اين را دريابيد:
چهارشنبه حدود ساعت ۱۱ شب به وقت تهران:
برزيل - آرژانتين
فينال جام کنفدراسيونها
چی از اين بهتر؟
Tuesday، June 28، 2005
دو سالی هست که با قوچانی کار میکنم، کمی هم بيشتر. میتوانی ادعا کنم به اندازه دو سال همکاری میشناسمش. قوچانی اين يادداشت را برای وبلاگ نوشته و چون وبلاگ ندارد، آن را به علی معظمی داده تا آن را در وبلاگش بگذارد. اتفاق جالبی است. این که قوچانی احساس نیاز کرده که جایی غیر از روزنامه پرتیراژش با وبلاگخوانها صحبت کند.
این یادداشت، خود قوچانی است. یعنی خیلی به آن قوچانی که من میشناسم شبیه است. خیلی صادقانه است. به نظرم یادداشت خوبی هم نوشته. با بعضی از حرفهایش موافقم و با عضی هم نه. گرچه با بيشترش موافقم تا مخالف. خلاصه که خواندنی است.
Sunday، June 26، 2005
Saturday، June 25، 2005
طبيعتاً من هم ناراحتم که احمدینژاد رئيسجمهور ايران شده.
ولی واقعاً آنقدرها هم ناراحت نيستم. فکر میکنم اين نتيجه يک سری برکات برای من داشت. آن هم اینکه در عنفوان فعاليت سياسی:
- میتوانم جامعه ايران را بشناسم (با توجه به انتخابات دوم خرداد، دور دوم شوراها، مجلس هفتم، مرحله اول و مرحله دوم اين انتخابات)
- تجربه در اقليت فکری قرار گرفتن را پيدا خواهم کرد
- تجربه در شرايط سخت کار کردن را پيدا خواهم کرد
- و از همه مهمتر اینکه تجربه کار کردن مستقل (بهخصوص مستقل از دولت) را پیدا خواهم کرد
تازه کار ما شروع شده. من اصلاً قبول ندارم که ما باید شعارهای اصلیمان (یعنی دموکراسی) را عوض کنیم. ما باید یاد بگیریم که چطور با مردم حرف بزنیم.
و فقط يک آمار برای آنهايی که میگويند وضع ما روز به روز بدتر شده:
محمدرضا خاتمی در سال ۱۳۷۸ در تهران يک ميليون و ۷۰۰ هزرا رأی آورد.
مصطفی تاجزاده در سال ۱۳۸۱ در تهران حدود ۶۰ هزار رأی آورد.
مصطفی معين در سال ۱۳۸۴ در تهران حدود ۵۰۰ هزار رأی آرود.
Friday، June 24، 2005
من امروز ناظر يک صندوق رأیگيری هستم حوالی ميدان انقلاب. الآن هم وسط کار است و من يکی دو ساعت آمدهام روزنامه. تعداد شرکتکنندهها ظاهراً از دور اول کمتر است. در حوزهای که من بودم رأیها پخش بود. هم به هاشمی رأی میدادند و هم به احمدینژاد. نکته جالب اينست که با ديدن تیپ آدمها اصلاً نمیتوانی حدس بزنی به کی رأی میدهند. مثلاً چند تا دختر و پسز جوان با تیپهای امروزی ديدم که خيلی خوشحال به احمدینژاد رأی میدادند و حس میکردنمد دارند حسابی حال نظام را میگيرند. نادر فتورهچی حرف خوبی میزد. میگفت مردم فکر میکنند اين بابا رهبر اپوزيسيون است و میخواهد بيايد و اوضاع را به نفع مردم عوض کند. همان حسی که خيلیها سال ۷۶ به خاتمی داشتند. کاملاً مشخص بود خيلی از کسانی که امروز به احمدینژاد رأی میدادند قبلاً به خاتمی رأی داده بودند.
خلاصه کلام: شانس رأی آوردن احمدینژاد کاملاً زياد است و اگر میخواهيد که او رديسجمهور نشود يا هاشمی بشود برويد رأی بدهيد و بقيه را هم تشويق کنيد.
Monday، June 20، 2005
گفتنیها زياد نيست. گرچه کم هم نيست.
عد از نامه کروبی به رهبر آقايان مشارکت تازه يادشان افتاد میشود اعتراض هم کرد. نامهای نوشتند به رهبر و گفتند که «مواظب باش، دارند کودتا میکنند.» بابا اگر قبول داريد که انتخابات مخدوش است (که به نظر من هست) پای حرفتان بايستيد. نگذاريد اين قدر راحت حق شما (و همه ما) را بخورند، يک آب هم روش.
تا جايی که من میدانم خود معين هم از اين قضيه شاکيست. از اين که مشارکتیها اينقدر زود بحث مخدوش بودن انتخابات را ول کردند و رفتند سراغ حمايت از هاشمی. خيلی دارند بیخاصيت بازی از خودشان نشان میدهنداین مشارکتیها. چون بدنه هم الآن پذیرش اقدام برای سلامت انتخابات را دارد. گرچه از اول هم امید من به اینها نبود و در این انتخابات همراهشان شده بودم، ولی راستش را بخواهید انتظار نداشتم سر این قضیه اینقدر شل بیایند. گرچه محذورات و دلیل این تصمیمهایشان را میفهمم.
خلاصه که معین بنده خدا هم تنهاست. گرچه از او بعید نیست که امروز و فردا خودش تنهایی یک موضع تند بگیرد. رگ نجفآبادی هم دست کمی از رگ لری ندارد.
يادداشت خشايار ديهيمی را بخوانيد. حرف حساب زده.
Sunday، June 19، 2005
بچهها نامهای نوشتهاند و دارند برایش امضا جمع میکنند. حرف نامه اینست که با هم تفاتی که دیدگاههایمان دارد و انتقادی که به هاشمی داریم، در دور دوم به هاشمی رأی میدهیم.
متن نامه و امضاهای آن تا امروز ظهر در وبلاگ علی معظمی هست. تعداد امضاها بیشتر شده و دارد بیشتر هم میشود.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم بیانیه داده و گفته در دور دوم به هاشمی رأی میدهد.
جبهه مشارکت هم بیانیه داده و با اینکه از هاشمی اسمی نبرده ولی گفته برای جلوگیری از به قدرت رسیدن احزاب پادگانی و نظامیها در دور دوم فعالانه شرکت میکند.
البته خود دکتر معین گفته در دور دوم شرکت نمیکند.
من به احتمال زیاد شرکت میکنم و به هاشمی رأی میدهم.
بيانيه معين درباره انتخابات:
«... در روزهاي پاياني انتخابات به ناگاه اراده اي قاهر براي پيروزي يک کانديداي خاص و حذف کانديداهاي ديگر به ميدان آمد و باب سازماندهي برخي نهادهاي نظامي و حمايت دستگاه نظارتي انتخابات را گشود تا حقوق مسلم نامزدهاي ديگر را در انتخابات مورد هدف قرار دهد ...
