۱.
اول از همه یک معذرتخواهی. گویا خیلی از وبلاگها رد این روزها درباره درگیریهای اخیر نوشته بودند و من ندیده بودم. البته من نوشتم حدود ۵۰ وبلاگ و واقعاً هم در آن ۵۰ وبلاگ چیزی ندیدم.
در یکی دو مورد هم وبلاگنویسان ساکن ایران را خارج از ایران تصور کرده بودم که احتمالاً برداشت من از نوشتههایشان بوده، چون من نمیشناختمشان.
خیلی از بچههایی که چیزی نوشته بودند در کامنت نظرهای مطلب قبلی آدرس وبلاگشان هست، اگر دوست دارید ببینید. علی معظمی و خوابگرد هم چیزهایی نوشتهاند که لینکشان آنجا نیست).
۲.
احمد زیدآبادی مطلبی نوشته در روزنامه اعتماد ملی درباره وقایع اخیر. روی صحبتش هم با آمریکاست. من اصولاً در مورد مسئله خاورمیانه از بعضی جهات همنظر آقای زیدآبادی نیستم. ولی آن موقع که در شرق بودم همیشه میرفتم و تحلیلش را میپرسیدم و الان هم سعی میکنم یادداشتهایش را بخوانم. شاید تنها کسی است که ماجرای خاورمیانه را جدی تعقیب میکند و تحلیلهایش را مرتب مینویسد.
۳.
امروز آخرین روز از اعتراض سه روزه به زندانی شدن زندانیان بود. جلسه در دفتر ادوار بود. من هم یک سر رفتم. کم آنجا بودم ولی زیاد انرژی گرفتم. راستش فکر میکردم خلوتتر از این حرفها باشد. گرچه خیلی هم شلوغ نبود. شاید حدود ۱۰۰ نفر که فکر کنم تا آخر مراسم به دویست نفر هم میرسیدند. ولی میدانستم که اگر اطلاعرسانی بهتر بود خیلی آدم بیشتری میشد بیاید.
غیر از اینهایی که همیشه در اینجور مراسم میبینم، چهرههای آشنای دیگری هم دیدم: جعفر پناهی کارگردان، بابک احمدی (که اولین سخنران بود و چقدر قشنگ و دلنشین حرف زد) و احمد باطبی (که گویا او هم مثا امیرانتظام بدون حکم آزادی عملاً آزاد است و از دیدنش چقدر خوشحال شدم).
دوشنبه ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۶
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
|