دختری که اگر همین امروز باران ببارد ۱۸ سالش میشود، من را دعوت کرده که هفت تا از آهنگها یا لحظات آهنگی را که باعث میشوند قلبم بایستد، بنویسم. الامر مطاع.
البته انصافاً کار خیلی سختی است و من یکی دو روزی است که دارم فکر میکنم که احیاناً آهنگ خیلی مهم و محبوبی جا نیفتد. که البته مطمئنم موفق نخواهم شد. چون هفت تا واقعاً کم است. برای همین در هر بخش نامزدها را هم میگویم که در عین اینکه از هفت تجاوز نکرده باشم، کرده باشم.
۱. شک ندارم که فرهاد باید در صدر این لیست باشد. فرهاد را خیلی دوست دارم. هم موسیقیاش را، هم صدایش را و هم خودش را. با اینکه خیلی از آهنگهایش را خیلی دوست دارم، اما انتخاب تاثیرگذاترین تکه موسیقیاش اصلاً برایم سخت نیست:
آینه میگه تو همونی که یه روز
میخواستی خورشیدو با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونهات شده
داری بیصدا تو قلبت میمیری
آینه - آلبوم وحدت - فرهاد
تکههایی از سقف، شبانه، نجوا، مرد تنها، کوچ بنفشهها، وحدت و جمعه هم از محبوبترینهایم هستند.
۲. حتماً در این هفت تا باید یک نماینده از آهنگهای انقلاب باشد. «ایران ای سرای امید» و «سر اومد زمستون» از گزینههای اصلیاند. «ممد نبودی ببینی» هم با اینکه امقلابی نیست، ولی میتواند در این رده جا بگیرد. اما در این مورد هم انتخاب برایم دشوار نیست:
آب زنید راه را، هین که نگار میرسد
مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد
راه دهید یار را، آن مه ده چهار را
کز رخ نوربخش او، نور نثار میرسد
این آهنگ را محمود علیقلی خوانده بود که مجری تلویزیون بود و چند سال پیش مرد. اینجا میتوانید بشنویدش. ممنون از پرستو که به من آواره، جا داد.
۳. آهنگهای محمد نوری زمانی از محبوبترینهایم بودند. در مورد نوری انتخاب برایم سختتر است. تکههایی از «ایران» یا «سرزمین خورشید» یا «آرزوها» (نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره) را واقعاً دوست دارم، اما این تکه را انتخاب میکنم (مادری مرگ همسرش را برای فرزندش روایت میکند):
لالای، لالا لالای
آخ لالای، لالا لالای
بخواب شاخه نیلوفر
بخواب ناز دل مادر
براش دستمال سفید
از سر دستام
پر گرفت و رقصید
آب زیر پل نالید
شبپره نخوابید
سر نزد خورشید
لالاییها - آلبوم جان مریم - محمد نوری
۴. و اما موسیقی سنتی. انتخاب واقعاً سخت است. تقریباً دانه دانه آهنگهای کاست «شورانگیز» و «گل صد برگ» شهرام ناظری برای من عزیزند و همینطور چند تصنیف از شجریان مثل «شیدایی» یا «ای عاشقان». اما رقابت اصلی بین «مطرب مهتابرو» است و یکی از آوازهای «شب، سکوت، کویر». فکر میکنم انتخاب نهاییام این تکه باشد که بسیار خاطرهانگیز هم هست:
تو که نازنده بالا، دلربایی
تو که بیسرمه چشمون سرمهسایی
تو که مشکین دو گیسو در قفایی
به مو گویی که سرگردون چرایی
دلم دردی که دارد با که گوید
گنه خود کرده تاوان از که جوید
آلبوم شب، سکوت، کویر - محمدرضا شجریان