... من اعلام مي کنم آنچه به وقوع پيوست ، اقدامي غيرقانوني براي محروم کردن يک کانديدا از حق خود و بر کشيدن کانديدايي ديگر بود ...
... خطر فاشيسم و از ميان رفتن نقش مردم و خطر حذف جمهوريت را با هر نام و سازمان ديگر جدي بگيريم .
من هشدار مي دهم که اقدام هايي از اين دست نه تنها ساخت انتخابات آزاد و عادلانه بلکه سلامت آن را از اين پس زير سؤال برده است . باور کنيم اين انحراف ساختاري به مراتب زيان بار تر از خطر تخلف ، تقلب و خدشه درانتخابات است ...»
شورای نگهبان ۳۰۰ هزار ناظر داشته برای ۴۰ هزار صندوق أی. يعنی به طور متوسط ۷ ناظر پای هر صندوق.
يک روز قبل از انتخابات گفتند در نظرسنجی شورای نگهبان، احمدینژاد نفر اول شده. حالا فرض کنید به طور متوسط هفت نفر از ناظران شورای نگهبان که تا قبل از انتخابات نمیدانستند رأی راست بالاخره به قالیباف است یا احمدینژاد یا لاریجانی، روز قبل از طرق مختلف (که یکیاش نتیجه همین نظرسنجی بوده) فهمیدهاند کی قرار است اول شود. شما باور میکنید هر کدام از این ۳۰۰ هزار نفر برای اول شدن این آدم تلاشی نکرده باشند؟
باور کنید جابجا کردن یکی دو میلیون رأی برای دستگاه عریض و طویل نظارت بر انتخابات که ۱۴ میلیارد تومان بودجه هم برای این کار از دولت گرفته، کار سختی نیست.
در انتخابات ۲ خرداد ۷۶ هم معلوم شد که حدود سه میلیون رأی جابجا شده ولی فاصله آنقدر بود که افاقه نکند. ولی در اين انتخابات که اختلاف نفر اول و پنجم حدود دو ميليون رأی است، با کمک این ۳۰۰ هزار نفر زير و رو کردن نتيجه انتخابات هم ممکن بوده.
اگر در هر صندوق سی رأی هم جابجا شود (۲۰ رأی به نفع يک کانديدا و ۱۰ رأی به ضرر يک کانديدای ديگر) میشود يک ميلیون و دويست هزار رأی اختلاف (که این اتفاق در خیلی از صندوقها افتاده).
در این انتخابات نزدیک، رأی نوشتن برای بیسوادها، تبليغ کردن در صفها و بعضی روشهای محدود ديگر هم هر کدام اگر چند رأی بياورند کافيست.
نمیگويم معين رأی اول بوده يا احمدینژاد اصلاً رأی نداشته. من هم ديدم و شنيدم که جنوب و شرق تهران نزدک هشتاد درصد مردم به احمدینژاد رأی دادهاند (همانطور که معين در شمال و غرب تهران رأی بالا آروده). در اصفهان و قم و اراک هم همینطور. فقط اين را میگويم که اين انتخابات سالم نبوده و ما هم بايد از قبل میدانستيم که سالم نخواهد بود. چون از قبل میدانستشم که ۴۰ هزار صندوق هست و ۳۰۰ هزار ناظر و میدانستیم که ۱۴ میلیارد تومن بودجه به اینها رسیده. شاید فکر میکردیم که اینها چون اجماع نکردهاند، نمیتوانند از این پتانسیل استفاده کنند. من روز قبل از انتخابات در ستاد معین بودم و میدیدیم که امینزاده و میردامادی و بقیه مشارکتیها همان روز هم از اجماع راست میترسیدند. چون میدانستند اگر راست اجماع کند بار أی سنتیای که دارد (و رأیهای تقلبی هم جزو رأیهای سنتی راست است) میتواند معین را ببرد.
طبيعتا باز هم در مورد انتخابات حرف دارم.
Saturday، June 18، 2005
بعد از کش و قوسی که سر اعلام رأیها از طرف شورای نگهبان بين شورا و وزارت کشور در گرفت، خاتمی پا شد رفت ستاد انتخابات و اعلام کرد که آرا را فقط وزارت کشور اعلام کند. اعتزاضها بيشتر به رأی احمدینژاد بود.
رأيی که وزارت کشور اعلام کرده فعلاً هاشمی را اول، کروبی را دوم، احمدینژاد را سوم، قالیباف را چهارم و معين را پنجم نشان میدهد. البته رأی معين و قالیباف و رأی کروبی و احمدینژاد خيلی نزديک است و ممکن است با اضافه شدن رأیهای تهران جایشان عوض شود. در واقع با اضافه شدن آرای تهران احمدینژاد به احتمال زياد دوم میشود و شايد معين هم چهارم شود. بايد منتظر بود و ديد.
کروبی ساعت ۴ بعدازظهر امروز (یعنی همین الآن) کنفرانس مطبوعاتی گذاشته و گفته ناگفتههای تقلب را میگويد. گويا امروز دوباره رگ لُری کروبی عود کرده. کروبی خودش هم امروز يک سر رفته ستاد انتخابات.
احمدینژاد هم دقيقاً سر همان ساعت کنفرانس مطبوعاتی گذاشته.
به نظر میرسد که هاشمی و احمدینژاد میروند دور دوم و معين هم چهارم يا پنجم.
کروبی و قاليباف هم جزو ۵ نفر اول هستند.
من نمیگويم تقلب شده ولی باور اينکه کروبی در استان کردستان اول شود، برايم مشکل است. رأی بالای احمدینژاد در اراک و اصفهان و تهران و تبريز را شايد بتوانم بفهمم. ولی رأی اول کروبی در کردستان و رأی چهارم معين در خوزستان را نه.
Friday، June 17، 2005
شرق آن لاین نوشته طبق اعلام رسمی ستاد انتخابات کشور از آرایی که تا این جا شمرده شده:
کروبی 27 درصد
احمدی نژاد 18 درصد
هاشمی 16 درصد
معین 15 درصد
قالیباف 13 درصد
البته فعلا آرای شهرهای کوچک بوده.
هنوز در ستاد معين هستم. هر لحظه خبرهای جديدی میرسد و سايت امروز هم خبرها را پخش میکند.
راستش خبرها خیلی خوب نیستند گرچه خیلی هم بد نیستند. فقط یک چیز معلوم است و آن هم اینکه هیچ چیزی معلوم نیست. هاشمی، احمدینژاد، معین و کروبی شانس دارند که به دور دوم بروند. واقعاً حتی کروبی هم رأی دارد.
اگر خبر دقیقتری آمد باز هم مینویسم.
ندا هم میلاگد.
