائیه است. چون می‌تواند همه کسانی را که در تهران زندگی می‌کنند بهدادگاه احضار کند و یا حکم بازداتشان را صادر کند. و خب می‌دانیم که اکثر سیاستمداران و روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی ایرانی در تهران زندگی می‌کنند. در حالی که در قانون اختیارات چندانی برای دادستان کل کشور تعیین نشده و معاونش که دیگر هیچ.

صالح نیکبخت هم همین‌ها را گفت و تأکید کرد که دادتسان کل کشور شش معاون دارد که هیچ کدام اختیارات چندانی ندارند و این پست جدید مرتضوی، بیشتر یک پست اداری است.

لابته این را هم من می‌گویم که با این‌که به نظر من هم لاریجانی قصد داشته مرتضوی را تنزل مقام دهد، اما این‌که در نهایت تا چه حد موفق باشد خدا می‌داند. قاعدتاً کسانی که تا بحال قدرت تقریباً نامحدود به این «قاضی جوان و شجاع» داده بودند، به این راحتی بی‌خیال نخواهند شد و شاید کم‌کم ظرفیت‌های مغفول معاون دادستان کل کشور در قانون کشف شود. البته خدا نکند.

مرتضوی معاون دادستان کل کشور شد

صادق لاریجانی، سعید مرتضوی را به معاونت دادستان کل کشور (محسنی اژه‌ای) منصوب کرد.

هفت سالگی

آق‌بهمن چند روز پیش هفت ساله شد و به قول نظامی گنجوری، «چون گل به چمن حواله». اوایل شهریور ۸۱ شروع کردم به نوشتنش. در این هفت سال، آق‌بهمن واقعاً بخش مهمی از هویت من شده که نمی‌دانم اگر روزی به هر دلیلی قرار باشد که نباشد، با جای خالی گنده‌اش چه کنم.

فعلاً که هست، حالش را می‌بریم.

گزارشی از شب جمعه دم اوین

یکی از بچه‌ها که شب جمعه رفته دم اوین (و من نمی‌شناختمش) برایم این متن را فرستاد. ناشناس نایب‌الزیاره شده بود. دمش گرم. گفتم شما هم بخوانید:

آدم هر لحظه جایی هست که لازم است ، و هزار جای دیگری نیست...
محمد این بار مینویسد نه بخاطر رسالت ریپپورتری اش که برای دل خودش ، که اوین یادش بماند :

0- کاش نادر می آمد که به آن متنش دو سه خط اضافه میکرد ، که شب های رمضان آدمهایی که باعث آخرین گلوله ها بودند چطور میگذرد. کاش می آمد می نوشت که چطور آدم ها میرسیدند ، صندوق عقب را باز میکردند ، هر چه داشتند کم یا زیاد را تعارف میکردند ، خوش و بش میکردند. آخرین شنیده ها را شر میکردند. دست شان را به احترام جمع بالا می بردند و خداحافظ.

1- دختری از جمع ِ صمیمی طاقت اش تمام شد ، فریاد زد .... مکث ، سکوت
مثل همیشه به هم نگاه کردیم و به دختری که داشت با دست به جمع نشان میداد ، دیدی کسی جواب نداد . ئه سرین بود یا جودی یا هر کی ، داد از بیدادش بلند شد .. و نیم ساعت بعد گذشت به این که :
خدا بزرگ است ، خیلی بزرگ ...

2- دروغ نمیگویم. به من سخت گذشت که آنجا دور از خانوده ام ، داشتم افطار میکردم
منی که در جمع و کنار دوستانم ایستاده بودم ، منی که دو ساعت بعد توی خانه ولو شدم ، منی که شب توی جای خودم می خوابم ، منی که الان دارم مینویسم .... به شماها چه میگذرد آنجا ؟

3- هیچ کس چیزی نمیخورد. یکی آش تعارف میکرد ، یکی هندوانه بریده بود ، یکی شیر آورده بود ، یکی لقمه درست کرده بود با سنگک و پنیر ولی انگار چیزی کم بود ، من نگاهم خشک شده بود به
نوید که سیگار پشت سیگار روشن میکرد ... از گلویمان چیزی پائین نمیرفت... ای داد.

4- صمیمی ها آمدند ، صمیمی ِ پدر آمد سلام گفت . رفت نماز خواند. نشست افطار کرد. آمد تشکر کرد . رفت .... نمونه همه خانواد های داغ داری که عزیزشان در بند هست . دل گرمی که نگار میگفت یه همچین چیزی بود.. کوتاه ، ساده ، صمیمی .

5- آدم ها ساکتند ، هر کس کناری یا چیزی زیر لب زمزمه میکند یا نگاهش به جایی خیره . بعد در این جمع ِ پراکنده دو بچه هم هستند. یکی نشسته روی زمین ، یکی هم مازیار ِ هرمس
می گذارندشان روبروی هم ، عاشق این صحنه ام ولی هنوز نمیدانم این یک وظیفه پدر مادر ی ست و یا قانونی نانوشته . انها با کمترین دیالوگ با نگاه ، نشانه و با صداهایی نا مفهوم معاشرت میکنند . خیره میشوند بهم و پس از چند ثانیه دست یکی شان میرود طرف دیگری . معمولن هم یکی بزرگ تر است و حس محبت بیشتری دارد . مازیار بزرگ تر است ، خوب آموخته که قانون نفوذ در کوچک ترها ، محبت هست و تمام. دست میکشد به سر بچه. بعد یادم میافتد این ها چیزهایی هست که آدمها یادشان میرود ، اینطور نیست که همین بشود مانیفست رفتارشان... چه حیف!

6- راستش ، من دیگر آدمی نبودم که فریاد بزنم ، که جمع را همراهی کنم . که بگویم به امید پیروزی اما آنها که به اوین میایند هنوز امیدوارند . بروید ببینیدشان که چطور با نیت می آیند. از آنها که آش دادند و رفتند تا مادر ودختری که ماشین را گوشه ای پارک کردند ، سینی را آرام بیرون آوردند. هندوانه بریدند و حتی آن خانم کهنسالی که نفهمیدم راهش را از مسجد کج کرد و همه ی حلواهای نذری را جلوی ما گرفت یا اینکه صبر میکند الله اکبر که تمام شد از خانه میزند بیرون .

7- هفت عدد مقدسی ست. همه میدانیم. هفت را میگذارم برای همه آنچه که نتوانستم بنویسم ولی در ذهنم حک شد . هفت را میگذارم برای همه آنها که دل شان با ما بود و خودشان یک جای دیگر . هفت را میگذارم برای روزی که دوباره حیدرنیائی ، جایی جمع شدیم. حجاریان هم بیاید . هفت را میگذارم که سر بسته و سریع بگویم، حیف که نبودی نیاز . دنیا اگر آنقدر بزرگ نیست که یادمان برود سختی و رنج اش را ، گودر آنقدر بزرگ و پهن و عمیق هست که جا دارد برای فراموشی همه چیز و فقط یادآوری خاطره ها و شوخی ها.

پ.ن : گمان نکنید که بچه ها از گهرفشانی به دور بودند، من ننوشتم ال اقتضای متن. اوه اوه!

شنبه ۲۹ اوت ۲۰۰۹

نامه کروبی به صادق لاریجانی - شنبه

باسمه تعالی

رئیس محترم قوه قضائيه
حضرت آيت‌الله صادق لاريجانی(دامت برکاته)

با سلام و تحيت و تبريک انتصاب جناب‌عالی به سمت ریاست خطیر قوه قضائيه و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات آن‌جناب در ماه پر برکت رمضان.

از خداوند بزرگ برايتان در اين مسؤوليت جديد و قرار گرفتن در مسندی که به موجب طبع اوليه، جايگاه انبيای الهی و اوصيای ايشان برای اجرای عدالت و احقاق حق است، آرزوی توفيق دارم.

امیدوارم که آن محقق فرزانه و تربيت يافته بيت فقاهت و مرجعیت و تقوی با ابتکار و نوآوری مبتنی بر آموزه‌‌های غنی اسلام و درک دقيق شرايط زمان و مکان و بذل مساعی جميله جهت حفظ و تقويت استقلال عدالتخانه، گامی بلند در راستای تحقق عدالت به عنوان هدف غايی اديان الهی و تضمين حقوق آحاد مردم و تحکيم اساسی ملک بردارند و کارآمدی احکام نورانی اسلام ناب محمدی و تربيت‌يافتگان آن حکمت را به اثبات برسانند.

در ادامه خاطر مبارک را مستحضر می‌دارم که در جريان انتخابات با شکوه و افتخارآفرين اخیر ملت بزرگ ايران و متعاقب آن، متأسفانه رفتارها و حوادث و ماجراهای تلخ و سنگينی از ناحيه برخی افراد غيرمسؤول و نيروهای خودسر و افراطی داغ‌تر از آش و صد البته با سوءاستفاده از خطاها و اشتباهات بعضی از مسؤولان و مراجع قانونی و در باغ سبزی که باز شده بود بر نظام و جامعه تحميل و خسارات جبران‌ناپذيری بر ملک و ملت وارد شد که موجبات خدشه‌دار شدن حيثيت نظام و ورود آسيب به باور عمومی را فراهم آورد و با کمال تأسف در 30 سالگی انقلاب اسلامی که باید شاهد به ثمر رسیدن آرمان‌های بزرگ انقلاب اسلامی بعد از گذشت سه دهه از ایثار و فداکاری ملت شریف و عزیز ایران می‌بودیم، همگان دیدیم که چگونه برخی از نیروهای متجاسر به صورت سازمان‌یافته علاوه بر ايجاد رعب و وحشت و ضرب و جرح گسترده مردم عمدتا بی‌گناه در کوی دانشگاه، مجتمع سبحان، خيابان‌های تهران و برخی شهرستان‌ها و بازداشت‌های فله‌ای و غيرقانونی و نگهداری فرزندان عزیز اين آب و خاک در محل‌ها و اماکن مخوف و نامناسب، هزاران نفر را در معرض شکنجه و آزارهای سخت و غيرقابل جبران قرار دادند که در موارد عديده‌ای، منتهی به شهادت و نقص عضو و معلوليت پيشرفته وسنگين شد و تئوری «النصر بالرعب» برخی از تئوریسین های خشونت به منصه ظهور رسید و از این طریق فضای حاکمیت رعب و وحشت، نه تنها برای افراد گرفتار و خانواده‌ها و نزديکان، بلکه به نحوی برای کل جامعه فراهم آمد.

البته بلند شدن فریاد مظلومان و انعکاس وسیع این بی‌عدالتی‌ها در جهان، بعضا واکنش تند برخی از مقامات ارشد نظام و مطالبه جبران خسارت‌ها و ضرورت ترمیم آسیب‌های وارده به اعتماد عمومی را به دنبال داشت، ولی با کمال تأسف علی‌رغم این واکنش‌ها و پيگيری آيت‌الله شاهرودی رئیس محترم وقت قوه قضائيه و نيز اقدامات خوب رئیس مجلس شورای اسلامی و جمعی از نمايندگان مجلس، هنوز که هنوز است، اين اوضاع آشفته به سامان نرسيده و تا کنون هم سرنوشت برخی بازداشت‌شدگان که شبانه از خانه خود ربوده و يا به طور غافلگيرانه در خيابان بازداشت شده‌اند، نامعلوم است و هنوز هم ستادی کارآمد و پاسخگو که در قبال حال و روز بازداشت شدگان و مراجع مختلف، طرف حساب داغ‌دیدگان و آسیب‌دیدگان و زندانيان و ... باشد وجود ندارد.

هنوز هیچ‌گونه اقدام مورد قبول ملت در خصوص سوله‌های کهريزک و بازداشتگاه‌های غیرقانونی محتمل دیگر و مجازات خاطیان و متعدیان به حقوق ملت، توسط دست‌اندرکاران این بازداشتگاه‌ها به اطلاع مردم نرسیده است.

بدون تردید، عمده رفتارهای انجام شده با فرزندان ایران عزیز، نه تنها بر اساس اصول حقوق بشر مورد ادعای غرب، بلکه بر اساس موازین فقه اسلامی، قوانين و مقررات و آیين‌نامه‌های حاکم در نظام قضایی کشور جرم و خلاف محسوب می‌شوند و متعدیان از این موازین و مقررات ، ضامن می‌باشند و در هر لباس و مقامی باید به مجازات برسند.

جناب آقای لاریجانی

حضرت‌عالی واقفید که در بسیاری از موارد حقوق افراد و گروه‌ها و احزاب و ... با زير پا گذاشتن قوانين و مقررات و حقوق قانونی متهم از قبيل برخورداری از حق جلب و احضار به وسيله قاضی و احضار در ساعات روز و تفهيم اتهام در مدت معين و صدور قرار مناسب و حق استفاده از وکيل و تشکيل دادگاه با حضور هيأت منصفه تضییع شده و نمونه‌هايی از دادگاه‌های هيأتی و شبيه کشتی نوح برگزار و با ابتکاری جديد و خلاف مقررات و رویه قضایی، تحت‌عنوان کيفرخواست عمومی و تحميل لباس خاص و احضار افراد شناخته شده با دمپايی به قصد تحقير آنان در دادگاه و متعاقبا وادار کردن آنان به سخنرانی‌ و نه دفاع از خود، ضربه‌ای سنگین به قضای اسلامی وارد شد، به طوری‌که برخی از بزرگان از این قضاوت‌ها به «وهن قضای اسلامی» تعبیر کردند.

جناب آقای لاریجانی

همان‌طوری که مستحضرید این‌جانب پس از حوادث دلخراش انتخابات و گذشته از مصاحبه ها و بیانیه های خود، نامه‌هايی را در باره مظالم روی داده برای رفع نگرانی ها و دفاع از حقوق مردم ، خدمت مسؤولان محترم کشور از جمله آيت‌الله هاشمی شاهرودی رئیس محترم وقت قوه قضائيه، حجت‌الاسلام‌والمسلمين محسنی‌اژه‌ای وزير محترم وقت اطلاعات، جناب آقای هاشمی رفسنجانی رئیس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری و دکتر لاريجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی، ارسال کرده و خواستار بررسی و رسيدگی عاجل به تخلفات صورت گرفته شده‌ام حتی شفاهاً گفتگوهایی با مسئولین قضایی از جمله برادر بسیار ارجمند و دلسوز حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دری نجف آبادی دادستان سابق کل کشور و مشاور عالی جنابعالی داشتم که ایشان انصافاً با جدیت و دلسوزی ِتمام ، موضوع را پیگیری نمودند. اکنون نیز آمادگی خود را برای ديدار با شما و ارائه بخشی از مستندات و معرفی برخی از افراد آسیب‌دیده را به حضورتان در هر زمان و مکانی که صلاح بدانيد اعلام مي‌دارم، مشروط به تمهيد مقدمات مناسب و تضمين امنيت خواهان‌ها و با اميد به احقاق حق و برخورد قانونی با خوانده‌ها در هر پست و مقام در صورت اثبات جرایم آن‌ها و با اطمينان از اين‌که ترازوی عدالت ، مخصوص ضعيفان نيست و در برابر صاحبان قدرت از کار نمی‌افتد.

اکنون این آخرين نامه‌ای است که برای دادخواهی از جانب کسانی که بناحق در حوادث پس از انتخابات مورد ظلم و ستم واقع شده‌اند، به حضور جناب‌عالی ارسال می‌دارم و اميدوارم که در طلیعه حضور شما بر مسند ریاست قوه قضائیه، شاهد اجرای عدالت باشيم و دیگر نیازی به این نباشد که مردم بزرگوار و رنج‌دیده ایران به صورت مستقیم مورد خطاب واقع شوند و موجبات تکدرخاطر و ناراحتی آنان بیش از این فراهم آید.

