Sunday، September 3، 2006

چند روز قبل که این یادداشت کوتاه را درباره سرویس اندیشه روزنامه شرق نوشتم نمی‌دانستم که خیلی زود این جزیره هم دیگر وجود خارجی نخواهد داشت. البته این را می‌دانستم که علی معظمی مدتی است که می‌خواهد از روزنامه برود و احتمال رفتن امید مهرگان هم هست، ولی فکر نمی‌کنم این اتفاق‌ها به این زودی بیفتد و شاید اصلاً بیفتد.
چند روز پیش از یکی دو تا از بچه‌های روزنامه شنیدم که حمید ابک دبیر سرویس اندیشه هم استعفا داده. راستش خبر استعفای ابک برایم غیرمنتظره بود.
ابک از اولین شماره شرق دبیر سرویس اندیشه بود و اگر اشتباه نکنم از اولین روزی که این تیم ضمیمه همشهری معروف به همشهری۲ را درمی‌آورد هم دبیر سرویس اندیشه بود و حتی در دوره اول همشهری ماه هم.
من چند وقتی است به روزنامه سر نزده‌ام ولی این‌طور که از بچه‌ها شنیده‌ام حمید با دل‌خوری از روزنامه رفته. درست نمی‌دانم ماجرا چه بوده و کی تقصیر داشته ولی این را می‌دانم که کسی مثل حمید که حدود ۵ سال است با این تیم کار می‌کند سرمایه‌ایست که روزنامه نباید به این راحتی از دستش می‌داد.
گویا علی و امید هم استعفایشان قطعی شده و آنها هم دیگر نمی‌روند روزنامه.
حیف. حیف می‌خورم برای روزنامه‌ای که از وقتی اولین پیش‌شماره‌هایش بسته می‌شد عضوش بودم و دوستش داشتم و به‌تدریج بعضی از بچه‌ها دیگر دوستش نداشتند و کم‌کم من هم دوستش نداشتم و بعد دیدم که هر روز آدم‌های بیشتری دوستش ندارند و دردناک‌تر این‌که از مخاطب‌های روزنامه هم مدام می‌شنوم که شرق دیگر آن چیزی که ما دوستش داشتیم نیست.
اصلاً منظورم این نیست که تا من بودم شرق خوب بود و از وقتی من رفته‌ام شرق بد شده. من شرق را تا یک سال بعد از تولدش دوست داشتم، اما از آن به بعد کم‌کم حسم را به روزنامه از دست دادم. یک سال، یک سال و نیم آخری که رد شرق بودم هم با همین حس نه چندان خوب گذشت.
همیشه سعی کردم این‌جا چیزی درباره حس نه چندان خوبی که به روزنامه دارم چیزی ننویسم. حتی سعی کردم تا چند ماه بعد از بیرون امدنم از روزنامه هم این رویه را حفظ کنم. الان هم قصدم افشاگری یا چیزی شبیه این‌ها نیست. اساساً چیزی وجود ندارد که افشا شود. فقط یک روزنامه خوب به تدریج و به دلایل مختلف که شاید یکی از مهم‌ترین‌هایش رقیب نداشتن بوده، دیگر آن روزنامه دوست‌داشتنی سابق نیست. همین. گرچه به نظر من هنوز تقریباً بهترین روزنامه موجود است.

0 نظرات: