Friday، September 22، 2006

بالاخره چند دقیقه پیش فصل محبوب من آمد. گرچه چند روز است بو و حال و هوایش آمده. یک کلمه در توصیف این چیزهایی که این زیر نوشته‌ام بگویید ببینم:


آغاز سال نو، با شادی و سرور
هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت به سوی نور

آغاز مدرسه، فصل شکفتن است
در زنگ مدرسه، بیداری من است

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام

مهر از افق دمید، فصلی دگر رسید
فصل کلاس و درس، ما را دهد نوید

شد فصل کسب علم، فصل تلاش و کار
دانش به نسل ما، می‌بخشد اعتبار

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام

ای در کنار ما، آموزگار ما
چون شمع روشنی، در روزگار ما

روشن ز نور توست، کاشانه دلم
در زندگی تویی، حلال مشکلم

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام

فردا از آن توست، ای نسل چاره‌ساز
با یاری خدا، آینده را بساز

ای عاشق بهار، ای با سپیده یار
بذر عمل بکار، وابستگی سر آر

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام


******************************


صبح هست اول مهر، دل می‌تپد ز شادی
از شوق کودکانه، شهر است پرهیاهو

چون بوته‌های خندان، در راه هر دبستان
مثل صف بنفشه، روییده بر لب جووووووو

هر یک به شوق و شادی، فردای بهتری را
بر ما دهند مژده، چون خوش‌خبر پرستو