ضمنا به استحضار می‌رسانم، اخیرا در جلسه‌ای صميمی و راهگشا با حضور اعضای محترم کميته حقيقت‌ياب مجلس در دفتر اين‌جانب که انصافا با هوشياری و دقت لازم و دل‌سوزانه امور را پيگيری می‌کردند، بخشی از مستندات جرایم روی داده را به اطلاع آنان رساندم که موجب تنویر افکار و اظهار تاسف شدید آنان شد. حتی اظهارات یکی از افرادی که بنا به گفته خود ، متاسفانه مورد تجاوز قرار گرفته بود را قرائت و تقدیم آن کمیته نمودم که در آن ، گزارش برخورد یکی از مسئولان قضایی مشاهده می شد که از یک شیوه معمول و مرسوم قضایی جهت کشف حقیقت برخوردار نبود و عبارات تهدید آمیزی از سوی آن مسئول بکار رفته بود بگونه ای که اینطور به نظر می رسید ، علیه فرد آسیب دیده و له عده ای دیگر رفتار نموده و حتی فرد آسیب دیده را متهم کرده که « تو را تطمیع کرده اند» . در پایان جلسه ، اعلام آمادگی نمودم که در صورت نیاز ، اشخاص آسیب دیده را به این کمیته معرفی نمایم به شرطی که امنیت لازم برای این افراد فراهم آید تا بتوانند اظهارات خود را بدون ترس بیان نمایند .

اگر چه این نشست دارای ظرفيت همکاری، بررسی و حقيقت‌يابی مسائل تلخ پيش آمده پس از انتخابات را دارا بود ولی برای به ثمر نشستن این تلاش‌ها از جناب‌عالی انتظار می‌رود که شرایط لازم را جهت ادامه راه خطير اين کميته به نحوی فراهم آورید که اعضای محترم آن بتوانند آزادانه و با حفظ اصل بی‌طرفی سياسی مسائل را پیگیری نمایند . چرا که فشارهای سیاسی که به برخی از این افراد وارد می شود موجب شده که صحبت ها و موضع گیری های متفاوت و بعضاً مغایر با یکدیگر داشته باشند.

امیرالمؤمنین علی(ع) در فرمان حكومتي خويش به مالك اشتر فرمود: «فانى سمعت رسول‌الله(ص) یقول فى‌غیر موطن: «لن تقدس امه لایؤ خذ للضعیف فیها حقه من‌القوى غیرمتعتع‏؛ من در موقعیت‌های مختلف و به طور مکرر از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: هر گز به سعادت و خوشبختى نرسد ملتى که در آن حق ضعیف از قوی با صراحت و بدون لکنت زبان گرفته نشود».(1)

در پایان از جناب‌عالی می‌خواهم که با تذکر به برخی از مسؤولان قضايی و نیروهایی که با دخالت غیرقانونی در امر قضا، استقلال قوه قضائیه را مخدوش می‌کنند اهميت موضوع را تفهيم و با اخطار جدی، آنان را از ايجاد رعب و وحشت در شاکیان برای پاک کردن صورت مسأله منع کنید؛ چرا که همگان می‌دانيم بدن سالم، غذای فاسد را پس می‌زند و از این طریق، خود را از خطر می‌رهاند. از این‌رو، نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز که برآمده از تلاش‌ها و مبارزات تاریخی ملت بزرگ ایران و شهدای به خون خفته این دیار می‌باشد می‌باید بدون واهمه، افراد آلوده و فاسد را حذف و متخلفان و متعدیان به حقوق مردم را به سزای اعمالشان برساند و از این طریق موجبات پالايش درونی خویش و اصلاح ساختار خود را فراهم سازد.

والسلام
مهدی کروبی
۷ شهریور ۸۸

1. نهج‌البلاغه صبحى‌صالح، نامه‏53.

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب درباره دادگاه

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ (نحل: 127- 128)
پایداری كن، كه پایداری تو جز به توفيق خدا نيست و بر ايشان محزون مباش و از مكرشان دلتنگى منماى، زيرا خدا با كسانى است كه تقوا می ورزند و نيكى مى‏كنند.

ملت شریف ایران

چند روز قبل شاهد نمایش چهارمین قسمت از سریال اعتراف گیری معترضان و منتقدان به برگزاری انتخابات رسوای ریاست جمهوری دهم بودیم.

در این نمایش که به هر چیزی جز دادگاه شباهت داشت، چهره های مبارز و خدوم انقلاب و نظام ، فعالان مشهور حزبی و سیاسی منتقد و شخصیت های محبوب مردمی پس از هفتاد روز حبس انفرادی و شکنجه روحی و نگهداری در شرایط نامعلوم به اتهامات موهوم و غیر مستند نظیر تلاش برای براندازی نظام، ارتباط با بیگانگان و اقدام به کودتای مخملی و مشارکت در تخريب و احراق اموال دولتي، عمومي و خصوصي ... محاکمه و مجبور به اعتراف شدند تا وعده آقای احمدی نژاد پیش از برگزاری مراسم تحلیف مبنی بر این که سر مخالفان را به سقف خواهیم کوبید محقق شود.

در این به اصطلاح دادگاه کسانی که صداقت و وفاداری خود را به انقلاب و امام طی سالها مبارزه علیه نظام پهلوی و تحمل شکنجه در زندان های شاه و سال ها مبارزه و تلاش و مجاهدت در عرصه های مختلف در دوران پس از انقلاب از جمله سال ها حضور قهرمانانه در جبهه های جنگ تحمیلی به اثبات رسانده اند، توسط کسانی محاکمه می شوند که سابقه حضور آنان در انقلاب و نظام به زحمت به یک دهه می رسد و هیچ نسبتی با امام و انقلاب نداشته اند. از این رو آن چه امروز در این به اصطلاح دادگاه و تبلیغات سازمان یافته گسترده پیرامون آن در صدا و سیما، رسانه های وابسته به اقتدارگرایان حاکم و منابر جمعه و جماعات شاهد آن هستیم، تصفیه صادق ترین و وفادارترین کادرها و نیروهای انقلاب و نظام از خاتمی و هاشمی و موسوی و کروبی گرفته تا بهزاد نبوی و مصطفي تاج زاده و سعید حجاریان و محسن میردامادی و محسن امین زاده و فیض الله عرب سرخی و صادق نوروزی و عبدالله رمضان زاده و محسن صفایی فراهانی و ... است و این چیزی جز کودتایی آشکار علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و استحاله انقلاب و آرمان های آن نیست. از این منظر می توان مشابهت این دادگاه را با دادگاه های استالین که طی آن کادرهای انقلاب مجبور به اعتراف می شدند و به داشتن تمایلات بورژوازی و وابستگی به امپریالیسم آمریکا وخیانت به استالین اقرار می کردند، مشاهده کرد.

رسواتر از همه ادعانامه دادستان در این به اصطلاح دادگاه است که شباهت آشکار آن به ادبیات روزنامه کیهان و سرمقاله های سیاسی روزنامه های حامی دولت ماهیت این محاکمات را آشکار می سازد. ادعانامه ای که سراسر ادعاهای کذب و افترا و تهمت است و تنها سند قابل ارائه در آن وصیت نامه مرحوم لاجوردی عضو حزب هیئت مؤتلفه است که خداوند از سر تقصیراتش از جمله متهم کردن مخالفان سیاسی اش به نفاق بگذرد.

آن چه امروز شاهد آن هستیم صحنه غریب و غمباری است که طی آن حاصل مبارزات و مجاهدت های یک ملت سخاوتمندانه به باد داده می شود. طنز تلخ این صحنه جانکاه آن است که یاران و حامیان کسی که تمام گذشته و تاریخ انقلاب را انحراف می داند و به نام رئیس جمهور از رسانه ملی، جمهوری اسلامی ایران را آشکارا به اقدامات ماجراجویانه در دهه شصت و عامل و مقصر در اختلاف و قطع رابطه با کشورهای مختلف از جمله عربستان معرفی می کند، امروز یاران صدیق انقلاب و امام را به اتهام اقدام عليه امنيت کشور و... محاکمه می کنند.

به راستی کدام اقدام علیه نظام و انقلاب خطرناک تر و مؤثرتر از برگزاری دادگاهی است که همچون دادگاه های تفتیش عقاید قرون وسطی، شریف ترین فرزندان این ملت و دلسوزترین فرهیختگان این کشور در آن مجبور به اعتراف های مضحک و نمایشی باشند. از این منظر اعتراف های سعید حجاریان این مرغ نیم بسمل اصلاحات آن هم پس از هفتاد روز زندان انفرادی لکه سیاهی بر دامان قوه قضائیه این کشور خواهد بود که با آب زمزم هم پاک نخواهد شد. سعید حجاریان با محور قرار دادن تحلیلی نظری در اعتراف خود و پس گرفتن الگوی رژیم سلطانی در مورد نظام ایران در پی آن چه که تأملات خود در زندان نامید، علناً به همگان اعلام کرد که به خاطر داشتن یک تحلیل نظری مورد تفتیش عقاید و محاکمه قرار گرفته و مجبور به اعلام برائت از آن شده است. او با زیرکی خاصی که همیشه در وی سراغ داشته ایم و با استفاده از بیگانگی بازجویان و طراحان و برگزار کنندگان دادگاه با مباحث نظری، با این اعتراف مضحک ماهیت این دادگاه را برملا کرد و به همگان نشان داد که اگر در دادگاه های قرون وسطی افرادی به اتهام عقاید دینی مخالف کلیسا محاکمه می شدند، امروز در این دادگاه و در جمهوری اسلامی او و امثال او به علت داشتن دیدگاه ها و تحلیل سیاسی متفاوت محاکمه می شوند. از این روست که معتقدیم این دادگاه وهن آشکار نظام است و تصویری استبدادی و ناقض آزادی اندیشه و بیان از جمهوری اسلامی ایران ترسیم می کند.

مضحک ترین بخش ادعانامه این دادگاه، حملات و تبلیغاتی سیاسی علیه احزاب و تشکل های اصلاح طلب و در رأس آن ها سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و جبهه مشارکت ایران اسلامی بود. اختصاص بخش قابل توجهی از ادعانامه دادستان به اتهامات سخیف علیه این دو تشکل سیاسی اصلاح طلب و پرطرفدار به عنوان دو شخصیت حقوقی و در خواست انحلال آن ها، آن هم در دادگاهی که با عنوان رسیدگی به اتهامات اشخاص حقیقی تشکیل شده است، دم خروس دیگری است که از ماهیت واقعی این دادگاه و نیات برگزار کنندگان آن پرده بر می دارد و نشان می دهد که هدف اصلی این دادگاه زمینه سازی تبلیغاتی سیاسی برای اجرای مرحله دیگری از کودتا علیه جمهوری اسلامی ایران. مرحله ای که با انحلال احزاب اصلاح طلب حوزه آزادی های سیاسی محدود تر و رقابت سیاسی عملاً به نمایش رقابت تشکل ها و باندهای اقتدارگرا منحصر گردد. اخطار کمیسیون ماده 10 احزاب به سازمان و مشارکت یکی دو روز پیش از تشکیل دادگاه و اقدام صدا و سیمای اقتدارگرایان در برگزاری میزگردهای نمایشی علیه سازمان و جبهه مشارکت بلافاصله پس از جلسه دادگاه دم خروس این حرکت سازمانیافته را آشکارتر از آن ساخته است که بتوان کتمان کرد واقعاً اگر طراحان این سناریوی رسوا اندک شعوری برای ملت قائل بودند تا این حد سخیف و مفتضح عمل نمی کردند.

تهی بودن دست نویسندگان بیانیه سیاسی دادستان را می توان از مستنداتی که در اثبات انحراف و اتهام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ارائه می دهد دریافت. استناد به یادداشت برادر بهزاد نبوی درهامش پیش نویس یکی از قطعنامه های سازمان که بیانگر اوج التزام و پایبندی او به انقلاب و نظام است، به عنوان دلیلی بر انحراف و نفاق سازمان، نشان می دهد که طراحان سناریو برای ادامه این نمایش تا چه حد تنک مایه و تهی دستند. به راستی که وارونه نمایی حقایق و معرفی وفاداری و صداقت به عنوان خیانت و نفاق تنها از عهده کذابان هتاکی ساخته است که در این کشور به تجسم دروغ و بی صداقتی شهره گشته اند و برای حفظ موقعیت و قدرت خود دین و مقدسات و عرض و آبروی انسان ها را به سادگی هرچه تمام تر به بازی می گیرند.

ما نگران تلاش های مذبوحانه مذکور علیه سازمان نیستیم و نظیر این نمایش ها و تبلیغات رسوا را پیش از این بارها تجربه کرده ایم. آن چه تا کنون بقای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران را در برابر نقشه ها و توطئه های اقتدارگرایان تضمین کرده است سابقه درخشان و پرافتخار بیش از چهار دهه مبارزه و مجاهدت اعضای آن و تلاش خالصانه و بدون چشمداشت سازمان در دفاع از آرمان های انقلاب و امام و خدمات ارزشمند و بی نظیر آن در راه استواری نظام جمهوری اسلامی و مقابله بی امان آن با تفکرات و جریان های استبدادطلب و متحجری است که منفور و مطرود امام بودند و امروز نقاب دفاع از انقلاب و امام بر چهره زده اند.

ما نگران نتایج فاجعه بار و غیر قابل جبران خط توطئه و کودتایی هستیم که از انتخابات اخیر آغاز شد و با دستگیری شریف ترین و صادق ترین چهره های نخبه سیاسی این کشور ادامه یافت و آن جنایات شرارت بار را در زندان ها آفرید و امروز محاکمه و اعتراف گیری های رسوا را که مصداق آشکار تبلیغ علیه نظام و منافع و مصالح آن است، سامان می دهد.

از این رو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن دادگاه منتقدان و معترضان به دولت و برگزاری انتخابات غیر قانونی و اصرار و پای فشاری بر آزادی هر چه سریعتر متهمان بیگناه در بند، اعلام می دارد برگزار کنندگان این دادگاه که یادآور محاکم تفتیش عقاید قرون وسطی و دادگاه های استالین است، باید به اتهام تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و اقدام علیه منافع و مصالح ملی نظام محاکمه شوند. سازمان همچنین اقدام صدا و سیمای ارگان باند اقتدارگرایان حاکم را به خاطر پخش غیر قانونی اهانت ها و اتهام های اثبات نشده در دادگاه علیه شخصیت های حقیقی و حقوقی از جمله سازمان را محکوم کرده و اقدامات قضایی لازم را در این زمینه علیه سرپرست صدا و سیما به عمل خواهد آورد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۶ شهریور ۸۸

سعید مرتضوی از دادستانی تهران برکنار شد

صادق لاریجانی، رئیس جدید قوه قضائیه، سعید مرتضوی را از دادتسانی تهران برکنار و عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان سابق خوزستان را دادستان جدید تهران کرد.

خبر رسمی است و خبرگزاری‌ها داده‌اند.

موسوی و کروبی برای کمک به آسیب‌دیدگان شماره حساب اعلام کردند

منبع: موج سبز آزادی - كميته‌ای که موسوی و کروبی برای پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسيب‌ديدگان حوادث بعد از انتخابات که موسوی و کروبی تشکیل داده‌اند، شماره حسابی اعلام کرده برای جمع کردن كمك‌های نقدی مردم به آسيب‌ديدگان.