من الآن در ستاد معين هستم. خيلی به کامپيوتر دسترسی ندارم که بتوانم بلاگم.
خبرها را سايت امروز و رويداد و تا حدی سايت روزنامه شرق پوشش میدهند.
خبرهای غيررسمی که به اينجا میرسد اينطور نشان میدهد که معين فعلاً اول است و معين و هاشمی به دور دوم میروند.
ولی راستش من تا زمانی که اخبار رسمیتری نيايد مطمئن نمیشوم.
با اين حال ظاهراً اوضاع خوب است. به نظر میرسد دو سه تا شام بردهام.
اگر بتوانم باز هم مینويسم.
خبرها را از امروز و رويداد تعقيب کنيد. ولی اين را هم بگويم که خبرهای اين دو سايت خبرهای ستاد معين است. شايد خوشبينانه باشد.
شرق آنلاين خبرها را پوشش ميدهد.
گويا با خنك شدن هوا و پيچيدن خبر بالا آمدن احمدينژاد راي معين و هاشمي دوباره بالا آمده و خطر احمدي نژاد به اصطلاح رفع شده. البته اينها همه تخمين و حدس و گمان است.
برآورد وزارت کشور اين است که حدود ۶۰ درصد رأی میدهند. اين يعنی اينکه تحريم پيروز نشده. به خدا قصد کنايه زدن ندارم. فقط میخواهم به کسانی که به اميد سلب مشروعيت میخواند رأی ندهند بگويم که ۶۰ درصد به اندازه کافی مشروعيت میآورد.
باز هم میگویم.
از بيشتر ستادها خبر میرسد که رأی احمدینژاد خیلی بالا آمده است. خيلیها احساس خطر کردهاند. راستش من هنوز نمیترسم و فکر میکنم احمدینژاد حداکثر سوم میشود ولی خلاصه ممکن است واقعاً خطرش جدی باشد.
رأی راست دارد روی احمدینژاد متمرکز ميشود. گويا در همه مسجدها و نمازجمعهها گفتهاند به احمدینژالد رأی دهید. این بدترین خبر برای قالیباف و هاشمی و لاریجانی و خبری خوب برای معین است. چون احمدینژاد رأی راستها را به طرف خودش میکشد و رآی هر سه آنها را کم میکند.
ولی همه اینها حرف است. هیچ چیز را نمیتوان پیشبینی کرد. ولی اوضاع معین خوب است. قاعدتاً جای نگرانی نیست ولی راستش من نگرانم. همین جوری.
Thursday، June 16، 2005
اين را بيشتر برای بچههايی که خارج از کشور هستند و اوضاع ايران را از نزديک نمیبينند، مینويسم:
در پنج شش روز اخير اوضاع معين خيلی بهتر شده. پيشبينی من اين است که با قالیباف فاصله قابل توجهی گرفته.
دیشب رفته بودم جلوی پارک ملت. تعداد ماشینهایی که عکس معین به شیشهشان چسبانده بودن به وضوح از سه شب پیشش بیشتر بود. شاید بیشتر از ده برابر.
اما در مورد فاصلهاش با هاشمی نمیتوانم حدسی بزنم، اينقدر که حس مردم ايران نسبت يه هاشمی متناقض است. خيلیها از او متنفرند ولی میگويند که میتواند کار را پيش ببرد و بهش رأی میدهند. به قول کورش هم بهش فحش میدهند و هم رأی.
ولی آرای قشر متوسط به بالای شهری تهران روز به روز بيشتر به سود معين میشود. اميدوارم نتيجه انتخابات فردا يک نتيجه خوشحالکننده و غيرمنتظره باشد.
ولی آن چيزهايی که دو سه روز پيش گفتم، هنوز هم درست به نظر میرسند:
انتخابات به دور دوم میرود.
هاشمی به دور دوم میرود.
و الآن شايد بتوانم بگويم:
معين هم به دور دوم میرود.
تلفن تلفن تلفن
به کسانی که فکر میکنيد خيلی در باغ سياست نيستند، زنگ بزنيد و سعی کنید قانعشان کنید به معن رأی بدهند.
امروز میخواستم برای چندمين بار دلايل رأی دادنم به معين را بنويسم. ولی ديدم متنی که تفتستان نوشته انصافاً بهتر از جيزی است که من بخواهم بنويسم. پس دوباره آن را اينجا نقل میکنم:
گیرم که به رای ندادن من و تو نظام از مشروعیت افتاد. بعد چه؟ اصلا سلب مشروعیت از یک نظام یعنی چه؟ در نگاه من و تو که دیری است مشروعیتی نیست. به نگاه جهان مگر دل خوش کرده باشیم که به بیراهه ایم، سخت..! به صدای یک بمب دستی مگر همه یاد خانواده و دوست نیفتادیم؟ نکند که حبیب و فرامرز و سپیده و رضا در آن حوالی بوده اند... تهران را که بغداد نمی خواهیم، نه؟ پس به رای ندادن، مشروعیت نداشته را از بین ببریم که چه؟ که در تجربه دوباره حکمرانی پدرخوانده به نافرمانی مدنی همگان دل خوش بداریم؟ من و تو که خوب یادمان هست کوی دانشگاه را... ایستادگان در پیاده رو جنوبی خیابان انقلاب را یادمان رفت؟ ناظران و منتظران را... به همین زودی؟ حقوق طلب داشته را از نظام - به فرض- از مشروعیت افتاده چگونه باز پس می گیریم؟ نافرمانی مدنی را کدام اکبر گنجی ها رقم می زنند؟ همان ها که دیروز تحصن مجلسیان ششم را تنها گذاشتند؟ یا فوج هزار هزار تحریمیان که امروز به حمایت از اعتصاب غذای زرافشان اوین را احاطه کرده اند؟ بیا دست کم من و تو به خودمان دروغ نگوییم... رای نداده مان هیچ کجا به حساب نمی رود. چمران را به ریاست شورای شهر و حدادعادل را به ریاست مجلس رساندیم، بس نبود؟ قالیباف را رییس جمهوری می خواهیم؟ وای بر من و تو اگر تفاخر به شناسنامه های مهر نخورده را از خانه نشینان زیاد سخن گو یاد بگیریم.
من، به معین رای می دهم. نه به آنچه می تواند بکند، به آنچه می خواهد بکند. اگر نتوانست خود را و تو را هم مقصر می دانم. نه فقط او را... به جای "نمی تواند" دوست دارم بگویم کاری بکنیم که "بتواند." نه فقط به یک برگ تا شده رای، - که تازه همان را هم دریغ می کنیم! - که به پیگیری خواسته های نانوشته روی آن برگ... رای به معین، یک گام بیشتر نیست. به انگشت نشان دادن آن چیزی است که می خواهیم. به دست آوردن آن چیز، اما، خود داستان دیگری است. داستانی که نه خاتمی آغازگر ش بود و نه معین به پایان اش خواهد رساند. داستانی که تو و من زندگی اش می کنیم. چه کسی می خواهی بنویسدش؟ جز تو، و جز من..؟
{تفتستان با چهره ای متفکر به سمت غروب خورشید پرواز می کند} - موومان دوم، آداجیو، از کنسرتو ویولون آقا باخ به گوش می رسد.
