جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹

اخبار روز قدس

این روایت را یکی از خوانندگان وبلاگ فرستاده:

من ساعت 10:30 رفتم سمت هفت تیر، دیگه نزدیکای 11 تا چشم کار میکرد سبز پوش بود، من همراه جمعیت رفتم سمت ولیعصر... توی مسیر هم چند بار با جمعیت کم تعداد عکس رهبر و حسن نصرالله بدستان روبرو شدیم گاهی هم بلندگو بدستان چیزهایی میگفتن که اصلا شنیده نمیشد...

شعارها هم همون شعارهای همیشگی بود + نه غزه نه لبنان / جانم فدای ایران... میرحسین زنده باد / کروبی پاینده باد... خاتمی، خاتمی... درود بر منتظری / سلام بر صانعی ... کروبی دستگیر بشه / ایران قیامت میشه... ضرغامی بی غیرت / دزد صدای ملت... استعفا استعفا استعفااااااا... مردم چرا نشستین / ایران شده فلسطین... مرگ بر روسیه... مرگ بر چین مرگ بر چین مرگ بر چین... محمود خائن، آواره گردی، خاک وطن را ویرانه کردی، کشتی جوانان وطن، الله اکبر، کردی هزاران در کفن، الله اکبر، مرگ بر تو، مرگ بر تو، مرگ بر تو... توپ تانک بسیجی / دیگر اثر ندارد... شکنجه (گاهی اعتراف گفته میشد)، تجاوز / دیگر اثر ندارد... احمدی کم آورده / با اتوبوس آورده (وقتی با اتوبوسهای عکس رهبر بدستان مواجه میشدیم)... مدعی عدالت / خجالت، خجالت... یا حجة ابن الحسن / ریشه ظلمو بکن... مرگ بر جیره خور (در مواجهه با بسیجیا)... ما اهل کوفه نیستیم / پول بگیریم بایستیم... فلسطین رو رها کن / فکری به حال ما کن... دولت جنایت میکنه / رهبر حمایت میکنه... زندانی سیاسی / آزاد باید گردد... فلسطینی کجایی / کهریزک رو ببینی... ایران، ایران، ایران... دیکتاتور بیچاره / بازی ادامه داره...

توی ولیعصر نیروی انتظامی جمعیت سبز پوش رو محاصره کرد، کاری نداشتن فقط باعث شدن بعد از نیم ساعت وایسادن توی میدون جمعیت کم کم برگرده بسمت هفت تیر، توی این فاصله گاهی چند نفری جمع میشدن میگفتن مرگ بر منافق که خودشون بعد از چند ثانیه میرفتن... جمعیت حداقل دو برابر نماز جمعه هاشمی بود... بارون هم شروع به باریدن کرد، خلاصه سیل جمعیت بسمت هفت تیر برگشت (اینکه میگم سیل واقعا سیل بودا، از بالای پل کریمخان تا چشم کار میکرد سبز بود)، توی مسیر ماشینها هم بوق میزدند و اینطوری حمایت میکردن... گاهی هم از بلندگو ها صدایی میشنیدیم که گویا سخنرانی رییس دولت کودتا بود که با هو کردن جمعیت مواجه میشد... از هفت تیرم گذشتیم رفتیم توی مفتح و خیابون بهار شیراز که اونجا رو هم بستن دوباره برگشتیم سمت هفت تیر... اینجا ها دیگه کم کم درگیری شروع شد (گویا نمازشون تموم شده بود و خرشون از پل گذشته بود) ولی اینقدر مردم زیاد بودن که هر دفعه حمله میکردن مردم به جای فرار دنبالشون میکردن و اونام در میرفتن... چندین دفعه موتور سوارا فرار کردن... البته چند تا کتک خورده هم دیدم ولی مثل دفعه های قبل بود زیاد کسی ازشون نمیترسید... آخرش شایعه شد خاتمی رو ترور کردن، همون میدون هفت تیر هم یه ماشین آتیش زدن(البته اینطور میگفتن، من گفتم نه بابا سطل آشغاله ولی ملت میگفتن ماشینه دودش هم خیلی زیاد بود البته)... امیدوارم توی این درگیریهای آخر کسی کشته نشده باشه چون وقتی به هزاران نفر حمله میکنی و اونا میدون بهرحال ممکنه زیر دست و پا بمونن بعضیا، بخصوص که آدمای مسن و حتی بچه ها کم نبودن، خدا نکنه البته.

