چشمانداز سينمای مستند هلند سومين برنامه از سری نمایش فیلمهای مستند کشورهاست. برنامه اول چشماندار سينمای مستند فرانسه و برنامه دوم چشماندار سينمای مستند فلسطين و لبنان بود که البته اولی غلغله و دومی سوتوکور بود.
من اگر خدا بخواهد دو سه روزی عازم سفرم و نمیتوانم فيلمها را ببينم ولی شما اگر میتوانيد از دستشان ندهيد. امروز که گذشت ولی تا ۱۱ تير (۵شنبه) برنامه برقرار است. فيلمها را در سينما فلسطين (سالنهای ۲و۳) و خانه هنرمندان نمایش میدهند. زمان نمایش هم از صبح تا شب است. برنامهاش را روی شبکه پیدا نکردم که لینک بدهم. ولی فکر کنم هر روز روزنامه شرق (در صفحه آخر یا صفحه سینما) برنامه را مینویسد. امروز که نوشته بود.
Monday، June 28، 2004
Saturday، June 26، 2004
اينم وبلاگ مجیدخان ساسانی يکی از دوستان قديمی من است. اگر به شعر علاقه داريد که برويد و حالش را ببريد. اگر هم مثل من علاقه ويژهای به شعر نداريد، از سر زدن به وبلاگش ضرری نمیکنيد. بعضی شعرهايی که مینویسد(نه میگوید)، واقعاً قشنگند. مثلاً اين:
در جهان هرگز زنی زيباتر از حوا نبود
گر دو چشمان تو را يک شب امانت می گرفت
یا این :
ميان ما و يوسف جز همين يک نکته فرقی نيست:
زليخا پاره کرد از رو به رو پيراهن ما را
یا این یکی.
Friday، June 25، 2004
کوهستان سرد (Cold Mountain) ساخته مینگلا را دیدم. چنگی به دل نمی زد. البته تا آخر آخرش ندیدم ولی بیشترش را دیدم. از فیلم قبلی مینگلا (آقای ریپلی با استعداد) هم خیلی خوشم نیامده بود.
اسپانیا، ایتالیا، آلمان، انگلیس و فرانسه خداحافظ.
اگر چک و هلند برسند فینال یعنی یکی از قشنگ ترین مسابقه های امسال اروپا دوباره در فینال تکرار می شود و این خبر خوبی برای فوتبال است.
Wednesday، June 23، 2004
آنونس:
گاردين مصاحبه مفصلی کرده با کلينتون. خواندنی است. من هم ترجمهاش کردهام که فردا در صفحه اروپا و آمريکای شرق چاپ میشود.
Tuesday، June 22، 2004
اين فيلتر کردن سايتها هم روز به روز بدتر میشود. من کارت سپنتا دارم و نمیتوانم Nedstat را باز کنم. تا ديروز که کل وبلاگهای بلاگاسپات را هم بسته بود که خدا را شکر امروز باز کرده. اون روی سگ آدم رو بالا میآرن.
ديشب سیزده(Thirteen) را ديدم.
مرثيه ای برای يک رؤيا (Requim For a Dream) را ديده ايد؟
- اگر Requim For a Dream نود باشد، Thirteen شصت و پنج است. (يعنی نمیتونم بگم Thirteenچرکنويس اونه، ولی يه چيزی تو همین مايهها)
- اگر Requim For a Dream را به سفارش ستاد مبارزه با مواد مخدر آمريکا ساختهاند، Thirteen را به سفارش ستاد مبارزه با مفاسد اجتماعی آمریکا ساختهاند.
- اگر به قول هپلی حس آدم بعد از ديدن Requim For a Dream مايل به خودکشی است، بعد از Thirteen حس آدم اينست که خانواده چقدر چيز خوبيست.
خلاصه کلام: Thirteen را ببينيد و لذت ببرید. اما با Requim For a Dream قايسهاش نکنيد چون میخورد توی ذوقتان.
Monday، June 21، 2004
« نسل ما بدون آنکه سقفی بالای سر داشته باشد، و در هراس از آزار دولت رشد یافت. میخواستیم دنیا را عوض کنیم، ولی نمیدانستیم چه باید کرد. جوانان، کشور خود را لعنت میکنند و این سرزمین را ترک میگویند. برخی از اینجا میروند، بدون اینکه بدانند چرا. استادان دانشگاه میروند، دانشجویان میروند، هنرمندان و ورزشکاران ترک وطن میکنند. همه آنها میخواهند دنیا را فتح کنند، اما جایی برای فتح کردن نمییابند...
... خدا میداند باید چند سال بگذرد تا بفهمیم ما نیز میتوانیم به دنیایی بهتر دست یابیم؟ ...