عليرضا حسينی بهشتی، از مشاوران نزدیک موسوی و نماینه موسوی در این کمیته، شماره حساب را اعلام کرد: شماره حساب 8007967 بانك ملی شعبه چيذر، به نام "مجتمع نيكوكاری شهيدان رحمانی".

من شخصاً به این کمیته (چون از طرف موسوی و کروبی است) اطمینان دارم. اگر شما هم دارید، جز این‌که خودتان کمک می‌کنید اگر این ور و آن ور هم می‌نشینید به مردم بگویید. یا شماره حساب را همراهتان داشته باشید. یا از مردم دستی پول بگیرید و زحمت بانک ریختنش را بکشید.

شما که توی خیابان‌ها بوده‌اید صحنه‌های باتوم و زنجیر و چوب و حتی قمه زدن آن‌ها را دیده‌اید. آن‌ها که آسیب جدی دیدند و شانس داشتند که زنده بمانند، کاملاً ممکن است توان مالی درمانشان را نداشته باشند. ضمن این‌که این کار از نظر حس همبستگی هم حس خوبی به هر دو طرف می‌دهد. هم کمک‌کننده و هم کمک‌گیرنده.

جمعه ۲۸ اوت ۲۰۰۹

حرف‌های خاتمی در جمع شورای هماهنگی جبهه اصلاحات- جمعه

منبع: وب سایت خاتمی - رئیس جمهور سابق کشورمان با ابراز تاسف از حضور افرادی در مقام دادستان در تریبون مقدس نماز جمعه که خود در پیشگاه وجدان عمومی متهم به خیانت در امانت‌اند و همچنین برگزاری دادگاه‌های کذایی که مورد تائید هیچ یک از علما و نخبگان قرار نگرفته، بر حضور قوی‌تر اصلاح‌طلبان در صحنه و ادامه تلاش بیشتر برای «تغییر» تاکید کرد.

به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، اعضاء شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با رییس جمهور سابق کشورمان دیدار و گفت و گو کردند. در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ‌ضمن تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود.

«لازم می‌دانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاح‌طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.

آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قوی‌تر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.

انقلاب اسلامی‌ایران یکی از مهم‌ترین فرازهای تاریخی ایران زمین است. این انقلاب مایه افتخار ما ایرانیان است، حرکتی مردمی‌ برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پایبندی به موازین دینی با هدایت رهبری بزرگ.

آنچه موجب می‌شود اصلاح‌طلبان قوی‌تر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بی‌اعتقاد به انقلاب و راه امام(ره) و یا افرادی که از انقلاب پشیمان‌اند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاب‌اند، اگرچه در ظاهر خود را انقلابی می‌دانند.

جمهوری اسلامی‌ در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادی‌خواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام(ره) مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار در کنار ارزشهای اسلامی ‌به سرعت نگاه‌ها را به خود معطوف ساخت. آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی‌، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید می‌کند.

امروز باید مصمم‌تر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاح‌طلبی یعنی "تغییر" پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است. مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟

تمامی ‌آنچه امروز نظاره‌گر آن هستیم، انگیزه‌ای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواسته‌های به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهت‌گیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموخته‌ایم.

امروز هم سخن ما این است که شائبه بی‌اثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهم‌ترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام به سرعت ترمیم شود. اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت می‌کند.

بی‌اعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیان‌های هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی‌ زیان‌بار و پرهزینه برای نظام بود.

از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی ‌در ایران، بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه‌های اجتماعی کشور بوده است.

آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده‌اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بی‌اعتنا به رأی مردم و حتی بی‌اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می‌شود؟

تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی‌ دستگاه‌ها و تریبونهای در دست حکومت بر علیه چهره‌های محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی ‌به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصار طلبانه است.

آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاه‌های کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریان‌های مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی‌ مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.

حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه، به اتفاق روند بازداشت‌ها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانواده‌ها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال برده‌اند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چاره‌اندیشی باشد.

جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهره‌های خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روش‌ها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حمله‌ای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفته‌اند.

تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عده‌ای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان می‌شوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی ‌متهم به خیانت در امانت‌اند. مگر همین‌ها نبودند که با گستاخی تمام مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟ و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.

در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخوردها شدم و اینکه جلو با اهانت‌ها، دستگیری‌ها و نگهداری‌های غیرقانونی متهمان و برگزاری دادگاه‌های ناسازگار با موازین را بگیرند، شدم و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسئولیتشان که به اعتقاد من می‌توانستند بسیار پرشکوه‌تر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.

حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس محترم جدید قوه قضائیه است، جلوگیری از سم‌پاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.

نمی‌توان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود.

از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاه‌های علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کننده‌ای است که همگان شاهد آن بوده‌اند از جمله به رگبار بستن مردم در خیابان‌ها، دستگیری‌های خلاف قانون، بازداشتگاه‌های غیر استاندارد، جنایات مسلمی‌که مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمات سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومی‌شده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟!

متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد. رسالت اصلاح‌طلبان و تمامی ‌خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینه‌ای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینه‌ای دریغ نخواهیم کرد تا انشاء‌الله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد.

به صراحت تأکید می‌کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بی‌اساس بزرگ‌ترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.

همواره سخن ما در مجامع بین‌المللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزش‌های انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ‌ایران بود در مقابل سایر جریان‌هایی متحجر، افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود؛ اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشته‌اند؟

ما باید علی‌رغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاح‌طلبان و عقلای منصف از صحنه وارد می‌شود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینه‌ها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم.

انشاء‌الله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»

پنجشنبه ۲۷ اوت ۲۰۰۹

بیست و یکمین سالگرد اعدام‌های ۶۷

آنچه در تابستان ۶۷ در زندان‌های ایران (بخصوص اوین) اتفاق افتاد، در تاریخ معاصر ایران بی‌نظیر بود. کشتن چند هزار نفر آدم در زندان، آن هم طی چند ماه، تا جایی که من می‌دانم در تاریخ معاصر ایران سابقه ندارد. فهرستی که گروه‌های خارج ایران جمع کرده‌اند نزدیک ۵ هزار نفر است. منتظری هم می‌گوید تعداد اعدامی‌ها بین ۲۸۰۰ تا ۳۸۰۰ نفر بوده و تأکید می‌کند رقم دقیق را یادش نیست.

من این‌جا نمی‌خواهم وارد جزئیات بشوم که چرا این اعدام‌ها شروع شد و روند کار چطور بود. یرواند آبراهامیان (مورخ و نویسنده کتاب «ایران بین دو انقلاب») در مقاله‌ای که فکر کنم به مناسبت دهمین سالگرد اعدام‌ها نوشت جزئیات ماجرا را نوشته است. مقاله‌اش طولانی نیست و خواندنش را توصیه می‌کنم. فکر می‌کنم برای کسانی که در کل در جریان ماجرا هستند هم نکات تازه‌ای داشته باشد (اگر لینک مقاله فیلتر است، از این‌جا می‌تواند دانلودش کنید).

در بیشتر موارد جنازه‌ای تحویل خانواده‌ها نشده و محل دفنشان هم اعلام نشده است. چند سال بعد به تدریج معلوم شد که در تهران بیشتر کشته‌شدگان را دسته‌جمعی در قبرستان خاوران در ۲۰ کیلومتری بیرون تهران دفن کرده‌اند. قبرستانی که بخشی از آن قبرستان بهایی‌ها بود. خانواده‌ها مثل همه خانواده‌های دیگر جمعه‌ها می‌روند دیدن عزیزانشان و جمعه آخر سال هم به سنت همه مردم، عده بیشتری می‌آیند. چند صد نفر جمع می‌شوند. سرود می‌خوانند، ساز می‌زنند، شعر می‌خوانند، گپ می‌زنند، آخر سر هم یک دور سرودخوان دور خاوران راه می‌روند و می‌روند خانه‌شان. خاوران در جاده مشهد است و نزدیکش یک بازار گل. برای همین همه سر راه گل می‌خرند و کف خاوران به معنای واقعی کلمه گل‌باران می‌شود (وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی چهار سال پیش گزارشی درباره اعدام‌های ۶۷ و خاوران چاپ کرد. اگر فیلتر است، متنش را این‌جا هم گذاشته‌ام).

من تا وقتی ایران بودم (و در این دو سه سال هم هر وقت که ایران بودم) سعی می‌کردم جمعه آخر سال را بروم خاوران. کاری هم به کارمان نداشتند (البته آن موقع هنوز کودتا نشده بود). برادران با قیافه‌های تابلوشان حضور داشتند. اما کنار می‌ایستادند و کاری به کار کسی نداشتند. یک بار که من ریش داشتم، تا نیم ساعت همه چپ‌چپ نگاهم می‌کردند و فکر می‌کردند من هم برادرم. مجبور بودم هی بروم با آشناها سلام و علیک کنم که مردم بفهمند خودی‌ام.

یک روز دیگر هم در سال هست که عده زیادی می‌آیند و آن هم یکی از جمعه‌های آخر مرداد یا اول شهریور است. چون طبق اطلاعات موجود، شروع یا اوج اعدام‌ها اوایل شهریور بوده. مثلاً امسال قرار است جمعه ۶ شهریور (فردا) بروند خاوران و عده‌ای‌شان اطلاعیه‌ای داده‌اند و از مردم خواسته‌اند آنها هم همراهی‌شان کنند.

بعضی از این خانواده‌ها هر سال در خانه‌شان برای عزیزانشان سالگرد می‌گیرند. تاریخ دقیق کشته شدنشان را که نمی‌دانند، اما از روی شواهد حدسی زده‌اند و همان را مبنا می‌گیرند. مثلاً یکی از آشناهای ما جمعه اول آبان را سالگرد می‌گیرد و من هم هر وقت باشم می‌روم. عده‌ای از دوستان و فامیل و خانواده‌های اعدامی‌های دیگر می‌آیند. بعضی وقت‌ها تا صد نفر هم می‌شوند. آن‌جا هم شعر می‌خوانند و سرود و خاطره از آن عزیز و اگر نامه‌ای از او مانده باشد نامه‌اش را می‌خوانند. از این برنامه‌ها.

البته این‌ها شجاع‌ترهایشان هستند. چون اطلاعات ول‌کنشان نیست. مدام می‌خواهدشان به اداره پیگیری معروف. بخصوص نزدیک سالگردها. منصوره بهکیش که یکی از این عزیز از دست داده‌هاست در یادداشتی که دیروز نوشته کامل این ماجراهای احضارها را توضیح داده که این‌جا گذاشته‌امش.

طولانی شد. بی حرف پیش در یک نوشته دیگر درباره تأثیری که ماجراهای اخیر بر این خانواده‌ها و رابطه‌شان با جامعه می‌گذارد می‌نویسم.

پنجشنبه افطار دم در اوین

توی گوگل ریدر و کامنت‌های این ور و آن ور دیدم که یک عده قرار گذاشته‌اند امشب (پنج‌شنبه شب) بروند دم در اوین و افطار را کنار خانواده‌های زندانی‌ها و نزدیک خود زندانی‌ها باشند. یک نفر نایب‌الزیاره من می‌شود؟

چهارشنبه ۲۶ اوت ۲۰۰۹

نامه یک تازه از زندان آزاد شده به دوستان زندانی‌اش

آری این‌چنین بود برادر

سعید نورمحمدی*

تقدیم به دوستانم که امروز از همه آزادترندو نسلی از شهامتشان خواهد نوشت: شهاب طباطبایی، حمزه غالبی و محمدرضا جلایی پور

امروز دیدمتان؛ چه قدر دلتنگ نگاههای نجیبتان بودم. از زمانی که اسامی حاضرین در دادگاه را خواندند آرام و قرار نداشتم. عکستان را که در دادگاه پشت سر نشسته بودید، دیدم انگار گمشده ام را پیدا کردم. آن بخشی از وجودم را که در اوین باقی مانده بود و نمی دانستم چیست. این چند روز آزادی که ازادی نبود. اگر در 209 جسمم در بند بود اما امروز روحم در بند است و خوش به سعادت شما که روحتان ازاد است.من و سایرین آزاده گی اتان را لابه لای آن همه عطر مسموم دیدیم...

صادقانه بگویم غبطه خوردم به آزادگیتان و حسرت خوردم که چرا امروز در کنار شما نیستم. انگار خدا من را لایق هم نشینی با شما ندانست. امروز به خاطر اعتقادتان محاکمه شدید. تاریخ این دیار از این دست بیدادگاه کم ندیده است..دادگاه مصدق و گلسرخی و...از هیچ کدام از افراد حاضر در آن دادگاهها حتی اسمی باقی نمانده اما تصویر مصدق هنوز که هنوز است نماد آزادگی ایرانیان است به خود ببالید قهرمانان نجیب وطن و که امروز بازجوهایتان هم به شما حسرت می خورند. از اینکه آنچنان رو سپید بودید که هر کسی غیر از شما در آن بیدادگاه سیاه می نمود

شهاب جان

اینجا همه دلتنگ تو هستند. برای تو که برای همه ما به وسعت کلمه برادر بزرگتر بودی. برای تو که هر وقت غمی در دلم می نشست بدون این که به زبان بیاورم از چشمانم می خواندی. برای ما کسی نتوانست جای سنگ صبوری تو را بگیرد. یک بار بازجویم اعتراف جالبی کرد وقتی در مورد فعالیت های جوانان اصلاح طلب ازمن بازجویی می کرد و گفتم در پایان از علاقه اش به کار کردن با جوانان اصلاح طلب خصوصا تو گفت . می گفت اگر معذوریت حضورش در وزارت اطلاعات نبود دلش می خواست برای هر کار غیر دولتی و فرهنگی و سیاسی با آنها از جمله تو کار کند.

حمزه عزیز

در ایام بازداشت فهمیدم تو هم سبز آمدی. طاقت نیاوردی و به جمع دوستان پیوستی. همان موقع نگرانت شدم. چون می شناختمت. تو باید تاوان اعتماد مهندس به جوانان را می دادی و البته اعتماد مهندس به تو.
می دانستم به سیاست ورزی اخلاقی اعتقاد داشتی و وظیفه یک سیاستمدار را تلاش برای کاهش رنج و درد مردم می دانی.. مطمئن بودم اگر به چیزی اعتقاد نداشته باشی ذره ای از اعتقاداتت کوتاه نخواهی آمد. حمزه نازنین خوشا به سعادت جامعه ای که تو سیاستمدارش باشی. و چه تلخ که امروز جز خدا کسی را یارای کاهش درد و رنج تو نیست.چشمانت برق همیشه را نداشت ..برادر چشمهایت برایمان هزار معنا داشت وقتی هیچ دردی جز نادانی مردم غمگینت نمی کرد...

محمدرضای مهربان

مدت کوتاهی دیدمت. انگار نه انگار که اذیتت می کردند. گفتی پیغام دادی که اگر جوانان اصلاح طلب یک سال هم در انفرادی باشند این بند را به جان می خرند تا جمهوریت نظام در بند نباشد. و چه قدر غمگین شدم وقتی از خاطرات دانشگاه آکسفورد و دفاعت در بین داشنجویان ایرانی لندن از جمهوری اسلامی برایم گفتی. کاش می دانستند که را در بند کردند.