روایت ساناز ناپیدا:

ما از کریمخان حرکت کردیم به سمت میدان ولیصر. جمعیت ِسبزها زیاد و فشرده بود.دست کم از کریمخان تا ولیعصر، بیشتر سبزها بودند/بودیم.

فریاد می زدیم:

مرگ بر دیکتاتور
درود بر موسوی
درود بر کروبی
درود بر خاتمی
منتظری زنده باد، صانعی پاینده باد
اعتراف، شکنجه دیگراثرندارد
دروغگو، دروغگو، شصت و سه درصدت کو؟
بسیجی واقعی، همت بود و باکری

محمود خائن آواره گردی
خاک وطن را ویرانه کردی
کُشتی جوانهای وطن الله اکبر
کردی هزاران در کفن الله اکبر
مرگ بر تو
مرگ بر تو
مرگ بر تو
مرگ بر تو (واقعن می چسبید و آخرین مرگ بر تو به قدری صلابت داشت که مو به تن راست می کرد)

"یار دبستانی من" هم خوانده می شد. گاهی دسته های کوچک قدسی ها از کنارمان رد می شدند؛ آنها مرگ بر امریکا می گفتند و ما مرگ بر روسیه جوابشان را میدادیم.
قدسی ها میدان ولیعصر رو پر کرده بودند. آنها با بلند گوهایشان "مرگ بر اسرائیل" می گفتند و ما جوابشان را "بگو مرگ بر چین" می دادیم. آنها برادران را دعوت به اتحاد می کردند ما هو میکردیمشان. هوووووووووووو هوووووووووووووو
و این "هو" به قدری بلند بود که دیگر صدایشان شنیده نمیشد؛ آن هم با بلند گو. فقط چهره هایشان سرخ و سرخ تر میشد و دهانشان باز و باز تر.

- چند نفر از کسانی که امروز در حوالی میدان هفت تیر تا میدان ولی‌عصر بوده‌اند برگشته‌اند خانه و همه‌شان می‌گویند جمعیت مردم بیش‌تر از راه‌پیمایی سکوت هفت تیر - انقلاب روز ۲۷ خرداد بوده. توصیه می‌کنم این فیلم را ببینید.


یکی از شعارهای باحال امروز:

نشون دادیم دوباره
ما همه با هم هستیم


این را یکی از بچه‌ها در گوگل ریدر گذاشته:


ما ساعت یازده رسیدیم سر خیابون فلسطین تو بلوار. از میدون فاطمی به سمت پایین جمعیت زیادی می‌رفت. سبزها دسته دسته راه می‌رفتن. رسیدیم سر فلسطین و هنوز جمعیت خیلی منسجم نبود. یه عده این‌طرف خیابون بودن، یه عده طرف دیگه و ویکتوری گرفته بودیم و الله اکبر می‌گفتیم. تا این‌که ساعت یازده و بیست دقیقه خاتمی اومد. جمعیت یکصدا شد: درود بر خاتمی. بعد مردم هجوم بردن سمت‌اش با همین شعار که پلیس لباس سبز سریع دور خاتمی رو گرفت و سوار ماشین‌اش کردن و رفت. بعد کم‌کم جمعیت سبزها از سمت میدون هفت‌تیر رسیدن سر فلسطین. دیگه تک و توک بین‌مون ا.ن بود. به جرات می‌گم نزدیک به نیم ساعت که ما سر فلسطین واستاده بودیم، از سمت هفت تیر آدم میومد. همه ویکتوری‌ها بالا، همه یک صدا شعار می‌دادن. خصوصاً وقتی جلوی عده‌ی اندک ا.ن ها می‌رسیدن مرگ بر دیکتاتور بلند می‌گفتن. بعد کروبی هم اومد، که سر همون فلسطین سوار ماشین‌اش کردن رفت. مردم وقتی کروبی اومد شعار «کروبی بت شکن، بت بزرگ رو بشکن» دادن. محسن آرمین هم ظاهراً توی جمعیت بود. از وسط بلوار راه می‌رفت و من یه چیزی شبیه «درود بر آرمین» شنیدم. در کل شعارهایی که گفتیم اینا بود:

مرگ بر روسیه
روسیه حیا کن، کشورمو رها کن
دولت کودتا، استعفا استعفا
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
چه غزه، چه لبنان، مرگ بر ظالمان
ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بیاستیم
کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت می‌شه
محمود خائن، آواره گردی... (تا آخرش) ه
دروغگو، دروغگو، شصت و سه درصدت کو
یاحسین، میرحسین
مرگ بر دیکتاتور
یا حجه‌بن‌الحسن، ریشه‌ی ظلم رو بکن
اصلاحات پیروز است، کودتا نابود است
منتظری زنده‌باد، صانعی پاینده باد
بسیجی واقعی، همت بود و باکری

از اون‌طرف ا.ن ایها که رد می‌شدن در جواب مرگ بر روسیه‌ی ما می گفتن مرگ بر اسرائیل، و مرگ بر دیکتاتور که می‌گفتیم، می‌گفتن مرگ بر منافق

پلیس تمام وقت کنار خیابون ایستاده بود، لباس شخصی‌ها هم که بودن. یه دوربین هم که مثل همیشه ازمون فیلم می گرفت. یکی دو بار بین مردم درگیری شد. یه دختره عکس احمدی‌نژاد و خامنه‌ای دست‌اش بود و وقتی از جلوی من که داشتم مرگ‌بر دیکتاتور می‌گفتم رد شد، گفت پس چی شد این «زنده باد مخالف من؟» که البته رد شد و وانستاد من جوابش رو بدم. دو سه بار هم مردم با هم درگیر شدن، سر همین منافق و دیکتاتور. که یه بارش کتک‌کاری هم شد. وقتی که خاتمی رفت بین کسایی که مرگ بر خاتمی گفتن و کسایی که درود بر خاتمی گفتن یه درگیری کوچیک شد که سریع جمع‌اش کردن خود مردم. یه گروه هم عکسای بزرگ نصرالله و خامنه‌آی رو گرفته بودن واستاده بودن، که موج سبز از جلوشون که رد می‌شد بلند می‌گفت «مرگ بر دیکتاتور».

ما ساعت دوازده و نیم اومدیم از سر وصال از بین جمعیت بیرون. اما به نظرم ماجرا همچنان ادامه داره و جمعیت به این زودی پراکنده نشه. خوشحالم، حالم خوبه و دلگرم شدم دوباره. و به نظرم اتفاق خیلی بزرگ و خیلی خوبی بود. پیروزی با ماست... شک ندارم.


- یکی از دوستانم در ساختمانی در تقاطع بلوار کشاورز و خیابان فلسطین در یک ساختمان مستقر است و این‌ها را نوشته:

