جمعه ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

خاتمی به خانه سهراب اعرابی و مسعود هاشم زاده رفت

منبع: موج سبز آزادی (اصل خبر) - سید محمد خاتمی در چهلمین روز شهادت کشته‌شدگان حوادث بعد از انتخابات، با بیان اینکه «مردم ما رشیدند و از خواست‌های خود دست بر نمی‌دارند»، خواستار آن شد که مسئولان داد خانواده‌های کشته‌شدگان، بازداشت‌شدگان و آسیب دیدگان بعد از انتخابات را بستانند.

به گزارش «موج سبز آزادی» به نقل از روابط عمومی دفتر خاتمی، سید محمد خاتمی عصر روز پنجشنبه با خانواده‌های سهراب اعرابی، اشکان سهرابی، کیانوش آسا و مسعود هاشم زاده که عزیزان خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست داده بودند، دیدار کرد.

در این دیدار بستگان شهدای حوادث بعد از انتخابات، ضمن بیان خصوصیات ایمانی، انسانی و اخلاقی به تشریح دیدگاه‌ها و تقاضاهای خود پرداختند و به طور ویژه تقاضای رسیدگی به کشته‌شدن فرزندان خود وشناخت عوامل اصلی جنایات و برخورد با آنان را داشتند.

در این دیدار، رئیس جمهور سابق کشورمان ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با خانواده‌های کشته‌شدگان، اظهار داشت: «اگر اولین حادثه‌ای که منجر به کشته شدن عده‌ای شد روز 25 خرداد باشد، امروز چهلم آنان است؛ گرچه در این مدت بر عدد کشته‌شدگان و دستگیر شدگان افزوده شده است و چه خوب بود که سنت اربعین (چهلم) این عزیزان را در اجتماعی بزرگتر که مطمئنا صدها هزار نفر در آن شرکت می‌کردند اجراء می‌کردیم که متاسفانه از این امر جلوگیری کردند.»

وی افزود: «حالا هم این عده که در اینجا جمع شده‌ایم در واقع به نمایندگی از همه ملت به ارواح پاک همه شهیدان انقلاب و آزادی درود می فرستیم و به خانواده‌های داغداری که عزیزان خود را از دست داده‌اند تسلیت می گوییم.»

رییس بنیاد باران تصریح کرد: «گرچه داغ این جوانان برومند جانسوز است، ولی شما همچون خانواده‌های دهها هزار شهید فرزندانتان را در آرمان‌های بلند ملت شریف ایران که از جمله در انقلاب اسلامی تجلی یافت داده‌اید.»

سید محمد خاتمی اظهار داشت: «ملت ما خواستار آزادی، استقلال و پیشرفت ایران بوده و هست و در عین حال که به جد دموکراسی و مردم سالاری را با همه مزایایش می‌خواهد همزمان خواستار حاکمیت ارزش های الهی است که مهمترین آنها در عرصه حیات اجتماعی عدالت و اخلاق است و انقلاب اسلامی نیزهمین را خواسته است.»

وی گفت: «اگر خدای ناخواسته وضعیتی پیش آمد که مردم یا بخش مهمی از آنان احساس کنند رایشان به حساب نمی‌آید؛ جمهوریت لطمه بزرگی دیده است و اگر شاهد سیاست‌ها و رفتارهایی باشیم که خلاف عدالت و اخلاق است به اسلامیت جفا شده است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: «مردم ما رشیدند و از خواست‌های خود دست بر نمی‌دارند، اینکه همه می‌گویند باید نسبت به جفایی که به مردم شده است و خون‌هایی که ریخته شده و رفتارهای نادرست و جنایت آمیزی که صورت گرفته برخورد شود، خانواده‌های جان باختگان عزیز و بازداشت شدگان به خصوص کسانی که سالم دستگیر شده‌اند و بعد پیکر بی‌جانشان تحویل داده شد، بیش از همه حق دارند که دادخواهی کنند و انتظار داریم که مسئولان داد آنها را بستانند.»

سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد: «راه آزادی و عدالت و سربلندی راه همواری نیست و اگرواقعا ایمان داریم باید هزینه پیمودن آن را نیز بپردازیم و با شکیبایی و ایمان به خدا وامید موفقیت حاصل خواهد شد.»

بیانیه مجمع مدرسین حوزه قم - جمعه

بسمه تعالی

إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. (نامه 53 نهج البلاغه)

از خون‌ریزی ناحق پرهیز کن، هیچ چیز به اندازه خون ناحق کیفر الهی را نزدیک نمی‌کند و مجازات را شدت نمی‌بخشد و نعمت‌ها را نابود نمی‌کند و خون ناحق زوال حکومت را نزدیک نمی‌سازد.

ملت بزرگ ایران این روزها به مصائب بزرگی مبتلا هستند که شنیدن آنها دل هر مسلمان و انسان آزادیخواهی را به لرزه در می‌آورد.

انقلاب اسلامی برای حراست از حقوق مردم بود، و اجرای قانون برای آزادی‌های مشروع جامعه و از بین بردن زندان‌های غیر قانونی و غیر شرعی و شکنجه‌های غیر انسانی و تهمت‌زدن‌های ناروا، و بالاخره برای اجرای احکام اسلام بود. حضرت امام رحمة الله علیه در اوائل شروع نهضت در سال 1342 به شاه نصیحت می‌کرد که قانون اساسی را عمل نماید و از مرز قانون خارج نشود که اگر او به قانون عمل می‌کرد، سرنوشت حکومتش غیر از آن بود که رقم خورد.

امروز پس از سالیان دراز مبارزه ملت ایران که حاصل خون دهها هزار شهید و شکنجه و زندانی شدن مردان آزاده و تلاش‌های مراجع بزرگ به ویژه رهبری داهیانه رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است، اهداف مقدس انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار گرفته است و عده‌ای جز به نابودی دستاوردهای نظام به چیزی راضی نمی‌شوند.

هر روز خبر شهادت یکی از فرزندان این مرز و بوم را می‌شنویم و با کمال وقاحت اعلام می‌کنند، دستگیرشدگانی که پس از مدتی جسم بی‌جان آنها تحویل خانواده‌ها داده می‌شود. زندان‌های غیر قانونی و بدون امکانات اولیه و رعایت اصول انسانی دایر شده است. خبرهای شکنجه غیر انسانی و ناجوانمردانه هر روزبه نوعی فاش می‌شود، برای دفن کشته‌شدگان و برگزاری مراسم عزاداری اجازه نمی‌دهند و همه اینها به نام اسلام و قرآن و ولایت فقیه انجام می‌گیرد.

عده‌ای مدیحه‌سرا بدون توجه به آثار تخریبی آن به توجیه این همه جنایات پرداخته‌اند، ملت عزیز ایران باید بدانند که نظر توجیه‌گران در خطابه‌های نماز جمعه یا غیر آن اگرچه به نام حوزه‌ها باشد، نظر همه مراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین معظم حوزه‌ها نیست. بلکه قلوب بزرگان از حوادث اخیر نگران و ناخوشنود است و در کنار ملت بزرگ ایران و دردکشیده‌ها خواهد بود.

ملت ایران حرکت خود را بر مدار قانون اساسی استوار و برطبق اصول مصرح در آن که تضمین آزادی‌های مشروع است و تجمع‌های آنها را تضمین نموده است، ادامه دهند و در کنار داغداران، یاد و خاطره‌ی مبارزان در راه حق را پاس بدارند.

نصیحتی هم به حاکمان و دولت و قوه قضائیه از زبان امیرالمومنین داریم:

وَإِنَّمَا يُؤْتَى خَرَابُ الاَْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا،إِنَّمَا يُعْوِزُ أَهْلُهَا لاِِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلاَةِ عَلَى الْجَمْعِ، وَسُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَقِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَرِ. (نامه 53 نهج البلاغه)

زمین جز با فقر ساکنانش خراب نمی‌گردد. مردم زمانی به فقر دچار می‌گردند که والیان به جمع مال برآیند و به بقای حکومت خود مطمئن نباشند و از تجربه‌ها عبرت نگیرند.


مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

حرف‌های خاتمی در جمع نمایندگان خط امام مجلس - چهارشنبه

منبع: وب‌سایت خاتمی (اصل خبر) - سید محمد خاتمی در دیدار با اعضاء فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی ضمن خوش آمد گویی به نمایندگان از تلاش های مجلس شورای اسلامی و علی الخصوص فعالیت های دلسوزانه و خیرخواهانه فراکسیون اقلیت مجلس قدردانی کرد. وی اگرچه این تلاشها را ارزشمند و اثرگذار دانست اما تأکید کرد:

سؤال این است که اگر مجلس در رأس امور کشور است چرا اقدامات خیرخواهانه نمایندگان مجلس به نتیجه نمی رسد؟ چرا دست هیأت منتخب مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به فجایعی که رخ داده بسته شده است؟ چرا حتی هیأت منتخب رئیس محترم قوه قضائیه که چند هفته پیش خبر تشکیل آن در رسانه های عمومی اعلام شد اجازه نیافته کاری از پیش ببرد؟

دستور اخیر مقام معظم رهبری برای برخورد با مسائل و فجایع دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری موقعیت تازه ای را پدید آورده و باید ابعاد گوناگون این فجایع را بررسی و با عوامل آن به شدیدترین شکل ممکن برخورد کرد. خون هایی ریخته شده، به خانواده های فراوانی آسیب های روحی و مادی وارد آمده، ملت بزرگ ایران مورد اهانت قرار گرفته اند، رفتارهای مغایر نص صریح قانون و شرع و اخلاق با معترضین و بخصوص بازداشت شدگان صورت گرفته؛ همه این مسائل باید بی هیچ ملاحظه ای در کمال بی طرفی ریشه یابی شده و حقایق - هرچند تلخ - برای مردم روشن شود و مردم شاهد برخورد ریشه ای با خطاکاران باشند.

اینکه گفته شود یک بازداشتگاه غیراستاندارد تعطیل شده کفایت نمی کند. غیراستاندارد یعنی چه؟ یعنی هواکش آن سالم نبوده یا سرویس های بهداشتی اش تمیز نبوده است؟ خیر! متأسفانه جنایت های بی شماری در این قبیل بازداشتگاهها رخ داده و جان های عزیزی از دست رفته است؛ رفتارهایی با جوانان و زنان و مردان این مرز و بوم صورت گرفته است که وقتی مشابه آن در زندان های سایر کشورها رخ می دهد همه حق طلبان بر آشفته می شوند و فریاد دادخواهی سر می دهند. باید مشخص شود این قبیل بازداشتگاهها از سوی چه کسانی ایجاد و مدیریت شده اند و خطاکاران و قانون شکنان در هر لباس و جایگاهی به مردم معرفی شوند.

در مورد زندانیان و بازداشت شدگان هم قضیه به همین صورت است. درست است که بازداشت شدگان باید آزاد شوند ولی تنها این کافی نیست. رفتارهای مغایر با نص صریح قانون و شرع و اخلاق که به هنگام بازداشت این افراد چه در مورد خودشان و چه در مورد خانواده های عزیزشان صورت گرفته همه مسائلی است که باید بی هیچ ملاحظه ای مورد موشکافی قرار گیرد. باید به شدت با عاملان این قبیل رفتارهای قانون گریزانه و سرکشی های غیرشرعی و غیراخلاقی برخورد شود و حقوق و حیثیت های مورد تعدی واقع شده به نحوی جبران شود.

ادعاهایی از سوی برخی رسانه ها و اشخاص حقیقی و حقوقی علیه فعالان سیاسی بازداشت شده مطرح می شود. اگر واقعا جرمی واقع شده اولا باید مدارک دقیق و روشنی برای طرح آن در دست داشت و ثانیا در دادگاهی صالح و با حضور هیأت منصفه و وکیل متهم به صورت علنی صحت و سقم این اتهامات مورد رسیدگی قرار گیرد. ادعاهایی که مطرح شده یا شایعاتی که درخصوص اعترافات دستگیرشدگان می شنویم از نظر قانونی قابل پیگیرد است.


در نظام اسلامی اگر حتی یک قطره خون ریخته شود فاجعه ای رخ داده، چه رسد به آنچه ما و جهانیان در روزهای تلخی که گذشت شاهد آن بودیم! باید با هر رفتار وحشیانه ای با قاطعیت برخورد شود.

نگرانی بزرگی که همچنان باقی است لطمه ای است که به اعتماد عمومی وارد شده است و باید برای ترمیم آن قدمهای اساسی برداشت. برای بازگرداندن اعتماد عمومی هر هزینه ای که لازم باشد باید پرداخت شود. اما در همین شرایط شاهدیم که خیرخواهانی که برای جلوگیری از ظلم مضاعف و ترمیم اعتماد عمومی پیشنهاداتی را مطرح می کنند ناجوانمردانه با سیل تهمت ها و دروغ ها و نسبت های ناروا روبرو می شوند و اتهام زنندگان و غوغاگران با امنیت خاطر به کار خود ادامه می دهند. حمله های صورت گرفته به شخصیت های نظام مایه تأسف فراوان است. ببینید در این مدت کوتاه به چه شکل علمای بزرگوار، شخصیت های موجه و نخبگان و آحاد ملت مورد اهانت قرار گرفتند. در حالی که انتظار می رفت با افراد و جریان های طراح و مجری جنایات برخورد جدی صورت گیرد.

براساس نص صریح قانون اساسی و بیانات صریح و متعدد امام (ره) مجلس در رأس امور کشور قرار دارد و تحقیق و تفحص در تمامی امور، استیضاح وزرا و حتی تصمیم گیری درباره صلاحیت و کفایت رئیس جمهوری از اختیارات مسلم و خدشه ناپذیر مجلس شورای اسلامی است. اما با این اوصاف در کمال تعجب شاهدیم که دستهایی در پس پرده مانع از رسیدگی و موشکافی مجلس شورای اسلامی در مسائل بسیار مهمی چون حمله وحشیانه به خوابگاه های دانشجویان و وضعیت ناگوار و نگران کننده بازداشت های انجام شده و دستگیرشدگان اعم از شخصیتها و فعالان سیاسی، اصحاب رسانه و فکر و فرهنگ و مردم عادی می شوند. این مصداق بارز انحراف در نظام است. چه دلیلی دارد که اعتراضات و انتقادات روشن مراجع عظام، علماء بزرگوار، نخبگان و فرهیختگان، حماسه آفرینان دوران دفاع مقدس، متشرعین و میلیونها نفر از مردم بزرگوار و نجیب ایران که این روزها مدام از حماسه حضورشان دم می زنند نسبت به نحوه برگزاری انتخابات اخیر و وقایع ناگوار پس از آن اینچنین با بی توجهی مواجه می شود؟

در چنین شرایطی وظیفه مجلس شورای اسلامی به مراتب سنگین تر می شود. نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی امروز می توانند طرح تحقیق و تفحص از روند برگزاری انتخابات و حوادث پس از آن را در دستور کار خود قرار دهند و مطمئنا اگر هیأت بیطرفی این مهم را عهده دار شود، نتیجه کار می تواند بسیاری مسائل را روشن کند. ما و سایر خیرخواهانی که صدای اعتراضشان شنیده می شود دلسوز انقلاب و نظام و اصول و ارزش های والایی هستیم که متأسفانه امروز مورد تعرض قرار گرفته . ما نگران اندیشه های امام و اصول و معیارهایی هستیم که قانون اساسی به صراحت بر آنها تأکید ورزیده و معتقدیم آنچه که کردند و آنچه که عده ای هنوز بر آن اصرار می ورزند نظام و مردم را متضرر خواهد کرد.

