سه‌شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹

امروز فهمیدم چرا مشکاتیان "غول" است

مدت‌هاست روزم را با «شیدایی» شروع می‌کنم. آن‌قدر که وقتی سر شب یا هر وقت دیگر شیدایی را بگذارم، هم‌خانه‌ام می‌پرسد مگر صبح شده؟ امروز هم وقتی بیدار شدم، از همان توی تخت در لپ‌تاپ را باز کردم و آمدم توی گوگل ریدر که ببینم دنیا دست کیست که بعدش بروم سراغ موسیقی صبح‌گاهی که خواندم پرویز مشکاتیان مرد. آن هم در ۵۴ سالگی.

راستش من علاقه ویژه به مشکاتیان نداشتم. علاقه‌ای که مثلاً به حسین علیزاده دارم. اما امروز فهمیدم که چقدر لحظه‌های خوب برایم ساخته و چقدر آهنگ‌های مهمی ساخته است. این‌قدر می‌دانستم که مشکاتیان در کنار محمدرضا لطفی و علیزاده سه غول زنده آهنگسازی موسیقی سنتی ایران هستند، اما امروز که آهنگ‌هایش را دانه دانه گوش دادم، تازه فهمیدم چرا واقعاً «غول» است. قاعدتاً این را هم می‌دانید که مشکاتیان بهترین نوازنده سنتور ایران هم بود. تکنوازی سنتور اول شیدایی را گوش کنید که با مضراب چه می‌کند.

دیشب حسین علیزاده عزیز تلفنی با برنامه «شصت دقیقه» بی‌بی‌سی فارسی مصاحبه کرد و گفت اگر مملکتمان حسابی بود، الان باید عزای عمومی اعلام می‌کردند (گرچه بعید می‌دانم مملکت این‌قدر حسابی پیدا بشود). گفت دوست خیلی قدیمی مشکاتیان بوده و در دوره دانشجویی مدتی هم هم‌خانه بوده‌اند. خدا به دختر و پسرش (آوا و آیین) صبر بدهد.

من چند تا از آهنگ‌هایش را خیلی دوست دارم و زیاد گوششان می‌کنم (این‌جا می‌توانید فهرست همه آثارش را ببینید):

- یکی همین تصنیف «شیدایی» (آلبوم آستان جانان) که شعر حافظ و صدای شجریان تبدیلش کرده به یکی از بهترین تصنیف‌های موسیقی ایران (به مذاق من).

- یکی تصنیف «صبح است ساقیا» (آلبوم دستان) باز هم با شعر حافظ و صدای شجریان که معمولاً این تصنیف را هم بعد از شیدایی گوش می‌کنم. چون این یکی دیگر واقعاً مخصوص شروع روز است. این فایلی که گذاشته‌ام یک مقدمه نسبتاً طولانی هم دارد که پیشنهاد می‌کنم گوش کنید. از همان آهنگ‌های آشنا که آن‌قدر در رادیو و تلویزیون پخش می‌شد که بهشان دقت نمی‌کردیم.

- مقدمه آلبوم بیداد هم به نظر من یکی از بهترین نمونه‌های آهنگسازی و سنتور زدن مشکاتیان است. گوش کنید. حتماً بارها و بارها و بارها از تلویزیون و رادیو شنیده‌اید.

- و مهم‌تر از همه «رزم مشترک (همراه شو عزیز)» که به قول هم‌خانه‌ام باید بشود سرود رسمی همه جنبش‌ها، بخصوص این جنبش سبز. این‌طور که دوستان مشکاتیان می‌گویند شعر آن را هم خودش گفته:

همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود

دشوار زندگی
هرگز برای ما
بی سعی مشترک آسان نمی‌شود

تنها نمان به درد
همراه شو عزیز
همراه شو، همراه شو، همراه شو عزیز

یادداشت داریوش محمدپور درباره مشکاتیان هم خواندنی است.