دوستان همیشه سرفرازم

امروز اگر دادستان در کیفرخواست ناشیانه از ستادهای انتخابباتی ما به عنوان گروهک های غیر قانونی یاد میکند و دیگر ستادهای فرعی کاندیدای رقیب را قانونی می داند به دلیل تاثیری است که فعالیتهای شما گذاشت. به دلیل اعتباری است که این روزها در بین جوانان و دانشجویان دارید.

نمی دانم این روزها در چه حالید. در سلول انفرادی دستانتان را رو به آسمان گرفتید و تنهایی با او درد دل می گویید یا در سلول 4*3 در بین سایر زندانیان سیاسی در حال دفاع از انقلاب و امام هستید. به حاج حسن آقای خمینی هم پیغام دادم که جوانان اصلاح طلب در بند هنوز به ارمانهایشان ایمان دارند و برخورد بازجویان سبب نشده که اعتقادشان به امام و انقلاب را از دست بدهند و هنوز هم از آرمانهای اصیل انقلاب می گویند.

امروز شما سرفرازید. شنیدم رهبری در جایی گفتند برخی در انتخابات قبول و برخی مردود شده اند. و انصافا چه جمله هوشمندانه ای. امروز خوشحال باشید شما قبول شدگان این آزمونید و دوستان جوان اصولگرایمان مردود این اتفاقات. چرا که شما را می شناختند و این روزها سکوت کردند و البته حتما هم خجلند از آنچه که بزرگانشان با شمایی که می شناسند می کنند.

هر کجا هستید بدانید آینده این مرز و بوم به داشتن شما خواهد بالید.

و در پایان بیتی شعر خطاب به کسانی که چشم وجدانشان را بر عدالت بسته اند:

آنکه او امروز در بند شماست
در غم فردای فرزند شماست

دوست و همراهتان: سعید نورمحمدی

منبع: نوروز

* نورمحمدی از اعضای فعال شاخه جوانان جبهه مشارکت است که از روزهای اول بعد از انتخابات در زندان بود و چند روز پیش آزاد شد.

پیشنهاد مهم یک بازپرس قوه قضائیه به صادق لاریجانی

منبع: ایسنا - بازپرس ويژه قتل تهران با ارسال نامه‌اي به آيت‌الله صادق آملي لاريجاني و با اشاره به حوادث اخير پس از انتخابات، پيشنهاداتي را به روساي قوه‌ قضاييه و مقننه ارايه كرد.

قاضي محمدحسين شاملو كه رسيدگي به چند پرونده مربوط به كشته‌شدگان حوادث اخير را نيز به عهده دارد، در اين نامه با عرض تبريك به مناسبت انتصاب آيت‌الله لاريجاني، براي رييس جديد قوه قضاييه در جهت اجراي اصول قانون اساسي، قوانين عادي، تحكيم حاكميت قانون و تحقق آرمان‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي آرزوي توفيق كرده است.

وي همچنين به حوادث پس از انتخابات و از جمله موضوع بازداشتگاه غيرقانوني كهريزك، بازداشت‌هاي غيرموجه و برخوردهاي غيرشرعي با برخي افراد بازداشت‌شده و كشته شدن برخي افراد اشاره و اين مسائل را ناشي از تغافل، بي‌درايتي و مسامحه‌ي برخي مسوولان دانسته است.

قاضي شاملو به وظيفه قوه قضاييه در راستاي تدوين قوانيني به منظور پيشگيري از وقوع جرم اشاره و پيشنهاداتي را براي جلوگيري از اقدامات غيرقانوني ارائه و عنوان كرده است: تقاضا مي‌شود موارد پيشنهادي ذيل بررسي و در صورت موافقت به طريق مقتضي در مجلس شوراي اسلامي مطرح و مورد تصويب قرار گيرد.

موارد پيشنهادي ارائه شده از سوي بازپرس دادسراي جنايي تهران به شرح ذيل است:

ماده‌ي 1: الزام معاينه‌ي متهم توسط يك پزشك معتمد (ترجيحا پزشك قانوني) در فاصله‌ي حداكثر يك ساعت پس از بازداشت به تقاضاي متهم يا وكيل يا اعضاي خانواده وي. صورتجلسه‌ معاينه بايد ضميمه پرونده شده و يك نسخه نزد پزشك باشد. در صورت تقاضاي وكيل متهم يا بستگان وي تصويري از آن به متقاضي تسليم شود.

تبصره: حق مذكور در اين ماده بايد كتبي و قبل از شروع بازجويي به متهم تفهيم شود. تخلف از اين ماده موجب بطلان تحقيقات مقدماتي است.

ماده‌ي 2: انعكاس وضعيت ظاهري متهم از حيث سلامت يا وجود آثار ضرب و جرح، بي‌حالي، بدحالي، خستگي شديد توسط بازجويان و قاضي تحقيق در زمان تحقيق از متهم يا حضور وي نزد قاضي الزامي است.

ماده‌ي 3: بازداشتگاه‌ها از پذيرش افرادي كه آثار ضرب و جرح يا بدحالي و ضعف شديد در آنها ديده مي‌شود ممنوع هستند. در اين صورت ضمن انعكاس در دفاتر مربوط مراتب را به مقامات بالاتر گزارش مي‌نمايند. در اين صورت مقام بالاتر ضمن انعكاس فوري موضوع به قاضي رسيدگي‌كننده، اقدامات درماني لازم انجام و در صورت تاييد قاضي بر مبناي نظريه‌ي پزشك معتمد بازداشتگاه‌ها با درج شرح وضعيت متهم در سوابق مربوط، وي را با قرار كتبي مقام قضايي پذيرش خواهد كرد.

ماده‌ي 4: بازداشت، دستگيري و نگهداري و تحقيق از متهمان توسط غيرضابطان خاص دادگستري ممنوع است. تخلف از اين ماده در حكم بازداشت غيرقانوني است و تحقيقات انجام شده واجد هيچ اثري نخواهد بود.

ماده‌ي 5: نگهداري متهمان در غير بازداشتگاه‌هاي تحت نظارت سازمان زندان‌ها ممنوع مي‌باشد. تخلف از اين ماده در حكم بازداشت غيرقانوني است.

ماده‌ي 6: در غير جرايم تروريستي تحقيق و بازجويي از متهمان در شب‌ها ممنوع است. در جرايم تروريستي چنانچه تحقيق از متهم براي كشف سلاح و مواد منفجره و جلوگيري از اقدامات خرابكارانه و بمب‌گذاري و عمليات مسلحانه و نيز دستگيري ساير عوامل شبكه‌ تروريستي لازم باشد، تحقيق بلامانع است.

ماده‌ي 7: اسامي متهمان، نوع اتهامات، محل دستگيري و نگهداري ايشان بايد ظرف سه ساعت از زمان دستگيري از طريق دورنگار به اطلاع دادستان برسد.همچنين اگر بازداشت در ساعات اداري باشد، متهم به همراه پرونده به دادسرا اعزام والا در نزديك‌ترين ساعت فعاليت كشيك مقامات قضايي، نزد قاضي ذيصلاح حاضر شود. تخلف از اين تكليف در حكم بازداشت غيرقانوني است.

ماده‌ي 8: ظرف مدت حداكثر 24 ساعت در جرايم غيرتروريستي مراتب بازداشت متهم و محل نگهداري وي بايد به اطلاع خانواده او برسد. اين امر درجرايم تروريستي ظرف يك هفته انجام خواهد شد.

ماده‌ي 9: در اولين ساعات دستگيري و بازداشت براي اطمينان خانواده‌ي متهم از سلامتي وي با معرفي متهم يا خانواده‌ي او، وكيل منتخب مي‌تواند به مدت حداكثر نيم ساعت با وي ملاقات حضوري داشته باشد.

ماده‌ي 10: در غير جرايم تروريستي متهم مي‌تواند در پايان سومين روز بازداشت خود به مدت نيم ساعت با وكيل خود ملاقات و مشاوره داشته باشد. اين امر در جرايم تروريستي در پايان دهمين روز بازداشت مي‌باشد.

تبصره: موارد مذكور در اين ماده مانع همراهي وكيل در مراجع قضايي نمي‌باشد.

ماده‌ي 11: در غير موارد قرار بازداشت موقت، چنانچه قرار تامين صادره منتهي به بازداشت متهم شده باشد، مقام قضايي مكلف است به طريق مقتضي مراتب را به وكيل يا اعضاي خانواده‌ي وي ابلاغ كند تا چنانچه وثيقه يا كفيل دارد معرفي كند.

ماده‌ي 12: در موارد صدور قرار بازداشت موقت و اعتراض متهم به آن، پرونده فورا در دادگاه صالح مطرح و دادگاه مكلف است خارج از نوبت و حداكثر ظرف يك هفته در مورد آن اتخاذ تصميم نمايد. تصميم دادگاه در تاييد قرار بازداشت موقت بايد موجه، مستدل و مستند به مقررات مربوط باشد.

ماده‌ي 13: مداخله و ورود مامورين نظامي و انتظامي به خوابگاه‌هاي دانشجويي و مراكز آموزش عالي و مدارس ممنوع مي‌باشد مگر در موارد وقوع جرم مشهود يا جرايم تروريستي به تقاضاي كتبي رييس دانشگاه و يا رييس مركز آموزشي و اجازه‌ي كتبي دادستان. در هر صورت ورود و مداخله‌ي مامورين براي برخورد با تجمعات صنفي يا اعتراض دانشجويان و دانش‌آموزان در مكان‌هاي فوق ممنوع است.

ماده‌ي 14: در مواقع كنترل تجمعات و راهپيمايي‌ها، مضروب كردن افراد شركت‌كننده از ناحيه‌ي كمر و بالاتر و نيز نقاط حساس بدن ممنوع است.

ماده‌ي 15: منظور از جرايم تروريستي در اين مواد غير از مواردي كه در قوانين ديگر ذكر شده است، ارتكاب بمب‌گذاري، حمله‌ي مسلحانه به مراكز نظامي، عمومي و صنعتي و منازل مردم، ترور اشخاص، قتل و راهزني و نيز جاسوسي مي‌باشد.

محمدحسين شاملو احمدي

بازپرس شعبه‌ي اول دادسراي جنايي تهران (ويژه قتل)

حرف‌های رهبر در جمع تعدادی از دانشجویان

منبع: وب سایت رسمی رهبر - پس از سخنان نمايندگان دانشجويان و تشكلهای دانشجويی حضرت آيت الله خامنه ای با اشاره به برخی سخنان متين، دقيق و تحليلهای صحيح دانشجويان در اين ديدار روحيه پرجوش، پژوهنده، مطالبه گر، پراحساس و پرعاطفه نسل جوان دانشجويی را تضمين كننده آينده كشور و آينده اسلام و امت اسلامی دانستند و تأكيد كردند: مجموعه های دانشجويی مسلمان و مؤمن با همه اختلاف نامها، نويد آينده درخشان ايران و جمهوری اسلامی به شمار می آيند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان چند نفر از دانشجويان درباره لزوم برخورد و محاكمه مجرمان پشت پرده حوادث اخير خاطرنشان كردند: در مسائلی با اين درجه از اهميت، نبايد با حدس و گمان و براساس شايعه حركت كرد.

ايشان، نظام اسلامی را محصول مجاهدتهای عظيم ملت ايران در سی سال اخير خواندند و افزودند: همه مطمئن باشند كه در مقابل جرم و جنايت هيچگونه اغماضی نخواهد شد اما در مسائلی به اين اهميت، دستگاه قضا بايد براساس دلايل محكم قضاوت كند و حتی اگر برای بسياری از شايعات، شواهد و قرينه هايی وجود داشته باشد اين شواهد نمی تواند مبنای قضاوت قرار گيرد.

حضرت آيت الله خامنه ای در همين زمينه تأكيد كردند: كارهايی كه نظام در سطح كلان انجام می دهد بايد با ملاحظه همه مسائل و پرهيز از نگاه يك بعدی صورت گيرد و اگر از اين زاويه به فعاليتهای صورت گرفته در اين زمينه و فعاليتهای آينده نگاه شود، هر ذهن با انصافی قانع خواهد شد.

حضرت آيت الله خامنه ای با اشاره به سخنان دانشجويان درباره لزوم پيگيری دستور رهبری در برخورد با حادثه كوی دانشگاه و مسئله كهريزك افزودند: در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جناياتی صورت گرفته است كه بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد.

ايشان با تأكيد بر لزوم پرهيز از كارهای صرفاً تبليغاتی در موضوع برخورد با عاملان كوی دانشگاه و حوادث مشابه افزودند: كار تبليغاتی لازم نيست اما از اولين روزها دستور اكيد داده شد كه ضمن مراقبت و دقت لازم با اينگونه مسائل برخورد قاطع شود.

حضرت آيت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: در حادثه كوی دانشگاه تخلفات بزرگی انجام شده كه پرونده ويژه ای برای آن تشكيل شده تا مجرمان بدون توجه به وابستگی سازمانی، به مجازات برسند.

حضرت آيت الله خامنه ای با تشكر و تقدير از خدمات پليس امنيت، پليس انتظامی و بسيج خاطرنشان كردند: اين خدمات بزرگ نبايد موجب رسيدگی نكردن به برخی جرائم شود و اگر كسی با وابستگی به هر كدام از اين سازمانها، تخلف و جرمی مرتكب شده، بايد كاملاً رسيدگی شود.

ايشان با تأكيد بر رسيدگی به آسيب ديدگان در مسئله كهريزك و همينطور بررسی موضوع معدود كسانی كه در اين مسئله جان باخته اند افزودند: البته اينگونه مسائل نبايد با مسئله اصلی بعد از انتخابات خلط مبحث شود.

رهبر انقلاب اسلامی در همين زمينه افزودند: عده ای، ظلم بزرگی را كه پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامی شد و هتك آبروی نظام در مقابل ملتها را ناديده می گيرند و مسئله كهريزك يا كوی دانشگاه را قضيه اصلی قلمداد می كنند اما اين نگاه، خود يك ظلم آشكار است.

ايشان در تشريح مسئله اصلی پس از انتخابات افزودند: نظام اسلامی با پيشرفتهای متعدد سالهای اخير، در مرحله ای عالی از امتياز و آبروی منطقه ای و جهانی قرار داشت و مشاركت 85 درصدی و پرشكوه ملت بر اين موقعيت می افزود اما ناگهان حركتی برای نابود كردن اين حادثه افتخارآميز صورت گرفت كه به اعتقاد من از قبل طراحی شده بود.

حضرت آيت الله خامنه ای تأكيد كردند: من، پيش قراولان حوادث اخير را به دست نشاندگی بيگانگان از جمله امريكا و انگليس متهم نمی كنم چرا كه اين موضوع برای من ثابت نشده است اما ترديدی وجود ندارد كه اين جريان، چه مسئولان و پيش قراولان آن بدانند و چه ندانند جريانی حساب شده بود. البته طراحان اين جريان يقين نداشتند كه طرح آنها اجرايی می شود اما تحركات بعضی افراد پس از انتخابات، آنها را اميدوار كرد به گونه ای كه طراحان اصلی با گسيل همه وسائل و امكانات رسانه ای و الكترونيكی خود به ميدان، حضور خود و عواملشان را در صحنه تشديد كردند.

حضرت آيت الله خامنه ای با اشاره به شكست اين توطئه تأكيد كردند: خوشبختانه دشمنان همچنان مسائل ايران را بد می فهمند و ملت ايران را نمی شناسند به همين علت در حوادث اخير نيز از ملت تو دهنی و سيلی خوردند اما هنوز نااميد نيستند و ماجرا را رها نمی كنند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأكيد بر لزوم هوشياری مردم به ويژه همه دانشجويانی كه به اسلام، ايران و آينده خود علاقمندند، افزودند: طراحان حوادث اخير، صحنه گردانانی دارند و صحنه گردانان ديگری نيز پيدا می كنند البته همه تحركات و تحريكات آنان به فضل الهی، شكست خواهد خورد اما هوشياری و بيداری آحاد مردم به ويژه جوانان ضرر و زيان اينگونه تحركات و جريانها را كاهش می دهد.

ايشان درباره حوادث پس از انتخابات همچنين خاطرنشان كردند: اصل حوادث خيلی خلاف انتظار نبود اما اشخاصی كه وارد صحنه شدند خلاف انتظار ما بود.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش ديگری از سخنانشان درباره حمايتهای رهبری از دولت و رئيس جمهور خاطرنشان كردند: دولت كنونی و رئيس جمهور محترم، مثل همه انسانها، دارای نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمايت می كنم و هركس ديگری نيز اين گرايش، تحرك و جديت را از خود نشان دهد مورد حمايت من خواهد بود.

حضرت آيت الله خامنه ای در همين زمينه خاطرنشان كردند: تأكيد بر نقاط ضعف، به سياه نمايی و نااميدی می انجامد ضمن اينكه موضع گيری علنی در مقابل نقاط ضعف، بسياری از مواقع به حل مشكل كمكی نمی كند بنابراين و براساس منطق، فقط هنگامی كه چاره ديگری نباشد بايد در مقابل نقاط ضعف، موضع علنی گرفت.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به جنگ نرم عظيمی كه دشمنان در مقابل ملت ايران و نظام اسلامی به راه انداخته اند، نخبگان فكری از جمله دانشجويان را به هوشياری و فعاليت مبتنی بر فكر و تدبر در اين عرصه فراخواندند و افزودند: دانشجويان عزيز، افسران جوان ايران و جمهوری اسلامی در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جريان شيطانی متكی بر زور و تزوير و پول هستند.

ايشان در تبيين علت دشمنی سلطه گران با جمهوری اسلامی، به موقعيت استراتژيك امت اسلامی در مناطق حساس جهان اشاره كردند و افزودند: در اين منطقه بسيار حساس، جمهوری اسلامی با قدرت روز افزون خود در مقابل سلطه گران جهانی ايستاده است و طبعاً شبكه بزرگ صهيونيستی، كمپانيهای جهانی و مراكز پولی كه عرصه سياسی امريكا و اروپا را نيز هدايت و اداره می كنند قدرت عظيم ملت ايران و جمهوری اسلامی را دشمن می پندارند و با آن مقابله می كنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تداوم خصومت زورگويان جهانی با نظام اسلامی خاطرنشان كردند: اين توطئه ها تنها هنگامی پايان خواهد يافت كه ايران به همت جوانانش از لحاظ علمی – اقتصادی و امنيتی به نقطه ای برسد كه امكان آسيب رساندن به آن، نزديك به صفر شود و به همين علت است كه بنده هميشه دانشگاهها را به توليد علم و نهضت نرم افزاری فرامی خوانم چرا كه برتری علمی را يك ركن امنيت بلندمدت كشور می دانم.

رهبر انقلاب اسلامی با هشدار به دانشجويان و دانشگاهيان درباره طرح دشمنان برای ايجاد اختلال در كار علمی دانشگاهها افزودند: همه مراقبت كنند در اين مسائل سياسی كوچك و حقير، كار علمی دانشگاهها و كلاسها و مراكز تحقيقاتی دچار آسيب نشود و هدف آشكار و مشخص دشمن برای اينكه حداقل مدتی دانشگاهها را به تعطيلی و تشنج و اختلال بكشاند محقق نگردد.

رهبر انقلاب اسلامی، نگاه اميدوارانه و خوشبينانه به آينده را باعث تقويت جبهه ملت ايران در مقابل جنگ نرم دشمنان دانستند و افزودند: اين خوشبينی، متكی بر تحليلِ واقع بينانه است و جوانان عزيز دانشجو بايد ضمن پرهيز از افراط و تفريط در برخورد با مسائل مختلف و با تكيه بر فكر و تدبر و تأمل، به وظايف سنگين خود در پيشرفت علمی كشور و دفاع از ايران عزيز در مقابل جنگ نرم بيگانگان طمع ورز ادامه دهند.

نامه بعضی از استانداران و مدیران وزارت کشور خاتمی به صادق لاریجانی

«باسم الله الملک الحق المبین»

جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه

با سلام واحترام؛

ابتدا برای جنابعالی در مسئولیت جدید و خطیر ریاست دستگاه قضائی آرزوی موفقیت نموده، امیدواریم بتوانید گامهای مؤثری در راستای بازسازی خرابیهای آن دستگاه و اصلاح عمیق و اساسی آن بردارید.

بدیهی است چنانچه اراده اصلاح در امر قضا مد نظر باشد،گام اول واقدام فوری، همانا احقاق حقوق آسیب دیدگان وبازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات 22 خرداد ماه و رسیدگی به جرائم وتخلفات گسترده آسیب زنندگان ومجازات آنان میباشد. این امر هم مستلزم اراده قوی واستقلال در عمل وقرار گرفتن ضابطین قضائی درجایگاه قانونی خود است.

آنچه ما استانداران ومعاونان وزارت کشور در دولتهای هفتم وهشتم را ـ که دوران حساس عمر خود را درخدمت به کشور و انقلاب گذرانده ایم ـ به نگارش این نامه واداشت، در مرحله اول نگرانی از آینده انقلاب و کشور به دلیل جریان یافتن برخی سیاستهای غلط ومخاطره آمیز ناشی از ظن وگمان وعملکردهای خشن وبی رحمانه، ودر مرحله دوم، نگرانی از سرنوشت بازداشت شدگان بی دفاع حوادث اخیر، به ویژه جمعی از همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور است. اینک با گذشت بیش از دو ماه همچنان ده ها نفر از شخصیتهای ارزشمند سیاسی، علمی، فرهنگی وجوانان وشهروندان، بی خبر از همه جا دربازداشتگاه ها وسلولها، سردرگم ومحبوسند.این درحالیست که بسیاری از بازداشت شدگانی که آزاد شده اند ازتحمل رفتارهای غیر انسانی، غیر قانونی ونامشروع و آسیب دیدگی خود و هم بندانشان خبر داده اند.

متأسفانه دادگاههای تشکیل شده تعدادی از بازداشت شدگان نیز به گونه‌ای بود که نه تنها کمترین کمکی به آرامش و روشن شدن قضایا نکرد، بلکه بر ابهامها ونگرانی ها افزود وسؤالهای بی جواب جدیدی را درافکارعمومی مطرح ساخت.

ما امضا کنندگان این نامه ضمن دفاع از حقوق قانونی و حرمت وحریم کلیه بازداشت شدگان، در مورد عده ای از همکاران سابق خود در وزارت کشور که اکنون دربازداشت به سر میبرند وغالباً ممنوع الملاقات هستند، یعنی برادران عزیز وبزرگوارمان: دکتر سید مصطفی تاجزاده ـ دکتر محسن میردامادی ـ دکترعبدا...رمضان زاده ـ مهندس محمد عطریانفرـ مهندس هدایت ا...آقائی ـ مهندس میرزا ابوطالبی ـ جهانبخش خانجانی ـ مجید نیری، با توجه به شناختی که از آنان داریم گواهی می‌دهیم آنان انسانهایی شریف، با اخلاص وخدومی هستند که همواره در راه آرمانهای انقلاب و خدمت به مردم کوشیده اند ودر انتخابات ریاست جمهری دهم نیز صادقانه تلاش نمودند تا با دعوت از مردم به حضور و مشارکت گسترده آنان بیفزایند وبر اقتدار و عزت ایران وجمهوری اسلامی بیفزایند؛ اما اینک به جای تقدیر وتشکر از تلاشهای ارزنده آنان، بدون هیچ گناه وجرمی در بازداشتگاه ها وسلولها به سر میبرند. اینگونه معامله با شخصیتهای خدمتگذار وجوانان پر شور کشور باهیچ یک از معیارهای عدل و انصاف و حقوق قانونی و حتی با تدابیر حداقلی حکومتداری نیز همخوانی ندارد.

ریاست محترم قوه قضائیه! ما با اعلام نگرانی شدید از وضعیت همکارانمان در دوران خدمت در وزارت کشور،به ویژه آقای تاج زاده که متأسفانه هیچگونه خبر موثق و قابل اعتمادی از وضعیت ایشان در دست نیست، از جنابعالی میخواهیم با یک تصمیم شجاعانه و خداپسندانه در ابتدای مسئولیت خویش، سریعاًدستور آزادی کلیه بازداشت شدگان وقایع اخیر،از جمله همکاران ارزشمندمان را که از شخصیتها و مدیران خدوم وبرجسته کشوراند صادر فرمائید و اجازه ندهید برخوردهای ظالمانه و غیر قانونی برخی از ضابطین قضائی تحت مسئولیت جنابعالی ادامه یابد و چهره دستگاه قضائی را بیش از این ملکوک سازد.

"والسلام علی من اتبع الهدی"

علی اصغر احمدی- حسین امینی-جمشید انصاری- غلامرضا اانصاری- محمد ابراهیم انصاری لاری- اشرف بروجردی- محمد رضا بهزادیان- محمد علی پنجه فولادگران- اسماعیل تبادار- علی جابریان- سید صفدر حسینی- سید محمود حسینی- احمد خرم- اسماعیل دراز گیسو- اسدا...رازانی- علی اکبر رحمانی- جعفر رحمان زاده- حسن رسولی- ابراهیم رضائی بابادی- عبدالمحمد زاهدی- محمود زمانی قمی- محمد علی سبحان الهی- قربانعلی سعادت- غلامعلی سفید- مسعود سلطانیفر- کریم شورانگیز- غلامرضا صحرائیان- علی صوفی- داود کشاورزیان- محمدعلی کریمی- حمید کلانتری- سید مرتضی مبلغ- یحیی محمد زاده- فریبرز محمودیان- فتح ا...معین- محمد حسین مقیمی- سید جعفر موسوی- محمد هاشم مهیمنی- محسن مهرعلیزاده- سید محمود میرلوحی- محسن نریمان- سید علی نکوئی- جواد نگارنده- حسن یونس سینکی

منبع: پارلمان نیوز

پاسخ آیت‌الله منتظری به نامه ۲۹۳ نفر

بسم الله الرحمن الرحيم

(انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب)

حضور محترم برادران و خواهران عزيز، روشنفكران و نخبگان محترم

پس از سلام و تحيت. در رابطه با نامه ارسالى مورخ 88/6/1 آن عزيزان ، ضمن قدردانى و ارج نهادن به ايثارگرى و شهامت و پايدارى شما و ملت بزرگوار و عزيز ايران، معروض می دارم كه اينجانب بارها تذكرات و پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن از اين بحران ويرانگر ارائه نموده ام، ولى ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و دل بر حقايق بسته اند كه نه می بينند و نه می شنوند، ولى از آنجا كه هنوز مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و ... را چشيده اند اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.

دين اسلام، دين كامل الهى است و در آن آزادى عقيده و بيان چنان روشن و واضح است كه قرآن كريم در مورد اصل پذيرش دين می فرمايد: (لا اكراه فى الدين) يعنى زور و اجبارى در پذيرش دين نيست؛ و بايد پذيرفتن اصول دين با استدلال و برهان باشد. و سيره و روش رسول خدا(ص ) و ائمه معصومين (ع ) نيز اين گونه بوده كه مردم در كمال آزادى و بدون لكنت زبان و بدون هيچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و اظهارنظر نمايند. بزرگترين ستم و ظلم به اسلام عزيز رفتار مستبدانه با مردم تحت عنوان حكومت دينى و اسلامى است.

اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته اند دست برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش از اين قضاء اسلامى را مسخره نكنند؛ و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.

اميدوارم خداوند كريم در اين ماه مبارك رمضان همه ما را از كجروى ها باز داشته و مشمول هدايت هاى مستمر خويش قرار دهد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

۴ شهريور ماه ۱۳۸۸
قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

منبع: سایت رسمی آیت‌الله منتظری

بیانیه دفتر خاتمی درباره دادگاه دیروز

به نام خدا

در جریان حوادث سیاسی بعد از انتخابات، متأسفانه بداخلاقی های بی سابقه ای در انتشار اتهام های جهت دار با هدف تخریب شخصیتهای اثرگذار جامعه ملاحظه می شود. در این روند ناصواب و مخرب از جمله در روزها و هفته های اخیر اخبار و نسبتهای کذب و بی اساسی در مورد جناب آقای سید محمد خاتمی به چشم می خورد که در خلال اعتراف ها و محاکمه ها و از طریق خبرگزاریها و سایت های خاص و از زبان و قلم بعضی از دستگیرشدگان عنوان شده است و از جمله سخنان یکی از دستگیرشدگان در جریان محاکمه دیروز است که به رابطه مستمر جناب آقای سید محمد خاتمی با فردی به نام «جرج سوروس» اشاره شده است.

فارغ از اینکه این گفته ها در چه شرایطی بوده است و اصولاً فاقد هرگونه اعتباری می باشد. در عین حال اعلام می دارد این قبیل ادعاها اساساً کذب و عاری از حقیقت است و بجا است مسؤولان امر گسترش این بداخلاقیها و اعمال خلاف شرع و قانون را که آثار سوء آن قبل از اینکه متوجه افراد باشد به نظام جمهوری اسلامی لطمه می زند جلوگیری به عمل آورند.

چهارم شهریورماه ۱۳۸۸

منبع: وب‌سایت خاتمی

چرا سر افطار نمی‌روید جلوی اوین؟ واقعاً می‌پرسم

دیروز خیلی‌ها پر بود از عکس‌های دادگاه. حال‌گرفته، عصبانی، مستأصل. من فکر می‌کنم اگر در تهران بودم، هر شب و بخصوص دیشب افطار را می‌رفتم دم اوین که هم به آن‌ها نزدیک باشم و هم کمی پیش خانواده‌شان بنشینم. هم من کمی از آن‌ها روحیه بگیرم و هم آن‌ها از من. نمی‌دانم دیشب چند نفر رفته‌اند. اما اگر تعداد زیاد بود قاعدتاً خبر و تصویرش به ما می‌رسید.

جای قرار که مشخص است (جلوی در زندان اوین)، ساعتش هم که مشخص است (اذان مغرب)، و مطمئن هم هستی که یک عده آن‌جا هستند و از دیدنت خوشحال می‌شوند (خانواده زندانی‌ها گفته‌اند هر شب افطار می‌روند دم اوین). اصلاً نمی‌خواهم بگویم که خیلی‌ها در تهران از دیدن عکس‌ها و خواندن خبرهای دادگاه ناراحت نشده‌اند، اما واقعاً این را نمی‌فهمم که چطور تعداد نسبتاً زیادی از این آدم‌های ناراحت، پا نشده‌اند بروند دم در اوین، کنار خانواده‌های زندانی‌ها. یک دل سیر الله اکبر هم بگویند که شاید آن‌های که توی زندان هستند هم بشنوند و دلشان گرم بشود به این‌که بعد از ۷۰ روز (که قطعاً به‌نظر آن‌ها مدت زیادی است) غیر از خانواده‌شان کسان دیگری هم هستند که فراموششان نکرده‌اند.

