حسين درخشان به نكته درستي اشاره كرده. اين بنگاههاي نظرسنجي وقتي به خانه كسي زنگ ميزنند (به موبايلها زنگ نميزنند) اول ميپرسند كه آيا براي رأي دادن ثبتنام كرده يا نه؟ (اين ميشود Registered Voter) بعد چند سؤال از طرف ميپرسند تا بر اساس جوابها تشخيص دهند كه آيا او اصلا در انتخابات شركت ميكند يا نه؟ (اين ميشود Likely Voter) و من در مقالهاي خواندم يكي از مهمترين فاكتورها براي تشخيص اينكه يك نفر در انتخابات شركت ميكند يا نه سابقه او در شركت در انتخابات است. بنابراينت جواني كه تازه به سن رأيدادن رسيده يك فاكتور مهم (از نظر اين بنگاهها) را ندارد و احتمال اينكه جزو Likely Voterها حساب نشود، زياد است. در صورتي كه آمارهاي ديگر نشان ميدهد درصد بالايي از جوانها در انتخابات شركت خواهند كرد و بيشترشان (به گفته حسين 70درصد) به كري رأي خواهند داد. بنابراين اگر اين تحليل را بپذيريم، در ايالتهايي مثل فلوريدا و اوهايو كه نظرسنجيها رقابت خيلي نزديكي را نشان ميدهند احتمال رأي آوردن كري بيشتر است و اگر كري اين دو ايالت را ببرد قطعا در انتخابات پيروز ميشود و حتي اگر يكي از اين دو تارا ببرد هم شانس پيروزياش بالاست.
اين حرفها دليل اين نيست كه كري حتما ميبرد يا در آمريكا خيلي محبوب است. خيليها در آمريكا بوش را دوست دارند و به او رأي ميدهند و با همه اين صغري كبريهايي كه من چيدم هم هنوز نميشود گفت كري برنده انتخابات است. بايد تا چهارشنبه و شايد تا يك ماه بعد از آن (كه رأي ايالتهايي مثل فلوريدا شمرده شود و حتي كار به دادگاه بكشد) صبر كرد.
- نظرسنجيهاي سراسري
- راهنماي ايالتي نيويورك تايمز
- راهنماي ايالتي سيانان
Sunday، October 31، 2004
- بعد از مدت ها فیلم دیدم. این ماهواره آدم را بدجوری از فیلم دیدم می اندازد.
Something's Gotta Give با شرکت آقا جک نیکلسون این بار در نقش یک پیرمرد دخترباز که عاشق مادر یکی از دوست دخترهایش می شود (یعنی دایان کیتون همسر آل پاچینو در پدرخوانده ها)
- مطلب شرق درباره ویدئوی جدید بن لادن (پایین صفحه) متن کامل حرف هایش هم هست. خواندنیست.
Saturday، October 30، 2004
سفیر فلسطین در فرانسه اعلام کرد که آزمایش های اولیه روی عرفات هیچ نشانه ای از سرطان خون نشان نمی دهند.
این خبر را به مادر و پدرهایتان بدهید. قاعدتا خوشحال می شوند.
مامان من امروز داشت برای عرفات دعا می کرد.
متن كامل حرفهاي بنلادن به انگليسي (از بيبيسي و نيويوركتايمز)
سايتهاي فارسي هيچ كدام متن كامل را ترجمه نكردهاند. گزارش ايسنا نسبتا كاملتر است.
انصافا قشنگ حرف زده. اگر اسم بنلادن را از بالايش برداريد، خيلي از حرفهايش منطقي و پذيرفتني هستند.
Friday، October 29، 2004
آن بخش از حرف های بن لادن را که نیویورک تایمز گذاشته ترجمه کردم:
" من و محمد عطا - خدا او را بیامرزد - توافق کردیم که همه عملیات را در عرض 20 دقیقه و قبل از آنکه بوش و دولت او متوجه شوند، انجام دهیم.
و ما فکر نمی کنیم فرمانده کل ایالات متحده همه این مردم را که شهروندان ایالات متحده بودند و برای جانشان میجنگیدند، به حال خود رها کند.