.
.
.
.
Tuesday، June 14، 2005
فرخ نگهدار يادداشتی نوشته درباره انتخابات. خلاصه حرفش به نظر من اينست که با تحريم مخالف است و فکر میکند بهتر است که معين انتخاب شود ولی چون اتحاد جمهوریخواهان و سازمان فداييان خلق اکثريت که او عضو آنهاست، انتخابات را تحريم کردهاند نمیتواند بگوید که به معین رأی میدهد و از ديگران هم بخواهد که به او رأی دهند.
اين را هم گفته که به نظر او در اين مقطع تحريم و رأ به معين دو تاکتيک هستند که طرفداران دموکراسی و حقوق بشر ممکن است انتخاب کنند و رأی دادن به معين يا تحريم انتخابات نبايد باعث شود که فردای انتخابات اين دو گروه از هم فاصله بگيرند.
ديهيمی هم در آخرين مقالهاش (رأی مشروط و فردای انتخابات) دقيقاً همين حرفها را زده با اين تفاوت که او محذوريتی نداشته و از معين حمايت علنی کرده است.
باز هم مثل هميشه توصيه میکنم يادداشت فرخ نگهدار را بخوانيد.
تعدادی از روشنفکران، هنرمندان و استادان دانشگاه از معين حمايت کردهاند. متن بیانیهشان هم کوتاه و خواندنی است. تا جای که من میدانم خشایار دیهیمی نوشته. اينها هم جزو امضاکنندگان هستند:
پگاه آهنگرانی - بابك احمدی - حسين پايا - علی پايا - هومن پناهنده - احمد پوری - منيژه حكمت - سروش دباغ - خشايار ديهيمی - منوچهرآتشی - عليرضا رجائی - حسين سناپور - شهلا شركت - شادی صدر - عليرضا علویتبار - محمدجواد غلامرضاكاشی - مراد فرهادپور - حشمت كامرانی - محسن كديور - حسن كريم زاده - باران كوثری - هاله لاجوردی - ضيا موحد - محمدعلی موحد - توكا نيستانی - ابراهيم يونسی
ياسر کراچيان، بورگان نظامی و علی شوريده (از بچههای دانشگاه شريف که الآن ايران نيستند) نامهای نوشتهاند در دفاع از معين:
چرا ما رای مشروط به معین را در برابر دیگر گزینههای موجود یعنی تحریم، رای به رفسنجانی و رای به قالیباف بهترین گزینه می دانیم:
۱- رای به معین در برابر تحریم:
- در شرایط فعلی و بر اساس نظرسنجیهای انجام گرفته مشارکت مردمی بیشتر از ۵۰ درصد خواهد بود. بنابراین تحریم کارکرد مشروعیتزدایی خود را به کلی از دست داده است.
- رای مشروط به معین بر اساس برنامههای اعلام شدهی وی، رای به نظام نیست. رای به معین، رای به تحول در اصلاحات و برتری دادن مصالح مردم بر مصالح نظام است.
۲- رای به معین در برابر رفسنجانی:
- بر اساس آمارهای موجود رای به رفسنجانی به امید بهبود وضعیت اقتصادی اشتباه است. در دوران اصلاحات، بهبود معشیت مردم با وجود چالشهای ناشی از ورود خیل عظیمی از نیروی کار جوان، پرشتابتر از دوران رفسنجانی بوده است. (بهویژه نسبت به دورهی دوم (۷۶-۷۲))
- افزایشبهرهوری اقتصادی و بهبود وضع معیشت مردم بدون ایجاد و حفاظت از فضای رقابت آزاد امکانپذیر نیست. رفسنجانی و تیم اقتصادیاش، به نام خصوصیسازی انحصارات اقتصادی دولتی را به انحصارات خصوصی تبدیل خواهند کرد. انحصارات خصوصی با جلوگیری از شکلگیری فضای رقابت آزاد مانعی جدیتر از انحصارات دولتی برای پیشرفت اقتصادی و توسعه ایران خواهند بود. تجربهی قدرتگيری اقتصادی اطرافيان رفسنجانی در دوران رياست جمهوری وی، مصداق بارز اين ادعاست که آمدن دوبارهی رفسنجانی کشور را تبديل به روسیهی دوم خواهد کرد: دولت کوچک به صورت حامی بخش خصوصی فاسد و اقتصاد فلج.
- رای به رفسنجانی برای پرهیز از درگیریهای سیاسی وکسب آرامش لازم برای ایجاد تحولات تدریجی، یک استراتژی اشتباه است. آرامش مورد نظر رفسنجانی، همچون دورهی دوم ریاستجمهوری وی (۷۶-۷۲)، تنها با کوتاه آمدن در برابرتمامی خواسته های جناح انحصارطلب حاصل خواهد شد. در سکوت دوران رفسنجانی تمامی تصمیمگیریهای حیاتی کشور تنها در جهت رضایت ارباب قدرت و پایمال شدن منافع ملی صورت خواهد گرفت.
- اميد بستن به تغيير رفسنجانی در سالهای پس از رياستجمهوری، به بيراهه رفتن است. چرا که اگر میگویيم که تيم وی تجربهی ادارهی کشور را به دست آورده است، چرا اين امر در ۴ سال دوم محقق نشد. تجربه به خوبی نشاندهندهی اين است که رويهی وی در ۴ سال دوم هيچ تفاوتی با ۴ سال اول نداشته است که گام به عقب نيز بوده است. سپردن پست های اقتصادی در دور دوم به افرادی ناکارآمد گواهی بر اين مدعا است.
- ایران نیازمند تغییر و تحول است. با رای به رفسنجانی، تکرار گذشته و به تعویق انداختن تغییرات لازم، نه تنها مشکلی حل نمی شود، بلکه بهبود کشور به تحولات دشوارتر و دردناکتری احتیاج خواهد یافت.
- باتوجه به تشتت آرای انحصارگرایان و پایگاه محدود ۲۰ تا ۳۰ درصدیشان، به هرصورت، آنها برندهی انتخابات نخواهند بود. بنابراین رای به رفسنجانی برای رفع خطر بازگشت انحصارگرایان اشتباه است.