... ناشاد و بیاعتماد به چشمان من مینگرید و میگویید من از این کشور میروم و دیگران هم هرچه میخواهند بکنند، به جهنم؟ من کلاف خود را میبافم و سخت هم میبافم. من فقط راهی را دنبال میکنم که آن را با قلبم درک میکنم و میفهمم. به راه مظلومان میروم و طرف آنها را میگیرم، اما نه طرف آنها را که خاموشاند...
... همیشه پلیسهایی هستند که در نزدیکی ما در گوشهای توی کامیونهای سبزرنگشان کمین کردهاند؛ همواره روستازادگان جوانی که به خدمت فراخوانده شدهاند، در حالی که کلاهخودهای گشاد هچون قابلمه در سرشان میلرزد به عنوان سرباز در مقابل ما قرار خواهند گرفت و الاغهای گوشتالودی هفتتیر در دست نشان و حمایل خود را محکم کرده و برای جوخه اعدام فریاد خواهند زد: آتش ...»
پریروز، میدان فاطمی از رضا و مرجان جدا شدم و پیاده راه افتاد طرف خانه. همینطور که سرپایینی کاخ را یامدم پایین، کتاب آلنده؛ روایت یک زندگی را هم از کیفم درآوردم و شروع کردم به خواندن. به این جملات که رسیدم دلم لرزید. فکر کردم چقدر شبیه حرفهاییست که در دل خیلیهای ما هست. اینها را آلنده در حدود 25 سالگی در یک سخنرانی گفته. فکر کنم برای کسی که میخواهد فعالیت سیاسی کند، دانستن زندگی آلنده خیلی بدرد بخورد.
Sunday، June 20، 2004
آقا ما يک رفيق احقی داريم که طرفدار اسپانياست. يکی نيست به اين بابا حالی کنه تيمی که يک جام در ميون از گروهش بالا نمياد، در ضمن مربیاش مورينتس، والرون و باراخا رو میشونه روی نيکت بايد بره بالا؟ نه، خدا وکيلی شما بگين.
Saturday، June 19، 2004
با اينکه بيشتر پيشبينیهای من درباره بازیها غلط از آب در مياد، اروز روز خوبی بود. من بازی لتونی-آلمان رو مستوی پيشبينی کرده بود که درست از آب در اومد. (البته من گفته بودم ۲-۲) بازی چک-هلند رو هم گفته بودم ۲-۲ که تا دقايق آخر ۲-۲ بود.
ولی از همه مهمتر اين که امروز تو روزنامه گفتم بازی چک-هلند جزو سه تا بازی قشنگ جام است که خوشبختانه رو سفيد شدم. فکر کنم يکی از قشنگترين بازیهای سال اروپا بود. از هر نظر عالی بود. دو تا تيم تا توپ رو میگرفتن حمله یکردند. در ضمن بازی اصلاً خشن نبود و بازيکنها تا آخرين لحظههای بازی مثل يک سری دوست با هم برخورد میکردند. بعد از هر خطا دست همديگر را میگرفتند و با هم خوش و بشی میکردند. واقعاً لذت بردم. دست همهشان درد نکتد.
دو سه ماه پيش چند خطی درباره ماهنامه مانتلی ريويو نوشتم (که هر چه میگردم پيدايش نمیکنم). همين قدر بگويم که يک مجله چپ معتبر است که از سال ۱۹۴۹ منتشر میشود. پل سوئيزی (اقتصاددان چپی که قبل از عيد مرد) هم بنيانگذارش بوده است.
چند روز پيش علی معظمی مقالهای نشانم داد که جفتمان خيلی حال کرديم. آلبرت اينشتين برای شماره اول مانتلی ريويو مقالهای نوشته بود به اسم «چرا سوسياليسم؟». قرار شد بچهها ترجمهاش کنند ولی مطابق معمول در کارهای روزنامه گم شد. امروز ديدم سايت اخبار روز ترجمهاش را گذاشته.
Friday، June 18، 2004
قصد دارم اينجا درباره اورکات چيزی ننويسم ولی اين يکی واقعاً جالب است (گرچه حتماً خودتان تا حالا ديدهايدش). برويد بخش News بعد هم بخش demographics (سمت چپ)
جام ملتها يواش يواش ديدنی میشود. (البته من که از اول میديدم)
باز ديشب فرانسه - کرواسی واقعاً عالی بود. ابته من فقط نيمه دومش را ديدم ولی از همه بازیهايی که تا امروز ديدهام بهتر بود. اميدوارم همينطور پيش برود.
در ضمن لطفاً شخصيتهای حقيقی بگويند به نظرشان چه تيمی قهرمان میشود. به هر کس که درست گفت جايزه میدهيم، انشاءالله.
