پدرسوختگیهای راست پدرسوخته
نائومی کلاین را پیش از این از روی نوشتههایش در گاردین و نیشن میشناختم، و نمیدانستم معروفیت اصلیاش بهخاطر کتابی است که در سال ۲۰۰۰ درباره مارکها (مارک لباس، ماشین، کافه، رستوران، لوازم خانگی و هزار چیز دیگر) نوشته و در آن ایام که اعتراضات به سیاستهای سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول اوج گرفته بود، این کتب هم کلی معروف شده است.
اخیراً کتاب دیگری از کلاین منتشر شده به نام تئوری شوک (Shock Doctrine) که این کتاب هم خیلی سر و صدا کرده است. من کتاب را نخواندهام، اما یک کارگردان مشهور اسپانیایی به همراه خود کلاین فیلم مستند ۵ دقیقهای در معرفی کتاب ساختهاند که آن را دیدم و بعد هم یک سخنرانی و یک مصاحبه نسبتاً مفصل کلاین را درباره کتاب نگاه کردم و هر چه مینویسم بر اساس این فیلمهاست. و البته چون در همه موارد نویسنده کتاب مستقیماً درباره کتاب حرف زده، فرض میکنم تا حد خوبی به محتوای کتاب نزدیک است. نکته دیگر هم اینکه هر چه این پایین مینویسم نظر نائومی کلاین است و دیگر مدام این را تذکر نخواهم داد. گرچه من با بیشتر گفتههایش موافق هستم:
جان کلام کلاین در این کتاب این است که از حدود چهل سال پیش، نظریهپردازان نولیبرال (و بهویژه میلتون فریدمن) به این نتیجه رسیدند که ایام شوک و بحران، بهترین زمان برای پیاده کردن سیاستهای نولیبرالی (بهطور مشخص خصوصی کردن همه چیزهای دولتی) است. سیاستهایی که در حالت عادی مردم بههیچ وجه از آنها پشتیبانی نمیکنند و به احتمال زیاد در برابر آنها مقاومت خواهند کرد. بهقول معروف بهترین زمان برای زدن جیب یک فرد وقتی است که ماشین به او زده و او روی زمین افتاده و در شوک است.
خود کلاین میگوید که نخستین بار در عراق متوجه این موضوع شده و وقتی دقت کرده، دیده که این روند دهههاست که ادامه دارد. برای همین چهار سال وقت گذاشته و سابقه ماجرا را در آورده.
این نظریه نخستین بار در شیلی و با روی کار آمدن پینوشه (بعد از کودتا و سرنگون کردن آلنده) اجرا شد. بعد در دیگر کشورهای آمریکای لاتین، و بعد از آن در بقیه دنیا. بریتانیا بلافاصله بعد از جنگ فالکلند، روسیه بلافاصله بعد از روی کار آمدن یلتسین، چین بعد از قتل عام میدان تیانآنمن، کانادا بعد از شوک مالی سال ۱۹۹۳ (که من نمیدانستم ماجرایش چیست، ولی در سخنرانیاش کمی توضیح میدهد).
در همه این موارد بعد از یک بحران (که یا واقعاً بهوجود آمده یا بهطور مصنوعی بهوجود آورده شده) و در حالی که مردم درگیر آن بحران اند و گیج، قوانینی برای خصوصی کردن خدمات مهم دولتی تصویب شده است. قوانینی که سالها در موردشان بحث بوده و مردم مخالفشان بودهاند و دولتها هم بهخاطر مخالفت مردم توان تصویبشان را نداشتهاند.
من نمیتوانم اینجا خیلی وارد جزئیات شوم، ولی در سخنرانی جزئیات بیشتری میگوید و قاعدتاً در کتاب چند صد صفحهای جزئیات خیلی بیشتر.
حالا. در سالهای اخیر یکجور بحران دیگر هم به بحرانهای قبلی اضافه شده: بلایای طبیعی. که مشخصترین مواردش توفان کاترینا و سونامی جنوبشرق آسیاست.
بلافاصله بعد از توفان کاترینا و در حالی که مردم نیواورلئان دنبال غذا و جای خواب بودند، قانون خصوصیتر کردن مدارس در این ایالت تصویب میشود، و درست چهار روز بعد از سونامی و زمانی که همه یادمان هست که بحث اصلی دنیا این بود که چطور آدمهایی را که وسط آب ماندهاند باید نجات داد و اینها، در مجلس سریلانکا قانون خصوصی شدن شرکت آب این کشور تصویب میشود.
برای من که واقعاً باورکردنی نبود.
خلاصه اصل حرف این است: برنامههای خصوصیسازی را آماده داشته باش. منتظر یک بحران شو تا مردم حواسشان پرت بحران شود و توان تمرکز روی مسائل دیگر را نداشته باشند، پیشنهادت را بیاور و بدون هیچ مقاومتی تصویب کن. اگر هم زمانی گذشت و بحرانی پیش نیامد، خودت بحران بهوجود بیاور. مثل ماجرای جنگ فالکلند یا بحران مالی کانادا.
و اما یک تکنه دیگر: خاصیت شوک این است که موقتی است و کوتاهمدت. آمریکای لاتین نخستین منطقهای در دنیاست که «شوکدرمانی» شده و با این ترفند آشناست. و برای همین است که الان اساسیترین مقاومتها در برابر خصوصیسازی و سیاستهای نولیبرالی از آمریکای لاتین درمیآید. آمریکای لاتینیها بهاندازه کافی فرصت داشتهاند که از شوک درآیند و حواسشان جمع باشد.
زیادی طولانی شد. توصیه میکنم دستکم ویدئوی معرفی فیلم و بعد سخنرانیهایش را ببینید. برای اینکه نیمی از جمعیت بیشتر تشویق به دیدن فیلم شوند بگویم که نائومی کلاین یک خانم ۳۸ ساله خوشقیافه است. بهچشم من کمی شبیه لیونی، وزیر خارجه اسرائیل است. اینجا هم جندین مصاحبه و سخنرانی از او هست.
نائومی کلاین را پیش از این از روی نوشتههایش در گاردین و نیشن میشناختم، و نمیدانستم معروفیت اصلیاش بهخاطر کتابی است که در سال ۲۰۰۰ درباره مارکها (مارک لباس، ماشین، کافه، رستوران، لوازم خانگی و هزار چیز دیگر) نوشته و در آن ایام که اعتراضات به سیاستهای سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول اوج گرفته بود، این کتب هم کلی معروف شده است.
اخیراً کتاب دیگری از کلاین منتشر شده به نام تئوری شوک (Shock Doctrine) که این کتاب هم خیلی سر و صدا کرده است. من کتاب را نخواندهام، اما یک کارگردان مشهور اسپانیایی به همراه خود کلاین فیلم مستند ۵ دقیقهای در معرفی کتاب ساختهاند که آن را دیدم و بعد هم یک سخنرانی و یک مصاحبه نسبتاً مفصل کلاین را درباره کتاب نگاه کردم و هر چه مینویسم بر اساس این فیلمهاست. و البته چون در همه موارد نویسنده کتاب مستقیماً درباره کتاب حرف زده، فرض میکنم تا حد خوبی به محتوای کتاب نزدیک است. نکته دیگر هم اینکه هر چه این پایین مینویسم نظر نائومی کلاین است و دیگر مدام این را تذکر نخواهم داد. گرچه من با بیشتر گفتههایش موافق هستم:
جان کلام کلاین در این کتاب این است که از حدود چهل سال پیش، نظریهپردازان نولیبرال (و بهویژه میلتون فریدمن) به این نتیجه رسیدند که ایام شوک و بحران، بهترین زمان برای پیاده کردن سیاستهای نولیبرالی (بهطور مشخص خصوصی کردن همه چیزهای دولتی) است. سیاستهایی که در حالت عادی مردم بههیچ وجه از آنها پشتیبانی نمیکنند و به احتمال زیاد در برابر آنها مقاومت خواهند کرد. بهقول معروف بهترین زمان برای زدن جیب یک فرد وقتی است که ماشین به او زده و او روی زمین افتاده و در شوک است.