در این دیدار نمایندگان عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی با تأکید بر در جریان انتخابات اخیر و حوادث و فجایع پس از آن با برخی بی تدبیری ها و شتاب زدگی های آشکار و به سبب عدم توجه به خواست مردم اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت به شدت آسیب دیده خاطر نشان کردند همچنان تلاش این فراکسیون و بسیاری از نمایندگان حق طلب و خیرخواه مردم در مجلس شورای اسلامی بر این است که با بهره گیری از ظرفیت های قانونی موجود و به رغم عدم همکاری دستگاه های ذی ربط با قانونی گریزی ها و قانون ستیزیهای آشکار و پنهان و اقدامات و رفتارهای مغایر قانون و شرع و اخلاق و مخل حقوق اساسی مردم مقابله شود و اندک اندک اعتماد آسیب دیده مردم بازسازی و حقوق مردم اداء شود.

مهندس محمدرضا تابش، دبیر کل فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی در این نشست گزارش مختصری از اقدامات مجلس شورای اسلامی و فراکسیون خط امام در مورد وقایع پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ارائه کرد و تشکیل کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان، طرح سؤال از وزرای ذی ربط، نشست های متعدد با رئیس مجلس شورای اسلامی، دادستان کل کشور و درخواست از رئیس قوه قضاییه برای بازدید از بازداشت گاهها و اطلاع بی واسطه از وضعیت نگهداری زندانیان و پیگیری آزادی هرچه سریع تر آنها را از جمله اقدامات اصلی این فراکسیون برشمرد.

بیانیه سوم خانواده های بعضی از زندانیان سیاسی

بسم الله الرحمن الرحيم

«الذين قالو ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة الا تخافوا و لا تحزنوا»

بيش از 40 روز از دستگيري هاي غيرقانوني فرزندان سربلند ايران عزيز، سربازان انقلاب اسلامي مي گذرد. روزهاي سخت دوري و بي خبري خانواده هاي مردان و زنان دربند از عزيزانشان، روزهاي سخت تر داغ ديدگي خانواده هاي عزيز شهداي جنبش سبز مردم ايران به دست دژخيمان از خدا بي خبر و روزهاي سخت همراهي با خانواده هاي گل هاي نوشكفته اين ملت سترگ كه هر كدام داغ شكنجه اي سبعانه و باورنكردني بر جسم و جان خسته خود دارند. روزهاي سخت و تلخ كينه ورزي و ناسپاسي نسبت به فرزندان خدوم انقلاب اسلامي كه در بينشان از خيل رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس حضور دارند، سپري مي شود.

هرچند فرارسيدن شعبان المعظم بارقه اي از اميد دردل خانواده هاي زندانيان سياسي بي گناه دربند بوجود آورد اما شواهد و قرائن نشان مي دهد كه مسئولين نظامي كه نام مقدس اسلام را با دادن هزاران شهيد با جمهوريت پيوند داده است، از شكستن حريم ماه هاي حرام هم ابا ندارند و علي رغم اين كه خون مظلوماني چون جوان آزاده «محسن روح الاميني» براي توجه دادن به مسئولين و نمايندگان مردم براي رسيدگي به وضعيت زندانيان بي گناه راه هايي را باز كرد و دستور پيگيري توسط رئيس قوه قضائيه داده شد، اما ادامه دستگيري ها و گزارش كميته ويژه مجلس شوراي اسلامي كه موفق به بازديد از محل نگهداري چهره هاي شاخص سياسي نشده اند، حاكي از آن است كه در روند رويارويي با اراده ملت، قرار نيست تغيير جدي حاصل شود.

اينك ما خانواده هاي زندانيان سياسي، در آستانه ميلاد مسعود منجي عالم بشريت و عادل عدالت گستر، مهدي موعود، بار ديگر متذكر مي شويم كه بازداشت هاي غيرقانوني زنان و مردان و جوانان ديار سبزمان و ادامه آن هرگز به صلاح نظام اسلامي نيست و هر لحظه استمرار اين اعمال غيرقانوني هزينه هايي گزاف را بر آن تحميل خواهد كرد و تبعات منفي بيش از پيش به بار خواهد آورد . همچنين هتك حرمت زنان و دختران مسلمان را كه در طول تاريخ ايران بي سابقه بوده است، در هنگام دستگيري ها و پس از آن، شديدا محكوم كرده بارديگر با التجاء به علماي اعلام و مراجع عظام نسبت به عادي شدن اِعمال منكرات توسط مسئولين نظام در كشوري كه مدعي حكومت علوي است، هشدار مي دهيم و در پايان يادآوري مي نماييم كه همراهي و هم ياري اين جمع همبسته با همه خانواده هاي آسيب ديده و جريحه دار، به عنوان خانواده اي واحد و متحد تا تحقق كامل خواسته هاي قانوني ملت ايران كه آزادي بي قيد و شرط همه عزيزان دربندمان و محاكمه مسببان اين اَعمال غيرقانوني شامل هتك حرمت محروم كردن آنان و خانواده هايشان از حداقل حقوق انساني، شرعي و قانوني شان و بويژه ضرب و شتم و شكنجه هاي روحي و جسمي و در نهايت قتل برخي از آنان در زندان است، حفظ خواهدشد.

جمعي از خانواده های زندانيان سياسی

پنجشنبه ۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

گزارش‌هایی از تجمع‌های امروز در تهران

نوروز گزارش داده که حدود ۴۰ هزار نفر امروز در بهشت زهرا بوده اند. از طرف دیگر در مرکز شهر و در اطراف مصلی هم شلوغ بوده. یکی از دوستان کاملاً مطمئن گزارش کوتاهی فرستاده از اوضاع اطراف مصلی. از بهشت زهرا هم گزارشی به دستم برسد، می‌گذارم:


در حالی که با عدم صدور مجوز برگزار مراسم شهدا در مصلای تهران و برگزاری آن در بهشت زهرا عملا برنامه مصلی لغو شده بود، اما گروهی از مردم در اطراف مصلا حضور پیدا کرده بودند و چون نیروی انتظامی مستقر در اطراف مصلا مانع از توقف آنان می شد جمعیت خود به خود به سمت خیابان شهید بهشتی (عباس آباد) رانده می شدند.

طول خیابان شهید بهشتی جمعیت زیادی در پیاده روهابودند که به خاطر عدم حضور نیروی انتظامی به اندازه کافی به شعار دادن و پرداختند. هم چنین ماشین هایی که از این خیابان می گذاشتند به نشانه همبستگی با آنان با بوق زدن و علاکمت پیروزی نشان دادن به ان ها می پیوستند. این جمعیت رفته رفته افزایش پیدا می کرد، اما هنوز تا این لحظه درگیری دیده نمی شود. مردم بدون پوشاندن روی خود شعار می دهند و فریاد الله اکبر و یاحسین سر می دهند.

امروز از ساعات اولیه بعد از ظهر نیروی انتظامی در اطراف مصلی مستقر شده بود تا تجمعی برگزار نشود، در حالی که مراسم اصلی قرار بود در بهشت زهرا برگزار شود. در ساعات اولیه خبری از حضور مرذم نبود و تا ساعت 5 نیز مردم حضوری نداشتند اما به تدریج از ساعت 5 حضور مردم در خیابان اطراف مصلی بیش تر می شد و رفته رفته باعث بوجود آمدن یک تجمع خودجوش در خیابان شهید بهشتی شد که هنوز ادامه دارد.

(ساعتی بعد)
الان رفته رفته نیروهای انتظامی دارند افزایش پیدا می کنند اما هنوز از نیروهای لباس شخصی خبری نیست. جمعیت زیاد است و افزایش می یابد. تجمع به خیابان های دیگر نظیر ولی عصر، فاطمی، حافظ و مطهری گسترش یافت و همزان با گسترش آن نیروهای لباس شخصی هم که ظاهرا بین مردم بودند، به کمک نیروهای پلیس پیشگیری به سرکوب تظاهرات پرداختند.

میدان ولی عصر و خیابان ولی عصر تقاطع فاطمی پر از گارد است. از گاز اشک آور هم در خیابان عباس آباد استفاده شد و هم چنین صدای تیراندازی هم به گوش می رسید که به نظر می رسد هوایی باشد.

ویدئو و فیل صوتی سخنرانی موسوی در جمع معلمان

موسوی چند روز پیش سخنرانی‌ای کرد در انجمن اسلامی معلمان که متنش را قلم نیوز منتشر کرد و من هم این‌جا گذاشتم. حالا فایل تصویری این سخنرانی در یوتیوب آمده (بخش اول - بخش دوم - بخش سوم) و من هم تبدیلش کرده‌ام به فایل صوتی نسبتاً کم‌حجم (بخش اول - بخش دوم - بخش سوم).

چند نکته درباره راهنمای رفتن به بهشت زهرا

من راهنمایی نوشتم درباره رفتن به بهشت زهرا. اگر آن را خوانده‌اید این چند نکته را هم ببینید. تکمیل‌کننده و بعضاً تصحیح‌کننده آن راهنما است:

۱.
این‌جور که من از اطلاعیه موسوی و کروبی در سایت‌هایشان می‌فهمم، برنامه مصلی لغو شده و برنامه فردا فقط بهشت زهرا است.
جایی خواندم که فردا هر دو برنامه هست و اول ساعت ۴ می‌روند سر خاک بچه‌ها و بعد ساعت ۶ می‌آیند مصلی. کسی اگر یک بار در روز شلوغ بهشت زهرا رفته باشد می‌داند که کسی که فردا ساعت ۴ بهشت زهرا باشد ساعت ۹ هم به مصلی نمی‌رسد.

۲.
دوستان گفتند که سه هفته است که نواب را از میدان جمهوری به پایین برای ساختن تونل توحید بسته‌اند. یک راهش این است که از همان مسیر بروید ولی از خیابان‌های فرعی موازی نواب بروید پایین تا جایی که باز بشود. اما فکر می‌کنم مسیر خیلی معقول‌تر این است که از کمربندی‌های شرقی و غربی استفاده کنید.

اگر از مناطق مرکزی و غربی می‌خواهید بروید، بروید توی شیخ فضل‌الله و بعد هم مستقیم، که می‌شود بزرگراه کرج. حدوداً حوالی عوارضی سابق، خروجی بزرگراه آزادگان است. بعد که افتاده‌اید توی آزادگان (به سمت شرق) می‌روید تا برسید به پل شهید صنیع‌خانی. بهد هم می‌پیچید توی بلوار بهشت زهرا و تا مقصد به سلامت.

از شرق هم مسیرش این است که بزرگراه بسیج را می‌آیید پایین تا ته، تا برسید به سه راه افسریه. از آنجا هم می‌پیچید توی بزرگراه آزادگان (به سمت غرب) و باز مستقیم می‌آیید تا پل صنیع‌خانی و بلوار بهشت زهرا و مستقیم تا خود بهشت زهرا.

۳.
تعدادی از دوستان می‌گویند مترو وسیله بهتری است تا ماشین شخصی. من گفتم که بهشت زهرا با مترو نرفته‌ام، اما خوبی‌های مترو را می‌دانم. فقط نکته این است که احتمال این‌که فردا ایستگاه‌های مترو را ببندند هست و آن وقت کلی باید پیاده‌روی کنید. اگر مطمئن باشید که مترو باز است، من هم قبول دارم که بهترین وسیله است. یک راهش هم این است که با مترو بروید ایستگاه شهر ری و از آن‌جا با اتوبوس یا تاکسی بروید بهشت زهرا.

۴.
در مورد موزیک شدیداً پیشنهاد می‌کنم اگر سی‌دی نینوا را دارید همراهتان ببرید، یا سر راه بخرید. اگر ندارید که بگردید و دانلود کنید. من به دلیل حقوق مؤلف و این‌ها جرأت ندارم لینک بدهم.

یادداشتی خواندنی از محمد مطهری، پسر کوچک شهید مطهری

به جرأت مي‌توان گفت که قاطبه افراد غيرمغرضي که در سي سال گذشته با انقلاب قهر کرده‌اند، به دليل يک واژه سه حرفي بوده است: «ظلم». اين افراد، يا ظلمي بر خودشان رفته و فريادرسي نديده‌اند، و يا ظلمي آشکار در حق يک فرد ـ مانند آنچه در جريان بازجويي وحشتناک بر همسر سعيد امامي رفت ـ شاهد بوده‌اند، ولي هر چه به انتظار نشسته‌اند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در اين زمينه بسيار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده مي‌کنم.

1. دفاع از يک نظام اسلامي با توسل به شيوه‌هاي غيراسلامي و بلکه غيرانساني، همان قدر موفقيت آميز است که کسي بخواهد با شرابخواري از سنت نبوي پاسداري کند. برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي مي‌دهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند.

2. به نظر مي‌رسد که در کشور ما همه مسائل، جز يک مسأله، قابل چشم پوشي و يا اهمال است حتي آنجا که پاي يک حکم اسلامي و يا روحانيت در ميان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنيتي» به خود بگيرد، به طوري که تقاضاي اجراي عدالت در مورد يک مساله امنيتي از سوي هر کس، مساوي است با همسو خوانده شدن با اسرائيل.

به همين دليل است که براي آزرده نشدن برادران اروپايي حکم قطع دست سارق (در شرايط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمي‌شود و حتي در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نواميس مردم به خاطر اعتراض کشورهاي غربي کوتاهي صورت مي‌گيرد (چون اين مسائل «امنيتي» نيست و بنابراين مي‌توان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بني يعقوب در زندان اگر تمام آبروي اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسأله‌اي نيست چون پاي دردانه‌هاي امنيتي در ميان است. باز از همين روست که فيلم «مارمولک» با اينکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانيت را داشت از سوي کارشناسان امنيتي بي اشکال اعلام شد اما فيلم «به رنگ ارغوان» که در مورد يک مأمور امنيتي است به خاطر ممانعت آنان جواز نمايش نمي‌گيرد.

3. هنوز پس از سي سال معلوم نيست که وظيفه نخبگان و مردم در قبال ظلمهاي مشهود در نظام اسلامي چيست؟ من نمي‌دانم که چرا بايد درباره رابطه ميان جمهوريت و اسلاميت صدها کتاب و مقاله نوشته شود اما موضوع مهمي مانند وظيفه مسئولان، علما و مردم در قبال ظلمها در يک نظام اسلامي، مورد توجه قرار نگيرد؟ حضرت امام (ره) در وصيتنامه خويش در مورد ترويج فساد چنين هشدار دادند که «مردم به دستگاه‌هاي مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهي نمودند، خودشان مکلف به جلوگيري هستند». البته به مخيله امام هم خطور نمي‌کرد که بتوان برخي افراد بازداشتي در جمهوري اسلامي را به بهانه شرايط امنيتي، بدون محاکمه مستقيما از اتاق بازجويي روانه قبرستان کرد و الاّ چه بسا امام در وصيت نامه خود راه حلهايي در اين مورد ارائه مي‌داد.

4. افراد بازداشت شده حتي اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نبايد با خانواده هايشان چنين رفتار مي‌شد. اين ديگر چه صيغه‌اي است که وقتي کسي بازداشت مي‌شود افراد خانواده اش بايد گاهي تا چند هفته سراسيمه در بيمارستانها و پزشکي قانوني سرگردان باشند و يا در اطراف زندانها تنها براي گرفتن کوچکترين اطلاعي از محل نگهداري آنان ضجه زده و التماس کنند و کسي پاسخگو نباشد و نهايتا منتظر تماس يک فرد ناشناس بمانند؟ (مگر آنکه قصدي در تکثير مخالفان نظام در ميان باشد).

در مقابل، وقتي گروهي از نمايندگان مجلس، در سايت خود از خانواده‌هاي بازداشت شدگان مي‌خواهند به آنان مراجعه کرده شايد بتوانند آنها را در پيداکردن عزيزانشان ياري کنند بلافاصله آن سايت فيلتر مي‌شود! آيا اين همان "آزادي تقريبا مطلق" در ايران است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن مي‌گفت؟ داستان مکرر چگونگي رفتار با خانواده‌هاي جان باختگان و تعهدات اجباري هنگام تحويل جنازه از جمله اينکه «هيچ شکايتي نداريم»، خود حکايت جانسوز ديگري است.