بسیجی کم آوردن/ با اتوبوس آوردن (۱۲:۴۵)
وزیر شعار توی بلند گو داد می زد : برادر اسرائیلی خجالت خجالت
وزیر شعار قاطی کرده بود سعی می کرد همه چی رو مصادره کنه داد می زد یا حسین و مردم می گفتن میر حسین بعد می گفت یا ابوالفضل
هر از گاهی یه وانت با کلی بلندگو و آمپلی فایر می آوردن وسط سبزها که مثلا سبزها محاصره بشن ولی دوباره یه عده دیگه پشت اینا رو می گرفتن و این جوری اونا محاصره می شدن
دروغ گو دروغ گو 63 درصدت کو
اسرائیل / احمدی / دو روی یک سکه اند
محمود خائن/ آواره گردی ... مرگ بر تو/ مرگ بر تو
دولت کودتا / استعفا استعفا
ایران شده فلسطین / مردم چرا نشستین
بلند گو رو خاموش کن/ صدای ما رو گوش کن (۱۳:۱۵)
راستی همین وزیرمون که دیگه قاطی کرده بود یه جا داد زد: چرا از بی بی سی خط می گیرین چرا از غرب خط می گیرین ولی نمی دونست این ملت با اتوبوس نیومده بودن که از کسی خط بگیرن
صدای شعار ملت هنوز داره می یاد محکم و با صلابت ایضا صدای هلی کوپترهاشون (۱۳:۴۰)
صدای سوت زدن ملت می یاد
صدای : محمود خائن... مرگ بر تو بلند تر از قبل
یک صدا فقط محمود خائن خوانده می شود هم چنان (۱۳:۵۰)


۱۳:۵۵ -
یک ماشین از نزدیکانم دارند از هفت تیر برمی‌گردند بالا. می‌گویند هفت تیر هنوز پر آدم بوده و توی مدرس هم ماشین‌ها بوق می‌زنند و مردم به هم علامت پیروزی نشان می‌دهند.

۱۳:۴۵
- یک دوست دیگر از تهران ای‌میل زده: مردمي كه نزديكتر بوده اند به دانشگاه دارند پراكنده مي شوند. همديگر را تشويق مي كنند كه تا قبل از بيرون آمدن آن ها از نماز جمعه، آن جا را خالي كنند تا درگيري نشود. اما جمعيت ِ توي هفت تير و كريم خان، هستند همچنان. پليس نگذاشته به انقلاب برسند. بر مي گردند سمت هفت تير.

- این‌ها را یکی از دوستانم که الان از خیابان برگشته، برایم نوشته: مردم خیلی بودن و همه سبز بودن. شعار مرگ بر دیکتاتور، یاحسین میرحسین و نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران می‌دادن. تو کل مسیر هفت تیر تا ولی‌عصر که من رفتم کلاً شاید ۲۰۰-۳۰۰ تا از اون وری‌ها بودن که تا می‌خواستن شعاری بدن مردم شعار مرگ بر روسیه می‌دادن. جمعیت تو خیابون و پیاده‌رو پر بود. موتورهای بسیجی و نیروی انتظامی که سوار شدن و اومدن بین مردم، مردم اصلاً کنار نرفتن و همچنان شعار خودشون رو می‌دادن.

- یکی از نزدیکان من از ساعت ۱۰:۲۰ تا ۱۲:۲۰ در میدان ولیعصر بوده و گفت در تمام این دو ساعت مردم سبز رد می‌شده‌اند و البته جلوتر نمی‌گذاشته‌اند به سمت دانشگاه تهران بروند و مردم هم دور می‌زده‌اند و دوباره برمی‌گشتند به سمت کریمخان.


۱۳:۰۰ -
این را یکی از نزدیکان من در تهران به من گفت و از نظر من کاملاً موثق است: هفت‌تیر تا پل کریمخان را که من دیدم، مثل راه‌پیمایی‌های سکوت بعد از انتخابات بود. بیشتر بیشتر مردم سبز بودند و خیابان هم پر از جمعیت. نیروهای انتظامی و امنیتی کاری به مردم نداشته‌اند و دو سه مورد درگیری کوچک بین مردم دو گروه بود که جدی نشد. نمی‌گذارند مردم به سمت محوطه نمازجمعه بروند. از آن ور از شانزده آذر به سمت میدان انقلاب هم شلوغ بوده و سبزها زیاد بوده‌اند، اما نمی‌گذاشته‌اند کسی برود طرف دانشگاه تهران.