امنیت شما به دست کری یا بوش یا القاعده نیست. امنیت شما در دستان خود شماست. به هیچ کشوری که به ما حمله نکند، حمله نخواهد شد. واقعهای که بیش از همه بر من تأثیر گذاشت در سال 1982 اتفاق افتاد، زمانی که آمریکاییها به اسرائیل اجازه دادند لبنان را اشغال کند. آن زمان این حس شدید در من ایجاد شد که از مسبب آن واقعه انتقام بگیرم. ما اصلا فکر نمی کردیم که او ، فرمانده کل کشور، پنجاه هزار نفر از شهروندان کشورش را در آن دو برج رها کند تا خودشان با آن فاجعه روبرو شوند، چون فکر میکند گوش دادن به شعر خواندن یک دختر بچه کار مهمتریست. "
خیلی سریع ترجمه شده. خوشحال می شوم اشکالاتش را بگویید.
1. ویدئوی جدید اسامه بن لادن:
اسامه بن لادن بعد از بیش از یک سال یک نوار ویدئویی ضبط کرده و یک جوری رسانده به الجزیره. آنها هم قسمتی اش را پخش کرده اند. گزارشش به زبان انگلیسی را اینجا می توانید ببینید. متن گفته هایش را (البته به انگلیسی) اینجا بخوانید. از فارسی ها هم خبر فارس از بقیه بهتر است. (در واقع فقط فارس و بی بی سی فارسی خبر داده اند)
2. حال عرفات خوب نیست. دیروز بردندش پاریس. تیتر یک فردای شرق
شرق آن لاین بخش جدید سایت روزنامه شرق
قرار است در این صفحه خلاصه ای از هر خبری که آماده می شود منتشر شود. هنوز که به اصطلاح پخش آزمایشی است. می دانم اشکال زیاد دارد. پیشنهادهایتان را بگویید. به مسئولش منتقل می کنم.
Thursday، October 28، 2004
برنامه فردای جشن انیمیشن در سینما تک موزه هنرهای معاصر:
A) کارگاههای:
الف- انيميشن سنتی خميری
ب- انيميشن کامپيوتری
B) ميزگرد «انيميشن امروز»
c) چای و شيرينی (افطار)
D) نمايش فيلم های انيميشن «بهترينهای جشنوارهها»
برنامه از ساعت 2 بعد از ظهر شروع می شود. ممنون از سارا خانوم خلیلی
Tuesday، October 26، 2004
قر و قاطی:
۱. انتخابات آمریکا: یک هفته به انتخابات مانده و بازار نظرسنجیها داغ است. اگر حال و حوصله گیج شدن دارید سری به این لینکها بزنید. همه این لینکها نتایج را برحسب ایالت پیشبینی کردهاند. این هم یک مجموعه لینک است.
- نیویورک تایمز
- Race 2004
- یه جای دیگه
۲. سینما: لاکپشتها هم پرواز میکنند، فیلم جدید بهمن قبادی است که بیشتر کسانی که دیدهاند خوششان آمده. من هنوز ندیدهامش البته
۳. تیاتر: کار جدید حمید امجد اسمش بی شیر و شکر است و از دوشنبه آمده روی صحنه. یکی دو تا از بچهها دیدهاند و در وبلاگهایشان کلی تعریف کردهاند. البته تجربه نشان داده وقتی انتظار آدم از یک کار زیاد شود، حال لازم را نمیبرد.
۴. فوتبال: این هفته جام قهرمانان اروپا تعطیل است. جواب گورخرهای قرمز را سهشنبه بعد در نیوکمپ میدهیم.
۵. باز هم سینما: گویا پنجشنبه این هفته روی انیمیشن است و قرار است برنامهای در سینما تک موزه هنرهای معاصر برگزار شود. اگر نمایش فیلم داشته باشد، به رفتن میارزد. کسی خبر بیشتری ندارد؟ (ادامه: ممنون از سارا خانوم خلیلی انیمیشن ساز پرآوازه. روزنامه شرق خبری درباره جشن انیمیشن دارد.)
Sunday، October 24، 2004
این یادداشت جواب جواب علی به جواب من به یادداشت اوست.
