داریوش محمدپور (ملکوت) یادداشتی نوشته درباره حجاب. جان کلامش این است که حجاب نه سنتی اسلامی است، و نه عربی. سنتی است که از ایران وارد اسلام شده و اساساً منطقی جز پوشش داشته است. پیشنهاد میکنم کل نوشته نه چندان بلند داریوش را بخوانید. اما من هم چند جملهاش را اینجا میآورم:
«... حجاب، به عنوان نوعی پوشش، که زنان با استفاده از آن سر و گردن خود را میپوشاندهاند، از اساس سنت مسلمانی نيست و عربی هم نيست. سنتی است که نزدِ ايرانيان باستان موجود بوده است (به ويژه نزد ساسانيان). و حجاب وسيلهی تميز زنان اشراف از زنانِ برده و حتی زنان آزادی که از طبقهی اجتماعی فرودستی بودند به شمار میرفت...
... هيچ کس نه در ايران پيش از اسلام و نه در عربستان صدر اسلام، زنی را که حجاب نداشته است لزوماً بی عفاف نمیشمرده است...
... نه تنها در ايران، که در غرب هم هر کس میخواهد لاف مسلمانی بزند، با «حجاب» ابراز و اظهار مسلمانی میکند. يعنی دقيقاً همان چيزی را که اندک ارتباطی به مسلمانی ندارد، تنها با صرفِ اين گمان که حجاب از مهمترين جنبههای هويتی مسلمانان است، بر میگيرد...
... وقتی علت اصلی وضعِ چنان حجابی از ميان رفته است، دليل ديگری بر ادامهی اين نوع پوشش هست يا علتِ اصلی استمرار آن همان جنبهی هويتی – هويت برساخته – است که دخل چندانی به روحيهی مسلمانی ندارد؟...»
«... حجاب، به عنوان نوعی پوشش، که زنان با استفاده از آن سر و گردن خود را میپوشاندهاند، از اساس سنت مسلمانی نيست و عربی هم نيست. سنتی است که نزدِ ايرانيان باستان موجود بوده است (به ويژه نزد ساسانيان). و حجاب وسيلهی تميز زنان اشراف از زنانِ برده و حتی زنان آزادی که از طبقهی اجتماعی فرودستی بودند به شمار میرفت...
... هيچ کس نه در ايران پيش از اسلام و نه در عربستان صدر اسلام، زنی را که حجاب نداشته است لزوماً بی عفاف نمیشمرده است...
... نه تنها در ايران، که در غرب هم هر کس میخواهد لاف مسلمانی بزند، با «حجاب» ابراز و اظهار مسلمانی میکند. يعنی دقيقاً همان چيزی را که اندک ارتباطی به مسلمانی ندارد، تنها با صرفِ اين گمان که حجاب از مهمترين جنبههای هويتی مسلمانان است، بر میگيرد...
... وقتی علت اصلی وضعِ چنان حجابی از ميان رفته است، دليل ديگری بر ادامهی اين نوع پوشش هست يا علتِ اصلی استمرار آن همان جنبهی هويتی – هويت برساخته – است که دخل چندانی به روحيهی مسلمانی ندارد؟...»
|