خود کلاین میگوید که نخستین بار در عراق متوجه این موضوع شده و وقتی دقت کرده، دیده که این روند دهههاست که ادامه دارد. برای همین چهار سال وقت گذاشته و سابقه ماجرا را در آورده.
این نظریه نخستین بار در شیلی و با روی کار آمدن پینوشه (بعد از کودتا و سرنگون کردن آلنده) اجرا شد. بعد در دیگر کشورهای آمریکای لاتین، و بعد از آن در بقیه دنیا. بریتانیا بلافاصله بعد از جنگ فالکلند، روسیه بلافاصله بعد از روی کار آمدن یلتسین، چین بعد از قتل عام میدان تیانآنمن، کانادا بعد از شوک مالی سال ۱۹۹۳ (که من نمیدانستم ماجرایش چیست، ولی در سخنرانیاش کمی توضیح میدهد).
در همه این موارد بعد از یک بحران (که یا واقعاً بهوجود آمده یا بهطور مصنوعی بهوجود آورده شده) و در حالی که مردم درگیر آن بحران اند و گیج، قوانینی برای خصوصی کردن خدمات مهم دولتی تصویب شده است. قوانینی که سالها در موردشان بحث بوده و مردم مخالفشان بودهاند و دولتها هم بهخاطر مخالفت مردم توان تصویبشان را نداشتهاند.
من نمیتوانم اینجا خیلی وارد جزئیات شوم، ولی در سخنرانی جزئیات بیشتری میگوید و قاعدتاً در کتاب چند صد صفحهای جزئیات خیلی بیشتر.
حالا. در سالهای اخیر یکجور بحران دیگر هم به بحرانهای قبلی اضافه شده: بلایای طبیعی. که مشخصترین مواردش توفان کاترینا و سونامی جنوبشرق آسیاست.
بلافاصله بعد از توفان کاترینا و در حالی که مردم نیواورلئان دنبال غذا و جای خواب بودند، قانون خصوصیتر کردن مدارس در این ایالت تصویب میشود، و درست چهار روز بعد از سونامی و زمانی که همه یادمان هست که بحث اصلی دنیا این بود که چطور آدمهایی را که وسط آب ماندهاند باید نجات داد و اینها، در مجلس سریلانکا قانون خصوصی شدن شرکت آب این کشور تصویب میشود.
برای من که واقعاً باورکردنی نبود.
خلاصه اصل حرف این است: برنامههای خصوصیسازی را آماده داشته باش. منتظر یک بحران شو تا مردم حواسشان پرت بحران شود و توان تمرکز روی مسائل دیگر را نداشته باشند، پیشنهادت را بیاور و بدون هیچ مقاومتی تصویب کن. اگر هم زمانی گذشت و بحرانی پیش نیامد، خودت بحران بهوجود بیاور. مثل ماجرای جنگ فالکلند یا بحران مالی کانادا.
و اما یک تکنه دیگر: خاصیت شوک این است که موقتی است و کوتاهمدت. آمریکای لاتین نخستین منطقهای در دنیاست که «شوکدرمانی» شده و با این ترفند آشناست. و برای همین است که الان اساسیترین مقاومتها در برابر خصوصیسازی و سیاستهای نولیبرالی از آمریکای لاتین درمیآید. آمریکای لاتینیها بهاندازه کافی فرصت داشتهاند که از شوک درآیند و حواسشان جمع باشد.
زیادی طولانی شد. توصیه میکنم دستکم ویدئوی معرفی فیلم و بعد سخنرانیهایش را ببینید. برای اینکه نیمی از جمعیت بیشتر تشویق به دیدن فیلم شوند بگویم که نائومی کلاین یک خانم ۳۸ ساله خوشقیافه است. بهچشم من کمی شبیه لیونی، وزیر خارجه اسرائیل است. اینجا هم جندین مصاحبه و سخنرانی از او هست.
|