1. جدی بگیریم یعنی چه؟ یعنی دم به دمشان بدهیم، یا سعی کنیم بفهمیمشان، یا ازشان انتقاد کنیم، یا ...؟ جواب مشخص بده. جواب عملی.
2. تو یک جورهایی نقطه شروع تأسیس نظریههای عدالتطلبانه جدید را جدی گرفتن این گفتمانهای موجود دانستهای. یعنی تو این را مهمتر از مطالعه نظریههای موجود عدالتطلب یا شناخت نظریههای مقابل یا راههای دیگر میدانی؟ واقعا به این اولویت میدهی؟
3. حرفت ناتمام بود. تمامش نمیکنی؟
ادامه: من از علي عصباني نبودم و نيستم حتي زماني كه اين يادداشت را مينوشتم از چيز ديگري هم عصباني نبودم. نميدانم چرا كورش من را عصباني ديده. اگر لحنم بد بوده از علي و كورش و بقيه عذر ميخواهم.
چند روز پیش گویا حال این خانم خوب نبوده و چیزکی در وبلاگش نوشته که کسی خیلی چیزی ازش دستگیرش نشده. این آقا هم -بدون اشار به شخص خاصی- از این کار خانم که آن را مثل "در گوشی حرف زدن جلوی دیگران" دانسته، انتقاد کرده. گویا دیگرانی هم به این خانم انتقاد کرده بودند. حالا این خانم جواب این انتقادها را داده.
راستش من درباره این موضوع، موضع مشخصی ندارم و با بخشی از حرفهای هر کدام از طرفین همدلم. ولی بحث، بحث جالبیست. اگر شماها احیانا جایی چیزی در این مورد دیدیی لینکش را بگذارید من هم بخوانم.
Saturday، October 23، 2004
Wednesday، October 20، 2004
فردا (یا به قول استاد بهرام شفیع امروز) پنج شنبه ساعت 4 بعدازظهر تجمعی عست در انجمن صنفی روزنامه نگاران برای اعتراض به بازداشت بچه ها از جمله وبلاگ نویس ها. بعدش هم افطار مهمان انجمن هستیم.
آدرس انجمن: بولوار کشاورز - بعد از خیابان فلسطین (به سمت غرب) - خیابان شهید کبکانیان - تقریبا آخر کوچه هفتم. پلاکش هم فکر کنم 87 است ولی تبلو دارد.
اگر وقت دارید حتما بیایید.
همه چي رو ول كن، اينو بچسب:
امشب (چهارشنبه) ساعت 22:15 (به وقت تهران)
ميلان - بارسلونا
كافو، شوچنكو، كاكا، مالديني، نستا، كاستا و سيدورف يك طرف.
ولي يه رونالدينيو براي همهشون بسه. ديگه كار به لارسن، اتوئو و ژاوي نميرسه.
Tuesday، October 19، 2004
اگر خبرهای مربوط به انتخابات آمریکا را دنبال میکنید احتمالاً مثل من اعصابتان از اين نظرسنجیهای مختلف خرد شده. مطلبی نوشتم در شرق امروز که بررسی اين نظرسنجیهای رنگ و وارنگ است. ولی قبل از خواندن سه نکته:
۱. خيلی از چيزهايی که درباره انتخابات آمريکا نوشتهام ممکن است غلط باشد. حتماً بهم بگویید.
۲. اين مطلب اگر روی شبکه نوشته شده بود، میشد کلی لينک به اين نظرسنجیها در آن داد که در روزنامه اين ممکن نيست. اگر کسی منبع اينها را خواست، در خدمتم.
۳. آن قسمت از مطلب که درباره شروع رأیگيری در ايالت فلوريداست را رضا ثابتي نوشته ولی لطف کرده و کل مطلب را به نام من زده. دستش درد نکند.
علی معظمی بالاخره جواب من را داد.
الآن خستهتر از آنم که دقیق نوشتهاش را بخوانم و احیاناً چیزی در ادامهاش بنویسم.
