خیلی وقت پیش یاسی بهم گفته بود اگر فیلمی را که درباره دیدار بور و هایزنبرگ ساختهاند گیر آوردم، حتماً ببینم.
قیافه من هم حدوداً شبیه قیافه الان شما بود. من حداکثر میدانستم که بور یک شیمیدان-فیزیکدان مشهور بوده که یک عنصر (نیلزبوریوم) هم به نامش هست، و هایزنبرگ هم یک فیزیکدان معروف در زمینه فیزیک کوانتوم که اصل عدم قطعیت کار اوست (اگر درست گفته باشم).
البته آن فیلم هیچ وقت گیرم نیامد، اما یاسی آنقدر با اصرار توصیهاش کرده بود - و اساساً سلیقهاش هم بیراه نیست - که هر از چندی به یادش میافتادم.
تا چند ماه پیش که در وبلاگ میم.نون (از نوع ساز نو، آواز نو) خواندم که نمایشنامهای به نام «کپنهاگ» در ایران ترجمه و چاپ شده که ماجرایش همان دیدار ظاهراً معروف بور و هایزنبرگ است.
ماجرا از این قرار است:
وقتی هیتلر به قدرت میرسد و شروع میکند به کشورگشایی، بیشتر دانشمندانی که در رشته اتمی کار میکردهاند فرار میکنند و عموماً به آمریکا میروند. اما هایزنبرگ، که شاید بعد از انیشتین کلهگندهترینشان بوده، میماند آلمان و آزمایشهایش را ادامه میدهد. اما طبیعتاً تحت نظارت و برای دولت. این باعث میشود که هایزنبرگ بشود آدم بده.
او وسط جنگ دوم جهانی و زمانی که دانمارک در اشغال آلمان بوده، میرود کپنهاگ که استاد و دوست سابق نیلز بور را ببیند. یکی در موضع اشغالگر و دیگری تحت اشغال.
بور و هایزنبرگ خیلی کوتاه و تنها با هم حرف میزنند. و بعد با ناراحتی از هم جدا میشوند و رابطهشان همانجا تمام میشود. بعد از جنگ جفتشان میمانند و روایتهایی از آن دیدار رازآلود کوتاه میدهند.
مایکل فرین نویسنده نمایشنامه کپنهاگ، روح بور، هایزنبرگ و همسر بور را دور هم نشانده که درباره آن دیدار با هم حرف بزنند. با علم به اتفاقاتی که بعد از آن افتاد (از جمله ساخته شدن بمب اتمی در آمریکا و استفاده از آن در ژاپن).
بحثهایی که بینشان پیش میآید واقعاً جالب است. درباره انتخابهای اخلاقی در مواقع سخت. همکاری کردن یا نکردن با دولتها. خیلی پیچیده و جالب است. خواندن این نمایشنامه کوتاه را شدیداً توصیه میکنم.
کپنهاگ (نسخه انگلیسی کتاب)
مایکل فرین
ترجمه حمید احیا
انتشارات نیلا
۹۶ صفحه، ۲۰۰۰ تومن
تلهتئاتری که بیبیسی بر اساس نمایسشنامه مایکل فرین ساخته.
عکس را هم از وبلاگ میم.نون برداشتهام.
شنبه ۳ ژانویهٔ ۲۰۰۹
کتاب چی؟
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
|