Thursday، June 17، 2004
اعتراض به پیشنویس جرایم اینترنتی
متن پیشنویس را پیدا کنید و بخوانید. آن وقت شاید دلتان خواست این متن را امضا کنید.
حسین درخشان چیزکی درباره یکی از بندهای قانون ISP ها نوشته.پشنویش قانون جرایم اینترنتی از این بند هم ضایعتر است.
بچههايی که زمانی در يکی از مدرسههای سمپاد درس خواندهاند، سری به سايت بانک اطلاعاتی سازمان بزنند و فرمش را پر کنند. قاعدتاً به خانههايتان پست کردهاند ولی خب خيلیها که ايران نيستند. در هر صورت وقتی ازتان نمیگيرد. من که ۱۰ دقيقهای پرش کردم.
Monday، June 14، 2004
يادداشت خواندنی نيکآهنگ کوثر درباره گلآقا که چند روز پيش در شرق چاپ شده ولی من الآن لينکش را در وبلاگ حسن سربخشيان ديدم و خواندمش و حال کردم.
اوضاع زندگی چندان بر وفق مراد نيست. احتمالاً برای همين است که کمتر مینويسم. خدا را شکر اين مخدر هست که شبی چهار پنج ساعت سرم را بهش گرم کنم.
برای خالی نبودن عريضه:
شهر زيبا اکران شده. فيلم خوبيست ساخته اصغر فرهادی (کارگردان رقص در غبار و سريال داستان يک شهر). ترانه عليدوستی که کولاک کرده. فرامرز قريبيان هم خيلی خوب بازی است. يک پسر هفده هجده ساله هم در فيلم هست که او هم خيلی خوب بازی کرده. خلاصه کلا به ديدن میارزد. (در ضمن شهر زيبا در جشنواره کانديدای ۱۱ جايزه از جمله چهار جایزه بازیگری شد که البته هيچ کدام را نبرد.)
Saturday، June 12، 2004
امروز رفتم خانه هنرمندان. اول رورتی حرف زد، بعد شایگان، بعدش یکی به اسم پروفسور مکلین (که بنده خدا جزو برنامه نبود و معلوم هم بود برای حرف زدن آماده نیست) و آخر سر هم جهانبگلو.شایگان که حرف حساب نزد. جهانبگلو ه خیلی چیز بدردبخوری نگفت. سخنرانی رورتی هم که متنش هست، خودتان بخوانید ببینید چی گفته.
فردا هم قرار است در مرکز پژوهشهای مدیریت و برنامهریزی (یا همچین چیزی) سخنرانی کند. فکر کنم محلش نیاوران است.
همين الآن ديدم که وقايع اتفاقيه متن سخنرانی امروز رورتی را چاپ کرده.
نمیدانم کار درستی کردهاند يا نه ولی شرق هم متن سخنرانی را داشت ولی فکر کرد درست نيست قبل از اينکه خود سخنرانی انجام بشود متنش را در روزنامه چاپ کند.
ريچارد رورتی ديشب آمده تهران و امروز ساعت ۱۷:۳۰ در تالار بتهوون خانه هنرمندان سخنرانی میکند. اسم سخنرانیاش هم هست «دموکراسی و فلسفه». فردا شرق و قاعدتاً وقايع اتفاقيه، متن کامل سخنرانیاش را با ترجمه پيام يزدانجو چاپ میکنند.
رورتی الآن يکی از مهمترين و شايد مهمترين متفکر آمريکايی زنده است. حوزه کاريش هم فلسفه سياسی است. فقط هم يک کتاب از رورتی به فارسی ترجمه شده که آن هم واقعاً کتاب نيست. يک مقاله مفصل است که با مقدمهای که ديهيمی برايش نوشته شده حدود ۸۰ صفحه آن هم در قطع کوچک. اسم کتاب «اولویت دموکراسی بر فلسفه» است و انتشارات طرحنو چاپش کرده.
ايده اصلی اين کتاب رورتی اينست که با بحث فلسفی درباره ماهيت دموکراسی و اين جور چيزها، جامعهای دموکرات نمیشود. رورتی در این کتابچه ایرادهای وارد بر دموکراسی لیبرال را بررسی میکند و نظر میدهد که حرف کسانی مثل پیروان مکتب فرانکفورت که میگویند از آنجایی کهع پایههای فلسفی لیبرال دموکراسی ضعیف شده، خود این سیستم هم شکست میخورد درست نیست.
اگر میخواهيم به دموکراسی برسيم بايد نهادهای دموکراتيک ايجاد کنيم. علی ميرسپاسی هم کتاب «دموکراسی و حقيقت» اش را -به گفته خودش- کاملاً تحت تأثير ايدههای رورتی نوشته است.