(بالاخره علی دو هفته طول داد، من حق ندارم يکی دو روز ناز کنم؟)
Monday، October 18، 2004
Sunday، October 17، 2004
امشب پيش يکی از دوستان بودم و شبيه شبهای پاييز و شبهای رمضان سه سال گذشته نشستيم و مخ هم را خورديم. نتيجهاش اين شد که من آمدم و شروع کردم به خواندن نوشتههای وبلاگم از ب بسمالله يعنی اول شهريور ۱۳۸۲ و تا اواسط آذر ۱۳۸۲ را خواندم. وبلاگم چقدر فرق کرده!
نمیدانم. مطمئن نيستم کدام را بيستر دوست دارم. ولی تجربه خيلی جالبی بود.
فکر کنم بد نیست توضیحی درباره اين خبر (پايين صفحه درباره رسوايی مالی حزب دموکرات) و اين گزارش که در شرق چاپ شده، بدهم. گرچه قاعدتاً مسئوليت هر نوشتهای برعهده نويسنده و حداکثر سردبير روزنامه است، ولی چون يکی دو تا از دوستان با من تماس گرفتند و اعتراضشان را به من منتقل کردند اين را بگويم که به نظر من هم اين خبر و اين گزارش موثق نيست. با يک جستجو در گوگل میبينيم که فقط واشنگتن تايمز و ورلدنتديلی (که هيچ کدام منابع معتبری نيستند) ان خبر را آوردهاند. حتی بقيه منابع به نقل از اين دو منبع خبر را رد نکردهاند.
بعد از چاپ خبر در روزنامه شنبه هم به بچهها گفتم اين خبر موثق نيست ولی همين چند دقيقه پيش روی سايت روزنامه ديدم يک گزارش مفصل ديگر هم روی آن رفتهاند.
Saturday، October 16، 2004
امشب رئال با سويا بازي دارد و بارسلونا با اسپانيول.
شبكهاي كه لاليگا (ليگ اسپانيا) را نشان ميدهد، الجزيره ورزشي است.(فكر كنم اسمش JSC SPORT) است. البته بايد Nilesat داشته باشيد. (يكي از بچهها پرسيده بود)
Friday، October 15، 2004
يکی ديگر از جلوههای کمتر دیده شده لهجه اصفهانی:
خیلیها (از جمله من) میگويند جونوب، اصفهانیها میگویند جُنوب
خیلیها (از جمله من) میگويند گوروه، اصفهانیها میگویند گُروه
خیلیها (از جمله من) میگويند غوروب، اصفهانیها میگویند غُروب
Thursday، October 14، 2004
1. مناظره سوم را هم دیدم. باز هم به نظر من کری بهتر بود. نظرسنجی ها هم همین را می گویند. باز هم احتمالا گزارشش را برای روزنامه شنبه می نویسم. حسین درخشان خوب نوشته.
2. سینا تابش خبر داده که امید معماریان به خانه اش زنگ زده و گفته دو سه روز دیگر آزاد می شوم. حنیف مزروعی را هم قرار بود 48 ساعته آزاد کنند.
3. ببخشید از تعدد پست ها و نیز پست های تکراری در زمان گزارش بازی دیروز. داشتم از لپ تاپ یکی از دوستان استفاده می کردم.
Wednesday، October 13، 2004
دقيقه ۷۶:
ايران ۲ - قطر ۲
آرش برهانی که تازه آمده بود توی زمين، گل زد.
گل دوم قطر را هم يحيی به خودمان زد.
Tuesday، October 12، 2004
همين الآن يكي از بچهها با پسر كروبي حرف زده و او گفته ساعت 8:30 مجمع اطلاعيه ميهد. او گفته پدرش خبر را حتي به او هم نگفته چون ميترسيده درز كند.
1. امروز ظهر خاتمي، كروبي و موسوي خوئينيها رفتهاند پيش موسوي. بعد از آن جلسه هم بدون اينكه هيچ خبري بدهند، مجمع روحانيون مبارز براي بررسي ماجرا رفتهاند داخل جلسه و گفتهاند نتيجه ديدار با موسوي را بعد از اين جلسه اعلام ميكنند.
