دوشنبه ۲۵ مهٔ ۲۰۰۹

روزی که همه ایران خوشحال بود


دیروز سوم خرداد بود. سالگرد آزاد شدن خرمشهر.
فکر می‌کنم آزاد شدن خرمشهر تنها اتفاق در تاریخ معاصر ایران است که تقریباً همه ایرانی‌ها از آن خوشحال شده‌اند و کسی ان قلت تویش نمی‌آورد (حتی ملی شدن صنعت نفت هم مدتی است این
ویژگی را ندارد. انقلاب را که بی‌خیال).

و غلام کویتی‌پور هم ترانه «ممد نبودی ببینی» را کرد نشان این روز عزیز.
اجرای اصلی قدیمی را این‌جا بشنوید و اجرای جدید را که با ارکستر اجرا شده (و حال و هوای اجرای قدیمی را ندارد، اما در عوض چند بیت اضافه دارد که انصافاً زیبا هستند) این‌جا گوش کنید.

حتماً همه‌تان می‌دانید که این ترانه برای محمد جهان‌آرا خوانده شده. جهان‌آرا از بچه‌های خرمشهر بود که وقتی عراقی‌ها می‌خواستند شهر را بگیرند ۴۵ روز در شهر و با چند تا از بچه‌های شهر ایستاد و از شهر دفاع کرد. دفاعی که به نتیجه نرسید و شهر سقوط کرد. جهان‌آرا چند ماه بعد از سقوط شهر (و چند ماه قبل از آزاد شدنش) در یک سانحه هوایی شهید شد. محمدرضا ابوالحسنی کتابی نوشته با عنوان «اشغال؛ تصویر سیزدهم» که روایت مقاومت ۴۵ روزه بچه‌های خرمشهری به فرماندهی جهان‌آرا است. این کتاب یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌هایی است که به عمرم خوانده‌ام. شش سال پیش، همین روزها، این‌جا کمی درباره‌اش نوشتم و امروز هم دیدم میم‌نون درباره‌اش نوشته است.

امروز که داشتم دنبال این آهنگ می‌گشتم به این مقاله برخوردم که درباره «ممد نبودی ببینی» توضیح داده بود. ملودی‌اش یک ملودی قدیمی نوحه بوشهری است که بیشتر با صدای نوحه‌خوانی به نام بخشو شناخته شده (اجرای بخشو را این‌جا می‌توانید بشنوید). شعرش را هم ظاهراً یک زرمنده به اسم جواد عزیزی گفته و با واسطه به دست کویتی‌پور رسیده.

یک نکته هم درباره کویتی‌پور بگویم. من بین نوحه‌خوان‌ها و حتی خواننده‌های ایرانی، علاقه خاصی به کویتی‌پور دارم. قاعدتاً دلیل اصلی‌اش همین «ممد نبودی ببینی» است. البته نوحه‌هایش را هم همیشه دوست داشتم، بخصوص «عمه بابایم کجاست» و «بر لب دریا لب دریادلان خشکیده است». اما چند سال پیش مصاحبه‌ای از او خواندم در ویژه‌نامه آخر هفته روزنامه حیات نو (مصاحبه را منصور ضابطیان انجام داده بود). کویتی‌‌پور در آن مصاحبه گفته بود خواننده ایرانی مورد علاقه‌اش فرهاد است و گروه خارجی مورد علاقه‌اش «پینک فلوید». و خب این یعنی دقیقاً انتخاب‌های من. و قبول کنید که حق داشتم از آن روز خیلی بیشتر دوستش داشته باشم.