یکی دو ساعت پیش یکی از بچهها از رادیو بیبیسی زنگ زد و از من خواست یکی دو دقیقه درباره واکنش وبلاگهای ایرانی به درگیریهای اخیر اسرائیل با لبنان و فلسطین حرف بزنم. یک ساعتی وقت خواستم که دقیقتر وبلاگها را ببینم.
فکر کنم حدود پنجاه وبلاگ را که در این یکی دو روز آپدیت شده بودند دیدم. نتیجهاش این بود:
از وبلاگهایی که نویسندههایشان در ایران هستند فقط دو وبلاگ در این مورد نوشته بودند که یکیاش خودم بودم.
از وبلاگهایی نویسندههایشان در ایران نیستند، چند نفری چیزهایی نوشته بودند که آنهایی که من میشناختمشان عموماً ساکن آمریکا بودند. سیبیلطلا و کلنگ و خورشید خانوم و دو سه تای دیگر (آذرستان و سرزمین رؤیایی و زندگی روی ترن هوایی و نازلی).
به خدا نمیخواهم بگویم همه شماها چقدر آدمهای بیعاطفه بیمسپولیتی هستید. ولی به نظر من درباره این مشاهده میشود حرف زد. دلیل این مسئله چیست؟
آیا ما اصولاً به اتفاقاتی که در جهان میافتد بیتوجهایم؟
من فکر نمیکنم اینطور باشد. درباره اخراج زیدان و شورشهای فرانسه و قتل تئو وانگوگ و انتخابات آمریکا کلی در وبلاگها چیز نوشته شد.
نمیشود گفت اهمیت این خبر از اینهایی که گفتم کمتر است. کافی است بیبیسی و سیانان را نگاه کنید و ببینید که تقریباً برنامههایشان را تعطیل کردهاند و این درگیریها را پوشش میدهند.
این روزها خبر مهم دیگری هم نبوده که بگوییم این درگیریها تحتالشعاع آن قرار گرفته. خود من هم معمولاً مسئله اسرائیل-فلسطین را تعقیب میکنم در روزهای جام جهانی چیزی درباره حمله اسرائیل به غزه ننوشتم (که باعث گلایه بعضی از دوستانم هم شده بود). ولی این بار این دلیل هم نیست.
فکر میکنم همهمان حدوداً میدانیم دلیل چیست. مسئله اسرائیل-فلسطین در ایران تبدیل به یک مسئله حکومتی شده. حمایت شدید جمهوری اسلامی از فلسطین که با روی کار آمدن حماس شدیدتر هم شده و این تصور که ما ایرانیها داریم برای حمایت دولتمان از فلسطینیها الکی هزینه میدهیم (به درستی یا نادرستیاش کاری ندارم) باعث شده که همه ما از حرف زدن درباره این مسئله اکراه داشته باشیم.
روشنفکرهای ما هم دقیقاً همینطورند. چپهای سابق که به راست چرخیدهاند میخواهند از همه تعلقات قبلیشان دوری کند و اتفاقاً حمایت از فلسطین یکی از قویترین این تعلقات بوده.
راستش هنوز هم در بیشتر کشورهای دنیا قشر روشنفکر -که بیشترشان گرایش چپ هم دارند- عموماً مخالف اسرائيل هستند.
یک ماجرای جالب:
چند وقت پیش پسر دایی یکی از دوستانم به اسران آمده بود. او سی و چند ساله است و از بچگی در آمریکا بزرگ شده. الآن هم در دانشگاه ادینبورو استاد است. دوستدختر (شاید هم زن) ی دارد که فلسطینیالاصل است. او فیلمششاز است و بیشتر فیلمهایش با موضوع فلسطین.
وقتی آمده بود ایران با هم به یکی از این محفلهای روشنفکری رفتیم که چند تا از روشنفکرهای (غیرمذهبی) ایران هم آنجا بودند. بحث به اسرائیل کشید (البته خیلی هم نکشید. من چون میخواستم بحث برای مهمانم جذاب باشد بحث را به اسرائیل کشاندم).
بنده خدا شاخ درآورده بود. میگفت هیچ جای دنیا ندیده یک جمع روشنفکری اینقدر طرفدار اسرائیل و آمریکا باشند.
کاری به درستی و غلطی موضع عمومی روشنفکرانمان ندارم. مناقشه اسرائیل-فلسطین (یا اسرائیل-اعراب) مناقشهای است که شناختنش برای کسی که مسائل روز را دنبال میکند لازم است.
حکم صادر نمیکنم. ولی میگویم غفلت خودخواستهاس که خیلی از ما ها به شناختن این مسئله نشان میدهیم با اهمیت مسئله تناسب ندارد. یعنی ما برای شناختن مسائلی کماهمیتتر از این اشتیاق بیشتری نشان میدهیم.
بحث طولانی شد و مثل همیشه بریده بریده. ولی واقعاً این موضوع جای بحث دارد. فکر میکنم باز هم بنویسم.
جمعه ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۶
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
|