هرچه بچههاي سرويس سياسي تقلا ميكنند از جايي خبر بگيرند موفق نميشوند (حداقل تا الآن موفق نشدهاند). ولي با توجه به اينكه اينها بدون اينكه هيچ حرفي بزنند رفتهاند داخل جلسه قاعدتا موسوي جواب رد جدي داده و اينها ميخواهند درباره كانديداي بعديشان (قاعدتا كروبي) تصميم بگيرند.
من الآن از روزنامه ميروم بيرون ولي اگر خبري برسد قاعدتا در روزنامه فردا كار ميشود.
2. استعفاي ابطحي قبول شد.
Monday، October 11، 2004
من دوست تعدادی دوست اصفهانی دارم و الان هم تعدادی همکار اصفهانی پیدا کرده ام و خودم را محق می دانم درباره شان یک تئوری بدهم:
اصفهانی ها کلمات بر وزن مُتِفَعِل را مُتُفَعِل تلفظ می کنند. مثلا:
متِشکر را میگویند متُشکر.
متِفکر را میگویند متُفکر.
متِنوع را میگویند متُنوع.
و الخ
آدم وارد کاری که میشود، علایقش تغییر می کند. یعنی حداقل آن چیزی که درباره اش کار می کند میاد جزو علایقش حتی اگه قبلا نبوده باشد.
من قبلا مسائل بین الملل جزو اولویت هام نبود. نه اینکه اصلا تعقیبشان نکنم ولی مثلا صفحه بین الملل روزنامه جزو اولین صفحه هایی نبود که می خواندم یا مثلا خیلی کم پیش میامد به سایت های خبری خارجی بروم. ولی الان اگر روزنامه هم نباشم گاردین و صفحه خبرهای خارجی اش جزو اولین جاهاییست که چک می کنم.
همه این صغری کبری ها را چیذم که نوشته های زیادم در اینجا درباره انتخابات آمریکا را توجیه کنم:
ایمان یک سؤال جالب مطرح کرده و من علاف هم نشستم و حساب کردم ولی چون خواسته فعلا جواب ها مخفی باشد، چیزی نمی گویم. شما هم حدس بزنید. بد نیست.
Sunday، October 10، 2004
حوصله ندارم چندباره و چندباره روضه بی حال شدن دانشگاه و دانشجوهای جدید را بخوانم. ولی گویا یکی حوصله داشته و نوشته. قشنگ هم نوشته.
موسويان كسي كه در مذاكرات اخير ايران با آژانس نفر اصلي بوده ديشب به رويترز گفته (فارسي-انگليسي) ايران از پيشنهاد تيم كري-ادواردز استقبال ميكند. آنها گفتهاند بهتر است آمريكا خودش به ايران سوخت تحويل دهد تا اگر اين كشور قصد صلحآميز دارد كاترش راه بيفتد. در عوض ايران غنيسازي را كاملا متوقف كند.
اين حرف موسويان يعني حمايت از كري و اين با نوشته چند روز پيش من كاملا متناقض است. در نتيجه من حرفم را پس ميگيرم. من آن نوشته را براساس حرف يكي از خبرنگاران حوزه وزارت خارجه نوشته بودم. او گفته بود خرازي در حاشيه يكي از مصاحبههايش گفته ما ترجيح ميدهيم همين تيم در كاخ سفيد بماند.
شرق هم گزارشي در اين مورد دارد كه فردا ميتوانيد بخوانيدش.
تکمله: این هم گزارش شررق (نوشته کامبیز توانا)
Saturday، October 9، 2004
همین الآن دیدم که ژاک دریدا مرده.
از دریدا چیزی نخواندهام. همین قدر میدانم که این فرانسوی از بزرگان و بنیانگذاران سنت فلسفیای بود که به آن ساختارشکنی میگویند.
اهمیتش تقریباْ اندازه فوکو بود و تقریباْ هم همسن بودند.
نکته جالب در پوشش خبری مرگ دريدا اينست که با اينکه دريدا يکی از مهمترين فيلسوفان زنده است و الآن که من اين را مینويسم حدود ۳ ساعت از مرگش گذشته، خبر مرگ او در صفحه اول ياهو نيوز نيست. تو صفحه جهانش هم نیست. ولی تو صفحه اروپا هست. ولی بیبیسی خبرش را گذاشته خبر دوم. آمريکايیها هيچ وقت فيلسوفهای قارهای را آدم حساب نمیکنند.
ادامه: این را امیر پویان شیوا از ه کلاسی های دوران دبیرستان نوشته: "سلام بهمن جان. اتّفاقاً دریدا - باین خاطر که مدّتها در آمریکا درس خونده (هاروارد) و درس داده (جانز هاپکینز، ییل، کالیفرنیا) - تو آمریکا طرفدار داره. مشهورترینشون که سر و صدا و جنجال هم به پا کرده بود، پل دمانه. هارولد بلوم و میلر و هارتمن شاید آدمای مهم دیگه باشن. (خلاصه اونچیزی که به مکتب نقد ادبی ییل مشهوره، متأثر از دریداست) البته نگفته نذارم که دریدا خودش خیلی به این ساختشکنی آمریکایی خوشبین نبوده... ولی حساب انگلیسیها جداست. فلسفة انگلوساکسون و انالتیک هیچوقت با فلسفة کنتینانتال کنار نیامده و نمونهاش موردیه که سر تقدیم دکتری افتخاری به دریدا در کمبریج پیش اومد. خلاصه اینکه آمریکاییها همهشون با دریدا بد نیستن. اون طیفی که در فلسفة آنگلاساکسون بهمراه انگلیسیها قرار میگیرن، اینطورن." ممنون از امیر و العهدة علی الامیر.
به آلمان 2-0 باختیم. نیمه اول خیلی خوب بودیم و نیمه دوم خیلی بد.
آلمان هم حمله نمی کرد. فقط دو تا گل زدند. مگر کار بیشتری هم قرار بود بکنند؟
در ضمن ببخشید. بازی ایران - قطر همین چهارشنبه است نه چهارشنبه بعد. ممنون از سینا.
استاديوم نرفتيم. يكي از بچهها كه از ظهر آنجا بود ساعت 5 زنگ زد و گفت استاديوم پر شده.
در نتيجه باز هم لم دادن روي مبل و تخمه آفتابگردان.
1. امروز ساعت 7:30 ایران با آلمان در ورزشگاه آزادی بازی می کند.
آخرین باری که استادیوم رفتم، بازی ایران-ایرلند بود. یکی از بدترین خاطره هایم از استادیوم آزادی.
امروز قصد دارم بعد از نزدیک دو سال دوباره بروم استادیوم، به یاد ایام جوانی. دیدن فوتبال از نزدیک حال دیگری دارد. مخصوصا که این تیم ایران یکی از قوی ترین تیم های ملی است و اصلا بعید نیست آلمانی را که خیلی اوضاعش خوب نیست در تهران ببریم و کلی سروصدا به پا کنیم. در ضمن بردن این بازی روحیه بچه ها را برای بازی با قطر (که حدود 10 روز دیگر است و برای بالا رفتن از گروهمان در مقدماتی جام جهانی حتما ببریم) خیلی بالا می برد.
2. دیشب (امروز صبح به وقت تهران) دومین مناظره بوش-کری انجام شد. حدود یک ساعت دیگر (11:30) CNN دوباره پخشش می کند. قاعدتا باید گزارشش را زود بنویسم که بتوانم بروم استادیوم.
Friday، October 8، 2004
دادستان تهران از حسین شریعتمداری به دلیل نوشتن یادداشت "خانه عنکبوت" شکایت کرد. البته در اطلاعیه اش یک سری فحش هم به محمدرضا خاتمی و رجب علی مزروعی داده.
علي معظمي يادداشتي نوشته درباره مسئله پاكدشت. پيشنهاد ميكنم مطلبش را كامل بخوانيد ولي براي كساني كه حوصلهاش را ندارند ميگويم حرف اصلي علي در اين يادداشت اين است كه حاشيههاي اطراف تهران پر است از فقيراني كه ممكن است هر جرمي انجام دهند. بعد ميپرسد: "با اين نابرابري روز افزون و اين فقر سياه چه بايد كرد؟ ادامهي اصلاحات؟! رفتن به موضع راديكال؟ انتظار؟ سكوت؟ هيچ؟". علي ميگويد امروز گفتمان برابريطلبي [در برابر گفتمان آزاديخواهي] در ضعيفترين موقعيتش قرار دارد و آخر سر پيشنهاد ميدهد: "شايد اولين قدم در راه گذر از چنين وضعي شناخت درست و نقد بضاعت اندك موجود باشد؛ بايد گفتارهاي عدالتخواهانهي موجود را حتي اگر در فعليتشان «تخيلي» شده باشند جدي بگيريم؛ چرا كه نيتشان جدي است. از اين جا شايد بتوانيم به سمت تاسيس نظريههاي عدالتخواهانه و برابريطلبانهي جدي پيش برويم كه در مقابل اين وضعيت فاجعهبار پاكدشتي حرفي درخور و از روي تحقيق داشته باشند."
خب. من با آن قسمت از حرف علي كه گفتمان برابريطلب در موضع ضعف است موافقم و خيلي هم از اين موضوع خوشحال نيستم. ميدانم كه علي هم شبيه من فكر ميكند (كه از نوشتهاش هم پيداست). در نتيجه من فكر ميكنم كه بايد بنيه نظري خودم درباره اين طرز فكر را قويتر كنم تا بتوانم در آينده به ايجاد چيزي كه علي آن را "نظريه عدالتخواهانه و برابريطلبانهي جدي" ناميده كمك كنم. اما هميشه نميتوانستم يك راه روشن براي خودم پيدا كنم.
اين يادداشت علي هم قاعدتا بايد براي اين سؤال جوابي داشته باشد. ولي به نظر من اين نوشته خيلي مجهول و مبهم نوشته شده. من فكر ميكنم يكي از دلايلش اين است كه علي هنوز به فضاي وب عادت نكرده و بيشتر فضاي روزنامه را در ذهن دارد.
علي آقا! من اين نوشتهات را جدي گرفتهام و ميخواهم از توي آن يا از بحثهايي كه شايد شكل بگيرد جواب سؤالم را درآورم. از تو ميخواهم كه درباره راه حلت توضيح بيشتري بدهي. آنهايي كه "در فعليتشان تخيلي شدهاند" و تو ميخواهي كه آنها را جدي بگيريم، كياند؟ گرايشهاي محافظهكارانهي غريب بين چه كساني كه شعار عدالت و امنيت ميدهند رواج پيدا كرده؟ سرنخهايي از "بضاعت اندك موجود" كه ميگويي بايد آن را بشناسيم و نقدش كنيم، نشان بده.
منتظر جوابت هستم.
اين وبلاگ نعمتالله فاضلي است. اين آقا مقيم سوئد است. آقاي فاضلي يادداشت مفصلي نوشته در معرفي سوئد. براي من كه از سوئد خوشم ميآيد و اطلاعات زيادي هم دربارهاش ندارن جالب بود.
Thursday، October 7، 2004
بابا، تا من تصمیم میگیریم کاری را بکنم، همه همان کار را میکنند.
من از چند روز پیش که دبش را دیدم، منتظر بودم چند روز بگذرد و هر نفر دو سه یادداشت بنویسد و بعد سایت را معرفی کنم. امروز صبح که آنلاین میشدم تصمیم گرفتم امروز این کار را بکنم. مثل این کارتونها هر وبلاگی را که باز میکردم دبش را معرفی کرده بود. هیچ کدامشان هم تا دیشب این کار را نکرده بودند: کورش، پرستو، حسین.
در هر صورت: این سایت هم چیزیست شبیه حلقه ملکوت و حلقه سیمرغ (که الپر مدتهاست قصد دارد راهش بیندازد). کار را محمود فرجامی جمع کرده و بیشتر نویسندگانش هم از بچههای شرق هستند: حمید ابک، محمد رهبر، امید مهرگان و عباس کوثری.
البته امید مهرگان و محمد رهبر هنوز یک یادداشت بیشتر ندارند که فکر کنم از نوشتههایشان در شرق است.
اما جذابیت این سایت برای من و احتمالا برای خیلی از شماهایی که به اینجا سر میزنید این است که این دبش، علی آقای معظمی را هم آلوده کرده. براس کسانی که علی را میشناسند که نیازی به توضیح نیست، برای بقیه هم توضیح فایدهای ندارد. فقط امیدوارم وبلاگ علی به اندازه خودش جذاب باشد.