5. عمل به قانون هم مثل خيلي چيزهاي ديگر جناحي شده است. خلاف قانون، فقط اين نيست که کانديدايي به حکم شوراي نگهبان تمکين نکند. نمي‌شود در اين مورد فرياد را به عرش رساند اما در قبال هرگونه رفتار غيرقانوني با مردم معترض ـ که با اندک محبتي مي‌توانستند قاطبه آنان را جذب کنند ـ سکوت کرد. چنانکه پيش از اين نيز گفته ام اگر نظام ما با برخي از آنچه تحت لواي «حفظ نظام» صورت مي‌گيرد سقوط نکند بسيار بعيد است که با عامل ديگري، حتي حمله نظامي از پا درآيد.

6. ميان «جمع کردن» يک بحران با «حل کردن» آن تفاوت بسيار است. اولي از کساني برمي آيد که به هر مساله تنها به ديد امنيتي مي‌نگرند و دومي کار افراد بصير و دلسوزي است که ديدي جامع به مسائل داشته و راه حلهاي امنيتي را آنهم بدون وقوع هيچ ظلمي آخرين گزينه مي‌دانند نه اولين گزينه. با ظلم مي‌توان يک مسأله را جمع کرد اما نمي‌توان آن را حل کرد. در يک نظام مردمي هميشه راه حل غير امنيتي مقدم و بسيار کارساز است.

روشن نيست افرادي که خود را «دشمن شناس» مي‌دانند چگونه درباره اين کارخانه‌هاي بزرگ ضد انقلاب سازي که حتي از به کام مرگ فرستادن فرزند يک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابايي ندارند، از رد پاي دشمن در بازداشتگاهها سخن به ميان نمي‌آورند؟ به راستي کساني که با فرزند يک مقام مسئول اين مي‌کنند با جوانان بي نام و نشان چه مي‌کنند؟

اين را هم بايد اضافه کرد که ما امروز «دشمن شناس» خودخوانده زياد داريم. عده‌اي توجه ندارند که به ويژه در هنگام بحران‌ها، دشمن‌شناسي تنها از معدود افراد بصير، عالم و متقي بر مي‌آيد و نبايد اجازه داد يکي با دسترسي به شنود، ديگري با خواندن چند بولتن محرمانه، سومي براي تسويه حساب‌هاي شخصي، چهارمي با تفسيرهاي سودجويانه تحليل‌هاي بيگانگان و پنجمي براي خودشيريني يا شهوت پست و مقام، خود را «دشمن شناس» جا بزنند.

اين به اصطلاح دشمن شناسان، که اخيرا آيت الله استادي گروهي از آنان را به نقد کشيد، به دليل قضاوت بر اساس جناح بازي ـ که به عقيده من نوعي شرک است ـ عملا بسياري از طرفداران واقعي انقلاب اسلامي، از مردم عادي گرفته تا ديگران را نه تنها از انقلاب که گاهي از اسلام هم بيزار کرده و مي‌کنند و در عمل ولو با نيت خير، خيانتي را انجام مي‌دهند که از هيچ دشمني بر نمي‌آيد.

7. کسي نمي‌تواند خود را پيرو ولايت فقيه بداند و در عين حال در مورد ظلمهايي که نهايتا کل نظام اسلامي را به نابودي خواهد کشاند بي تفاوت بماند، مگر آنکه پيامبر (ص) را ـ نعوذ بالله ـ دروغگو بپندارد. به فرموده پيامبر (ص)، ظلم يک حکومت را نابود مي‌کند و حتي کفر چنين اثري ندارد. بنابراين هر کس نسبت به رهبر انقلاب ارادت بيشتري دارد بايد نسبت به ظلم به مردم که در واقع، خطري است که رهبري و کل نظام را تهديد مي‌کند بيشتر فرياد بزند. کسي که در شرايط فعلي تنها دم از اطاعت از رهبري مي‌زند و در عين حال بر اين ظلم‌ها چشم مي‌بندد چاپلوس رهبري است نه مطيع و مريد او.

چه اتفاقي بايد بيفتد که قاطبه علما که خود نيز براي استقرار و دوام نظام زحمتها کشيده‌اند فارغ از جناح بنديها و دعواهاي انتخاباتي در مقابل اين ظلمها واکنش جدي نشان دهند؟ آيا براي مردم قابل قبول است که براي فوت يک عالم دست چندم ـ که البته تکريمشان واجب است ـ چندين اطلاعيه از سوي علما در کمتر از 24 ساعت صادر شود ولي براي مرگ چند جوان در بازداشتگاه‌هايي که هيچ کس مسؤوليت آن را نمي‌پذيرد سکوت پيشه شود؟ نقش روحانيت در نظام اسلامي تملق گويي نسبت به نظام نيست، بلکه همان طور که شهيد مطهري تاکيد داشت ـ و البته تا حد زيادي مغفول ماند ـ رويکردي نظارتي و منتقدانه با تکيه بر عدالت است.

در اينجا ذکر دو مطلب لازم است. اول آنکه آنچه گفته شد، نه به معناي ناديده گرفتن خدمات قاطبه دست اندرکاران امنيت کشور است که بدون توسل به ظلم، خدمات زيادي براي مردم انجام داده و مي‌دهند و نه به معناي عدم لزوم مجازات سنگين براي آشوبگران واقعي که بسيار هم اندک بوده‌اند. ديگر آنکه راه حلهايي از قبيل تشکيل چند کميته رسيدگي ـ که متاسفانه تا قبل از کشته شدن فرزند يکي از مسئولان صورت نگرفت ـ اگر قرار است نهايتا به تهيه چند گزارش «خيلي محرمانه» و ارسال آن براي مسئولان بينجامد، هيچ کمکي به باور مردم به مقابله جدي با اين فجايع نخواهد کرد و شايد تشکيل ندادنش مفيدتر باشد زيرا براي مردم اميد واهي ايجاد مي‌کند.

روشن است که مرحوم محسن روح الاميني تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام ديگر مانند سهراب و اشکان نشنيده‌ايم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قيامت کبري با کفن خونين راه را بر مسببان و نيز سکوت کنندگاني مانند نويسنده خواهد بست. به سبب سياست خبري موجود، کسي نمي‌داند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بي‌کسي مانند «ترانه موسوي» دهان به دهان مي‌گردد راست است؟ خانواده وي که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگير شده به کجا بايد مراجعه کنند؟ متأسفانه سياست خبري رسانه ملي هر خبري را باورپذير کرده است.

آيا رسانه ملي در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقي خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمين را معرفي خواهد کرد؟ اگر چنين باشد اميدي به عدم تکرار اينگونه فجايع هست اما به نظر مي‌رسد اين رسانه، فعلا موظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ايران است آنهم در مورد کشورهايي که با ايران مشکل سياسي دارند.

شربيني که توسط يک «شهروند» آلماني در يک کشور سکولار کشته شد و در بيش از 200 بخش خبري در کشورمان از او ياد شد بسيار مظلوم بود، اما آيا يک جوان ايراني که در يک اعتراض آرام خياباني دستگير شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبري ـ آن هم در کشوري که خود را پرچمدار استقرار عدالت در جهان مي‌داند ـ از بازداشتگاه بيرون مي‌آيد صدها بار مظلومتر از شربيني نيست؟

اينکه بيگانگان در حوادث اخير دست داشتند يا نداشتند، نقشه قبلي يا انقلاب مخملي در کار بود يا نبود، نظام در خطر بود يا نبود، مسبب اوليه و ثانويه اين بود يا آن، اينها بر فرض صحت، هيچ‌کدام مجوز سر سوزني ظلم به کسي نمي‌شود. در اسلام رعايت عدالت نسبت به قاتل امير المؤمنين (ع) هم واجب است.

منبع: تابناک (اصل یادداشت)

توضیح من: روشن است که موضع این آقا درباره بسیاری از مسائل سیاسی ایران با یکی مثل من خیلی متفاوت است، اما او نمونه کسی است که این‌قدر انسان هست که مصلحت سیاسی گروهش باعث نشود ظلم را نبیند یا حرف نزند. مخاطبان اصلی این نوشته در قم هستند. هر کس دستش می‌رسد به دستشان برساند.

سعید شریعتی بازداشت شد

سعید شریعتی، از اعصای جبهه مشارکت، چهارشنبه شب در خانه‌اش بازداشت شد. سعید شریعتی را یک بار همان روز بعد از انتخابات که ریختند دفتر مرکزی جبهه مشارکت و فله‌ای همه را بازداشت کردند، گرفته بودند. اما فردای آن روز همه، از جمله سعید، را آزاد کردند. البته بعnش خیلی‌ها را دوباره گرفتند. اما سعید این مدت زندگی مخفی داشت. به این معنی که خانه‌اش نمی‌رفت و با تلفن خیلی کم حرف می‌زد و از این حرف‌ها. یکی دو روز پیش ظاهراً هم از این وضعیت خسته شده بوده و هم شاید نامه شاهرودی و اتفاقات این دو سه روز باعث شده فکر کند وضع بهتر است. خلاصه برمی‌گردد خانه. و بعد هم که با حکم سعید مرتضوی می‌آیند و می‌برندش.

سعید شریعتی در همان مدرسه‌ای درس خوانده که من درس خوانده‌ام (البته چند سالی بالاتر) و دوره کوتاهی هم در زمان درس خواندن من در مدرسه‌مان انشا درس می‌داد. البته من مستقیماً شاگردش نبودم، اما در هر صورت حق معلمی به گردن من دارد.

می‌گویند ناراحتی قلبی دارد و حتماً باید قرص بخورد و فشار عصبی زیاد برایش واقعاً خطرناک است. کاری جز دعا هم که ازمان برنمی‌آید.

یک خاطره بی‌مزه هم بگویم: سر انتخابات ۷۶ من دبیرستانی بودم. یک روز پا شدم رفتم ستاد مرکزی خاتمی در خیابان به‌آفرین. سرم را انداختم پایین و رفتم تو که اولاً ببینم چه خبر است و ثانیاً اگر توانستم یک نسخه از کتابچه برنامه‌های خاتمی را که روزنامه سلام چاپ کرده بود و آن موقع نایاب بود، بگیرم. توی یکی از اتاق‌ها که سرک کشیدم، دیدم آقا سعید نشسته. اولش باورم نشد. آن موقع خاتمی برای ما نماد مخالفت با سیاست‌های جاری بود و بالاخره در ذهن ما، معلم‌های مذهبی مدرسه (که خب آقا سعید هم جزوشان بود) قاعدتاً باید حامی ناطق نوری می‌بودند. سلام کردم و پرسیدم شما آقای شریعتی هستید؟ تعجب را در نگاهم دیده بود. خندید و گفت آره، نشناختی یعنی؟
خاطره همین بود. گفتم که بی‌مزه است.

چند خبر از بازداشتی‌ها و آزاد شده‌ها

عماد بهاور، رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی و از اعضای هسته مرکزی پویش موج سوم، چهارشنبه و بعد از ۴۶ روز از زندان آزاد شد.

ظرف یکی دو روز گذشته شادی صدر (بعد از چند روز بازداشت) و محمد توسلی، رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی (آن هم بعد از چهل و چند روز) آزاد شده‌اند.

بهزاد نبوی و مصطفی تاج‌زاده هم بعد از چهل و چند روز با خانواده‌هایشان تماس گرفته‌اند. ظاهراً حالشان بد نبوده، اما نمی‌دانسته‌اند کجا هستند (بر اساس خبرها، این دو نفر الان در بازداشت‌گاه ۶۶ سپاه در شرق تهران هستند).

چهارشنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

راهنمای رفتن به بهشت زهرا برای پنج‌شنبه

می‌دانم بیشتر ساکنان تهران قاعدتاً دست‌کم یک بار گذارشان به بهشت زهرا افتاده است. ولی فکر کردم بد نیست این‌ها را برای کسانی که می‌خواهند فردا (پنج‌شنبه) برای چهلم شهدای ۳۰ خرداد به همراه موسوی و کروبی بروند بهشت زهرا بنویسم. شاید به درد کسی خورد:

چون ندا آقا سلطان، اشکان سهرابی، سهراب اعرابی و چندین نفر دیگر در قطعه ۲۵۷ خاک شده‌اند و چندین نفر دیگر هم در قطعه‌های دور و بر ۲۵۷، موسوی و کروبی گفته‌اند مراسم از این قطعه آغاز می‌شود. شاید قصد داشته باشند به قطعه‌های دیگر هم بروند.

این را هم بگویم که قرار است مراسم ساعت ۴ بعدازظهر شروع شود. خودتان حساب کنید که رسیدنتان ممکن است چقدر طول بکشد.

آدرس مزار تعدادی از شهدا (قطعه‌هایشان را مطمئن هستم، اما ردیف و شماره را نه. اما اصل همان قطعه است):

ندا آقا سلطان (قطعه ۲۵۷ - ردیف ۴۱ - شماره ۳۲)
اشکان سهرابی (قطعه ۲۵۷ - ردیف ۵۰ - شماره ۱۹)
سهراب اعرابی (قطعه ۲۵۷ - ردیف ۶۲ - شماره ۲۸)
امیر جوادی‌فر (قطعه ۲۱۱)

راه‌های رفتن به بهشت زهرا

با ماشین:

برای رفتن به بهشت زهرا بهترین وسیله، ماشین شخصی است.

بهتر است هر چند نفر با یک ماشین بروید، چون بهشت زهرا شب‌های جمعه خیلی شلوغ است و فردا قاعدتاً شلوغ‌تر هم خواهد شد. پیدا کردن جای پارک هم نباید کار راحتی باشد.

اگر ماشینتان جا داشت، بقیه را سوار کنید. بخصوص در راه برگشت. برگشتن از بهشت زهرا بدون ماشین واقعاً مصیبت است. دست‌کم هر چند نفر را که می‌توانید تا ترمینال اتوبوس‌ها و تاکسی‌ها یا ایستگاه مترو برسانید.

اگر از وسط شهر می‌روید، بزرگراه چمران را بروید پایین تا برسید به میدان جمهوری و بعد مستقیم بروید توی بزرگراه نواب. نواب را تا ته تهش بروید. اتوماتیک میفتید در یک بزرگراه دیگر به اسم تندگویان. آن را هم همین‌طور مستقیم بروید. از روی یک پل رد می‌شوید به اسم پل شهید صنیع‌خانی. بعد از پل، اسم بزرگراه می‌شود بلوار بهشت زهرا. آن را همین‌طور مستقیم بروید، می‌رسید به بهشت زهرا. یعنی واقعاً از توی چمران فقط باید مستقیم بروید.

اگر از غرب یا شرق تهران می‌روید بهتر است از طریق اتوبان کرج (غرب) و اتوبان بسیج و سه راه افسریه (شرق) بیفتید توی بزرگراه آزادگان و مستقیم بیایید تا برسید به پل شهید صنیع‌خانی (زمانی اسمش بود میدان معراج، ولی الان فکر کنم تابلوهای معراج را برداشته اند) و بپیچید روی پل به سمت جنوب. قبل از پل تابلوهای "به سمت بهشت‌زهرا" هم هست. بعد هم میفتید توی بلوار بهشت زهرا و مستقیم تا مقصد.

بی ماشین:

خط ۱ مترو (همان که از میرداماد شروع می‌شود) تا بهشت زهرا می‌رود. اسم ایستگاه نزدیک به این قطعه‌ها ایستگاه شاهد (یا شهدا) است. من تا به‌حال با مترو نرفته‌ام بهشت زهرا اما دوستانی که تجربه دارند می‌گویند این جور روزها اصولاً مترو وسیله خوبی نیست. کم کمش این است که کاملاً محتمل است که ایستگاه شاهد را ببندند و آن وقت کلی راهتان دور می‌شود. (ایستگاه بعدی ایستگاه "حرم مطهر" است که دست کم یک ربع پیاده با قطعه‌ها فاصله دارد.)

از میدان راه‌آهن، هم تاکسی و هم مینی‌بوس برای بهشت زهرا هست. از ونک و انقلاب هم که برای راه‌آهن، اتوبوس و تاکسی هست. ضمن این‌که ایستگاه شوش روی خط ۱ مترو هم فاصه زیادی با راه‌آهن ندارد. وقتی ما بچه‌تر بودیم از میدان انقلاب هم برای بهشت زهرا اتوبوس مستقیم بود، اما بعید می‌دانم هنوز باشد.