این‌ها را از سر شب می‌خواستم بنویسم. الان دیدم که این دوست دوست‌داشتنی دیشب دم اوین بوده (البته سر افطار نرسیده و حدود ساعت ۱۰ رفته) و اتفاقاً برای علی تاجرنیا تولد ۴۰ سالگی هم گرفته بوده‌اند. مهدی سحرخیز هم چند عکس از تولد تاجرنیا جلوی در اوین این‌جا گذاشته. نوشته دوستم را بخوانید:

آقای تاجرنیا تولدت مبارک

کلافه ایم از دادگاه صبح. می خواهیم بریم دم اوین . ولی دیر رسیدیم برای افطاری .امیدوار نیسیتم که هنوز کسی دم اوین باشه ولی هست. کلی ماشین پارکه. یه عده هم زیر پل ایستاده اند . می ریم کنارشون. دارند دست می زنند که ما می رسیم. بعد صدای ضبط یه ماشین را بلند می کنند که یار دبستانی و سر اومد زمستان پخش می کنه با صدای بلند. روی حصیر های وسط یه کیک بزرگ است. از پسری که بهم شربت تعارف می کنه می پرسم تولد کیه. می گه دکتر تاجر نیا. روکیک یه شمع 40 است...

اقای تاجر نیا که تولد چهل سالگیت را پشت دیوارهای اوینی، بدون که زنت خیلی قویه. چهار بچه کوچولوی قد و نیم قدت با وجود دوریت امشب داشتن می خندیدن و خوش بودن و از تولد شاد. دوستهات دور هم جمع شده بودن و زیر پل اوین فریاد می زدن" زندانی سیاسی تولدت مبارک". خانواده های زندانی ها به بهانه تولدت دور هم بودن و کادو باز می کردن و شیطنت می کردن. اخرش هم دل سیر الله اکبر گفتن .

اقای تاجر نیا امشب که وایساده بودم روبروی دیوارهای اوین و داشتم با دختر ابطحی گپ می زدم یاد بچگیم افتادم. یاد اون روزهایی که می ایستادیم برای ملاقات و ما با بچه های دیکه دوست می شدیم تا تلخی ساعتهای انتظار شکسته بشه و بعدترها این دوستی ها عمیق شد و باقی موند. که خانواده ها با هم اشنا شده بودند و هوای هم را داشتن و حال و احوال همیشه جویا بودن و کم کم یه گروه شدن. یه خانواده شدن .

می دونی امشب هم همون فضای بیست و خورده ای سال پیش بود. همه خانواده های زندانی ها با هم گل می گفتن. فضای شادی در جریان بود. انگار نه انگار که صبحش باباهای اینها توی دادگاه بودن. اصلا راست می گفت دختر جواد امام که هیجان زده بود و اومد جلو تا به من روحیه بده و رو به دیوارها گفت بذار ببینن که ماها قوی تر از این حرفهاییم.

سه‌شنبه ۲۵ اوت ۲۰۰۹

همبستگی تئاتری - نامه چند بازیگر به نمایشنامه‌نویس‌ها

ما مى‌خواهيم راستى را روايت کنيم [...]

پرده کنار مى‌رود / روشنايي... ما مى‌خواهيم چشمان بسته بر آنها را باز کنيم، گفته‌هاى آنان را بر زبان‌مان جارى کنيم و جان ببخشيم‌شان بر صحنه، جاودانه‌شان کنيم. هرچند گام‌ آنان بر خاک سرزمين بود و گام ما بر خاک کهن صحنه ـ خانه کوچک‌مان؛ همه آنچه که داريم.

ما صدا مى‌زنيم شما را قلم‌زنان و نمايش‌نويسان، که بنگاريد روايت صادقانه اين روزگار را، و بدانيد ما بازيگران به واژه‌واژه‌تان وفادار خواهيم بود و پاسدارى خواهيم کرد از نقش‌هايى که از امروز براى امروز و آيندگان مى‌نويسيد. خون نقش‌هاى ما اينک در جوهر قلم شماست که بايد بر صفحه سپيد کاغذ ـ تاريخ ـ نقش ببندد.

و اکنون ما درخواست مى‌کنيم از ديگر همکاران‌مان و کارگردانان و صحنه‌گردانان، که به احترام عشق‌مان به هنر، در برابر آنچه هرروز در پيش چشمان‌مان است، همچون هميشه، صداقت و راستى را به صحنه بياورند تا هنرپيشگى‌مان، صداقت‌پيشگى را يادآور شود. ما مى‌خواهيم راوى صداقت باشيم؛ راوى راستى و درستي.

حميد ابراهيمي، خسرو احمدي، پانته‌آ بهرام، مهدى پاکدل، جواد پورزند، امير جعفري، بهناز جعفري، بابک حميديان، رويا دعوتي، سحر دولتشاهي، پيام دهکردي، ريما رامين‌فر، مريم رحيمي، ليلى رشيدي، حبيب رضايي، بهاره رهنما، على سرابي، مهدى سلطاني، سهراب سليمي، سهيلا صالحي، مهرداد ضيايي، ترانه عليدوستي، عباس غفاري، بهزاد فراهاني، مريم کاظمي، باران کوثري، آيدا کيخايي، علا محسني، داريوش موفق، رحيم نوروزي، افشين‌هاشمي، هدايت‌هاشمي، کاظم هژيرآزاد، هوشمند هنرکار

نامه پسر هاشمی به ضرغامی بعد از دادگاه سه‌شنبه

ریاست محترم صداوسیما

با سلام

پیرو اظهاراتی که آقای حمزه کرمی یکی از متهمین جریانات اخیر که بیش از هفتاد روز در سلول انفرادی بوده و بدون وکیل روز سه شنبه 3/6/88 در دادگاه حاضر شد و بر خلاف تبصره یک ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر می‌دارد: «خبرنگاران رسانه‌ها می‌توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی، گزارش مکتوب تهیه کرده و بدون ذکر نام با مشخصاتی که معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاکی یا مشتکی عنه باشد، منتشر نمایند. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حکم افتراست.» ضمن درخواست وقت پاسخ‌گویی طبق مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مطالب زیر جهت اعلام در اولین برنامه صداوسیما ارسال می‌گردد:

اینجانب مهدی هاشمی هرگز اعتقادی به هزینه تبلیغات انتخاباتی از محل بودجه بیت‌المال نداشته‌ام و اظهارات آقای کرمی کذب محض است.

سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت سازمانی دولتی است و هزینه اعتبارات در این سازمان طی مراحل پیش‌بینی شده در قانون محاسبات از جمله تشخیص، تسجیل، تخصیص تأمین اعتبار و انجام هزینه انجام می‌گیرد که همه این اقدامات توسط ذی حساب و مدیر مالی منصوب از طرف وزارت اقتصاد و دارایی انجام و اسناد آن توسط سازمان‌های نظارتی بررسی و تفریغ بودجه انجام می‌گیرد و طرح ادعاهای واهی و سندسازی خلاف واقع بوده و قبل از اثبات در مراجع قضایی جرم و قابل تعقیب است و در طول چهار سال گذشته که اینجانب از سازمان منفصل شده‌ام، اسناد هزینه‌های انجام شده توسط سازمان‌های نظارتی بارها و بارها مورد رسیدگی قرار گرفته است.

کل هزینه تبلیغات در بودجه سازمان بهینه‌سازی در سال 84 مشخص است و بخش عمده این اعتبارات نیز برای انجام تبلیغات به صداوسیما واگذار شده و انجام دو میلیارد تومان از این بودجه با سندسازی با وجود دستگاه‌های نظارتی مختلف محال و ممتنع است.

حال که پرونده انتخابات سال 84 باز شده، برای تنویر افکار عمومی خوب است دو میلیارد تومان ادعایی در این دادگاه فرمایشی همراه با سیصد و چهل میلیارد تومانی که از شهرداری مفقود شده و بارها توسط شهردار وقت و شورای شهر و سازمان بازرسی کل کشور مورد سؤال قرار گرفته یکجا بررسی شود " تا رسوا شود هرکه در او غش باشد"

در ارتباط با سایت جمهوریت اینجانب هیچ ارتباط ارگانیکی با سایت مزبور نداشته‌ام و هیچ مسئولیتی در این سایت نداشتم و نکته قابل توجه این‌که این اقدام فرمایشی درست پس از آن انجام گرفته که خبر ارسال شکایت خانواده آیت‌الله هاشمی از آقای احمدی‌نژاد برای قوه قضائیه اعلام شده است.

مهدی هاشمی

ویدئو و فایل صوتی مصاحبه حنیف مزروعی با بی‌بی‌سی

مصاحبه دیشب حنیف مزروعی با بی‌بی‌سی فارسی را (که دیشب درباره‌اش نوشتم) می‌توانید این‌جا ببینید. فایل صوتی کم‌حجم این مصاحبه را هم این‌جا گذاشته‌ام (فایل با ویندوز مدیا پلیر باز نمی‌شود، اما با پلیرهای دیگر باز می‌شود).

نامه محمدجواد اکبرین* به استادش عبدالله جوادی آملی

استاد بزرگوار حضرت آیت الله جوادی آملی

بعد التحیة و السلام

برای مبارکباد ماه رمضان بهتر از این نیافتم که عصاره ی آموخته های خود از مکتب تفسیری و فقهی حضرتعالی در طول یک دهه را تقدیم و پرسشی را مطرح کنم تا اندوه تردید از دل دانش آموزی بزدایید و بر این "بضاعة مزجاة" تصدّقی روا بدارید.

تعبیر "عصاره ی آموخته ها" را نیز از حضرتعالی وام گرفتم آنجا که فرموده اید: "عصاره ی مؤانست با قرآن و نهج البلاغه و مکتب اهل بیت، رهایی انسان از استعلا و استکبار و فرعونیّت و آراسته شدن او به تواضع و زىّ بندگی است".

به یاد می آورم تفسیر متفاوت شما از آیه بیست و چهارم "سوره نازعات" را آنجا که فرعون خود را پروردگار برتر مردم می خواند؛ می فرمودید "مراد آیه لزوما این نیست که فرعون به مردم گفته باشد من پروردگار برتر شما هستم، که اگر چنین بود چه بسا مردم نمی پذیرفتند؛ مراد از قال در آیه می تواند حال فرعون باشد زیرا سیره ی او با بندگان خدا چنان بود که گویی مالک الرّقاب آنهاست".

در تفسیر آیه بیست "سوره طه" می فرمودید خداوند عصای موسوی را فرستاد تا طغیان فرعونی را مهار کند و نتیجه می گرفتید: "مهار فرعونیّت از اهداف نبوت است و وارثان انبیا باید این میراث را حفاظت کنند".

نشانه هاى فرعونیّت را در درّی از غرر الحکم (ج6 ص 450) نشان مان دادید که: "يستدل على ادبار الدول بأربع، تضييع الاصول، والتمسك بالغرور وتقديم الاراذل وتاخير الافاضل‏؛ مى‏توان براى سقوط يك حكومت چنين استدلال كرد كه ظهور این چهارنشانه، بنای حکومت را فرو می ریزد: اصول اساسى را ضايع نمودن، بر موضع غرور و فریفتگی ایستادن و پافشاری کردن، فرومايگان را مقدم داشتن، فرزانگان را مؤخر نشاندن".

و سرانجام در شرح جلد دوم کتاب البیع استادتان، به صراحت آوردید که: "ولیّ فقیه، امانتدار خدا و نه تنها همراه مردم است، بلكه پيشاپيش آنان، موظف به اجراى فرامين فردى و اجتماعى دين مى‏باشد. فقيه، «لا يسئل عما يفعل‏» نيست كه هر كارى بخواهد بكند و مورد سؤال قرار نگيرد. او نيز يكى از مكلفين است؛ زيرا شخص فقيه جداى از شخصيتش، هيچ سمتى ندارد و مثل ديگر افراد جامعه است و به تعبیر سيدنا الاستاد امام خمينى آنچه كه در اسلام حكومت مى‏كند، فقاهت و عدالت است نه فقیه و به تعبير ديگر، حاكم و ولى مردم در اسلام، قانون الهى است نه شخص خاص; زيرا شخص فقيه، يك تافته‏جدابافته از مردم نيست، بلكه او نيز همانند يكى از آحاد مردم، موظف به رعايت احكام و قوانين الهى است".

به همين عصاره بسنده می کنم و از محضرتان می پرسم: کدامیک از آنچه در مکتب شما شرط ولایت بود اکنون باقی مانده است که توجیه کننده ی سکوت حضرتعالی باشد؟

اگر ولی فقیه کنونی "لایسئل عما یفعل" نیست و چون مالک الرّقاب خلایق عمل نمی کند چرا کسی را توان فراخواندن او به محکمه و محاکمه نیست و اگر توانی هست تاب تاوانش نیست؟ (لابد مستحضرید که حتی مجلس خبرگان رهبری نیز تا کنون امکان اجلاس اضطراری برای رسیدگی به شکایات علیه او را نیافته است) آیا دانش و تجربه ی اداره کشور را به ثمن بخس خواب و خرافه نفروخته اند و سرمایه های علمی و اقتصادی این سرزمین را ضایع نکرده اند؟ آیا فرومایگان را مقدم و فرزانگان را مؤخر نداشته اند؟ آیا بر جماعت منتقدان نتاخته اند و آنان را روانه گورستان و زندان و تبعيد و هجران نکرده اند؟ آیا بر ستون خون و آبروی مردم، سقف ولایت را استوار نکرده اند؟ آیا این همه گزارش و آمار از بی کفایتی و خودکامگی و يا اعتراف سخنگوی قوه قضائیه بر وجود چهارهزار زندانی از معترضان اخیر و يا اخبار موثق کشته شدن بیش از هشتاد نفر که تا کنون نام و عکس شان منتشر شده است برای اثبات فرعونیت حکومت و افراشتن عصاى موسوى کافی نیست؟

همدرسان قدیم که هنوز توفیق کسب معرفت در محضر شما را دارند و چون نویسنده ی این نامه، آواره ی تبعید نشده اند نقل می کنند که استاد از وضع موجود به شدت ناراضی است به ویژه آنکه از حاکمیت دولتی خرافه گرا، دل خوشی ندارد. اما آنچه ما از درس های شما آموختیم با نارضایتی پشت پرده سازگار نیست!

مگر نه اینکه در این سالها صدها بار ما را به پیمانی فرا خوانده اید که خداوند از عالمان ستانده تا بر ستم سیری ناپذیر ظالم و درماندگی مظلوم آرام نگیرند؟ وما اخذ الله علي العلماء ان لا يقاروا علي کظة ظالم و لا سغب مظلوم... سکوت و نارضایتی پشت پرده کجا و بیقراری و بی تابی از ستم ظالمان و درماندگی مظلومان کجا؟

اینک مظلومان این دیار به تظلم آمده اند تا بار دیگر عالمانه و معلمانه به یادمان بیاورید که چگونه باید آن پیمان را پاس داشت و این بیداد را داد خواست؟

منبع: جنبش راه سبز (جرس)

* محمدجواد اکبرین روحانی اصلاح‌طلب نسبتاً جوانی است که در روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم مقاله می‌نوشت. الان در بیروت درس می‌خواند.