Wednesday، October 6، 2004
1. خانه عنكبوت 2 - سرمقالهاي ديگر از حسين شريعتمداري در كيهان
2. گزارش مناظره چني و ادواردز را هم نوشتم كه تيتر يك روزنامه پنجشنبه است.
Tuesday، October 5، 2004
1. شنيدهايد كه نگذاشتند باقي سوار هواپيما شود؟ آنهم در حالي كه از محل كنترل گذرنامه رد شده بوده. يعني اسما در ليست رسمي ممنوعالخروجها نبوده ولي يكي آنجا او را شناخته و برش گرداندهاند.
2. ماجراي تلفن حسين درخشان به حسين شريعتمداري خيلي جالب بود. بهنظرم اتفاق مهمي بوده. نميدانم اهميتش دقيقا به چيست ولي وقتي خبرش را ميخواندم كاملا احساس ميكردم دارم خبر يك اتفاق مهم را ميخوانم.
Sunday، October 3، 2004
استیضاح خرم رأی آورد، با 188 رأی وافق از 258 رأی.
بعید است خاتمی برای این چند ماه وزیر جدید تعیین کند. احتمالا یکی را می کند سرپرست وزارتخانه تا این دوره تمام شود.
اولين نظرسنجي كلي بعد از مناظره كري و بوش نشان ميدهد كه كري دو، سه درصد از بوش جلو افتاده. (49 به 46 بدون احتساب نيدر و 47 به 45 با احتساب نيدر) در صورتي كه هفته قبل كري شش، هفت درصد عقب بود.
در ضمن خواننده ناشناختهاي كامنت گذاشته بود كه شوراي عالي امنيت ملي طرفدار كري است. اي بابا! مسئولان جمهوري اسلامي كه رسمي و غيررسمي اعلام كردهاند ترجيح ميدهند بوش رأي بياورد. اگر مناظره را هم گوش كنيد يا گزارشهايش را بخوانيد ميبينيد كه موضع كري در مقابل ايران تندتر بود. (هميشه هم موضع دموكراتها در مقابل ايران تندتر بوده)
به درخواست پرستو خانم:
به نظر ميرسد كه نمايندهها تصميمشان را درباره استيضاح گرفتهاند و دفاعيات خرم خيلي تأثير نداشته باشد. از طرف ديگر يكي از بچههاي روزنامه هم ميگفت رهبر قبل از جلسه استيضاح خرم را خواسته. قاعدتا به او گفته حرفهايي را كه گفته بود ميگويم، نگويد. شايد هم قولهايي به او داده باشد. خدا ميداند.
نتيجه استيضاح را انشاءالله همين جا مينويسم.
Friday، October 1، 2004
گزارش مناظره بوش و کری را نوشتم. تیتر یک روزنامه شنبه است. (البته در این لحظه که من این پست را می نویسم هنوز سایت شرق آپ دیت نشده ولی لینکش درست است)
مناظره کری و بوش را دیدم.
به نظر من این مناظره خیلی به نفع کری تمام بود. طبق نظرسنجی غیر رسمی CNN/GALLUP هم 50 درصد آمریکایی ها گفته اند کری این مناظره را برده، 25 درصد گفته اند بوش برده و 25 درصد هم گفته اند برایشان فرقی نمی کند.
الآن می روم روزنامه و قاعدتا گزارش این مناظره را می نویسم. اگر نظرسنجی یا مطلبی دیدی که چیز خاصی داشت لینکش را در کامنت همین مطلب بگذارید. ممنون می شم.
اولین مناظره کری و بوش برگزار شده ولی من نتوانستم ببینم.
اگر شما هم مثل من ندیدید و می خواهید ببینید حدود 1 ساعت دیگر (11 صبح به وقت تهران و 7:30 به وقت گرینویچ) بنشینید پای CNN. گویا کری نفس بوش را گرفته.
بعدالتحریر: ببخشید. 11:30 به وقت تهران و 8 به وقت گرینویچ)