۵. باید سراغ خارجیها هم رفت. ولی واقعیتش این است که من کلاً زیاد موسیقی گوش نمیکنم و وقتی هم گوش میکنم بیشتر موسیقی ایرانی گوش میکنم. بنابراین یک آهنگ خارجی را بیشتر اینجا نمیآورم که این هم واقعاً سخت است. تکههایی از «کاش اینجا بودی» پینک فلوید، «بارانی آبی معروف» لئونارد کوهن، اجرای زنده «این باید عشق میبود» راکست، «قطار اسپانیایی»، «رهبر» و چند آهنگ دیگر کریس دیبرگ، یکی دو آهنگ از آلبوم سال ۱۹۹۴ یا ۹۵ سلین دیون، «شکل قلب من» استینگ که برای فیلم لئون خوانده، و خیلیهای دیگر کاندیداهای اصلی هستند. اما (به سبک اسکار) جایزه «میرود» به:
Hey you
Don't tell me
there's no hope at all
Together we stand
divided we fall
آهنگ هی یو - پینک فلوید
۶. جماعت پاپخوان ایرانی مقیم لسآنجلس هم نقش بزرگی داشتهاند و خیلی از آهنگهایشان را خیلی دوست دارم. ابی سهمش از بقیه بیشتر است. اما ویگن و عارف و سیاوش قمیشی و داریوش و عارف و هایده هم هر کدام چند آهنگ خاطرهانگیز و تاثیرگذار دارند. واقعاً رقابت در این بخش سنگین است. فرازهایی از «نیاز» فریدون فروغی، «دل دیوانه»، «رعنا» یا «مهتاب» ویگن، «دلبر»، «شبزده»، «پوست شیر» یا «محتاج» ابی، «جزیره» سیاوش قمیشی، «شام مهتاب» داریوش، «پنجره» گوگوش، «نون و پنیر و سبزی» ابی و داریوش و یا حتی فرازهایی از «طناز» یا »خالق» معین. ولی شاید این یکی از همه خاطرهانگیزتر باشد:
با تو این تن شکسته داره کم کم جون میگیره
آخرین ذرات موندن توی رگهام نمیمیره
...
اگه رو حصیر بشینم، اگه هیچ نداشته باشم
با تو من مالک دنیام، با تو در نهایتم من
اسم آهنگ و آلبومش رو نمیدونم، ولی مال ابی است.
۷. رشته خالطور (خالتور) هم حتماً اندازه یک آهنگ سهم دارد. سلطان این بخش بدون شک شهرام شبپره است که آهنگهایش یکی از یکی بهتر هستند. «ای قشنگتر از پریا»، «حالا وای وای»، «مادمازل» و خیلی آهنگهای دیگرش کمنظیرند. اما در این بخش قلهای هست که در بعضی آهنگهایش به اوجهایی رسیده که حتی شهرام هم بهش نمیرسد. استاد مسلم حسن شماعیزاده که کلمه کلمه «بیشتر، بیشتر»، »کمتر، کمتر» و «زبون زرگری» اش را باید با طلا نوشت. اما من این تکه را انتخاب میکنم:
قلبمو با رقص خود
میلرزونی های
میکوبونی وای
میپاشونی آی
بس کن دختر
کمتر کمتر
کی گفت بیشتر
کمتر کمتر
آهنگ «کمتر، کمتر» - آلبومش را نمیدانم - حسن شماعیزاده
من هم این چند نفر را دعوت میکنم. طبعاً اگر به هر دلیلی دوست ندارند یا حال ندارند، ننویسند. ما از آن میزبانها نیستیم که از نیامدن مهمان ناراحت شویم:
روزهای ابری من، مرضیه رسولی (سه روز پیش)، گیس طلا (به کسر ط)، جواد رفیعی (عابر پیاده)، کلنگ، صبا زوارهای و خوابگرد.
راستی. بیشتر این آهنگها را میتوانید در این سایت پیدا کنید. کیفیت آهنگها خیلی خوب نیست، ولی مجموعهاش انصافاً گسترده است (در آن مرحله آخر باید روی اسم آهنگ داخل باکس کلیک کنید).
Thursday، March 6، 2008
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
3 نظرات:
بهمن جون انتخاب های آهنگت عالی بودن ای ول!! در ضمن منم کاملا موافقم که استاد مسلم خالتور شهرام شب پره اس... به افتخارشون...!!!
سلام بهمن جان/
چطوری می شه توی این مهمونی شرکت کرد؟
Thanks for sharing.
I think the translation of "It must have been love" into Persian is something like "laabodd/hatman/ghaa'edatan eshgh boode ast".
--sadraa
ارسال يک نظر