بیانیه جبهه مشارکت بعد از جلسه سه‌شنبه دادگاه

بسم الله الرحمن الرحيم

چهارمین جلسه دادگاه بازداشت شدگان پس از انتخابات که صحنه ای ديگر از نمايش رسواي قلب واقعیت های انتخابات و تلاشی براي به فرجام رساندن سناريوي يكدست سازي قدرتِ غيرپاسخ گو و حاشيه ي امن سازي براي دولت غیر مشروع برآمده از آن بود،امروز برگزار شد.

آن چه در اين مسير و در اين دادگاه بيش از هر چيزي مشهوداست، فقدان ترتیبات حقوقی و قضایی و حاکمیت اراده سیاسی و تبلیغاتی بر روند دادگاه است . قابل پیش بینی بود که وقتی زندانیان پس از مدتها بیخبری از رخدادهای پس از انتخابات و فشارهای روانی بسیار برای پذیرش تحلیل های القائی و بعبارتی شکنجه سپید، یک راست از زندان به دادگاه آورده شوند از آنها نباید انتظار ارائه تحلیل های واقع بینانه داشت. نمونه این نوع دادگاهها در گذشته نیز سابقه داشته است و زندانیان پس از آزادی از آنچه در چنین دادگاههایی بر زبان رانده بوده اند متحیر و شرمسار عذرخواه دوستان و مردم شده اند.

البته به گمان ما ایرادی بر این عزیزان نیست چرا که آنان در شرایط آزاد، زندگی و عمر خویش را درپای تحلیل های واقع بینانه خود سپری کرده اند و آنچه امروز بر زبانشان جاری می شود به اراده و خواست آنها نیست، هر چند بر آن تأکید هم بکنند. اگر چنین نبود چه داعیه ای هست که این عزیزان با چنین دیدگاههایی همچنان در سلول انفرادی و بی خبر از اخبار و حوادث بیرون از زندان نگاهداری شوند. ما همه مردم را که همچون ما از شنیدن این سخنان نا مأنوس در بهت فرو رفته اند به صبر و خویشتن داری فرا می خوانیم.

آنچه امروز شاهد آن هستیم فرو بستن چشم و گوش حاكمان بر انذارهاي دلسوزان و عقده گشايي از تمامي دوران اصلاحات و بزرگان آن است كه امروز بيش از هر زماني درستي و ضرورت به فرجام رسيدن اهداف آن که جنبشی عميق و اصيل بود آشکار شده است.

كيفرخواست قرائت شده نه عليه متهمان حاضر در دادگاه كه عليه احزاب و گروه هائي بود كه سالهاست موي دماغ قدرتند. راست و دروغ هاي كنار هم چيده شده، همگي پاسخ هاي درخور دارند و اگر حاكمان اقتدارگرا صداقت دارند، اجازه دهند نه در پی دو ماه انفرادي و اعمال انواع فشارها و تضييقات و با وكيل تحمیلی بلكه در فضائي برابر و رسانه اي در برابر اتهامات عقيدتي و سياسي كه جاي طرح آنها نه در كيفرخواست بلكه در فضاي رسانه اي است، پاسخ خود را دريافت كنند.

چه كسي است كه سال ها سعيد حجاريان و كلام و ديدگاه هاي او را بشناسد و نفهمد كه اينهايي كه در دادگاه از سوي وي خوانده شد، نظرات او نيست؟ سعيد عزيز بزرگ منشانه خواسته تا بسياري از اهرم هاي فشار بر حزب و خانه اش جبهه مشاركت را به دوش بگيرد، حال آنكه تك تك اعضاي اين حزب سرافرازانه در كنار هم و در كنار او از عملكرد پرافتخار 11 ساله خود دفاع مي كنند.

اگر نبود اين عملكرد پرافتخار، كودتاچيان لازم نمی دیدند اين حزب را در سيبل اصلي اتهامات نارواي خود قرار دهند و چه نياز ی بود به اينكه در دادگاه مربوط به درگيري هاي پس از انتخابات، اسناد و تحلیل های داخلي حزب و مواضع برخي اعضا را درباره مسائل بدون ارتباط به دادگاه، چون مسئله هسته اي و غيره را به محاكمه بكشند.

جاي طرح اين بحث ها مگر در دادگاه است و آن هم دادگاهي مربوط به انتخابات و اعتراضات پس از آن؟ برای ما اينها نشان از درستي راهي است كه در آن گام نهاده ايم و به فضل خدا در آن استوارتر از پيش خواهيم قدم بر خواهیم داشت.

در خاتمه ضمن محفوظ دانستن حق قانوني جبهه مشاركت ايران اسلامي براي پاسخگوئي به اتهامات وارده در كيفرخواست ارائه شده، يك بار ديگر به جريان حاكم هشدار مي دهيم كه به مسير قانون، عدالت و اخلاق بازگردند و از عقلاي موثر بر رفتار جريان حاكم مي خواهيم تا عواقب اين رفتار را به کسانی که مست قدرت خویشند گوشزد كنند.

جبهه مشاركت ايران اسلامي
۳ شهریور ۸۸

کتاب کودتا (۱) - یونان سرهنگان

در نیمه دوم قرن بیستم کودتاهای زیادی در دنیا اتفاق افتاد که شاید دو تایشان از بقیه مشهورترند، یا دست‌کم من بیشتر درباره‌شان شنیده‌ام: کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ در شیلی و کودتای ۲۱ آوریل ۱۹۶۷ در یونان. فکر می‌کنم خواندن و دانستن درباره آن کودتاها و اتفاقاتی که بعدشان افتاد، کلاً در این موقعیت بد نباشد. اساساً یک سری شباهت‌ها به اتفاقاتی که این روزها (و به‌خصوص روزهای اول بعد از انتخابات) در ایران می‌افتد، جالب است.

یک سری کتاب هست که تقریباً در کتابخانه خانه‌های همه دوستانم که مادر یا پدرشان در حول و حوش انقلاب ۵۷، سیاست را دنبال می‌کرده پیدا می‌شود. اگر هم پیدا نشود دلیلش این است که در یکی از کتاب دور ریختن‌های دهه ۵۰ و ۶۰ دور ریخته شده‌اند. من اسم بیشتر این کتاب‌ها را حفظم اما خیلی کم پیش آمده که سراغشان بروم و بخوانمشان. اما درست از روز ۲۳ خرداد دلم می‌خواست می‌رفتم سر کتابخانه خانه‌مان و کتاب «یونان سرهنگان» را که بیست و چند سال آن‌جا خاک خورده بود و من هیچ وقت حتی حدس نزده بودم که درباره چیست، بردارم و بخوانم. در این دو سه سال فهمیده بودم که در دهه ۶۰ در یونان کودتایی شده و دوره چند ساله بعد از این کودتا، تا سقوط دولت کودتا، به «یونان سرهنگان» معروف است (مقاله دوره «یونان سرهنگان» در ویکی‌پدیا).

خلاصه این کتاب به دستم رسید.

«یونان سرهنگان» را سه نفر (آریس فاکینوس، کلمنت لپیدیس و ریشارد زومریتیس) در تابستان ۱۹۶۹ (درست چهل سل پیش) نوشته‌اند. در آن زمان ۲ سال از کودتا گذشته بود و کسی نمی‌دانست که آن دولت حدود ۵ سال دیگر (تا تابستان ۱۹۷۴) هم دوام خواهد آورد.

هدف این سه نفر که آن زمان مثل خیلی از روشنفکران و فعالان سیاسی یونان در تبعید (و فکر کنم در فرانسه) زندگی می‌کردند این بوده که تصویری از آن‌چه در طی دو سال اول کودتا در کشورشان گذشته به مردم جهان بدهند و مردم کشورهای اروپایی (و شاید حتی آمریکا) را مجبور کنند که به دولت‌هایشان فشار بیاورند که از دولت کودتا حمایت نکنند (در مورد آمریکا) و دولت کودتا را تحریم کنند و بهش فشار بیاورند تا ساقط شود (در مورد اروپایی‌ها).

طبیعتاً این کتاب چون در بحبوحه ماجرا نوشته شده، دسترسی به خیلی از منابعی که بعداً در مودر این کودتا و دولتش بدست آمده نداشته (و خیلی اتفاق‌ها هم هنوز نیفتاده بوده)، اما اولاً چون تنها کتاب فارسی است که من در این مورد می‌شناسم و ثانیاً چون همین نزدیک بودنش به ماجرا یک شور و حالی بهش می‌دهد که خواندنی‌اش می‌کند، فکر می‌کنم به خواندن می‌ارزد.

خواندن «یونان سرهنگان» در این روزها چسبید. نمی‌خواهم بگویم اوضاعشان خیلی شبیه اوضاع ما بوده. قطعاً ما اوضاع به مراتب بهتری داریم که یک دلیلش گذشتن چهل سال از آن دوره است. اما واقعاً شباهت‌های جالب و بعضی اوقات خنده‌داری دیده می‌شود که کودتاچی‌ها چقدر همه جا مثل هم عمل می‌کنند.

توصیه می‌کنم در کتابخانه پدر و مادر یا خاله و عموهایتان بگردید، شاید پیدایش کردید. کتاب قطوری نیست و با توجه به اندازه حروف درشتش زود خوانده می‌شود. برای آن‌ها که فرانسه بلدند، این هم اصل کتاب که به فرانسه نوشته شده و قاعدتاً فقط در دسته دوم فروشی پیدا می‌شود. نمی‌دانم اساساً به انگلیسی ترجمه شده یا نه. من که چیزی پیدا نکردم.

یونان سرهنگان
آریس فاکینوس، کلمنت لپیدیس و ریشارد زومریتیس
ترجمه منوچهر فکری ارشاد
انتشارات توس، ۱۳۵۱
۱۷۵ صفحه، ۶۰ ریال

گزارشی درباره گزارش تحقیقی کم‌نظیر سایت نوروز درباره قبرهای بی‌نام و نشان در بهشت زهرا

حنیف مزروعی سردبیر وب‌سایت نوروز (وب‌سایت خبری جبهه مشارکت) است. تا جایی که من می‌دانم از روز انتخابات چند بار به خانه‌اش ریخته‌اند تا دستگیرش کنند اما او حدود ۷۰ روز است که زندگی مخفی دارد. در همی مدت چند باری هم با تلویزیون و رادیوی بی‌بی‌سی فارسی مصاحبه کرده.

نوروز این روزها گزارشی درباره قبرهای بی‌نام و نشان در بهشت زهرا منتشر کرده که به‌نظر من یکی از نمونه‌های انگشت‌شمار خبرنگاری تحقیقی (Investigative Journalism) در ایران است. بدون اغراق فکر می‌کنم این گزارش لیاقت آن را دارد که یکی از نامزهای جوایز جهانی معتبر روزنامه‌نگاری باشد. به‌خصوص وقتی این عامل را در نظر بگیریم که تهیه‌کنندگان این گزارش عملاً جانشان را برای تهیه‌اش به خطر انداخته‌اند.

حنیف دوشنبه شب با تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی مصاحبه مفصلی کرد و در این مصاحبه روند کار را توضیح داد (هنوز ندیدم جایی تصویرش آمده باشد. به محض این‌که آمد می‌گذارم. فعلاً این گزارش را ببینید که قبل از مصاحبه با حنیف و بر اساس یافته‌های بچه‌های سایت نوروز و فیلم‌هایی که از بهشت زهرا گرفته بودند پخش شد). البته می‌دانم که کل کار گزارش را حنیف نکرده و مثلاً فیلمبرداری‌ها در بهشت زهرا را یکی دیگر از بچه‌ها انجام داده است. اما حنیف به عنوان سردبیر سایت گزارشی در وبلاگش نوشته درباره این‌که اطلاعات را از کجا آوردند و روند کار چطور بوده. دم بچه‌ها گرم. بخوانید:

درباره خاک‌سپای مخفیانه شهدا
حنیف مزروعی

خبر به خاک سپاری مخفیانه شهدا چند روزی است که در سطح رسانه‌های مختلف انعکاس وسیع یافته و سایت نوروز پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی به عنوان رسانه‌ای که اقدام به انتشار این خبر نموده در معرض حملات و تکذیب‌ها قرار گرفته است.

در این جا سعی خواهم کرد به عنوان یک روزنامه‌نگار و کسی که مسئولیت سایت نوروز را تا این لحظه در دست دارد شرح دهم که چگونه این خبر به دست آمد و این ماجرا از ابتدا چه بود و چگونه به اینجا رسید.

1- در تاریخ 21 تیرماه یکی از مادران قربانیان حوداث پس از انتخابات به خبرنگار نوروز اطلاع داد که در سردخانه شهید امین زاده واقع دراسلامشهر تهران که یکی از بزرگترین سردخانه‌های صنعتی کشور است تعدادی جسد نگاه داری می‌شده. او گفت هنگامی که در جستجوی عزیز گمشده اش در این سردخانه بوده تعداد زیادی جسد دیده که بر روی هم ریخته شده بود و مشاهدات این مادر برمی گشت به دو روز پیشتر یعنی تاریخ 19 تیرماه.

2- در تاریخ 21 تیرماه نوروز اقدام به انتشار اظهارات این مادر کرد، اما از آنجایی که مستندات کافی برای دفاع از این خبر در دست نبود در خبر ذکر شد که "شنیده شده است".

3- پس از انتشار این خبر همکاران سایت نوروز اقدام به جمع آوری مستندات مربوط به این خبر کردند و از جمله اینکه ما بنا به شهادت برخی پرسنل سردخانه شهید امین‌زاده متوجه شدیم که در همان شب انتشار خبر سردخانه تعداد قابل توجهی رفت و آمد غیرطبیعی به محل این سردخانه صورت گرفته و خودروها چیزهایی را از سردخانه به بیرون منتقل کرده‌اند.

4- در روزهای پس از انتشار خبر نیز گزارش‌هایی به دست ما رسید مبنی بر اینکه برخی جنازه‌های تحویل داده شده به خانواده قربانیان یخ زده بوده و در تصاویری که از این شهیدان منتشر شد و در سایت نوروز نیز منتشر گردید و متعلق است به شهید بهزاد مهاجر کاملا مشخص است که جسد این شهید فرم و قالب یخ زده گرفته در حالیکه به هیچ عنوان اجسادی که در پزشکی قانونی نگهداری می شوند حتی بعد از گذشت 40 روز به این صورت در نمی آیند و این مسئله صحت خبر نوروز مبنی بر نگهداری در یک سردخانه صنعتی را تایید کرد.

5- براساس ادامه پیگیری‌ها ما به این نتیجه رسیدیم که در شب 21 تیرماه تعداد قابل توجهی خودرو که متعلق به سازمان بهشت زهرا نبوده اند اجسادی را به بهشت زهرا منتقل کرده اند و البته در همان زمان نیز گزارش هایی از انتقال برخی اجساد به شهرهایی مانند اصفهان و حواشی تهران هم بود که تا این لحظه ما نتوانسته ایم هیچ سندی در این خصوص بدست بیاوریم. اما در خصوص بهشت زهرا براساس گزارش برخی پرسنل این مرکز تایید شده است که در تاریخ های 21 و 24 تیرماه تعدادی خودروی غیراستاندارد که برای حمل و نقل اجساد مورد استفاده قرار نمی گیرند به بهشت زهرا رفت و آمد داشته اند.

6- با پیگیری های انجام شده مشخص شد که در قطعه جدیدالتاسیس 302 که در نقطه ای حدودا خارج از محدوده قدیمی بهشت زهرا واقع است و آن طرف اتوبان جاده قدیم بهشت زهرا می شود محلی وجود دارد که اجساد به آنجا برده و در آنجا بدون نام و نشان دفن شده اند.