- بسياری حضور وی را طليعهای برای رابطه با آمريکا میدانند. در حالی که تجربهی روابط خارجی ايران در سال ۷۵ که همهی سفيران اروپايی ايران را ترک کردند چنین چیزی را نشان نمیدهد. علاوه بر آن در ايران، منافع سياسی و اقتصادی انحصار گرايان در گرو دشمنی با آمريکا است و رفسنجانی کسی است که تا به حال هيچگاه در مقابل انحصارگرايان ايستادگی نکرده است و در نهايت در راستای اهداف آنان گام برداشته است. بنابراين تصور برقراری رابطه با آمريکا از سوی رفسنجانی خطاست.
۳- رای به معین در برابر قالیباف
- رای به قالیباف به امید ایجاد تحول در انحصارگرایان و سوق دادن آنان به سوی افزایش کارآمدی، اشتباه است. رای به قالیباف تنها تایید رفتارهای دیکتاتورمآبانهی بخش انتصابی حکومت بوده، هیچ تحول مثبتی در انحصارگرایان ایجاد نخواهد کرد.
- حتی با فرض وجود توانمندیهای فردی در قالیباف، تیم اجرایی، اقتصادی و اجتماعی وی عقبماندهترین نظرات و عملکردها را دارند. دولت قالیباف گزینهی ناآزمودهای نیست. ایدههای افرادی نظیر توکلی و زاکانی در مسایل اقتصادی، اجتماعی و رفتارهای بیشرمانهی امثال کوچک زاده، که همگی از اعضای کلیدی تیم قالیباف هستند، شناخته شده میباشد.
4- رای به معین و مشکلات پیش روی دولت وی
- مشکلاتی که برای دولت معین، بویژه برای برنامههای اعلامشدهی وی ایجاد خواهد شد، بسیار بیشتر از مشکلات دولت خاتمی خواهد بود. با این حال اگر دولت معین به برنامهی اعلامشدهاش پایبند باشد و برخلاف دولت خاتمی منافع مردم را برتر بر منافع نظام قرار دهد، از ابزارهای بسیار قویتر و کارآمدتری برای رفع مشکلات برخوردار خواهد بود.
- رای به خاتمی، با توجه به افکار و برنامه های وی، قابلیت تعبیر به رای به نظام را داشت. از این رو این رای با وجود تعداد بالای آن، به کار ایجاد تحول در نظام نمی آمد و چندان هم نیامد. رای به معین رای به تحول در نظام است و به کار تحول نظام خواهد آمد.
ما بر اين باوریم که اصلاحات سياسی و اقتصادی در ايران تنها از طريق يک حرکت تدريجی امکان پذير است و رأی ندادن امروز ما به معين به منزلهی از بين رفتن تجربيات کسب شده در سالهای سخت اصلاحات بوده و گامی به عقب محسوب ميشود.
امروز الهه کولايی به عنوان نماينده معين رفت دم در زندان اوين و به باز داشت زرافشان اعتراض کرد.
«گنجی، زرافشان آزاد بايد گردند» هم از شعارهای امروز همايش حاميان معين بود.
امروز همايش طرفداران معين بودم.
خوب بود. فکر کنم بين ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر آمده بودند. فضای خوبی بود. کلی برای تقويت روحيه خوب بود. من که امیدوارم معین با فاصله از نفر سوم و با فاصله کم از نفر اول برود دور دوم.
و يک خبر مهم (از نظر من البته):
امروز فاطمه حقيقتجو هم آمد و گفت که تصميم گرفته رأی دهد. خود مشارکتیها هم شوکه شده بودند.
حقيقتجو اولين نماينده مجلس ششم بود که بعد از انتخابات مجلس هفتم استعفا داد بعد از استعفا هم طرفدار خروج از حاکمیت بود. در این انتخابات هم قصد نداشت رأی دهد. ولی مثل خيلیهای ديگر از جمله محسن کديور و سعيده اسلاميه در اين دو سه روز رأيش عوض شده.
چهارشنبه از ساعت ۶ تا ۸ بعدازظهر طرفداران معين در ۲۰ ميدان با مردم حرف میزنند و از آنها میخواهند به معين رأی بدهند. خيلیها هستند. از بهزاد نبوی و خشايار ديهيمی و مهندس سحابی گرفته تا محمد قوچانی و بچههای چهلچراغ و حسين درخشان. من هم قرار است با علی معظمی و محمد حیدری بروم ميدان راهآهن.
ليست کامل ميدانها و اينکه کی کجا میرود.
Monday، June 13، 2005
روز سهشنبه ساعت ۵
ورزشگاه تربيتبدنی دانشگاه تهران (انتهای خيابان اميرآباد، روبروی کوی دانشگاه)
همايش بزرگ حاميان معين
پيشبينی میکنند بالای ۲۰ هزار نفر بيايند. اميدوارم چيزی در حد شيرودی ۷ خرداد ۸۰ شود. شما هم اگر در تهران هستيد و میخواهيد به معين رأی دهيد، بياييد. اگر هم نمیخواهيد به معین رأی بدهيد ولی دلتان برای برنامههای پرشور و حال هفت هشت سال پیش تنگ شده، باز هم بیایید.
سخنVانان مراسم هم معین ، سعید حجاریان ، مهندس عزت الله سحابی، رضا خاتمی ، الهه کولایی و بهزاد نبوی هستند.
Sunday، June 12، 2005
کمی درباره اوضاع انتخابات و نظرسنجیها:
اول از همه بگويم که ظاهراً هيچ نظرسنجی قابل اعتمادی وجود ندارد. اين روزها جای عباس عبدی خيلی خاليست. يادم هست که يکی دو روز مانده به ۲ خرداد ۷۶ در روزنامه جهان اقتصاد نتايج که نظرسنجی را خواندم که با بقيه نظرسنجیهای موجود خيلی تفاوت داشت. ولی نتايج انتخابات با کمتر از يک درصد اختلاف نتايج همان نظرسنجی بود. بعداً فهميدم که آن نظرسنجی را عباس عبدی (و البته تيمش) انجام دادهاند. میگويند عبدی دو روز قبل از دوم خرداد در روزنامه سلام شيرينی داده و گفته که خاتمی حتماً همان دور اول انتخابات برنده میشود. کسانی که آن روزها را دیدهاند باید یادشان باشد که این حرف در آن روزها چقدر دور از ذهن بود. بگذریم.
من از نظرسنجیهای موجود اینها را میفهمم:
- انتخابات قطعاً به دور دوم کشیده خواهد شد.
- هاشمی قطعاً در دور اول بیشترین رأی را میاورد و با نفر دوم به دور دوم میرود.
- نفر دوم به احتمال زیاد یکی از این دو نفر است: معین و قالیباف.
- رأی معین و قالیباف به هم نزدیک است. بعضی از نظرسنجیها مثل نظرسنجی ایرنا میگویند معین بالاتر است (هاشمی ۱/۲۷، معین ۹/۱۸، قالیباف ۵/۱۶). بعضی نظرسنجیهای دیگر هم میگویند قالیباف بالاتر است. حتی بعضی از نظرسنجیها معین را چهارم میدانند.