نکته‌های همین‌جوری:

قطعه‌های جدید بهشت زهرا (که این بچه‌ها هم در همین قطعه‌ها هستند) معمولاً تا دو سه ماه خاک و خلی هستند. یعنی در پوشیدن لباس و کفش به این دقت کنید.

این برنامه هم مثل برنامه‌های دیگر است. یعنی توصیه‌هایی که در مورد آنها می‌شد در این مورد هم صادق است. گرمای هوا در بهشت زهرا شدیدتر از خود تهران است. آب خنک داشته باشید، ضرر نمی‌کنید. سیگار و سرکه و ماسک و این‌ها هم بی‌ضرر است. قاعدتاً مأموران امنیتی و نیروهای انتظامی به‌وفور در آن اطراف خواهند بود. این که برخورد بکنند یا نه، بحث دیگری است.

اگر با ماشین می‌روید بد نیست یک سی‌دی از آهنگ‌های انقلابی قدیمی و جدید بزنید. راه طولانی است و شاید توی ترافیک هم ماندید. این‌جا یک سری از آهنگ‌های قدیمی انقلابی ۵۷ هستند و این‌ها هم چند تا از آهنگ‌های شنیدنی جدید: عمو زنجیرباف، خاشاک، شکوه آزادی، خون‌بها.

برنامه‌های جانبی:

اگر زودتر رسیدید بهشت زهرا یا بعد از تمام شدن ماجرا باز هم آن‌جا یودید، این‌جاها هم می‌توانید بروید:

من هر وقت بهشت زهرا می‌روم (که کم هم نمی‌روم) حتماً سری به قبر آقای طالقانی می‌زنم. وسط میدانی است در جنوب قبر شهدای هفتم تیر. قببر شهدای هفتم تیر هم وسط قطعه شهداست و یک گنبد بزرگ دارد که از دور معلوم است (و اتفاقاً معمارش موسوی بوده). قبر آقای طالقانی یک سکوی کوچک است وسط میدان که کنارش سرلشگر فلاحی و یک نفر دیگر را هم خاک کرده‌اند.

کمی بالاتر از قبر شهدای هفتم تیر، قبر چند نفر از فرماندهان مشهور جنگ است. چمران و همت و یکی دو نفر دیگر.

قطعه ۳۳ بهشت زهرا پر است از قبر مبارزان قدیمی که در دوره شاه کشته شدند. خسروگلسرخی و کرامت‌الله دانشیان (وسط قطعه)، بیژن جزبی و ۸ نفر دیگری که بهمن ۱۳۵۱ در اوین تیرباران شدند (جنوب شرقی قطعه) و تعداد زیادی از اعضای سابق چریک‌های فدایی و مجاهدین که همه قبل انقلاب اعدام شده‌اند (بیشتر شمال غربی قطعه).

بیانیه جبهه مشارکت - چهارشنبه

بسم الله الرحمن الرحيم

فجايع جنايت آميز اخير در حق فرزندان برومند ايران و جوانان سرافراز ميهن اسلامي كه با اعلان شهادت محسن روح الاميني گوشه اي كوچك از آنها بر ملا شد، قلب انسان های آزاده را به درد آورده است، به گونه اي كه واكنش همه مقامات مسئولي را كه عملا از خود سلب مسئوليت مي كردند نيز برانگيخته است.

با آغاز عمليات كودتاي مخملي عليه مردم و جمهوريت نظام و سركوب گسترده سياسي و اجتماعي، بارها و بارها توسط شخصيت هاي دلسوز كشور، گروه هاي سياسي و فعالان اجتماعي و خانواده هاي عزيزان در بند، اين روند جنايت بار مورد اعتراض واقع شد و با نامه نگاري ها و بيانيه ها و ديدارهاي حضوري، عواقب غير قابل جبران اين سناريوي كثيف تذكر داده شد.

از همان روز اول كاملا مشخص بود كه طبق يك برنامه ريزي مشخص و با فرماندهي افرادي خاص قرار است با شديدترين اعمال و رفتار و از جمله شكنجه هاي وحشتناك در تمام محل هاي بازداشتي، با ايجاد رعب و وحشت مانع از تداوم ايستادگي مردم در برابر كودتا شوند.

اولين آزادشدگان بازداشتي با بدن هاي كبود و آثار جراحت و ضرب و شتم شديد كه در موارد زيادي منجر به آسيب هاي جبران ناپذير جسمي هم شده بودبه ميان خانواده هاي خود باز گشتند. آنها كه در طول بازداشت خود مورد هتاكي و فحاشي هم واقع شده بودند و از جمله با كتك و شلاق در صف هاي منظم حتي مجبور به فحاشي به خود و ناموس خود نيز مي شدند و يا روي بدن آنها بنزين ريخته و ساعت ها در هواي گرم تابستاني در زير آفتاب نگه مي داشتند يا مجبور به ليس زدن كاسه توالت كلانتري شده اند در زمان بازگشت نزد خانواده خود حامل اين پيام نيز بودند كه در صورت پي گيري قانوني اين ماجراها حساب آنها با كرام الكاتبين خواهد بود.

زماني كه مشخص شد عزيزاني چون سهراب اعرابي، محمد كامراني و امير جوادي نيز زنده و سالم دستگير شده اند و بدن شكسته و بي جان آنها كه آثار شكنجه بر آنها مشخص بود به خانواده آنها تحويل شد باز هم فرياد يا للمسلمين خانواده آنها و فعالان سياسي به جايي نرسيد و جواب مسئولان اصلي كشور جز اين نبود كه ما كاره اي نيستيم، غافل از آنكه اين پاسخ بي معني ذره اي از مسئوليت آنها در وقوع اين جنايات كم نمي كند.

عكس العمل ديرهنگام و ناقص رييس قوه قضاييه و ساير مسئولان ارشد نظام و در حقيقت مهلت يك هفته اي براي ادامه جنايت و پاك كردن آثار جرم همچنان سبب نگراني عميق مردم ايران است.

شكنجه و خشونت رسمي از سوي ماموران و طبق اطلاعات واصله از سوي بعضي فرماندهان كه خود مستقيما با كابل و شلاق به جان دستگيرشدگان مي افتند، منحصر به يك يا دو بازداشتگاه نيست. تمام كساني كه از محل هاي مختلف آزاد شده اند بر وقوع اين حوادث در تمام اين محل ها و با شيوه هاي يكسان و مشابه شهادت مي دهند و مشخص شده است كه از لحظه دستگيري و حتي در زمان انتقال از محل دستگيري به بازداشتگاه اين ضرب و شتم آغاز مي شود و تا لحظه پايان ادامه دارد.

سكوت 5/1 ماهه مسئولان كشور در برابر اين جنايت ها عملا مويد اين است كه سناريوي كودتا شكست خورده است. آنها به دنبال آن بودند تا طرح قديمي خود را كه تصفيه وسيع نيروهاي سياسي و تسويه حساب هاي شخصي با كساني كه در 12 سال گذشته خواب آسوده را از اقتدارگرايان گرفته بودند، تحت لواي انقلاب مخملي و با محمل ارتباط با بيگانه و با تابلوي اغتشاش و آشوب، عملي و كامل كنند و چون هيچ سند و مدرك محكمه پسندي نداشتند تنها اميد آنها دستگيري هاي وسيع بود كه بتوانند با فشارهاي طاقت فرساي جسمي و روحي بر اساس اعترافات ساختگي و اقرارهاي كاذب، سناريوي خود را تكميل كنند و آنگاه با شوهاي تبليغاتي و صداوسيمايي و با بمباران افكار عمومي، پيروزي كودتا را اعمال كنند. اما اينك پس از 45 روز اين سراب دروغين، تشنگان قدرت را به مهلكه انداخته است و با حجم عظيمي از جنايت روبرو كرده كه چه بخواهند و چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند، تمام طراحان و عاملان سناريوي كودتاي مخملين را كه اينك به خونبارترين كودتاي تاريخ ايران تبديل شده است، در گرداب خود فرو مي برد.

اگر به واقع كساني از اين جنايات منزجر باشند و به عمق فاجعه پي برده باشند، تنها راه اثبات مخالفت آنها با اين روند اقدامات زير است:

1- عزل و محاكمه همه آمران، فرماندهان و عاملان اين جنايات از جمله عزل و محاكمه كسي كه با قتل زهرا كاظمي در زندان، بنيانگذار قتل هاي زنداني بوده است و امروز متاسفانه يكي از محورهاي اصلي اين جنايات است.

2- آزادي همه زندانيان بي گناه و از جمله زندانيان سياسي كه طبق اطلاعات واصله، وضع برخي از آنها از جمله آقايان سعيد حجاريان، بهزاد نبوي، مصطفي تاج زاده و فيض الله عرب سرخي نامعلوم و نگران كننده است.

3- فراخوان عمومي از تمام بازداشت شدگان براي طرح شكايت خود در مرجعي عادل و قانوني و تضمين امنيت و سلامت آنها

4- آزاد گذاشتن رسانه هاي جمعي براي انعكاس اخبار اين جنايات، مصاحبه با آسيب ديدگان، رهبران سياسي و اجتماعي، وكلا و حقوق دانان

5- بررسي و رسيدگي سيستماتيك به علل و نحوه شكل گيري سازمان جنايت و نقش ايده پردازان و طراحان اصلي اين روش ها كه زماني در وزارت اطلاعات سازمان دهنده قتل هاي زنجيره اي و مجريان تئوري "پيروزي بر اساس وحشت" بودند و امروز به نظر مي رسد در نهادهاي ديگر لانه كرده اند.

6- پذيرش مسئوليت از سوي همه دست اندركاران ارشد قضايي، فرماندهان نيروي انتظامي و سپاه و بسيج با حداقل كاري كه مي توانند بكنند يعني پوزش و عذرخواهي از مردم به خاطر غفلت و قصور خود.

7- تعهد به شفاف سازي فضاي سياسي، رعايت قانون، برخورد با همه متعديان به حقوق مردم در هر سطح و مقام و در هر زمان و مكان و التزام به عدم تكرار اين فجايع در آينده

جبهه مشاركت ايران اسلامي ابعاد فاجعه را گسترده تر از آن مي داند كه در كوتاه مدت و با اقدامات تسكيني و تبليغي بتوان احساسات و عواطف جريحه دارشده ملت را ترميم كرد. اقدام اوليه و اساسي در اين راه بازسازي اعتماد مردم به حاكميت است كه جز با سقوط دولت كودتا و بازگشت به رويه هاي قانوني امكان پذير نخواهد بود.

جبهه مشاركت ايران اسلامي
۷ مرداد ۱۳۸۸

پاسخ آیت‌الله منتظری به نامه موسوی، کروبی و خاتمی

بسم الله الرحمن الرحيم ‏

حضرات آقايان حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى كروبى و حجة الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمى و‏ ‏مهندس ميرحسين موسوى و ساير نخبگان و شخصيت هاى فرهنگى و سياسى امضاءكننده نامه مورخ 3/5/1388 دامت بركاتهم

‏پس از سلام و تحيت و آرزوى سلامتى و توفيق بيشتر براى شما عزيزانى كه با احساس وظيفه شرعى و ملى گوشه اى از‏ ‏حوادث تلخ و مظالم جارى را متذكر شده بوديد يادآور مى‎شوم:

‏ اين جانب نيز مانند شما آقايان از اوضاع جارى و بحرانى كنونى كه در اثر ندانم كارى و بى تدبيرى بعضى از مسئولين براى‏ ‏جمهورى اسلامى پيش آمده سخت نگرانم ، و آنچه را وظيفه شرعى و ملى خود تشخيص مى‎دادم در پيام ها و نوشته هاى‏ ‏قبلى تذكر داده ام و الان نيز متذكر مى‎شوم كه:

‏‏حاكميت تاكنون چه نفعى از بحرانى كه به وجود آورد برده است ؟ جز اين كه اكثريت قاطع مردم عزيز را ناراضى و‏ ‏خشمگين نموده و فاصله خود را با آنان بيش از پيش كرده و جايگاه نظام جمهورى اسلامى را در دنيا ضعيف نمود و‏ ‏حساسيت و بدبينى بسيارى از مردم كشورهاى ديگر و سازمانهاى جهانى حقوق بشر را بيش از پيش برانگيخته است ؟

‏تصميم گيرندگان حوادث و فجايع اخير آيا تجربه حكومت شاه و ساير رژيم هاى استبدادى را از ياد برده اند؟ مگر رژيم‏ ‏شاه با ايجاد خفقان و رعب و سركوب آزادى خواهان و سانسور رسانه ها و زندانى و شكنجه نمودن فعالان سياسى و‏ ‏معترضين و اعتراف گيرى از آنان و پرونده سازى و تبليغات دروغ توانست در مقابل موج اعتراضات و نارضايتى هاى‏ ‏مردم مقاومت كند؟

‏چرا عقلاى قوم كارها را به دست يك عده افراد نامتعادل و اسير توهمات و تمايلات خطى و گروهى داده اند، تا همه چيز‏ ‏و از جمله مشروعيت نظامى كه تاكنون براى آن اين همه سرمايه گذارى شده است را زير سوال ببرند و زمينه بدبينى و‏ ‏بى اعتقادى به اصل اسلام و انقلاب را بين نسل جوان تقويت نمايند و آنان را نسبت به حاكميت دينى متزلزل سازند؟

‏‏چرا نيروهاى نظامى و انتظامى و بسيج را به برادركشى و سركوب مردم وامى دارند؟ آيا هدف از تشكيل سپاه و بسيج براى‏ ‏برادركشى و سركوب مردم بود؟

‏عزيزانى كه اكنون در زندان ها اسير هستند و از آنان با زور و شكنجه اعتراف و مصاحبه مى‎گيرند و هر روز جنازه يكى از‏ ‏آن عزيزان را به خانواده ها تحويل مى‎دهند چه گناهى كرده اند؟ جز اين كه به تخلفات عديده و تقلب در انتخابات به طور‏ ‏مسالمت آميز و آرام اعتراض داشتند و خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود بودند؟

‏اين گونه اعترافات هيچ مبناى شرعى و قانونى ندارد و آمرين و عاملين آن مرتكب جرمى بزرگ شده اند و بايد در دادگاهى‏ ‏عادل و بى طرف و علنى محاكمه شوند تا مردم واقعا احساس كنند به حقوقشان توجه شده است و به آينده اميدوار شوند،‏ ‏نه اين كه در صدد اغفال مردم باشند و مثلا با تعطيلى يك بازداشتگاه تمام گناه را به گردن يك ساختمان بيندازند.

‏اين جانب مجددا به تصميم گيرندگان تذكر و هشدار مى‎دهم تا بحران كنونى عميق تر نشده و رشته كارها از دست آنان‏ ‏خارج نگشته ، عقل و شرع و منطق را حكم قرار دهند و موجبات و عوامل اين بحران و نارضايتى مردم را از بين ببرند و‏ ‏عملا پاسخى معقول و قانع كننده به مردم بدهند، و توجه داشته باشند كه مردم ايران بسيار فهيم و دانا هستند و اگر‏ ‏خطاكاران واقعا مجازات نشوند قانع نمى شوند.

‏‏در خاتمه سلامتى شما عزيزان و مجد و عظمت اسلام عزيز و ملت شريف ايران و توانايى براى احقاق حقوق تضييع‏ ‏شده و آزادى زندانيان حوادث اخير كه به اتهامهاى واهى دستگير شده اند را از خداوند قادر متعال مسألت دارم .

‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

حسینعلی منتظری
۷ مرداد ۱۳۸۸

موسوی و کروبی پنج‌شنبه به بهشت‌زهرا می‌روند

منبع: قلم نیوز (خبر اصلی) - مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار شهدای ٣٠ خرداد در چهلمین روز شهادت آن عزیزان یاد و خاطره‌شان را گرامی می‌دارند. به دنبال عدم ارایه مجوز از سوی وزارت کشور برای برگزاری مراسم چهلم جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد در مصلی بزرگ، دفاتر کروبی و موسوی اعلام کردند که مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار جان باختگان حوادث اخیر در کنار خانواده‌هایشان یاد و خاطره انان را گرامی می‌دارند. این مراسم عصر پنج‌شنبه (فردا) ساعت ١٦ بر سر مزار جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد برگزار می‌شود.

توضیح من: قبر کسته‌شدگان ۳۰ خرداد هم عموماً در قطعه‌های ۲۵۷ و ۲۵۸ (بیرون محوطه قبلی و در بخش جدید بهشت زهرا) است. خط اصلی مترو که از میرداماد شروع می‌شود هم تا دم این قطعه‌ها می‌رود (ایستگاه شاهد). البته اگر فردا آن ایستگاه را نبندند. تا امشب توضیحاتی درباره رفتن به بهشت زهرا خواهم نوشت. شاید به دردتان خورد.

تنفیذ: دوشنبه ۱۲ مرداد - تحلیف: چهارشنبه ۱۴ مرداد

مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد تویط رهبر روز دوشنبه ۱۲ مرداد در بیت رهبری (حسینیه امام خمینی) و مراسم تحلیف (سوگند خوردن) احمدی‌نژاد روز چهارشنبه ۱۴ مرداد در مجلس (میدان بهارستان) برگزار می‌شود.

منبع: همه خبرگزاری‌های داخلی

موسیقی سبز (۲) - خون‌بهای تو اتمام این زمستان است

قصد داشتم آهنگ دیگری را به عنوان دومین موسیقی این روزها معرفی کنم. اما امروز این کلیپ را دیدم و دیدم اگر معرفی‌اش نکنم دیر می‌شود. باز هم عده‌ای که من نمی‌شناسم‌شان و معرفی هم نشده‌اند کلیپی ساخته‌اند به مناسبت چهلمین روز کشته شدن شهدای روز شنبه ۳۰ خرداد. اسم کلیپ هم خون‌بها است و من این تکه ترانه‌اش را بیش‌تر از همه دوست داشتم که می‌گوید:

که خون‌بهای تو اتمام این زمستان است

فایل صوتی این آهنگ را هم برای آن‌ها که نمی‌توانند ویدئو را ببینند، این‌جا گذاشته‌ام.

متن ترانه:

قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص
قسم به خون شقایق، نشسته بر تن داس

قسم به آتش پنهان به زیر خاکستر
قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر

قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفیق
قسم به شعله کبریت و قسم به خواب حریق

قسم به بال پرتو، به عطر فروردین
قسم به نبض ترانه، قسم به خاک زمین

که خون‌بهای تو خون سیاه جلاد است
سکوت دامنه در انتظار فریاد است

که خون‌بهای تو اتمام این زمستان است
طنین نام تو در ذهن هر خیابان است

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب درباره شکنجه و قتل بازداشت‌شدگان

بسم الله الرحمن الرحیم

إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ فِيمَا تَسَافَكُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلَا تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَ يُوهِنُهُ بَلْ يُزِيلُهُ وَ يَنْقُلُهُ
[ای مالک] از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمى‏كند، و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حكومت را نزديك نمى‏گرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن. زيرا خون ناحق، پايه‏هاى حكومت را سست مى‏كند و بنياد آن را بر كنده به ديگرى منتقل سازد.
(نهج البلاغه، فرمان حضرت علی(ع) به مالک اشتر)

ملت شریف ایران

امروز دیگر کشته شدن زندانیان و دستگیرشدگان وقایع اخیر در زندان ها براثر تعذیب و شکنجه به امری عادی تبدیل شده است. به كرات خبر درگذشت یکی از زندانیان در رسانه ها منتشر مي شود و خانواده ای با شنیدن خبر فوت عزیزی در زندان داغدار مي گردد.

علاوه بر این، اخبار هولناکی از رفتار با دستگیرشدگان وقایع اخیر در زندان ها به خصوص در زندان کهریزک به گوش می رسد که بی شباهت با گزارشات زندان گوانتانامو نیست. با کمال تأسف شواهد و قرائن و گفته های شاهدان عینی آزاد شده مؤید اخبار مذکور است. این همه و نیز نقض آشکار حقوق شهروندی، اعمال سانسور عریان بر رسانه ها و ... هزینه های سنگین و غیر قابل جبرانی است که ملت و کشور باید برای استقرار دولتی غیرقانونی و تحمیلی بپردازد. آن چه درد ناشی از فجایع اخیر را غیر قابل تحمل تر می سازد این است که این فجایع در نظامی رقم می خورد که برآمده از مردمی ترین انقلاب جهان است و به نام دفاع از دینی صورت می پذیرد که پیامبرش به پیامبر رحمت و شفقت شهره است و به نام پاسداری از دستاوردهای انقلابی انجام می پذیرد که مسالمت آمیزترین و انسانی ترین انقلاب قرن بیستم به شمار می آید. این امر خود انحراف و فاصله عظیم امروز ما را از اهداف و آرمان های اصیل ملت در انقلاب اسلامی ایران به نمایش می گذارد.

آن چه را که امروز از نقض حقوق شهروندی، سانسور، بلاموضوع شدن انتخابات و هدم اساس جمهوریت نظام و به خصوص شکنجه و نقض آشکار و علنی بدیهی ترین و ابتدایی ترین حقوق زندانیان و بازداشت شدگان مشاهده می کنیم اموری غیر مترقبه و غیر قابل پیش بینی نبودند. مروری بر نطق ها و مشروح مذاکرات مجلس ششم در بررسی لوایحی نظیر لایحه جرم سیاسی و حقوق زندانیان و سخنرانی های متحصنان و متن استعفاهای نمایندگان مجلس اصلاحات به روشنی نشان می دهد که اصلاح طلبان از همان سال ها وضعیت فاجعه بار کنونی را پیش بینی کرده و می کوشیدند با وضع قوانین لازم و اصلاح امور مانع از وقوع آن شوند. آن تلاش ها از جمله تصویب طرح جرم سیاسی و طرح منع شکنجه و حق برخورداری متهمان از وکیل در مراحل مختلف بازجویی با در بسته شورای نگهبان مواجه شد و نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم به خاطر این مساعی از سوی محافظه کاران آن زمان و اصول گرایان امروز متهم به تمرکز بر مسائل بی اهمیت و حاشیه ای و غفلت از مشکلات اقتصادی جامعه شدند. اگر آن روز همه جریان های سیاسی به رغم اختلاف افکار و سلایق در حمایت از تصویب طرح جرم سیاسی و ضرورت رعایت حقوق زندانیان و منع شکنجه با یکدیگر همداستان می شدند، و اقدام شورای نگهبان را در مخالفت با منع مصادیق شکنجه محکوم می کردند و خواهان محو اشکال مختلف تعذیب و آزار زندانیان می شدند، اگر آن روزها همه گروه و جریان های سیاسی و نهادهای مدنی در اعتراض به قتل زهرا کاظمی در زندان باهم یکصدا می شدند و بر مجازات عاملان آن تأکید می کردند، اگر کشته شدن مظلومانه دکتر زهرا بنی یعقوب با توجیه بهانه ندادن به دشمن با سکوت معنا دار گروه های سیاسی مخالف اصلاحات مواجه نمی شد، امروز شاهد شیوع پدیده شکنجه و قتل بازداشت شدگان در زیر شکنجه نبودیم.

با کمال تأسف امروز نیز گروه های به اصطلاح اصول گرا و وابسته به جریان حاکم نسبت به این جنایت آشکار حساسیت نشان نمی دهند. آنان در حالی از کنار این جنایت بی اعتنا و به سکوت می گذرند که در تبلیغات گسترده و سازمانیافته خود اصلاح طلبان و طرفداران میرحسین موسوی را به عدم تمکین در برابر قانون متهم می کنند و چنان خود را شیفته و دلبسته حاکمیت قانون معرفی می کنند که حتی پیشنهاد خیرخواهانه آقای هاشمی رفسنجانی مبنی بر آزادی بازداشت شدگان وقایع اخیر را به بهانه مغایرت با ضوابط قانونی در رسیدگی به جرم برنمی تابند. اخیراً تنها تعداد انگشت شماری از نمایندگان وابسته به این جریان آن هم بعد از این که آثار این پدیده شوم را در خانواده و فامیل و میان دوستان خود مشاهده کرده اند به صرافت تذکر و سئوال از مسئولان افتاده اند. به رغم این همه، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اقدام نمایندگان مذکور را به فال نیک گرفته و امیدوار است، نمایندگان مذکور در این حرکت به تذکری نمایشی و از باب رفع مسئولیت بسنده نکنند و به مبارزه اصولی با پدیده شکنجه بپردازند. به عنوان یک پیشنهاد، این نمایندگان برای اثبات عزم و اراده خود به دوستان داغدیده خویش و صدها خانواده داغدار، در اولین گام می توانند طرح تحقیق و تفحص در باره رفتار دستگاه امنیت و اطلاعات کشور و بخش های اطلاعاتی نهادهای نظامی و انتظامی با دستگیرشدگان وقایع اخیر و وضعیت زندان های رسمی و غیر رسمی محل نگهداری آن ها را به مجلس ارائه دهند و حداقل در مجلس صف خود را از حامیان شکنجه و قساوت جدا کنند و در صورت تصویب طرح، در سریع ترین زمان ممکن نتیجه این تحقیق و تفحص را به اطلاع مردم برسانند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران دولت غیرقانونی کنونی را که اعضاي آن عموماً سابقه ای در مبارزات سالهای پیش از انقلاب ندارند شایسته خطاب نمی داند، اما به آن دسته از مسئولان در حاکمیت که سهمی در مبارزات سال های پیش و پس از انقلاب داشته اند متذکر می شود کمی به خود آیند، آیا این وضعیت اسفناک همان چیزی است که می خواستیم و فرزندان برومند و آزاده ملت، زندان ها و شکنجه های رژیم شاه را برای تحقق آن تحمل می کردند؟ آیا این وقایع هولناک همان چیزی است که رشید ترین فرزندان این ملت برای آن در جبهه های جنگ خونشان بر زمین ریخته شد؟ خطاب ما به آن مسئولانی است که شکنجه و سلول انفرادی زندان شاه را تجربه کرده اند؛ آنان چگونه می توانند از کنار وقایع هولناکی که اکنون در زندان ها در جریان است به آسانی بگذرند و وجود شریف ترین فرزندان این ملت را در سلول های انفرادی و در مکان نامعلوم و شرایط سخت با آرامش مشاهده کنند؟

خطاب ما به مراجع بزرگوار و عالمان راستینی است که ملت از مشروطه تا کنون آن ها را همواره در کنار و حامی و مدافع خود دیده است، آیا توجیهی شرعی برای سکوت در برابر این فجایع که بیش و پیش از جمهوریت، اسلامیت نظام را به محاق برده است، وجود دارد؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به عنوان تشکلی که همواره خود را به حمایت و دفاع از آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایران ملتزم دانسته است، ضمن محکوم کردن شدید شکنجه و قتل تعدادي از بازداشت شدگان وقایع اخیر، و ابراز همدردی با خانواده های کشته شدگان، رئیس دولت نهم، وزرای کشور، دادگستری و اطلاعات را مسئول این فجایع می داند و خواهان رسیدگی جدی به این پدیده شوم و معرفی و مجازات هر چه سریع تر آمران و عاملان شکنجه و قتل های اخیر در زندان هاست.

سازمان همچنین خواهان آزادی هر چه سریع تر و غیر مشروط کلیه بازداشت شدگان وقایع اخیر است و اعلام می کند دولتی که از انتخاباتی غیر قانونی و غیرمشروع برآمده و تحکیم پایه های قدرت خود را با دستگیری و بازداشت هزاران تن و اعمال شکنجه در زندان و داغدار کردن صدها خانواده مظلوم تمهید می کند، هرگز نمی تواند فرجامی نیک را انتظار داشته باشد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۶ مرداد ۱۳۸۸

اولین تماس بهزاد نبوی با همسرش بعد از بیش از شش هفته

منبع: ایلنا (اصل خبر) - وکیل بهزاد نبوی از تماس وي با همسرش در شب گذشته خبر داد.
هوشنگ پوربابایی با اعلام این خبر به خبرنگار ایلنا، گفت: بعد از حدود یک ماه از زمان بازداشت بهزاد نبوی‏، وي شب گذشته با منزل تماس گرفت و 10 دقیقه با همسرش صبحت کرد و ما و خانواده‌اش را از نگرانی درآورد.
وی تصریح کرد: در تماسی که موکلم با همسرش داشت از محل نگهداری خود اظهار بی‌اطلاعی کرده است.
پوربابایی که علاوه بر وکالت بهزاد نبوی، وکالت محسن میردامادی و مصطفی تاج‌زاده را برعهده دارد اظهار داشت: تاکنون تنها موفق شده‌ام که وکالت نامه را به امضای میردادمادی برسانم.
وی ادامه داد: اطلاع خانواده‌ها از وضعیت بازداشت‌شدگان از حقوق بدیهی است که در نامه‌های مکرر خانواده‌ها به مسوولین رعایت بدیهی‌ترین موارد قانونی تقاضا شده است.
پوربابایی با ابراز نگراني از وضعيت موكلان خود اظهارداشت: از مسوولان قوه قضاییه خواستار اجرای صحیح و دقیق مواد قانونی از جمله قانون اساسی، قانون آیین دادرسی کیفری و قانون حفظ قانون شهروندی هستم.
وي تاكيد كرد: موكلانم اگر مرتکب هر جرمی شده باشند،خواستار اعمال قانون هستیم و حتی اگر شدیدترین و پراهمیت ترین جرایم را مرتکب شده باشند نباید حق حضور وکیل و اطلاع خانواده هايشان از وضعیت آنها را سلب کرد.

توضیح من: طبق اخبار موجود، بهزاد نبوی، مصطفی تاج‌زاده و فیض‌الله عرب‌سرخی را به یکی از زندان‌های سپاه در شرق تهران منتقل کرده‌اند. فکر می‌کنم الان مصطفی تاج‌زاده تنها کسی است که از روز بازداشت با خانواده‌اش تماس نگرفته.

نامه آیت‌الله طاهری به هاشمی - سه‌شنبه

بسمه تعالی

حضور محترم آیت‌الله آقای هاشمی رفسنجانی (زید عزه العالی)

با سلام و تحیت و آرزوی توفیق و سلامتی برای جنابعالی كه بحق از ذخائز انقلاب و روحانیت و از یاوران با سابقه و موثر نهضت و حضرت امام رحمه الله می باشید. لازم می دانم از مواضع و سخنان روشنگر و تاریخی جنابعالی در نماز جمعه تهران كه بارقه ای از امید در دلهای نگران مردم دمید تشكر و سپاسگزاری نمایم. قطعاًً این مواضع روحیه مقاومت و پایداری در مقابل انجرافات و بدعتهای خطرناك موجود را در همه تقویت و مضاعف نمود.

چنانچه مستحضرید شرایط بسیار خطیر و دردناك كنونی كه كیان و اسلام و كشور و جان و شرافت مردم را مورد آماج قرارداده است ناشی از فاصله گرفتن عده ای زیاده و قانون گریز از مبانی و اهداف انقلاب و اسلام می باشد كه در صورت بی‌توجهی به عواقت آن آثار سود و غیر قابل جبرانی برای انقلاب و كشور عزیز به ارمغان خواهد آورد.

امام (ره) بارها وقوع چنین خطری را از این ناحیه پیش بینی می نمود و به زبان و قلم متذكر می‌شد اما متاسفانه وقتی هشدارهای آن پیر خردمند جدی گرفته شد كه فراگیری ظلم و انحراف كشور را مورد هجمه قرار داد و خسارات فراوانی بر پیكر مردم سالاری دینی و انقلاب اسلامی وارد نمود.