يکی دو تا مقاله ديگر هم از رورتی به فارسی ترجمه شده. يکيش مقالهايست به نام «عشق و پول» که در شماره بهمن ۸۲ مجله نگاهنو چاپ شده (سايت ندارد که لينک بدهم).
يک مقاله هم که درباره جنگ عراق نوشته، پارسال در همشهری ضميمه چاپ شده.
این یکی دو روز هم قاعدتاً شرق مقالههایی دربارهاش چاپ میکند.
Wednesday، June 9، 2004
اول مهر ۱۳۷۰ - اولين روز سال اول راهنمايی - از پسری که بلوز راهراه سفيد و سياه پوشيده خوشت میآيد - با هم همکلاس میشويد - سال بعدش هم همينطور و سالهای بعدتر هم
حالا قرار است فردا اين پسر زن بگيرد.
من خيلي اهل شعر نيستم ولي امروز يكي از بچههاي روزنامه يكسري از شعرهاي اين بنده خدا را خواند. خيلي خوب بود. شما هم بخوانيد، شايد خوشتان بيايد.
...
سارا سلام... اشهد ان لا اله... تو
با چشمهای سرمه ای...ان لا اله ... مست
دل می بری که...حی علی ... های های های
هر جا که هست پرتو روی حبيب هست
...
Tuesday، June 8، 2004
از این مروان برغوثی خوشم میآید. خيلی از فاکتورهای يک رهبر مناسب برای فلسطيينیها رادارد: مردم دوستش دارند، وضعگيریهايش منطقی و غيرافراطی است، گروههای مختلف فلسطينی (از ساف و فتح گرفته تا حماس و جهاد اسلامی) قبولش دارند و حرفش را میخوانند (چند وقت پيش از توی زندان گروهها را راضی کرد به آتشبس) و جوان و پرانرژی هم هست.
اسرائيل هم اينها را میدانست که پدر خودش را درآورد تا دستگيرش کند و آخر سر هم چند ماه پيش موفق شد. دو سه روز پيش هم محکومش کردند به ۵ بار حبس ابد و ۴۰ سال حبس. خودش گفته اسرائيل جنازهاش را پس خواهد فرستاد.
من يکی که اميدوار فلسطينیها هم کمی از اين حزبالله لبنان ياد بگيرند و يک اسرائيلی دانه درشت را دستگير کنند تا بتوانند با برغوثی معاوضهاش کنند. وقتی عمر عرفات سر بيايد، برغوثی مناسبترين جانشين اوست.
به کوری چشم همه دوستان هم مدرسه ای سابق امروز به همراه یکی از بچه ها با آقای کاظمی و آقای هراتی نهار رفتی بیرون. جای همگی خالی.
Monday، June 7، 2004
اگر اهل فيلم ديدم هستيد، سري به وبلاگ محسن آزرم بزنيد و بهترين فيلمنامه اريژينالي را كه ديدهايد، انتخاب كنيد.
گويا چند روز پيش در جلسه گروههاي دوم خردادي، كروبي حسابي به بهزاد نبوي و محمدرضا خاتمي پريده كه شماها ضدولايتفقيهيد. ما حداكثر يكسري انتقاد كوچك به آقاي خامنهاي داريم كه ميرويم پيششان و ميگوييم ولي شما اصلاً ايشان را قبول نداريد. خداوكيلي كروبي در همه دورههاي بعد از انقلاب از دفاع مستقيم و كامل از نظام و ولايت دست برنداشته.
يادداشت مفصل جواد روح را درباره موضع جناح خط اما از اول انقلاب تا حالا بخوانيد.
Saturday، June 5، 2004
چند تا مطلب میخواستم بنویسم که خوابم میاد. فعلا تیترش را مینویسم که اگر بعداريال حس و عمرش بود، مفصلت دربارهشان بنویس:
۱. ریچارد رورتی میاد ایران. شنبه آینده خانه هنرمندان سخنرانی میکند.
۲. نمایش فیلمهای انیمیشن آلمانی در سینما تک (پایین صفحه)
۳. اطلاعیه تیم زلزه دانشگاه شریف درباره احتمال زلزله در تهران
سلام به همگي
جاي شما خالي رفتيم درياچه گهر. براي همين دو. سه روز در خدمتتان نبودم.
خبر خاصي نيست جز اينكه تنت استعفا داده و حسين باستاني دبير انجمن صنفي روزنامهنگاران رفته پاريس براي ادامه تحصيل. در ضمن از همه طرفداران آرژانتيم تقاضا ميشود فعلا از خانههايشان خارج نشوند. (برزيل 3 - آرژانتين 1)