- گرانپایه (و تیمش) که همکار عبدی در مؤسسه نظرسنجیاش بوده نظرسنجیای در تهران برای جبهه مشارکت انجام داده که نتایجش منتشر نشده است. من هم اصل نتایج را ندیدهام ولی از بچههای مشارکت شنیدهام که در این نظرسنجی هم هاشمی اول بوده (که رأیش را یادم نیست) و بعد از او هم معین (۹/۱۲ درصد) و قالیباف (۳/۱۲ درصد). یعنی اختلاف معین و قالیباف در تهران تا شش هفت روز پیش عدد معنیداری نبوده.
خلاصه کلام: اگر به معین رأی میدهید در این چند روز هر کاری میتوانید بکنید تا رأی بیاورد. به هر یک رأی نیاز داریم. اینطور که به نظر میرسد خیلی از مردم عادی هنوز تصمیم نگرفتهاند. به دوست و آشنا و فامیل تلفن و ایمیل بزنید و ازشان بخواهید به معین رأی دهند. شاید برای بعضیها همین گفتن شما دلیلی شود برای رأی دادن.
خشايار ديهيمی يادداشتی نوشته که تيترش هست رأی انتقادی و فردای انتخابات. طولانی نيست.
یادداشتش دو بخش دارد. اول درباره تفاوت رأیی که به خاتمی دادیم و رأیی که به معین میدهیم. دوم هم درباره اينکه تحريمیها و طرفداران معين بايد راه را برای ائتلاف بعد از اتخابات باز بگذارند. شرکت کردن يا نکردن در انتخابات يک تاکتيک است ولی اين دو گروه استراتژیشان يکی است.
Saturday، June 11، 2005
چهار روز ديگر بيشتر فرصت تبليغ نداريم:
- دوشنبه، در آخرين روز امتحان مدارس، دانشآموزان از ميدان تجريش تا ميدان وليعصر برنامه تبلیغی ستاد نسیم را اجرا میکنند. قرار دانشآموزان، ساعت 10 در محل ستاد و ساعت 11 در ميدان تجريش، جلوي آموزش و پرورش، است.
- همایش سراسری حامیان معین، سهشنبه ساعت ۱۷، سالن تربيت بدنی دانشگاه تهران (انتهای امير آباد، روبروی کوی دانشگاه). احتمالاً حدود ۲۰ هزار نفر میآيند. شما هم بياييد.
- چهارشنبه هم آخرین روز تبلیغات و اوج برنامههای تبلیغاتی است. قرار است روز چهارشنبه حامیان معین در ۲۰ میدان تبلیغ کنند. قرار است در برنامه روز چهارشنبه همه حامیان از بزرگ و کوچک (تا بهزاد نبوی و ابراهیم یزدی و خیلی از سیاستمداران و روزنامهنگاران و روشنفکران) شرکت کنند. اسم میدانها تا یکی دو روز دیگر اعلام میشود.
۱. يکشنبه ساعت ۲۱:۴۵ فيلم دوم معين از شبکه ۲
۲. يکشنبه ساعت ۱۸:۳۰ مناظره محمدرضا خاتمی با دبيرکل مؤتلفه از شبکه ۴
۳. مصاحبه مفصل سايت اموز با محسن کديور
طولانی است ولی حوصله کنيد و بخوانيد. من که خوشم آمد.
Thursday، June 9، 2005
بيانيه شورای سياسی اتحاد جمهوریخواهان درباره جبهه دموکراسی و حقوق بشر بيانيه دادهاند. موضعشان را قبول دارم، اصولی است. کوتاه است و چون ممکن است سایتهایشان فیلتر باشد، متن کاملش را اینجا میگذارم:
اوضاع سياسی حاد و بحرانی کشور بويژه در آستانه نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری، بار ديگر مسئله تشکيل جبهه ای از نيروهای خواهان دمکراسی را در دستور بحث قرار داده است. ضرورت مبرم تشکيل چنين جبهه ای از ديرباز و در اشکال مختلف توسط اپوزيسيون آزاديخواه در داخل و خارج از کشور مطرح بوده و اتحاد جمهوری خواهان ايران همواره بر اهميت پيوند زدن آن با مسائل سياسی زنده جامعه تاکيد داشته است. سياست انتخاباتی اتحاد جمهوری خواهان مبنی بر تلاش برای معرفی يک نامزد مستقل از سوی اپوزيسيون با برنامه تغييرات بنيادين ساختاری در کشور، جديد ترين کوشش اتحاد جمهوری خواهان در همين راستا بود.
شورای سياسی اتحاد جمهوری خواهان پيشنهاد آقای مصطفی معين در مورد تشکيل جبهه دمکراسی و حقوق بشر را مورد بررسی دقيق قرار داد و به نتايج زير رسيد:
١- اتحاد جمهوری خواهان ايران از هر گونه تلاش و از هر درجه همگرائی نيروهای آزاديخواه در جهت تامين زمينه های شکل گيری جبهه فراگير دمکراسی و حقوق بشر استقبال می کند. اما برای پرهيز از شکست چنين تلاش هائی بايد اصول و موازين ناظر بر اين جبهه از ابتدا و قبل از اعلام تشکيل آن، مورد گفتگو و هم انديشی وسيع ملی قرار گيرد. اين اصول بايد کاملا روشن، فراگير، دمکراتيک، و بر اساس موازين موضوعی خود اين جبهه يعنی دمکراسی و حقوق بشر باشد.
٢- در رايزنی اخير در اين زمينه بين آقای معين و هيئت های نمايندگی نهضت آزادی ايران و فعالان ملی مذهبی، بر معيارهائی از طرف آقای معين تاکيد شده است نظير التزام به قانون اساسی جمهوری اسلامی و باور به ضرورت تداوم جنبش اصلاحات در جمهوری اسلامی. از نظر اتحاد جمهوری خواهان ايران چنين معيارهائی می تواند جبهه مورد نظر را تا سطح همکاری بخشی از گرايش های حکومت با جريانات محدودی در پيرامون حکومت فرو بکاهد و اين پيشنهاد را به صف بندی های جديدی بر اساس همان معيار های "خودی و غير خودی" تقليل دهد.
٣- مرکزيت جبهه دمکراسی و حقوق بشر بايد در جامعه و در ميان مردم و دربرگيرنده همه نيروهای طرفدار گذار مسالمت آميز ايران بسوی دمکراسی باشد. بايد از فروکاستن برنامه اين جبهه به پروژه اصلاحات در بالا و تقليل موازين آن به چارچوب های ساختار سياسی و حقوقی کنونی کشور خودداری گردد.
