نامه روز سهشنبه رفسنجانی به رهبر یک اتفاق تاریخی بود. به قول مهراد، نه تاریخی به معنای بیسابقه، که به این معنا که در تاریخ میماند و به عنوان یک سند تاریخی مهم از دوران سیاسی ما خوانده و تحلیل میشود.
رهبر تا این لحظه جواب علنی به این نامه نداده و من بعید میدانم که بعدتر هم بدهد. اما این به این معنی نیست که این نامه هیچ جوابی نگرفته یا تاثیری نگذاشته است. من توی کتم نمیرود که رفسنجانی نامه سرگشادهای اینقدر تند به رهبر بنویسد و تلویحاً با او اتمام حجت کند و آب از آب تکان نخورد. هاشمی، منتظری و طاهری و کروبی نیست.
دفتر رفسنجانی امروز (چهارشنبه) گزارش داد که رفسنجانی سهشنبه شب، چند ساعت بعد از نوشتن نامه، با رهبر دیدار کرده و این دیدار «یکی از دیدارهای کارساز» دو طرف بوده است. امروز (چهارشنبه) هم خبری منتشر شد که ناطق نوری به عنوان بازرس ویژه رهبری در ستاد انتخابات منصوب شده است (معلوم است که فاعل این جمله مجهول کیست). البته خبر قطعی نیست.
به عقل من اینجور میآید که نامه رفسنجانی در حالت خوشبینانه نهایتاً جوابی در این سطح خواهد داشت. یعنی چیزی شبیه تضمین سلامت انتخابات. یعنی اگر مردم احمدینژاد را نخواستند، او با حمایتهای ویژه دوباره انتخاب نشود.
اینها همهاش خیالات یک ذهن در حال انفجار از اطلاعات ریز و درشت است. شاید پسفردا بشود درستیشان را محک زد.
اگر درست باشد، رفسنجانی یک خدمت دیگر هم به مردم کرده است. یک خدمت دیگرش سخنرانیاش در نمازجمعه قبل از دوم خرداد ۷۶ و قولی بود که برای حفظ رایهای مردم داد و تا حدود زیادی هم سرش ایستاد.
حالا که بحث تقلب شد این را هم بگویم که به نظر من تشکیل کمیته صیانت از آرا در ستاد کروبی و موسوی ایده هوشمندانهای بود. انتخاب محتشمیپور به ریاست این کمیته در ستاد موسوی، از آن هم هوشمندانهتر. من از محتشمیپور اصلاً خوشم نمیآید. واقعاً یکی از تندروترین آدمهای جمهوری اسلامی بوده و هست. اما چهار سال سابقه وزارت کشور و تجربه چند بار برگزاری انتخابات و مهمتر از آن درگیری شدید با شورای نگهبان و همین آقای جنتی سر نتایج انتخابات مجلس سوم باعث امیدوار شدن من است. پاچهورمالیدگی محتشمیپور به علاوه تجربهاش میتواند به حفظ رای مردم کمک کند.
پنجشنبه ۱۱ ژوئن ۲۰۰۹
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
|