در این برهه حساس روحانیت در آزمونی سخت قرار دارد. اگر نسبت به اعمال و رفتار غیرقانونی و ضد اسلامی این طایفه افزون طلب و دنیاپرست بی‌تفاوت و یا كم اثر باشیم قطعاً مورد مؤاخذه خداوند و معاقب قضاوت تاریخ و مردم خواهیم بود چرا كه مشروعیت همه اركان و افراد در این نظام تنها به عمل به شرع مقدس و فرامین الهی است.

این روزها متعاقب انتخابات سیل دستگیری‌ها و تضییقات و رفتارهای خشونت بار ذهن هر انسان آزاده ای را متألم و مشغول نموده است. از حضرتعالی و همه نخبگان انتظار می رود برای پایان دادن به این فاجعه تدبیری اندیشیده و قبل از آن كه دامنه آن حیثیت نظام و روحانیت را مورد هجمه بیشتر قرار دهد نسبت به مهار آن اقدام گردد.

والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته
سید جلال الدین طاهری

پیام تسلیت موسوی برای سیف‌الله داد

و ان الی ربک المنتهی

گذر از معبر دنیا و نیل به جوار رحمت و کرمش، سنتی است الهی و تغییرناپذیر، و ما شاهدان حسرت‌زده عبور عزیزانمان از این گذرگاه، جز تأسف بر این داغ‌ها و دعای خیر چه می‌توانیم کرد.

سیف‌الله داد، یاری ثابت قدم از یاران انقلاب اسلامی در پیش و پس از پیروزی، هنرمندی متعهد و خلاق، مدیری دلسوز و کارشناسی صاحب‌نظر از خانواده فرهنگستان هنر به‌سوی معبود و خالق خویش پر کشید.

این ضایعه را به خانواده محترم و معززشان و به همه اصحاب فرهنگ و هنر تسلیت می‌گویم.

میرحسین موسوی
رییس فرهنگستان هنر

بیانیه مادر سهراب اعرابی در مورد مراسم پنج‌شنبه مصلی

به نام پروردگار هستی بخش

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

دهان به دهان شنیده‌ام و در خبرها خوانده‌ام که آقای موسوی و کروبی در تلاش هستند تا برای بزرگداشت شهدای حوادث اخیر در مصلی تهران برنامه سوگواری برگزار کنند.

این درحالی است که برگزاری بزرگداشت جمعی برای همه جان‌باختگان حوادث بعد از انتخابات، وظیفه‌ای است که بردوش تمامی مسوولان اجرایی، نظارتی و مدیریتی این مملکت است که تا کنون نیز در برگزاری آن تعلل کرده‌اند. حال که این دو شخصیت سیاسی قدم جلو گذاشته‌اند و چنین برنامه متین و مناسبی را پیشنهاد داده‌اند، بنده نیز به عنوان مادر یک شهید بی‌گناه انتظارم آن است که مسوولان امکانات لازم را برای این امر مهم فراهم نمایند.

ضمناً پنج‌شنبه چهلم ندای عزیز است، من مادر سهراب اعرابی در این مراسم شرکت خواهم کرد.

پروین فهیمی
هفتم مرداد ۱۳۸۸

فهرستی از بازداشت‌شده‌ها

محمد حیدری زحمت کشیده و در وبلاگش فهرستی از زندانی‌ها (سیاسی‌ها، روزنامه‌نگارها، فعالان حقوق بشر،‌ فعالان ستادها، فعالان دانشجویی و فعالان در شهرستان‌ها) تهیه کرده و یاد کرده از هزاران مظلومی که حتی اسم‌شان را نمی‌دانیم. توضیحات خودش و فهرست را بخوانید. اسم‌ها را بخوانید و یک بار صورت آن‌هایی‌شان را که می‌شناسید جلوی چشمتان بیاورید.

تكرار كنيم نامشان را

جايي نديدم كه ليستي از زندانيان حوادث اخير را منتشر كرده باشد. لازم است كه سريعا اين كار را شروع كنيم. ليستها را با هم ادغام كنيم و نامها را فراموش نكنيم. براي شروع كار سعي كردم نامهايي را جمع كنم كه به نوعي فعال سياسي يا فرهنگي و حقوق‌بشري بوده‌اند..مي‌دانم كه ليست ناقص است. گفته مي‌شود هزاران نفر دستگير شده‌اند و آنها كه از مردم عادي‌اند وضعيت بدتري دارند.براي تهيه اين ليست هم از ليست سايت نوروز كه نزديك به جبهه مشاركت است استفاده كردم و هم از اطلاعيه‌هاي انجمن دفاع از حقوق زندانيان كه به نظرم موثق‌ترين منبع براي امور زندانيان است .و البته اگر اسامي جديدتري ديدم بر آن خواهم افزود.

جبهه مشارکت
محسن ميردامادي، عبدالله رمضان زاده،سيدمصطفي تاج زاده، سعيد حجاريان ، مهندس محسن صفايي فراهاني ، محسن امين زاده ، علي تاجرنيا ، سعيد شيرکوند ، شهاب الدين طباطبايي ، علي اصغر خداياري ، داوود سليماني ،عباس کوشا ، رمضان پور ، سعيد نورمحمدي ، حمزه غالبي ، رضا همايي ،زويا حسني، سعيده کردي نژاد ،حسين موسوي


سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي
بهزاد نبوي ، مجيد نيري، حجت اسماعيلي، محسن باستاني، مهرداد بال‌افکن، فيض الله عرب سرخي، محمد جواد امام، ، صادق نوروزي، امير حسين مهدوي

نهضت آزادي
محمد توسلي،غفار فرزدي، مجيد جابري، رحمت الله اميري، روح الله رحيم‌پور، امير حسن جهاني، علي اشرف سلطاني آذر، رحيم ياوري، محمد رضا احمدي نيا، احمد افجه‌اي، مهندس عماد بهاور، مجتبي خندان، سعيد زراعت کار، روح‌الله شفيعي ،علي مهرداد،رضا ارجيني، منصور وفا، باقر فتحعلي‌بيگي، جلال بهرامي، صادق رسولي، و احد رضايي، محسن حکيمي ، محمد باقر علوي ،

ملي- مذهبي‌ها
كيوان صميمي بهبهاني، عبدالرضا تاجيك، هادي احتظاظي، احمد زيدآبادي

کارگزاران
محمد عطريانفر، جهانبخش خانجاني، علي محقر و هدايت‌لله آقايي ، روشنك سياسي ، آيدا مصباحي

جبهه ملي
کورش زعيم، پيمان عارف،

حزب همبستگي
عباس ميرزا ابوطالب

روزنامه‌نگاران
محمد قوچاني، مازيار بهاري، ژيلا بني‌يعقوب، مجتبا پورمحسن، بهمن احمدي امويي، مهسا امرآبادي و سعيد ليلاز، بهزاد باشو، سيد خليل ميراشرفي، روح اله شهسوار، ماشالله حيدر زاده، حميده ماحوزي، امان الله شجاعي، حسين شکوهي ،عيسي سحرخيز، مجيد سعيدي

فعالان حقوق بشر
عبدالفتاح سلطاني، شيوا نظرآهاري ، عليرضا هاشم، محمدعلي دادخواه، سميه توحيدلو

مجمع روحانيون مبارز
محمد علي ابطحي

اعتماد ملي
هنگامه شهيدي

اعضاي ستادها
موسي ساکت ، مريم عامري ،فرناز کمالي ، سيامند غياثي ، محمد جعفري ،مرتضي خاني ، باقر اسکويي ، محمدرضا جلايي‌پور، احسان باکري، علي وفقي، حمزه غالبي، سعيد نيکخواه، همايي، فتاحي، ذاکري، هانيه يوسفيان ، روح‌الله شهسوار ، محسن روزبهان ،هاشم خواستار، کاوه ثروتي ، حسین تاجیک

ادوار تحكيم وحدت
عبدالله مومني، حامد ايران‌شاهي

دانشجويان
حميد چوبينه و عليرضا عاشوري،عليرضا کياني، ميلاد حسيني کشتان، علي نظري، سياوش صفوي، اشکان ذهابيان، علي دنياري، رحمان يعقوبي، مازيار يزداني، علي عباسي و شوانه مريخي ، پيام حيدر قزويني ، نسيم رياحي، مجتبي رحيمي ، عطا رشيدي ،امين نظري، سياوش حاتم، پوريا شريفيان، مهدي مسافر، رضا جعفريان، حجت بختياري، مصطفي مهدي‌زاده، اميد سهرابي، وحيد اميريان، فضل‌اله جوکار، وحيد عزيزيان، مهدي ترکمان، نسترن خدارحمي، علي احمدي، مصعب ابراهيمي، سعيد پرويزي، بهاره حسيني، حديث زماني، ناهيد سياه‌وند و خانم ايماني ،ضياءالدين نبوي ، عليرضا خوشبخت و زهرا توحيدي ،سهراب احديان، رضا ارکوازي، کريم امامي، محمد حسين امامي، الهه ايمانيان، روح الله باقري، فرهاد بينازاده، ايمان پورطهماسب، عزت تربتي، ياسر جعفري، محمدرضا حدآبادي، سيد جواد حسيني، فرشيد حيدري، بهنام خدابنده‌لو، محمد خوانساري، محمد داوديان، محمود دلبري، علي راعي، اميد رضايي، علي رفاهي، سيف‌الله رمضاني، ابراهيم زاهديان، ناصر زماني، مجيد سپهوند، حنيف سليمي، محمد باقر شعبان‌پور، حامد شيخ عليشاهي، ايمان شيدايي، فرهاد شيراحمد، سامان صاحب‌جلالي، فرحان صادق‌پور، فرشاد طاهري، غمديده، حمزه فراتي‌راد، اسماعيل قرباني، محمد کريمي و عرفان محمدي ، محسن آزموده، پيام پوررنگ، مرتضي جانبازي و حاجي‌پور ، منصور موسوي، وحيد صرفي، حميد متولي‌زاده، سامان کامکار، مرتضي رزم‌خواه، نيما رحيمي، محمدرضا حرآبادي، سينا چگيني، حسام کمانگر، سياوش غلامي، خليل کرمي، مسلم صالحي، سامان صاحب‌جلال، حامد روشني، محمدرضا خداوردی، ميلاد چگيني، مصطفی آهوخٌش، سعید شجاعی زاده، خسرو موسی وند

فعالان سياسي در شهرستان‌ها
جليل شربيانلو، رحيم جابري، عباس پور ازهري، لعيا فرزادي، خانم شبتي، خانم شاملو، دکتر غفارزاده، دکتر سلطاني آزاد، دکتر پناهي، دکتر سيف‌لو، دکتر دادي زاده، مهدي ياربهرامي، منصور غفاري، حجت الله اميري، امير حسين جهاني، يعقوب‌زاده، و مهدي خدادادي پيام حيدر قزويني، نسيم رياحي، مجتبي رجبي، عطا رشيدي ،عبدالمجيد معاديخواه، مهدي عبايي، امير اقتنايي، سعيدالله بداشتي، حسين مجاهد، حميد لطفي، مهديه مينوي، مجتبي شايسته، فرهاد نصرالله‌پور، رضا لطفي

و بياد داشته‌ باشيم هزاران نفر را كه مظلومانه حتي نامشان برايمان آشنا نيست.


توضیح من: محمد خواسته که اشکالات فهرست را بگوییم. تا جایی که من می‌دانم کاوه ثروتی یکی دو روز بیشتر در بازداشت نبوده و آزاد شده. مجید زمانی هم یکی دیگر از کسانی است که اسمش باید در این فهرست باشد، قاعدتاً در بخش فعالان ستادها. سمیه توحیدلو هم در این فهرست در فعالان حقوق بشر آمده که فکر کنم فعالان ستادها توصیف بهتری است، یا مثلاً علی وفقی عض شورای مرکزی دفتر تحکیم بود و بهتر است اسمش در دانشجویان بیاید.

بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر درباره مرگ جوانان در بازداشت‌گاه‌ها

پس از انتخابات 22 خرداد ماه سال جاري شاهد وقايع تلخ و تأسف بار و نقض گسترده حقوق بشر بوديم كه متأسفانه تداوم و شدت و گستردگي آن موجب نگراني عميق نهادهاي حقوق بشر و مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج از كشور شده است. متأسفانه به دليل فضاي امنيتي و قطع و كنترل ارتباطات و اطلاع رساني و گردش آزاد اطلاعات،ُ آمارهاي واقعي قربانيان نقض حقوق بشر از جمله جانباختگان و بازداشت شدگان حوادث اخير در دسترس نمي‌باشد. اما طبق گزارشات واصله و آمار اعلام شده متأسفانه نقض حقوق بشر در طي اين حوادث بسيار جدي و نگران كننده است:

1- تعداد جانباختگان بيش از اعلام رسمي نهادهاي دولتي است. تا كنون اسامي چند نفر كه در حوادث پس از اعلام آمار كشته شدگان، از جمله 18 تير، جان خود را در خيابانها و يا زندانها از دست داده‌اند، برملا شده كه نشان دهنده افزايش آمار كشته شدگان است. از آنجائيكه هويت كشته شدگان نشان دهنده اين واقعيت است كه آنها افراد عادي، دانشجويان و تحصيل‌كردگان جامعه بوده و حتي برخي بعنوان رهگذر يا فرد عادي در خيابانها حضور داشته‌اند كه مرتكب تخلف و گناهي نبوده‌اند، لذا اين قتلها جاي سؤالات جدي و اساسي از مسئولان كشور دارد كه جهت روشن شدن افكار عمومي مي‌بايست در اين رابطه پاسخگو باشند.

2- برخي از جانباختگان امثال مرحوم روح‌الاميني افرادي هستند كه در داخل زندانها و در شرايط دلخراش جان خود را از دست مي‌دهند.

3- آمار بازداشت شدگان طبق اخبار رسمي دولتي و مسئولان كشور تا قبل از حوادث 18 تير 2500 نفر اعلام شده بود كه در حوادث پس از آن نيز شاهد بازداشتهاي گسترده‌اي بوديم. متأسفانه نه تنها آمار بازداشت شدگان به طور دقيق و صحيح اعلام نمي‌گردد، بلكه حتي به خانواده‌هاي بازداشت شدگان نيز اطلاعات صحيح ارائه نمي‌شود. برخي از خانواده‌هاي كشته شدگان اعلام كرده‌اند كه در مراجعاتشان به مراجع مربوطه به آنها تصريح و تأكيد شده كه فرزندانتان در زندان هستند، ولي متأسفانه اجساد تحويل خانواده‌ها شده است. اين امر فاجعه‌اي عظيم براي خانواده‌هاي بازداشت شدگان مي‌باشد چراكه بسياري از آنها اطلاع موثق و قابل اعتماد از عزيزان خود بدست نمي‌آورند.

4- برخي از بازداشت شدگان متأسفانه عليرغم گذشت بيش از يك ماه از حبسشان هيچگونه تماسي با خانواده‌هاي خود نداشته‌اند از جمله آقايان تاج‌زاده و نبوي. عدم تماس تلفني با خانواده‌ها از جمله مصاديق بارز نقض حقوق بشر و اعمال فشار بر زنداني است كه نه تنها خلاف قانون بلكه مخالف هرگونه اخلاق و اصول انساني است.

5- بازاشت افراد بدون احضاريه، برخي شب هنگام، در محل كار يا منازل اتفاق افتاده كه مخالف اصول مصرح قانون اساسي و مقررات داخلي است و فاقد وجاهت قانوني است.

6- برخي از بازداشت شدگان با پرونده‌سازي‌هاي كاذب دستگير شده‌اند. از جمله محمدعلي دادخواه كه از اعضاي كانون مدافعان حقوق بشر و وكيلي مشهور به اخلاق و انسان دوستي و ديانت مي‌باشد.ايشان به هنگام حضور نيروهاي امنيتي در محل كارش با صحنه‌هاي دروغين مواجه شده كه فردي با تعدادي كلت و گلوله و ديگري با مقداري مواد مخدر وانمود كرده‌اند كه اين آلات در دفتر وي بوده و آنها پس از چند دقيقه حضور در دفتر او آنها را كشف نموده‌اند.

7- تداوم بازداشت زندانيان در بلاتكليفي عليرغم گذشت بيش از 40 روز از زمان بازداشتها، خلاف قوانين جاري كشور و در راستاي اعمال فشار بيشتر به زنداني و خانواده‌هاي زندانيان است.

8- عدم دسترسي بازداشت شدگان به وكلاي خود و عدم حضور وكيل در مراحل بازپرسي و دادرسي

9- اعلام نظر برخي مسئولان مبني بر اينكه دستگيرشدگان اعتراف كرده‌اند، اظهارنظرهاي غيرقانوني بشمار مي‌آيد. اين اظهارنظرها كه از سوي برخي مسئولان كشور و حتي برخي روزنامه‌هاي خاص مي‌باشد اين سؤال جدي را مطرح مي‌سازد كه چگونه است كه وكلاي اين افراد كه قانوني‌ترين دلايل را براي حضور در مراحل مختلف بازپرسي و دادرسي دارند و صاحب صلاحيت قانوني براي مطلع شدن از وضعيت پرونده موكلين خود هستند از پرونده‌ها بي اطلاعند اما افرادي كه صلاحيت قانوني براي ورود به پرونده و اطلاع از وضعيت پرونده‌ها را ندارند، اينگونه مطمئن نسبت به وضعيت زندانيان اظهارنظر مي‌كنند.

10- آنچه تحت عنوان پخش اعترافات از رسانه دولتي مطرح مي‌گردد فاقد وجاهت قانوني بوده و سقوط روشن از موازين اخلاقي در جامعه ايران بشمار مي‌آيد.مطابق قوانين كشور و صراحت اعلاميه جهاني حقوق بشر كه كشور ايران متعهد و ملتزم به آن مي‌باشد، اخذ هرگونه اقرار و اعتراف تحت فشار غير قانوني و غير قابل استناد مي‌باشد.

شرايطي كه تا كنون شمرده شده نشان دهنده اعمال فشار گسترده و طاقت‌فرسا و غير قانوني بر زندانيان است كه نه تنها از مصاديق بارز شكنجه روحي- رواني بشمار مي‌آيد بلكه خلاف قانون بوده و حتي قابل پيگرد قانوني است. لذا كانون مدافعان حقوق بشر با توجه به قوانين كشور جمهوري اسلامي ايران و اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاقين مربوطه و با تكيه بر موازين اخلاقي و انساني اعلام مي‌دارد :

الف- بازداشتهاي گسترده فعالان سياسي، روزنامه نگاران، مدافعان حقوق بشر، فعالان زنان و دانشجويان مخالف قوانين بوده و تداوم آن به نفع ملت ايران و منافع ملي نمي‌باشد. از اين رو پيشنهاد برخي از مسئولان بلند پايه نظام و مدافعان حقوق بشر مبني بر آزادي همه زندانيان امري صواب و ضروري است.

ب- رسيدگي هرچه سريعتر به تخلفات صورت گرفته در كليه حوادث اخير و دلجويي و تلاش جهت جبران خسارت‌هاي مادي و معنوي وارده به آسيب‌ديدگان و ملت شريف ايران از جمله وظايف خطير مسئولان است كه در آستانه آزمايش ملي و الهي و قضاوت افكار عمومي داخلي و بين المللي قرار گرفته‌اند.

ج- برخي تحركات از جمله پخش اعترافات تحت فشار افراد، موجبات آزردگي بيش از پيش ملت ايران مي‌گردد كه علاوه بر مغايرت با موازين قانوني و بين‌المللي، رودررويي با اعتقادات و روحيات ملت صبور و تضاد با ويژگي مهرورزي ايرانيان است كه خسارت‌هاي معنوي جبران‌ناپذيري را به حفظ منافع ملي ايران وارد خواهد ساخت.

د- و مهم‌ترين فراز اين بيانيه: آنچه تا كنون در مورد جان باختگان رخ داده، شايد جبران‌ناپذير باشد اما هنوز براي نجات جان انسانهاي بي‌گناه در بند دير نشده است. در پي انتشار خبر جان دادن برخي از بازداشت شدگان در زندانها، از مسئولان جمهوري اسلامي ايران مجدانه و مصرانه مي‌خواهيم بازداشت‌گاههاي غير قانوني را تعطيل و شرايط نگهداري زندانيان را قانوني و برخوردار از حداقل شرايط انساني بنمايد و در اسرع وقت تمام زندانيان را آزاد كنند.

كانون مدافعان حقوق بشر
۵ مرداد ۱۳۸۸

جواب آیت‌الله بیات به نامه موسوی، خاتمی و کروبی

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
إنا لله و إنّا الیه راجعون

برادران انقلابی و ارجمند حجج اسلام والمسلمین کروبی، خاتمی و مهندس موسوی، دوستان انقلابی و فعالان سیاسی،

سلام علیکم؛

بسیاری از شما عزیزان پیشروان همان انقلاب اسلامی هستید که می‌خواست با رهبری امام امّت(ره)، باری از دوش مردم بردارد، حقّی را استیفاء کند و قانونی را با استناد به کتاب خدا و مصالح مردم حاکم سازد. برای همین هم نظام جمهوری اسلامی را برقرار کردیم تا دیگر در این کشور شاهد دین‌سوزی، خونریزی و مردم ستیزی نباشیم. اما امروز شاهد وقایع تأسف باری به نام این نظام و تحت کلمه‌ی عالیه‌ی الله آن هستیم که دل همه‌ی علاقه‌مندان به امام و انقلاب اسلامی را به درد می‌آورد.

برادران ارجمند، در وقایع اخیر سه دسته موضع در این کشور شکل گرفته است:

1. کسانی که در حرکت‌های غیرقانونی اخیر اعم از استخلافها، بازداشتها و حرمت شکنی‌ها به هر نام و به هر نحو مسبِّب یا مباشر بوده‌اند یا به توجیه این رفتارها پرداخته‌اند،

2. عموم و به ویژه خواصّی که در برابر این حرکتها به هر دلیل سکوت کرده‌اند،

3. کسانی که مسبِّبان و مباشران این حرکات را به هر نحو و به هر وسیله‌ای، با رعایت شرایط نهی از منکر، تذکّر داده و نهی کرده‌اند.

بر آحاد دلسوزان نظام، اهالی سیاست و مدیران نظام اعم از قاضی و عامی است که صراحتاً صف خود را از دسته‌ی اول جدا سازند، از آنها برائت بجویند و حتّی‌الإمکان در حدّ وسع خود در صف سوّم به اقدام قانونی یا نهی از منکر بپردازند. امروز شما و دیگر آگاهان سیاسی چپ و راست هم باید خود را پیشرو نهی از منکر بزرگی بدانید که ناتمام گذاشتن یا ذرّه‌ای تردید در آن منجر به غلبه‌ی منکر بر معروف در این کشور خواهد شد. این تکلیفی شرعی، عقلانی و عُقلایی است.

در این فضا و شرایط هم که عده‌ای بر حسب احساس تکلیف به نهی از منکر بپردازند و از راه‌های قانونی در صدد استیفای حقوق خود و آرائشان برآیند، اگر قطره‌ای خون از آنها بر زمین ریخته شود، مسئولیت آن بر عهده‌ی همان کسانی است که با نادیده گرفتن آراء اکثریّت، چنین التهاباتی را موجب شده‌اند و همواره خود را فراتر از آن دانسته‌اند که درصدد جبران آن برآیند. هنگامی که رأی مردم نادیده گرفته شود، افرادی از جمله تعدادی از دلسوزان و شخصیتهای انقلابی را بدون تفهیم اتّهام و تشریفات قانونی در اماکن نامعلوم بازداشت کنند، خون کسی بدون حضور در محکمه‌ی قاضی عادلی ریخته شود و حرمت شهروندی هتک گردد، چاره‌ای جز امر به معروف و نهی از منکر نمی‌ماند.

اگر چنین نشود و همگان به ویژه فعّالان سیاسی نهی از این قبیل منکرات فزاینده را ترک کنند، خواهیم دید که به زودی همان سرنوشتی که امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)در وصیّت نامه‌ی خویش برای امّت اسلامی پیش بینی کرده‌اند، تحقق خواهد یافت که: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در آن صورت بدترین شما بر شما مسلّط خواهند شد و دعاهایتان هم مستجاب نخواهد شد».

والسّلام علی من إتّبع الهدی
قم- پنجم مرداد ماه 1388، مصادف با چهارم شعبان المعظّم 1430
اسدالله بیات زنجانی

سه‌شنبه ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

تشییع جنازه سیف‌الله داد

چهارشنبه ساعت 9 صبح تشییع جنازه سیف‌الله داد است. قاعدتا خاتمی و موسوی هم می آیند.
آدرس: خیابان وصال شیرازی، بین انقلاب و طالقانی، ساختمان شماره 2 خانه سینما.

نامه علی مطهری به شاهرودی - دوشنبه

رياست محترم قوه قضائيه

با اهداي سلام و آرزوي توفيق براي جنابعالي، اخبار متواتر حكايت از آن دارد كه نوع برخورد با برخي بازداشت‌شدگان اخير بر خلاف موازين اسلامي و توأم با فشارهاي روحي و جسمي بوده و گاهي به مرگ فرد بازداشت شده منتهي شده است كه آخرين آنها مرگ جان‌گداز مرحوم محسن روح‌الاميني فرزند آقاي دكتر روح‌الاميني رئيس محترم انستيتو پاستور بود كه دل همه انسانهاي شريف و دوستداران انقلاب اسلامي را به درد آورد.

اين جرم‌ها كه به وسيله افراد مشكوكي كه در مسلماني آنها ترديد است انجام مي‌شود و باعث مي‌گردد كه زحمات برادران خدوم نيروي انتظامي و بسيج و سپاه بر باد برود نبايد بدون مجازات باقي بماند، خصوصا كه اين افراد طبق قانون ضابطان قوه قضائيه محسوب مي‌شوند.

اين مجازاتها موجب تقويت نظام جمهوري اسلامي است. بايد فرد مجرم با همان عنوان سازماني‌اش به مردم معرفي و مجازات شود. به نظر مي‌رسد كه جنابعالي به عنوان مدعي‌العموم حساسيت لازم را نسبت به مبارزه با اين ظلمها و دفاع از حقوق مظلومان نداريد والا كار به اينجا نمي‌رسيد.

اگر از ابتدا در مقابل تخلفات مسئولان و وابستگان آنها مسامحه نمي‌كرديد و همه اتهامات و شايعات، شفاف و حق از باطل جدا مي‌شد، فضايي براي مناظره كذايي احمدي‌نژاد، موسوي و به دنبال آن اين فتنه پديد نمي‌آمد. همچنان كه اگر دادگاه بررسي اتهامات مطروحه در گزارش تحقيق و تفحص مجلس هفتم را تشكيل مي‌داديد و خصوصا به اتهامات رسيدگي و قوه قضائيه را اصلاح و تقويت مي‌كرديد اكنون اين قوه در مقابل قتل ناجوانمردانه جوان رشيدي مانند محسن روح‌الاميني سكوت نمي‌كرد.

هنوز دير نشده است، به عنوان اولين گام قاتل عمدي يا سهوي او را به جامعه معرفي و مجازات كنيد تا تسلي خاطر براي خانواده او و همه ملت ايران و عبرتي براي جانياني كه خود را بازجو ناميده‌اند شود.

با تقديم احترام
علي مطهری

سیف‌الله داد مرد

به احترام «بازمانده» و تصویر تأثیرگذاری که از شروع اشغال فلسطین ساخت
به احترام فیلم تبلیغاتی که برای انتخابات سال ۸۰ خاتمی ساخت
به احترام کارهایش در معاونت سینمایی ارشاد
به احترام ۵۴ سال زندگی‌اش

روحش شاد

موسیقی سبز (۱) - پاره پاره از ضربه‌های مرد سفاک

حال این روزهای خیلی‌ها، تحت تأثیر خبرهایی است که از اوین و کهریزک و جاهای دیگری که نمی‌دانیم، می‌رسد (و نمی‌رسد). جنازه‌هایی که این روزها تحویل خانواده‌ها می‌شوند و ظاهراً بیشترشان جای زخم و شکستگی و در یک کلام شکنجه دارند.

این روزها مدام این تکه از سرودی که این روزها، عده‌ای که ظاهراً ناشناس هستند ساخته و خوانده‌اندش، روی زبانم می‌آید. فکر می‌کنم محمد و محسن و سهراب و ندا و امیر و کیانوش و رامین و اشکان و خیلی‌های دیگر که الان پیش ما نیستند، قاعدتاً تا آخرین لحظه این‌ها را می‌خوانده‌اند:

نه خارم، نه خاشاک
زن و مرد بی‌باک
تنم پاره پاره شد از ضربه‌های مرد سفاک

این سرود روی آهنگ «سر اومد زمستون» خوانده شده و نیمی از متن سرودش هم همان متن «سر اومد زمستون» است. این از آن سرودهایی است که کاملاً حال و هوای سرودهای ۵۷ را دارد که در زیرزمینی ضبط شده بودند. با ساده‌ترین سازها و با صدای دسته‌جمعی یک عده جوان. اسم سرودشان را هم گذاشته‌اند خاشاک.

توی فیلمی که از رفتن موسوی و رهنورد به خانه سهراب اعرابی روی یوتیوب بود، چیزی که توجه همه‌مان را بیشتر از همه جلب کرد «سر اومد زمستون» ای بود که همه با هم می‌خواندند و یکی از دوستان نزدیکم که آن‌جا بوده تعریف می‌کرد که وقتی موسوی توی خانه بوده هم چند بار سرود را دسته‌جمعی خوانده‌اند و موسوی هم همراهی کرده.

من قبلاً این‌جا یادداشتی نوشتم و از ستاد موسوی شدیداً گلایه کردم که چرا از این سرود که مال فدایی‌هاست برای تبلیغات موسوی استفاده کرده‌اند. اما الان فکر می‌کنم اشتباه کردم. فکر می‌کنم موسوی از قصد می‌خواست رفتنش به خانه سهراب اعرابی رسانه‌ای شود. چون مشخص شده بود که خانواده سهراب با هیچ معیاری جزو طرفداراهای همیشگی جمهوری اسلامی نیستند. عمه و عموهایش از مخالفان و حتی فراری‌هایند و یکی از بستگان نزدیکش از اعدامی‌های دهه شصت. من فکر می‌کنم موسوی عمد داشت که نشان دهد واقعاً می‌خواهد نماینده همه باشد.

خاشاک را بشنوید.

متن سرود:

سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون

کوها لاله‌زارن
لاله‌ها بیدارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتاب رو می‌کارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتاب رو می‌کارن


نه خارم، نه خاشاک
زن و مرد بی‌باک
تنم پاره پاره شد از ضربه‌های مرد سفاک
تنم پاره پاره شد از ضربه‌های مرد سفاک

من آروم نگیرم
اگر هم بمیرم
من ایستاده‌ام تا رأی خود را پس بگیرم
من ایستاده‌ام تا رأی خود را پس بگیرم

دهه فجر امسال مفصل‌تر درباره خود «سر اومد زمستون» نوشته بودم. همان‌جا می‌توانید سرود اصلی را هم گوش کنید.

بیانیه جبهه مشارکت - دوشنبه

آن چه این روزها از رفتار جریان حاکم در برخورد با اعتراض های قانونی و مسالمت آمیز مردمی صورت می بینیم و حتی آن چه بر افرادی که پیش از آغاز اعتراض ها بازداشت شده اند می رود، حیرت و تاسف عمیق کلیه ناظران و آگاهان از امور را به همراه داشته است.

واقعیت آن است که سطح خشونت و جنایت های صورت گرفته و نوع توجیهاتی که برخی از حامیان این جنایات از خود نشان داده اند، ناظران را درمانده می کند که آیا این رفتار را باید تحلیل سیاسی و امنیتی کرد و یا تحلیل روانی زیرا که گاهی اوقات نشانی از بیماری در این رفتارها کاملا نمایان است.

