بهاران خجسته باد (هوا دلپذیر شد)
این سرود ماجرای جالبی دارد که میتوانید مفصلش را اینجا بخوانید. اما خلاصهاش این است که در سال ۱۳۳۹ علی بهزادی، که تودهای بوده، در سوگ پاتریس لومومبا شعری میگوید. چند سال بعد کرامتالله دانشیان، که او هم چپ اما نه تودهای بوده، با چند بیت این شعر سرودی میسازد که آن را برای این و آن میخوانده و ظاهراً به شاگردانش هم یاد میداده.
دانشیان ۲۹ بهمن سال ۵۲ به همراه خسرو گلسرخی و چند نفر دیگر به جرم توطئه برای ترور شاه (شاید هم ولیعهد) اعدام میشود (قبر هر دویشان الان در قطعه ۳۳ بهشت زهراست و دیدن دارد. روی قبر دانشیان نوشته «دریغا شیر آهن کوه مردا که تو بودی» که ظاهراً شاملو این را برای دانشیان گفته).
در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا ۲۹ بهمن ۵۷ که قرار بوده مراسم سالگرد دانشیان و گلسرخی برگزار شود، اسفندیار منفردزاده این آهنگ را تنظیم میکند و در خانه و به گفته خودش با ابتداییترین وسایل میزند و ضبط میکند و بعد هم با چند نفر از رفقا سرود را میخوانند و روی آن میکس میکنند و در آخرین لحظه میرسانند به مراسم سالگرد و این سرود که به گفته منفردزاده به ابتداییترین شکل ممکن ضبط شده بود، برای اولین بار از تلویزیون پخش میشود و از همان موقع میشود یکی از اصلیترین (و بهنظر من اصلیترین) سرود انقلاب ایران.
پس نتیجه این شد:
شعر از علی بهزادی، آهنگ از کرامتالله دانشیان، اجرا از اسفندیار منفردزاده و بر و بچ.
ولی واقعاً دست منفردزاده درد نکند که این سرود را حفظ کرد (بالاخره رفیق فرهاد بوده دیگر). یادم است جای دیگری هم خوانده بودم که «وحدت» فرهاد هم در همان روزهای بهمن ۵۷ و در زیرزمینی، جایی ضبط شده.
خاطره شخصی: بچه که بودیم، عمو فرهاد (بابای کاوه) این سرود را برایمان میخواند و وقتی به آن تکه معروف ترومپتش میرسید لپش را باد میکرد و خیلی بیست صدای ترومپت درمیآورد و تفریح من و کاوه هم این بود که هر جور شده خودمان را به لپش برسانیم و بزنیم و بادش را خالی کنیم.
متن سرود:
هوا دلپذیر شد، گل از خاک بردمید
پرستو به بازگشت زد نغمه امید
به جوش آمدهست خون درون رگ گیاه
بهار خجستهفال خرامان رسـد ز راه
به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا
به مردان تیزخشم که پیکار میکنند
به آنان که با قلم تباهی دهر را
به چشم جهانیان پدیدار میکنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و این بند بندگی، و این بار فقر و جهل
به سرتاسر جهان، به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد
این سرود ماجرای جالبی دارد که میتوانید مفصلش را اینجا بخوانید. اما خلاصهاش این است که در سال ۱۳۳۹ علی بهزادی، که تودهای بوده، در سوگ پاتریس لومومبا شعری میگوید. چند سال بعد کرامتالله دانشیان، که او هم چپ اما نه تودهای بوده، با چند بیت این شعر سرودی میسازد که آن را برای این و آن میخوانده و ظاهراً به شاگردانش هم یاد میداده.
دانشیان ۲۹ بهمن سال ۵۲ به همراه خسرو گلسرخی و چند نفر دیگر به جرم توطئه برای ترور شاه (شاید هم ولیعهد) اعدام میشود (قبر هر دویشان الان در قطعه ۳۳ بهشت زهراست و دیدن دارد. روی قبر دانشیان نوشته «دریغا شیر آهن کوه مردا که تو بودی» که ظاهراً شاملو این را برای دانشیان گفته).
در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا ۲۹ بهمن ۵۷ که قرار بوده مراسم سالگرد دانشیان و گلسرخی برگزار شود، اسفندیار منفردزاده این آهنگ را تنظیم میکند و در خانه و به گفته خودش با ابتداییترین وسایل میزند و ضبط میکند و بعد هم با چند نفر از رفقا سرود را میخوانند و روی آن میکس میکنند و در آخرین لحظه میرسانند به مراسم سالگرد و این سرود که به گفته منفردزاده به ابتداییترین شکل ممکن ضبط شده بود، برای اولین بار از تلویزیون پخش میشود و از همان موقع میشود یکی از اصلیترین (و بهنظر من اصلیترین) سرود انقلاب ایران.
پس نتیجه این شد:
شعر از علی بهزادی، آهنگ از کرامتالله دانشیان، اجرا از اسفندیار منفردزاده و بر و بچ.
ولی واقعاً دست منفردزاده درد نکند که این سرود را حفظ کرد (بالاخره رفیق فرهاد بوده دیگر). یادم است جای دیگری هم خوانده بودم که «وحدت» فرهاد هم در همان روزهای بهمن ۵۷ و در زیرزمینی، جایی ضبط شده.
خاطره شخصی: بچه که بودیم، عمو فرهاد (بابای کاوه) این سرود را برایمان میخواند و وقتی به آن تکه معروف ترومپتش میرسید لپش را باد میکرد و خیلی بیست صدای ترومپت درمیآورد و تفریح من و کاوه هم این بود که هر جور شده خودمان را به لپش برسانیم و بزنیم و بادش را خالی کنیم.
متن سرود:
هوا دلپذیر شد، گل از خاک بردمید
پرستو به بازگشت زد نغمه امید
به جوش آمدهست خون درون رگ گیاه
بهار خجستهفال خرامان رسـد ز راه
به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا
به مردان تیزخشم که پیکار میکنند
به آنان که با قلم تباهی دهر را
به چشم جهانیان پدیدار میکنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و این بند بندگی، و این بار فقر و جهل
به سرتاسر جهان، به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد
|