7- براساس این اطلاعات ما یک هفته پیش از اعلام این خبر توانسته بودیم تمامی مستندات و ادله را جمع آوری کنیم و حتی در همان زمان تمامی شماره جوازهای دفن را نیز در اختیار داشتیم. به جهت حساسیت های این خبر ابتدا با مسئولین بهشت زهرا تماس گرفتیم. ولی هیچکدام در آن زمان نه خبر را تایید و نه رد کردند و پاسخ قانع کننده ای به ما ندادند.

8- در نهایت جمع بندی اعضای تحریریه سایت نوروز به این نقطه رسید که با توجه به اینکه خانواده های زیادی در روزهای پس از انتخابات همچنان در انتظار بازگشت عزیزانشان هستند و از محل آنها اطلاعی ندارند، برای استیفای حقوق کشته شدگان بهترین راه حل انتشار جزئیاتی از این واقعه است و ما با پذیرفتن تمامی هزینه های مترتب بر انتشار این گزارش، در تاریخ 31 مردادماه خبر را منتشر نمودیم.

9- در همان روز 31 مرداد مجید نصیرپور عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در واکنش به این خبر نوروز گفت که مجلس مسئله دفن دسته جمعی کشته شدگان را پیگیری می کند. این مسئله برای ما بسیار مایه امیدواری شد که یک نماینده اعلام کرده که مسئله بررسی می شود.

10- اما با کمال تعجب در همان روز فرهاد تجری عضو کمیسیون امنیت ملی و کمیته پیگیری وقایع بازداشتگاهها و بازداشت شده ها اعلام کرد که این خبر صد در صد دروغ است. تکذیب آقای تجری در حالی صورت گرفت که تنها ساعاتی از انتشار این خبر توسط نوروز گذشته بود و ایشان می توانستند حداقل برای اطمینان از خبر نوروز قدم رنجه کرده و نگاهی به قطعه ای که مورد مدعایمان بود بکنند و بعد تکذیب کنند اما بدون هیچ تحقیقی اعلام کردند که این خبر دروغ است و همه مسایل در بازداشتگاه ها شفاف بوده و ابهامی وجود ندارد. گویا فراموش کرده بودند که مدتی پیش به صلاحدید رهبری و به خاطر شرایط غیر استاندارد، دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک صادر شده بود و هنوز هم اصرار داشتند ابهامی در مورد بازداشتگاه ها وجود نداشته است!

11- ما در سایت نوروز سعی کردیم در گزارش اول خود به صورت مختصر به این مسئله بپردازیم اما پس از این تکذیب برای اثبات مدعایمان اقدام به انتشار شماره جوازهای دفن نمودیم تا مشخص شود بدون سند خبر را اعلام نکرده ایم.

12- روز گذشته نیز در کمال تعجب رئیس سازمان بهشت زهرا اقدام به تکذیب این خبر نمود که جز اظهار تاسف نمی‌توان در مورد آن نظری داد. ایشان اگر سری به قطعه 302 بزنند خودشان مشاهده خواهند کنند که چند قبر در این قطعه وجود دارد که نام متوفی در آن درج نشده است. در حالی براساس روال کار بهشت زهرا همیشه وقتی شخصی فوت می‌کند و جواز دفن صادر می شود یک پلاک کوچک به متوفی تعلق می گیرد که در آن نام کامل به علاوه شماره قطعه و سایر اطلاعات مرتبط ذکر می‌شود. در فیلمی که همکاران نوروز تهیه کرده‌اند به وضوح مشخص است برخی از قبرها نامی ندارند در حالیکه برخی دیگر که متعلق به مردم عادی است با نام و مشخصات می‌باشد.

13- آقای حمیدرضا کاتوزیان عضو کمیته پیگیری مسائل بازداشتگاهها و بازداشت شده ها اعلام کرده اند که حاضر هستند این مسئله را پیگیری کنند. ما نیز به شدت از این امر استقبال می کنیم و حاضر هستیم بخشی از مستندات منتشر شده و منتشر نشده خود را در اختیار این کمیته یا هر کمیته بی طرف دیگری قرار دهیم.

14- در پایان به ذکر این مطلب بسنده می‌کنم که کاری که ما در این قضیه انجام دادیم وظیفه مان به عنوان روزنامه نگار بود. یک روزنامه نگار وظیفه دارد در مورد اخبار مهمی که به دستش میرسد تحقیق وکنکاش کند و هرگاه از واقعیت آن کسب علم کرد اقدام به انتشار آن نماید و از این جا به بعد برعهده مراجع قانونی و حقوقی است که با پیگیری مسئله حقایق را روشن و عاملان را مجازات کنند.

حرف‌های احمد قابل در جمع دانشجویان

احمد قابل چند روز پیش در مشهد با چند نفر از بچه‌های انجمن اسلامی دانشگاه مازندران دیدار کرده بود که خبرنامه امیرکبیر حرف‌هایش را گزارش کرده بود. من این گزارش را در صفحه گوگل ریدرم گذاشته بودم. حالا خود قابل گزارش این دیدار را در وبلاگش گذاشته و بخش‌هایی از حرف‌هایش را هم که (به قول او سهواً) در گزارش خبرنامه امیرکبیر از قلم افتاده بوده، آورده. مطابق معمول سیاه‌کاری‌ها از من است:

متن اصلاح شده‌ی سخنان خود با دانشجویان را که به‌خاطر خلاصه برداری دوستان کمی ناقص منعکس شده بود را با حفظ گزارش منتشره در سایت امیر کبیر، به مخاطبان گرامی ارائه می‌کنم. اصلاحات یادشده (که متن سخنان آن جلسه بوده و بخاطر اختصار در گزارش حذف شده) را با رنگ سبز و برخی کلمات ناهماهنگ را که باید حذف شود با رنگ قرمز مشخص کرده ام.

احمد قابل در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه مازندران: مراکز علمی پاشنه آشیل حکومت هستند

یکشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۸

چند تن از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران با احمد قابل دیدار کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر احمد قابل در این دیدار با بیان اینکه اگر روند اعتراضات تا مهرماه ادامه یابد مهار آن برای جمهوری اسلامی دشوار تر می شود، گفت: «مراکز علمی کشور پاشنه آشیل حکومت هستند.»

آزادی رسانه

وی در این دیدار که در موسسه ی الجواد مشهد روی داد، در پاسخ به سوالی در رابطه با نسبت اصلاح گری دینی و دین با اصلاح و تحولات اجتماعی گفت: «فقط فرهنگ دینی ما اشکال ندارد، فرهنگ اجنماعی ما هم به گونه‌ای منحط است. کار فرهنگی را با قانون نمی‌توان عوض کرد. این بر می گردد به حوزه اندیشه و اندیشمندان. اگر جنبه ی علمی تقویت شود جامعه کم کم از خرافات فاصله می گیرد. باید امکان در اختیار نهادهای علمی قرار گیرد. جامعه را نمی توان اصلاح کرد مگر اینکه آزادی بیان در آن جامعه حضور داشته باشد به صورت مطلق. تنها نظام کنترلی که می تواند جامعه را کنترل کند رسانه ی آزاد است.»

تاکید بر آزادی بیان

وی با اشاره به روند تاریخی اصلاح گری روشنفکران و عملکرد بد حاکمان در صد سال پس از مشروطه ادامه داد: «از این رو باید روی دو چیز حساسیت ویژه داشت. یکی بحث آزادی رسانه است که باید آن چنان میخ آزادی رسانه را محکم بکوبیم که هیچ جای سوء استفاده نباشد و نتوانند آن را به بند بکشند. دومی هم بحث شورای نگهبان است که [با پیشنهاد مراجع و انتخاب مجلس است. من البته معتقدم می‌توان مثل آنچه در کویت اعمال می‌شود عمل کنیم. یعنی هر طرح یا لایحه‌ای که به مجلس می‌رود، با تأیید مشروعیت آن از سوی دوفقیه شناخته شده که ضمیمه‌اش باشد ارائه شود و همین برای اثبات مشروعیت آن‌ها کفایت می‌کند. مثلا] (باید به عنوان) دو فقیه روشن اندیش باشند که نمایندگان مجلس طرح را فقط از جنبه ی عدم مغایرت با شرع به امضایشان برساند. [بحث شورای نگهبان در پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی]همچون متمم قانون اساسی مشروطه[است]».

تا پیش نویس قانون اساسی با مردم همراهی می کنم

احمد قابل در رابطه با مسائل روز کشور و جنبش سبز گفت: «اگر این وضعیت فعلی ادامه پیدا کند (که انشالله ادامه پیدا می‌کند) و [اگر کار به جایی برسد که] شرایط حاد بشود، من موضعم را علنی می کنم که [فقط]تا پیش نویس قانون اساسی با مردم همراهی می‌کنم [و اگر مطالبات مردم بیش از آن باشد، موافقت و همراهی نخواهم کرد و حتی مخالفت خود را ابراز خواهم کرد]. من بازگشتم به پیش نویس قانون اساسی خواهد بود[که از سوی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و آقایان شورای انقلاب، مثل شهید بهشتی و آقایان هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای و آیت الله طالقانی نیز آن را امضاء کرده بودند و همه‌ی این اتفاقات، پس از رفراندوم جمهوری اسلامی بود و معلوم می‌شود از دیدگاه همه‌ی این آقایان، جمهوری اسلامی با مدل پیش‌نویس قانون اساسی هم سازگار است. البته] اسم نظام چندان تفاوتی نمی کند. ولایت فقیه باید حذف شود و برگردیم به پیش نویس».


وی در ادامه افزود: «اگر الان حاکمان به خواست مردم تمکین کنند، شاید مردم به یک رفراندوم کوچک بسنده کنند یعنی محدود به همین خواسته‌های آقایان هاشمی و موسوی. اما اگر اینجا تمکین نکنند در ایستگاه بعدی معلوم نیست مردم بسنده کنند. در سال 57 اگر شاه روزهای اول صدای انقلاب مردم را می شنید می توانست سلطنت کند اما حکومت نکند. هنگامی صدای مردم را شنید که دیگر مردم صدای او را نشنیده گرفتند.»


به گزارش خبرنامه امیرکبیر قابل در پاسخ به این پرسش که پیش نویس قانون اساسی جدایی دین از دولت را به صورت شکلی پذیرفته بود و قسمی از دولت لاییک بود اضافه کرد: «حکومت اگر شکلی [مشخص در توصیه‌های شریعت] نداشته باشد می شود حکومت مردمی و حکومت مردمی [در ایران] حکومت دینی است. چون قوانین اش از دین می آید. در پیش نویس هم به این صورت است.»

شرایط حکومت پس از مهر ماه بسیار خطیر است

وی با اشاره به بازگشایی مراکز علمی کشور در ابتدای مهرماه گفت: «فکر می کنم اگر تا مهرماه همین روند ادامه پیدا کند و تا مهر حکومت نتواند این آتش افروخته شده را خاموش کند، مهر به بعد شرایط برای جمهوری اسلامی بسیار دشوارتر می شود. این به آن دلیل است که دانشگاه ها، دبیرستان ها و حوزه ها شروع به کار می کنند. مراکز علمی کشور پاشنه ی آشیل حکومت هستند. مطمئن باشید انتخاب آقای مشایی اگر در زمان تحصیل بود در حوزه حتما علما کلاس های درس را تعطیل می کردند. هرکدام از اینها یک تظاهرات است. شرایط حکومت پس از مهرماه بسیار خطیر است، برای همین بحث تعطیلی دانشگاه ها حداقل در شهر تهران را مطرح کرده اند.»

احضار گسترده دانشجویان بی فایده است

یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه مازندران با اشاره به استراتژی جدید وزارت علوم در حذف فعالین دانشجویی از دانشگاه ها بیان داشت: «با توجه به احضار های گسترده دانشجویان در دانشگاه های مختلف به کمیته های انضباطی مثل احضار 50 نفر به کمیته انضباطی دانشگاه مازندران آقایان قصد پاکسازی دانشگاه ها از فعالین دانشجویی را دارند.»

احمد قابل در پاسخ به این دانشجو گفت: «این محدودیت ها دوای درد حکومت نخواهد بود. یا باید همه ی شما را دستگیر کنند یا اگر بیرون از دانشگاه هم باشید انگار درون دانشگاه هستید. دنیای ارتباطی امروز درون دانشگاه و بیرون دانشگاه ندارد.»

بعضی ها بیش از حد به مجلس خبرگان امیدوارند

قابل در پاسخ به پرسشی در رابطه با نامه ی جمعی از علما و روحانیون نیز گفت: «من در مصاحبه با رادیو فرانسه گفتم انتشار نامه بدون امضا کار درستی نیست. حالا حداقل دو نفر بوده اند که این نامه را امضا کرده اند، باید اسامی را منتشر می کردند. این نامه شبیه نامه ی مجلس خبرگان می ماند که آقایان نوشتند و بدون امضا منتشر کردند. این به آن در. اما اینگونه نامه های بی نام تاثیر زیادی نخواهد داشت علی رغم اینکه متن نامه متن خوبی بود.»

وی در ادامه افزود: «بعضی‌ها را می بینم بیش از حد به مجلس خبرگان امیدوارند، در حالی که روحانیونی در این مجلس هستند که ترسویند و در مقابل آقای خامنه ای هیچ چیز ندارند. در واقع دست چین شده ی خود آقای خامنه‌ای اند.»

بعید نیست علما در مقابل حکومت قرار بگیرند

قابل در رابطه با نقش علما در تعارض با حکومت گفت: «از این بی عقلی های حکومت هیچ بعید نمی بینم که علما را در مقابل خودشان قرار بدهند و آنها را وادار به واکنش کنند. علما تا جای که توانسته اند سعی کرده اند در مقابل آقای خامنه ای قرار نگیرند و جایی که یک سرش آقای خامنه ای باشد غیر از معدودی از علما کسی تا به حال جرات اعلام موضع نداشته است. اما اگر آزار و اذیت علما ادامه یابد، علما هم جری می شوند. دقت کنید هیچ کدام از علما انتخاب آقای احمدی نژاد را تبریک نگفتند [آقای نوری همدانی هم که تبریک گفت، بعد از حدود سه ساعت تحمل فشار افرادی که برای توجیه ایشان رفته بودند و با تصور همراهی سایر مراجع اقدام کرد و بعد که تنها ماند، پشیمان شد و در بیانیه‌اش در مورد کشتار در چین، دولت را توبیخ کرد که چرا اعتراض نکرده است. البته پس از تنفیذ و تحلیف، هیچکس از مراجع به احمدی نژاد تبریک نگفت]حتی آقایان نوری همدانی و مکارم شیرازی».

در پایان این دیدار احمد قابل در پاسخ به پرسشی در رابطه با نقش هاشمی رفسنجانی در جنبش سبز بیان داشت: «من چندان به آقای هاشمی اعتماد ندارم. چون آدم صادقی نبوده است. به هر حال آقای هاشمی [در حال حاضر و از سوی کودتاچیان] یکی از سوژه های اصلی حذف است. طبیعی است که به آنها کمک نمی کند. باید توجه کرد که آقای هاشمی اصلا اهل ریسک نیست و بسیار ترسوست. ببینید چه قدر اوضاع رهبری خراب است که آقای هاشمی جانب مردم را گرفته و جانب آقای خامنه ای را چون ریسک [زیادی داشته] است نمی گیرد.»