۱۲:۵۰ -
این را یکی از دوستانم در فیس‌بوک نوشته: الان بابا از تهران زنگ زد. تو کریمخان بودن. می گفت خیلی خیلی شلوغه. از هفت تیر تا ولی عصر. از ولیعصر هم بستن دیگه نمیذارن جمعیت جلوتر بره. جمعیت همه سبز. داشتن شعار میدادن مرگ بر دیکتاتور. وای که چقدر انرژی گرفتم از صدای جمعیت.

۱۲:۴۵ -
همان دوست قبلی ای‌میل زده: ولي موبايل كساني كه پشت كروبي بوده اند و از هفت تير راه افتاده اند، در دسترس نمي باشد. هيچ كدام شان. البته من نمي دانم آن ها الان به كجا رسيده اند يا اصلا توانسته اند به جايي برسند يا نه. ولي بقيهء خيابان ها همچنان موبايل ها آنتن مي دهد. فكر كنم اين يك كم نگران كننده باشد.

- پارلمان نیوز خبر داده:


از ساعتی پیش رئیس جمهور همیشه محبوب کشورمان، سید محمد خاتمی در میان هزاران نفر از مردم حامی جنبش سبز در مسیر خیابان حجاب به سمت میدان فلسطین حاضر شد.

در حالی‌که حضور سیدمحمد خاتمی با استقبال بسیار گسترده مردم روبرو شده بود «گروهک فشار» به رهبری ابوالفضل شریعتمداری، «آقازاده» حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه تندروی کیهان با اطلاع قبلی از مسیر عبور خاتمی ناگهان به او حمله کردند، در لحظات ابتدایی آنها عمامه فرزند فاضل و باتقوای امام راحل را بر زمین انداختند و قصد ضرب و شتم رئیس دولت اصلاحات را داشتند.

با توجه به جمعیت انبود مردم، بلافاصله مردم در برابر این گروهک تندرو ایستادند و جواب این تعرض را به خوبی به آنها دادند.

هچنین پلیس ضدشورش با حضور به موقع مانع از ادامه تحرکات غیراخلاقی و ضد انسانی این گروهک شد.

بعد از این حمله، خاتمی مجبور به ترک راهپمایی روز قدس شد.


۱۲:۳۰
- همان دوست از تهران ای‌میل زده: توي بلوار كشاورز دو گروه رسيده اند به هم. با هم درگير شده اند. نيروهای نظامی دخالت نمی كنند. فقط با گاز اشك آور مردم را پراكنده می كنند. هنوز موبايل ها قطع نشده. همچنان جمعيت به نفع سبزهاست.

۱۲:۱۵ -
دوستی از تهران ای‌میل زده: توی خيابان وليعصر شروع كردند به متفرق كردن مردم. اين دقيقا جمله اي بود كه دوستم می‌گفت: « تو صورت مردم روزه دار گاز اشك آور می‌زنند». از درگيري فيزيكي هنوز خبر ندارم.

- این را یکی از دوستان مطمئن در فیس‌بوکش گذاشته: یکی از بچه ها زنگ همین الان زنگ زد که از سمت میدان هفت تیر به سمت میدان ولی عصر که آمده جمعیت بیست به یک به نفع سبز ها است. یک جاهایی هم انگار مردم خودشان با هم در گیری دارند. نیروی انتظامی هنوز دخالتی نکرده ... جمعیت هم به مراتب از دفعات پیش بیشتر است. راوی آدم مطمئنی است.

- این وبلاگ از تهران گزارش لحظه به لحظه می‌دهد. من نویسنده‌اش را می‌شناسم و کاملاً موثق است.


۱۱:۳۰ -
هفت تير خيلي شلوغ است. مردم پشت كروبي شعار می‌دهند: «كروبی بت‌شكن، بت بزرگ رو بشكن» و می‌روند سمت انقلاب.

۱۰:۳۰ -
اتوبان مدرس شمال به جنوب ترافیک سنگین. مردم انگشت‌هایشان را به نشانه پیروزی از پنجره‌ها بیرون آورده‌اند.