٤- پيشنهاد تشکيل جبهه دمکراسی و حقوق بشر هم اکنون از سوی نيروهای سياسی ديگری در ايران نيز در دستور کار قرار گرفته است که از جمله می توان از طرح جبهه ملی ايران دائر بر تشکيل کنگره ملی دمکراسی خواهان ايران نام برد. اتحاد جمهوری خواهان ايران از اين طرح استقبال می کند و بر ضرورت تلاش در جهت تفاهم و همگرائی حداکثر، بين کوشش هائی که به طور موازی و در سطوح مختلف برای تشکيل جبهه دمکراسی و حقوق بشر در جريان است تاکيد دارد.
٥- اتحاد جمهوری خواهان ايران خواهان فعاليت سياسی آزاد بر اساس موازين دمکراتيک و مسالمت آميز در کشور است. ما از همه آزاديخواهان می خواهيم که از اين حق بديهی نيروهای سياسی کشور و آزادی فعاليت همه احزاب و جمعيت ها دفاع کنند تا زمينه های واقعی تشکيل جبهه فراگير دمکراسی و حقوق بشر هرچه بيشتر فراهم گردد.
٦- اتحاد جمهوری خواهان ايران در راستای تشکيل جبهه دمکراسی و حقوق بشر پيشنهاد می کند کنفرانس هائی مشترک و هماهنگ در داخل و خارج از کشور با شرکت همه نيروهای سياسی علاقمند برگزار گردد و موازين و اهداف اين جبهه مورد گفتگو و تبادل نظر وسيع قرار گيرد.
شورای سياسی اتحاد جمهوری خواهان ايران
١٦ خرداد ١٣٨٤
گفتگوی سايت امروز با خشايار ديهيمی را بخوانيد.
طبق معمول، چند جملهاش را اينجا میآورم:
«... اولاً يك چيزي را تصحيح بكنم كه من مطلقاً طرفدار تحريم نيستم. برايم من يك چيز مهم است و آن اجماع بين نيروهاي تحريم و مشاركت در انتخابات است. من هيچكدام از بيانيه هاي تحريم را هم امضاء نكردم. نه اين كه من تحريم را قبول نداشته باشم من اين نوع تحريم را كه باد هواست است و موثر نيست و هيچ برنامه اي هم پشتش نيست قبول ندارم. با مشاركت هم اگر به شكست منجر شود و احتمال پيروزي نسبي در آن وجود نداشته باشد نيز مخالفم. ولي براي اين كه موضع من روشن باشد چون در سياست هيچ راهكاري جز شفافيت نمي شناسم، شفاف مي گويم كه اگر اصلاح طلبان در اين چند روز باقي مانده فضاي مناسبي را براي خود ايجاد كنند و روشنفكران و كساني كه دلشان براي كشور مي سوزد كمك بكنند (و خود من هم به اين جريان كمك خواهم كرد) نه براي تبليغ " معين" بلكه براي تبليغ يك اصول و وادار كردن اصلاح طلبان به اين كه از آنجايي كه ايستاده اند چند قدم هم پيش تر بروند. من حتما شركت مي كنم و به معين هم راي مي دهم و اين اميد كمرنگ را دارم كه موفقيت حاصل شود. من بيانيه معين را بيانيه بسيار مثبتي ارزيابي مي كنم همانطور كه مقاله اي هم درباره آن نوشتم. اما الان وظيفه اصلاح طلبان اين است كه گامهاي مثبت و عملي تري را تا قبل از انتخابات بردارند. حزبي كه پايبند آن بيانيه معين باشد شايسته راي گرفتن است اما بايد اثبات كند كه پايبند به بيانيه است.
معين بايد نشان بدهد كه مي تواند از نيروهايي كه از اول انقلاب به ناحق از كار كنار مانده اند استفاده كند و پيروزي منحصر به خودشان نخواهد بود. آن بيانيه سقف مطالبات ماست و بيش از آن،يعني انقلاب و درگيري كه "ما" نمي خواهيم اما آنچه كه مهم است اين است كه در عمل به آن بيانيه توجه شود و از بندهاي آن عدول نشود. انعطاف در تشكيل جبهه دمكراسي خواهي و تشكيل كابينه نمونه هاي عملي از اجراي بيانيه است ...»
۱. فردا صبح بچههای ستاد نسيم میروند درکه. ساعت ۷:۳۰ صبح جمعه، دم در ستاد نسیم (ولیعصر، پایینتر از فاطمی، کوچه جاوید) یا ساعت ۸:۳۰ صبح جمعه، ميدان درکه.
۲. کسانی که تورنتو هستند و میخواهند رأی بدهند، اينجا را بخوانند.
همایش حامیان معین که قرار بود امروز ساعت 5 در ورزشگاه تربیت بدنی دانشگاه تهران برگزار شود، افتاد به سه شنبه. دلیلش را هم نمی دانم.
فیلم گفتگوی حجاریان با معین امرو ساعت 19:45 از شبکه اول ÷خش می شود. ببینید و به بقیه هم بگویید ببینند.
Wednesday، June 8، 2005
این جانب ساعت 9:30 از ورزشگاه آزادی خارج شده و ساعت 2 بامداد رسیدم خیابان ظفر. مستقیم هم آمدم خانه.
لطفا جنازه ام را به رختخواب منتقل کنید.
جام جهانی مبارک. از فردا باید بیفتیم دنبال بلیت بازی های ایران در آلمان.
پرستو، ساناز، معصومه، محبوبه و 26 دختر دیگر امروز حراست سازمان تربیت بدنی را مجبور کردند که راهشان بدهند. آنها نیمه دوم بازی را توی استادیوم دیده اند. این هم مبارک است.
Tuesday، June 7، 2005
محمد حيدری رفیق يادداشتنويس قهار ما که دو تا جايزه بهترين يادداشتنويس سياسی سال را هم در خورجين دارد، چندی است وبلاگی راه انداخته. من میخواستم درباره حرفهای آرمين چيزکی بنويسم که ديم او بهترش را نوشته.
۵ شنبه ساعت ۵ بعدازظهر قرار است همه حايان معين در تهران بروند ورزشگاه تربيتبدنی دانشگاه تهران، انتهای اميرآباد روبروی کوی. اگر تهرانید و میخواهید به معین رأی بدهید، بیایدد. قاعدتاً باید چیزی شبیه برنامه ۷ خرداد ۸۰ در ورزشگاه شیرودی شود. یعنی امیدوارم که بشود.
مصطفی معين، محمدرضا خاتمی و الهه کولايی هم سخنرانی دارند.
خبر اقبال که خیلی هم مفصلتر نیست البته.
در ضمن من اين خانم کولايی را خيلی دوست دارم. نوشتم برای ثبت در تاريخ.
فيلم تبليغاتی معين ۵ شنبه ساعت ۱۹:۴۵ از شبکه اول پخش میشود.
گويا کل فيلم گفتگوی سعيد حجاريان با مصطفی معين است.
