این گزارش را یکی از دوستانم فرستاده.
ما ساعت ده از دفترمون تو خیابان طالقانی راه افتادیم. از این طرف فقط بسیجی ها و دانش آموزها می رفتن. ما رفتیم چهارراه ولیعصر به بالا. دم فرهنگستان هنر نزدیک 200 تا مامور واستاده بود و یه عده ی زیادی توی رواق فرهنگستان واستاده بودن و شعار علیه موسوی می دادن و می گفتن نمیگذاریم از اینجا در بیاد!
ما توی طالقانی رفتیم و به جرات می گم تا به حال توی کل این تظاهرات ها هیچوقت این همه مامور ندیده بودم. مردم سرگردون توی خیابون طالقانی فقط راه می رفتن و با چشم و ابرو و آروم از هم می پرسیدن که کجا بریم. تلفنها هم قطع شد کلا. قبل قطع شدن تلفن ها دوستم زنگ زد از هفت تیر که اونجا همه رو می زنن و می برن و درگیری شدیده.
ما رفتیم ایرانشهر رو بالا. تو کریم خان خیلی خیلی شلوغ بود و مردمی که از هفت تیر می اومدن می گفتن کروبی رو گرفته ان و یه نفر هم کشته شده تو هفت تیر. یه عالمه آدم هم خونی و لنگ لنگان می اومدن. گاز اشک آور و اسپری فلفل توی هوا خیلی زیاد بود. من اصغر فرهادی و لیلا حاتمی و علی مصفا رو هم توی خیابون سنایی دیدم. بعد ما رفتیم هفت تیر, اونجا هم وحشتناک مامور زیاد بود و مردم همین طوری واستاده بودن و از این طرف به اون طرف هم یه عده آدم رفت و آمد می کردن. مامور ها از روی پل های عابر فیلم می گرفتن و سر ظهر هم با ساندیس و کیک ازشون پذیرایی شد.
ما رفتیم یه جای ثابت و تلفن زدیم این ور اون ور و شنیدیم که درگیری ها کشیده شده به بالا سمت زرتشت و عباس آباد و مطهری ویکی هم زنگ زد اونجا بهمون که از توی خونه اش توی عباس آباد می شنوه که توی خیابون صدای تیراندازی می آد و فریاد مردم.
دونفرمون رفتن عباس آباد و الان زنگ زدن دفتر که یه گاز اشک آور جدید میزنن که خیلی بیشتر از معمولی ها اذیت می کنه و انگار یه چیزای عجیبی توش داره.
|