سه‌شنبه ۱۰ ژوئیهٔ ۲۰۰۷

این‌جا در انگلیس سیاستمداری هست به اسم تونی بن که بنا بر نظرسنجی‌ها یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین سیاستمداران انگلیسی است. این آقا از سال ۱۹۵۱ نماینده پارلمان بریتانیا بوده و تا سال ۲۰۰۱ هم نماینده بوده است. در واقع می‌توانسته بیشتر هم نماینده بماند، اما خودش استعفا می‌دهد و به قول معروف میدان را به جوان‌ترها می‌سپارد (نکته جالب این‌که هم پدر او نماینده پارلمان بوده و هم پسرش* نماینده پارلمان است). خود بن در آن زمان گفت از نمایندگی پارلمان استعفا می‌دهد «تا وقت بیشتری صرف سیاست کند.»
تونی بن همیشه عضو حزب کارگر بوده، اما از جناح چپ حزب محسوب می‌شود. می‌شود گقت این آدم نماد سوسیالیسم دموکرات در بریتانیا است. با بلر هم خیلی چپ است. زمانی گفته بود برای من جالب است که استالینیست‌های سابق داخل حزب کارگر توانسته‌اند طرفدار بلر شوند، ظاهراً بلر و استالین در اصل فرق چندانی با هم ندارند (جمله انگلیسی‌اش خیلی قشنگ‌تر است البته):

"It's very interesting to me that some ex-communists in the Labour party have been able to shift from Stalin to Blair and it hasn't been much of a shift... the shift from Stalin to Blair is a minor adjustment."

حالا چند روز پیش یکی از دوستان من این آقا را در خیابان می‌بیند و می‌رود جلو و سلام و علیک می‌کند. بن داشته می‌رفته که سوار مترو شود و این دوست ما هم تا ایستگاه همراهی‌اش می‌کند. خلاصه ده دقیقه، یک ربعی در محضر آقا بوده. می‌دانید بن به او چی گفته؟
گقته من ۶۷ سال است که هر شب یک ساعت خاطرات آن روز را می‌نویسم. گفته هیچ کس باور نمی‌کند، اما حتی یک شب هم نشده که این کار را نکنم. شده که یک ساعت وقت خواب داشته‌ام و آن یک ساعت را خاطرات نوشته‌ام.
راستش من باور می‌کنم. ولی حالا باور هم نکنیم آن‌قدر مهم نیست. مهم این است که این آدم از سال ۱۹۴۰ دارد مدام خاطره می‌نویسد. یعنی از ایتدای جنگ جهانی دوم. می‌توانید تصور کنید که این مجموعه جه سرمایه عظیمی است؟ تازه این آدم نیم قرن از این سال‌ها را نماینده پارلمان هم بوده. تا جایی که من می‌دانم تا حالا هفت جلد از خاطراتش چاپ شده‌اند و بقیه هم زیر چاپ هستند.
حالا همه این‌ها را برای چی گفتم؟
امروز ۱۸ تیر هشت سال بعد است و خیلی‌های ما از آن روزها خاطره‌هایی داریم. همه جور خاطره‌ای. چه کسی که داخل کوی بوده، چه کسی که در خیابان‌ها بوده، چه کسی که در خانه بوده، هر کس هر حا بوده می‌داند که در آن زمان، در آن‌جایی که بوده، چه جوی حاکم بوده. چیزی که بقیه نمی‌دانند. جمله‌ام مبهم شد، امیدوارم منظورم را رسانده باشم.
من هم از آن روزها خاطره‌هایی دارم. بعضی‌هایشان را قبلاً این‌جا نوشته‌ام. مثل این، که پارسال نوشتم و یکی امروز بهش در بالاترین لینک داده و کلی آدم فرستاده این‌جا، که قاعدتاً وقتی تاریخ پارسال را دیده‌اند فحش داده‌اند.
راستش امشب قصدم این بود که هر جیز از آن روزها یادم هست این‌جا بنویسم. آمدم با یک مقدمه شروع کنم که مقدمه زیادی طول کشید. ولی این کار را خواهم کرد ان‌شاءالله.
راستی حالا که این پست کلاً مصروف تونی بن شد این را هم بگویم که می‌گویند تونی بن تنها سیاستمدار بریتانیایی است که بعد از گرفتن پست وزارت و وارد شدن به کابینه، عقایدش چپ‌گرایانه‌تر شده است.
اگر اینترنت و حوصله‌تان اجازه می‌دهد این گفتگوی حدوداً یک ساعته گاردین را با تونی بن درباره گذشته و آینده چپ و سوسیالیسم در بریتانیا گوش کنید.


* هیلاری بن، پسر تونی بن، در کابینه بلر وزیر توسعه بود و در کابینه براون وزیر محیط زیست است.