ببينيد و به همه خبر بدهيد که ببينند. نيم ساعت که وقت داريد؟
برنامه پخش فيلم تبليغاتی کانديداها از شبکه خبر
۱. چهارشنبه ساعت ۱۹:۰۵ ايران با بحرين بازی میکند. اگر مساوی کنيم يا ببريم میرويم جام جهانی و اين يعنی مردم میريزند توی خيابان.
عدهای از دخترها (و شايد هم خانمها) تصميم گرفتهاند چهارشنبه ساعت ۱۶:۳۰ بروند جلوی استاديوم. البته چون بليتهای بازی پيشفروش شده، قرارشان این بوده که قبلاً بلیت بخرند ولی اگر دختر هستید، بلیت هم ندارید و دوست دارید بازی را از نزدیک ببینید، بیایدد. شاید این دفعه به خاطر نزدیک بودن انتخابات هم که شده، دخترها را راه دادند.
۲. گویا چهلچراغیها هم میخواهند فردا دور هم جمع شوند و بازی را با هم ببینند. خوانندگانشان را هم دعوت کردهاند. اگر میخواهید بازی را در جمع یکسری خل و چل ببینید، فردا در اقبال خوانید که باید به کجا زنگ بزنید و آدرس بگیرید.
۳. بچههای ستاد نسیم (نسل سومیهای یاور معین) هر روز از ساعت ۵ تا ۸ میروند در یکی از میدانهای تهران و شروع میکنند تراکت پخش کردن و با مردم حرف زدن. البته بنده خداها گویا خیلی فحش میخورند و نیش و کنایه میشنوند. ولی اگر دوست دارید کمکسان کنید هر روز ساعت ۳ بروید ستاد نسیم تا توجیه شوید. بعد هم بروید و تبلیغ کنید. البته چهارشنبه این برنامه را ندارند و میروند دم در استادیوم. میتوانید آنجا با آنها همراه شوید.
آدرس نسیم: خیابان ولیعصر - بالاتر از زرتشت (پایینتر از فاطمی) - کوچه جاوید - ساختمان ستاد مشخص است.
۴. عدهای از فعالان جنبش زنان در ایران فراخوان عمومی دادهاند برای اعتراض به نقض حقوق زنان در قانون اساسی. میخواهند يکشنبه ۲۲ خرداد از ساعت ۵ تا ۶ بعدازظهر جلوی دانشگاه تهران جمع شوند.
راستش من به اين جمع شدنها خیلی امیدوار نیستم. حود من حداقل در ۱۰ تجمع اعتراضی به نظارت استصوابی بودهام ولی هنوز هم چشمم بايد به رهبر باشد که کانديدايی که میخواهم بهش رأی بدهم در انتخابات باشد. اصلاً قصد تضعيف روحيه یا کوچک کردن کار اين دوستان را ندارم و احتمالاً خودم هم آن روز جلوی دانشگاه تهران خواهم بود. حداقل فعالان جنبش زنان اینقدر همت داشتهاند. جنبش دانشجویی که خیال خودش را راحت کرده. انتخابات را تحریم کرده و نشسته خانه. حداقل نمیاید این تحریم را تبلیغ کند که دلمان خوش باشد اینها هنوز هستند.
در ضمن بالاخره بودن اين تجمعها بهتر از نبودنشان است. ولی فکر میکنم بايد کمی خلاقيت به خرج دهيم. مثلاً شايد اگر اين تجمع يک خواسته روشن و کوچک داشت خيلی بيشتر به مذاق من خوش میآمد.
اینها به کنار: يکشنبه ساعت ۵ جلوی در پنجاه تومنی
Monday، June 6، 2005
چند خبر که به هم مربوطند. خبر سوم را لطفاً بخوانید:
۱. امروز عزتالله سحابی و ابراهيم يزدی کنفرانسی مطبوعاتی گذاشتند و حمايت خودشان و همفکرانشان (يعنی نهضت آزادی و ملی-مذهبیها) را از معين اعلام کردند.
۲. چند نفر از سياسیهای خارج از کشور که بيشترشان هم عضو اتحاد جمهوریخواهان هستند در يادداشتهای که بيشترشان در ايران امروز منتشر شدهاند، مستقيماً يا تلويحاً، از معين حمايت کردهاند.
۳. امروز شنيدم (و منبعم هم موثق است) که معين ظرف چهار پنج روز آينده اسامی اعضای کابينهاش را اعلام میکند. عزتالله سحابی (معاون حقوق بشر) و علیرضا رجايی، حبيبالله پيمان، محمد توسلی، غلامعباس توسلی، موسی غنینژاد، کاظم معتمدنژاد و دکتر کاتوزيان وزيران کابينه هستند (چند نفر اول قطعیتر از چند نفر آخر است ولی کل لیست تا حد زیادی نهایی شده). قرار است معین اعلام کند که کابینه من اینها هستند و همینها را هم به مجلس معرفی میکنم و اگر هر کدام را رد کنند، کل کابینه کنار میرود. یعنی یا همهمان با هم میآییم یا هیچکدام.
تا جایی که من شنیدهام دادن این قولها قطعی است و احتمالاً منتظرند فوتبال ایران-بحرین بگذرد. ولی اینکه معین چهقدر سر حرفش میماند باید منتظر ماند و دید. الآن فقط میتوانیم اعتماد کنیم (یا نکنیم که من البته میکنم).
Sunday، June 5، 2005
امروز 15 خرداد بود. 27 خرداد هم انتخابات برگزار میشود. یعنی 11 روز برای تصمیم گرفتن فرصت داریم.
من تصمیمم را گرفتهام. یک ماهی هست که گرفتهام. من قصد دارم در این انتخابات به مصطفی معین رأی بدهم و میخواهم در این یازده روز بقیه را هم تشویق کنم که به او رأی بدهند. البته قبل از این هم این کار را میکردم. ولی خیلی محدودتر. شاید چون خودم هم هنوز مطمئن نبودم. ولی الآن فکر میکنم زمان تبلیغ کردن است.
من این یکی دو روزی که از سفر برگشتهام به ستاد معین سر زدهام. البته بیشتر به بخش جوانانش یا همان نسیم. میخواهم کمکشان کنم. هر قدر که بتوانم. اگر هر کدام از شماها هم میخواهید که به رأی آوردن معین کمک کنید، بیایید ببینیم چه میشود کرد. ایدههایی هم هست که اگر دقیقتر و مشخصتر شد اینجا مینویسمشان. من فکر میکنم در این چند روز نباید به اینترنت محدود بمانم و قصد دارم به تبلیغات خیابانی معین هم کمک کنم. این الزاماً به این معنی نیست که بروم و تراکت پخش کنم. ولی اگر به این نتیجه برسم که این کار بهترین است، این کار را هم قاعدتاً خواهم کرد.
خلاصه اگر پایه هستید، خبرم کنید.