چه کسی گمان می کرد که تنها سه دهه پس از انقلابی که به نام اسلام و آزادی و عدالت و به رهبری مرجعی بزرگ چون امام خمینی به فرجام رسید، جوانان برآمده از این انقلاب به جرم اعتراض مدنی بازداشت شوند و آنگاه پیکر بی جان آنها به خانواده هایشان تحویل داده شود.

چه کسی گمان می کرد بهترین فرزندان و یاوران انقلاب در این سطح وسیع در زندان به سر ببرند، بی آنکه وکیل داشته باشند و و خبر زنده بودن و یا سلامتی آنان از خانواده هایشان دریغ شود.

چه کسی گمان می کرد مردمی ترین نهادهائی که با هدف خدمت بی مزد و منت برای مردم و انقلاب شکل گرفتند، این روزها روی بر مردم خود ترش کنند و با چماق و باتوم و اسلحه، برادران و خواهران خود را به فجیع ترین شکل ضرب و جرح نمایند؟

چه کسی این روزها را باور داشت، آن هم پس از آن همه ادعای مردمی بودن و پس از دوران تثبیت نظام و به نام اسلام؟

نه آقایان حاکم، قرار این نبود. شعارها و وعده های انقلاب چنین نبود. بنیانگذاران انقلاب، شاه و سلطنت را نراندند که امروز به اینجا برسیم. هدف انقلاب مبارزه با طاغوت و همه چهره ها و مظاهر آن بود که در برابر سنت الهی به طغیان می پردازند، قطره قطره خون شهدا نیز در این راه بود که امروز شما مست از قدرت بر سبزی آن آرمانها رنگی از سیاهی و تباهی می پاشید.

آقایان حاکم!

امروز جمعی از پاکترین و صادق ترین رادمردان این سرزمین به گناه مشارکت در انتخابات و تبلیغ برای کاندیدایی غیر از کاندیدای مطلوب شما در زندان به سر می برند. زندانهائی که هر روز خبر می رسد جوانی را صحیح و سالم به آنجا برده اید و آنگاه پس از وعده سر خرمن آزادی آنها و بازی با احساس و عاطفه خانواده هایشان، ناگهان جنازه او را تحویل داده اید به همراه مشتی تهدید و ارعاب، هم حق تیر طلب کرده اید، و هم پول برای جنازه، آنگاه حق عزاداری و مجلس ترحیم گرفتن را نیز از آنها دریغ می کنید. دست مریزاد و مرحبا به این عدالت گستری و مهرورزی.

ما امروز حق داریم بر اساس عملکرد مشعشع شما و قانون ستیزی و شناعتی که در شما یافته ایم، عمیق ترین نگرانی های خود را بابت سلامت و رعایت کمترین حقوق یاران دربندمان فریاد کنیم.

ما از سرنوشت برادرانمان سید مصطفی تاج زاده، عبدالله رمضان زاده، محسن امین زاده، بهزاد نبوی که بیش از ۴۰ روز از بازداشت آنها می گذرد، بی خبر و نگرانیم‬. ما از شایعاتی که پیرامون فشار و شکنجه آنها به گوش مرسد، نگرانیم. ما نسبت به دیگر زندانیانی که از داشتن حق وکیل و رعایت حقوق مصرح در قانون اساسی و قوانین جزائی و مدنی محرومند، نگرانیم.

ما نسبت به سلامت برادر جانبازمان دکتر سعید حجاریان که بر اساس اطلاع خانواده محترم شان، تحت فشار قرار گرفته و قصد جانش را کرده اند، نگرانیم.

ما نسبت به رفتار بازجویان شما با تک تک اسرای آزادی خواهی و عدالت جوئی که دربند جور شما هستند نگرانیم و این نگرانی بیراه نیست. هر که گزارش پیش شما بیفتد، باید نگران حفظ حقوق و حتی جانش باشد. صحت این ادعا را از بازماندگان آنهایی که صحیح و سالم بازداشتش کرده اید و جنازه اش را تحویل داده اید، بپرسید.

آیا به واقع در روزگار دفاع مقدس با اسیران عراقی و بعثی اینچنین می کردید که امروز با شهروندان و سیاسیون و روزنامه نگاران ایرانی که تنها خواستار حق رای شان و آزادی اندیشه شان و انجام انتخابات آزاد در محیطی کاملا مسالمت آمیز بوده اند می کنید؟

جبهه مشارکت ایران اسلامی ادامه این بازداشت ها را سلب حقوق بازداشت شدگان می داند و بی اطلاعی از سلامت و رعایت حقوق عزیزان خود را شدیدا محکوم کرده و اعلام میدارد از هر مسیر قانونی و شرعی و با استفاده از تمامی اهرمهای مدنی، داخلی و بین المللی، احقاق حقوق یاران دربند خود را پیگیری می کند و به زندانبان ها و بازجوپروران حاکم هشدار می دهد هر چه سریع تر نسبت به آزادی آنها دلجوئی از خانواده های آنان که در این مدت پا به پای عزیزان دربند خود شکنجه روحی و روانی دیده اند، اقدام کنید.

سنت الهی و تاریخ سرنوشت خوبی را برای اینگونه رفتاری که پیش گرفته اید، نشان نمی دهد. تا فرصت باقی است به آغوش ملت بازگردید و از ظلم و جور خود نزد خالق متعال و بندگان آزاده و حق جوی یزدان پاک استغفار کنید.

در ماه ارجمند شعبان المعظم و در اعیاد شعبانیه شکایت از حاکمان جور را نزد خدای متعال و صاحبان شرافت اعیاد شعبانیه می بریم و از اینکه در ایام عسرت، جشن و سرور را از مردم این دیار دریغ کرده اند، عمیقا متاسفیم.

جبهه مشارکت ایران اسلامی
۵ مرداد ۱۳۸۸

دیدار موسوی اردبیلی و شبیری زنجانی با منتظری

این خبر را سایت آیت‌الله منتظری گذاشته. به همراه چند عکس از دیدارها. ظاهراً دیدار مراجع، بدون دلیل خاصی مثل عیادت، در ییلاق چندان مرسوم نیست. به‌ویژه آن که خبرش به این شکل در سایت رسمی منتشر شود. شاید بحث خاصی نبوده، و البته شاید هم نبوده. اصل خبر را بخوانید:

‏طى روزهاى گذشته دو تن از مراجع عظام تقليد، حضرت آيت الله العظمى موسوى اردبيلى و حضرت آيت الله العظمى‏ ‏شبيرى زنجانى با آيت الله العظمى منتظرى ديدار كردند.
‏ ‏در اين ديدار كه در دهكده خاوه ار توابع شهر قم (محل سكونت تابستانى آيت الله العظمى منتظرى) صورت گرفت،‏ ‏فقهاى ثلاث پيرامون مسائل فقهى و سياسى روز تبادل نظر كردند.
‏همچنين در اين ديدار آيت الله العظمى منتظرى به خاطر حادثه رانندگى كه براى آيت الله العظمى شبيرى زنجانى پيش‏ ‏آمده و منجر به مصدوميت معظم له از ناحيه پا شده ، از خداوند طلب شفاى عاجل و كامل نمودند.

نامه نهضت آزادی به هاشمی (رئیس مجلس خبرگان رهبری)

جناب آقای هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری

با سلام و دعای خیر، همان گونه که اطلاع دارید کشور ما در شرایط کنونی وضعیتی بحرانی را تجربه می‌کند، وضعیتی که با همه بحران‌هایی که تا کنون بر این سرزمین گذشته است، از نظر ماهیت متفاوت است. نیز به خوبی می‌دانید که ریشه بحران موجود در زیاده‌خواهی اقلیتی است که بر خلاف خواست جمعی مردم - اما به نام آنان- قصد دارد که همچنان بر مصدر حکومت بماند و رای و نظر خود را بر تمامی مردم تحمیل کند. سخنان جنابعالی در خطبه‌های نماز جمعه بیست و ششم تیر ماه تلویحاً و گاه تصریحاً به همین موضوع اشاره داشت.

نهضت آزادی ایران نیز به عنوان یکی از قدیمی ‌ترین احزاب سیاسی ایران، اعتقاد دارد که اگر بحران فعلی بدرستی مدیریت نگردد و حاکمیت نتواند اعتماد عمومی از دست رفته را باز گرداند، نظام جمهوری اسلامی به مرور به سمت‌و‌‌سویی حرکت خواهد کرد که سرانجام نه از جمهوریت آن چیزی بر جا ی ماند و نه از اسلامیت آن.

جنبش اصلاح طلبی و تغییرات و اصلاحات تدریجی و قانونمند از آن جهت ضرورت دارد که در صورت انباشت نارضایتی مردم و استمرار سرکوب و فشار ، مناسبات سیاسی وشکاف میان ملت و دولت به انفجارگسترده ای با پیامدهای نا معلوم وغیر قابل اجتناب منتهی خواهد گردید . بدیهی است ما چنین وضعیتی را مغایر منافع و امنیت و مصالح ملی می دانیم.

چگونه قابل تصور است که پس ازگذشت سی سال از انقلاب شکوهمند اسلامی که بر اساس خواست جمعی و همت مردم شکل گرفت و به دلیل عدم تمکین حکومت از این خواست جمعی منجر به سقوط رژیم پهلوی گردید، اینک شاهد باز‌تولید همان ساختار و همان روابط قدرت در نظام جمهوری اسلامی باشیم، تا آنجاکه اعتراض آرام و مسالمت‌آمیز جمعیت چند میلیونی مردم در شهرهای مختلف به خاک و خون کشیده شده‌ و پاسخ آنان با گلوله داده ‌شود. شماری از مردم شهید، شمار بیشتری مجروح و جمع دیگری نیز به زندان انداخته ‌شوند؟ این پاسخ حکومتی است که خود از دل یک انقلاب بیرون آمده است و بسیاری از رهبران آن طعم زندان، شکنجه و سرکوب را در رژیم ستم‌شاهی چشیده‌اند و از سرانجام نظام‌هایی که پایه ی‌ آنها بجای مشروعیت برآمده از خواست مردم بر زور عریان استوار گردیده، به نیکی آگاهند.

همچنین جنابعالی در خطبه نماز جمعه راه‌های برون‌رفت از بحران موجود را برشمردید. راههایی همچون آزادی دستگیر‌شدگان حوادث اخیر، دلجویی ازآسیب‌‌دیدگان وخانواده‌های آنان، رفع محدودیت از رسانه‌های جمعی، برخورد بی‌طرفانه رسانه ملی با معترضین، دلجویی از مراجع و علما و در نهایت حرکت در چارچوب قانون.

در روزهای پس از انتخابات، شمار زیادی از فعالان سیاسی کشور از جمله بیش از بیست تن از اعضای نهضت آزادی ایران در تهران و شهرستان‌ها، که در اکثر موارد بدون حکم قضایی یا با استناد به احکامی کلی که فاقد ارزش قضایی است،احضار، بازداشت و روانه زندان شده‌اند. اخبار و شایعات منتشر شده در سطح جامعه حاکی از وخامت حال بعضی از این افراد و تلاش ماموران جهت اعتراف‌گیری از آنان بهر شکل ممکن است. در صورت صحت این شایعات، علاوه بر فقدان و‌جاهت قانونی و ارزش حقوقی این گونه اعترافات، آنچه بیش از پیش از دست می‌رود اعتبار نظام جمهوری اسلامی و بیش از آن اعتبار شریعت اسلام است، که اخذ اعتراف از متهمان در زندان را در شرایط غیر طبیعی، حرام شرعی می‌داند. نیز کم نیستند کسانی که در همین دوره، در سطح خیابان‌ها و در تجمعات اعتراضی به وسیله افرادموسوم به لباس شخصی بشدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته و دچار آسیب‌های جسمی و روحی گاه جبران‌ناپذیر شده‌اند. در شرایطی که هیچ نهاد قانونی مسئولیت فرماندهی این افراد را بر عهده نمی‌گیرد و پاسخگوی رفتارهایی چنین سبعانه نیست، آسیب‌دیدگان چگونه می‌توانند از ضاربانشان شکایت به مراجع ذیصلاح برند؟ مگر در گذشته از این گونه شکایات نتیجه‌ای عاید شاکیان شده است ؟بر‌استی پاسخ حاکمان به خانواده‌های قربانیان این حوادث چیست؟ آیا آنان باید بپذیرند که از این پس پاسخ هرگونه انتقاد و اعتراض آرام و مسالمت‌آمیز به عملکرد حاکمان نظام اسلامی گلوله، زندان و ضرب و جرح است.

سانسور شدید مطبوعات منتقد و بستن هر از چند گاه آنها، به صورت جمعی، چه پس از انتشار یک یا چند شماره و چه توقیف آنها پیش از انتشار، داستان کهنه‌ای است که بازگویی آن برای جنابعالی و مردمی که سالهاست با این رفتارهای غیر‌‌قانونی آشنایند، تنها باعث اطاله کلام است. کار بدانجا رسیده است که انتخاب تیتر و گزینش مطالب روزنامه‌ها نیز بعضا با حضور ماموران امنیتی در دفاتر روزنامه ها یا چاپ خانه صورت می‌گیرد.

صدا و سیما نیز که قرار بوده است رسانه ملی باشد و از سوی همه ملت سخن بگوید، در دست صاحبان قدرت به مهمترین ابزار در جهت انتشار مطالب نادرست، ایراد اتهامات واهی به معترضان انتخابات و سرپوش نهادن بر حقیقت و واقعیت تبدیل شده و عملاً باعث سلب اعتماد عمومی از حکومت گردیده است.

همه این موارد بالا، مصادیق نقض صریح قوانین جاری در کشوراست و در صورتی که اراده‌ای مبنی بر اصلاح امور وجود داشته باشد، رفتار های یاد شده بدون تردید قابل تعقیب قضایی است. ما نیز سخن شما را در باره ضرورت بازگشت همگان به قانون و حرکت در چارچوب آن تایید می‌نماییم. سالها است که سخن ما و تمامی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب نیز تمکین به قانون و پرهیز از رفتارهای فرا‌قانونی است. اما خودتان نیک می‌دانید که منشاء رفتارهای خلاف قانون، نه مردم و نه احزاب اپوزیسیون قانونی داخل کشور، که نهادهای رسمی حکومت می‌باشند. هم آنهاکه همواره درحاشیه امن قرار دارند و هیچ نهاد قضایی قدرت محاکمه و مقابله با آنها را ندارد.

سخن آخر آن که توقع مردم از شما، به عنوان رییس منتخب مجلس خبرگان و رییس منتصب مجمع تشخیص مصلحت نظام، چیزی بیش از توصیه ها ی اخلاقی به مدیران و کارگزاران نظام مبنی بر رعایت قانون است و انتظار می‌رود که راهکارهای عملی واجرایی برخورد با بی عدالتی ها و بازگشت حاکمان به قانون و مجازات متخلفان از آنرا نیز پیگیری کنید.

جنابعالی به نیابت از سوی مردم بر کرسی ریاست مهمترین و بالاترین نهاد حکومتی در نظام جمهوری اسلامی تکیه زده‌اید. اینک انتظار بحق مردم آن است که به نمایندگی از سوی آنان به وظیفه خطیرتان در برابر آنچه رخ داده و در حال رخ‌دادن است، بدان گونه عمل کنیدکه حق نمایندگی مردم ادا شده باشد.

العاقبه‌للمتقین
نهضت آزادی ایران

منبع: میزان (اصل خبر)

دوشنبه ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

موسوی: نهضت سبز از اعیاد مذهبی استفاده کند

منبع: قلم نیوز (اصل خبر) - مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبز خواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.

وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.

موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.

وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.

میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.

وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟

موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.

میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.

وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟

موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.

وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.

موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.

وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.

موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.

وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.

موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.

وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .

موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.

موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.

وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.

میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.

موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟

به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.

موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.

وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.

موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.

وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.

میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.

وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.

موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.

وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.