کتاب چی؟
آلنده:
اين روزها رفتهام تو نخ سالوادور آلنده، رئيسجهور فقيد شيلی. نمايشگاه کتابی خريدم به اسم مرگ سالوادور آلنده. اين کتاب کوچک در اصل مقالهايست که گابريل گارسيا مارکز کمی بعد از کودتای پينوشه و برای ادای دین به آلنده نوشته. کتاب را يارتا ياران ترجمه کرده و خود ياران هم مقدمه خواندنیای بر کتاب نوشته که کل اينها روی هم (با فونت درشت) میشود ۵۵ صفحه. کتاب را انتشارات زمستان با قيمت ۴۰۰ تومن چاپ کرده. کوتاه و واقعاً خواندنيست.
بعد از خواندن اين کتابچه رفتم سراغ کتابی که پارسال از نمايشگاه گرفته بودم. غرفه انتشارات اطلاعات در نمايشگاه اصولاً يکی از غرفههای موردعلاقه من است. کتابهای چاپ عهد بوق را با قيمت پشت جلد و تخفيف ويژه نمايشگاه میفروشد. مثلاً يک کتاب ۴۰۰ صفحهای درست و حسابی را میخری ۳۰۰ تومن. من پارسال کتابی خريدم از انتشارات اطلاعات به اسم آلنده؛ روايت يک زندگی. کتاب را فرناندو آلگريا يکی از همکاران آلنده در قالب رمان نوشته و محسن اشرفی (از مطبوعاتیهای کار بلد) ترجمهاش کرده است. يکی دو فصلش را خواندم که خوب بود. البته هنوز تمامش نکردهام. ولی از همين قدر فهيد که خواندن تاريخ شيلی دوره آلنده برای ما ايرانیها مفيد است (تکبير).
البته من باز هم در حوزه مهراد خان وارد شد. آقا شرمنده.
Monday، May 31، 2004
Saturday، May 29، 2004
دو سه ماه پيش که نزديک تولدم بود، اينجا از مجموعهای نوشتم که آن موقع تازه ديده بودمش. ۵ سیدی شامل تمام کارهای موجود فرهاد همراه يک دفترچه با طراحی عالی رضا عابدينی. همانطور که پيشبينی میشد يک عده از دوستان برايم آن مجموعه را هديه گرفتند. من هم کلی ذوق کردم. ولی راستش غير از همان روز اول که کل مجموعه را مرور کردم تا چند روز پيش فرصت نشده بود سر فرصت گوششان کنم. ولی چند شب پيش که دلم گرفته بودم آوردمشان و گذاشتمشان کنار کامپيوتر و از آن وقت مدام يکی از اين سیدیها را گوش میکنم.
از آنجايی که ديدم يکی ديگر از بچهها که اين مجموعه را داشت هم تا حالا فرصت نکرده گوششان کند گفتم برای اطلاع عموم اعلام کنم که اين سیدیها حتی برای عشقِ فرهادی مثل من که همه کاستها و سیدیهای قبلی او را بارها گوش داده، تکههای جديد و نابی دارد. بعضی از آهنگهای اين مجموعه اولين بار است که منتشر میشوند. در هر سیدی هم بخشهای کوتاهی از گفتوگو با فرهاد ضبط شده. این گفتوگوها باعث شد بفهمم که این آدم ارزش این را دارد که آدم دوستش داشته باشد. خیلی.
مجموعاً خيلی مجموعه جذابيست. اولش من به اين مجموعه به چشم يک آرشيو کامل از کارهای فرهاد نگاه میکردم ولی الآن میگويم که بايد آن را گوش داد. حتی اگر همه آهنگهای فرهاد را حفظ باشی.
خلاصه کلام: اگر دوستی داريد که فرهاد را دوست دارد، شک نکنيد. هدیهای بهتر از این پیدا نمیکنید. (قیمتش البته ۲۱۰۰۰ تومن است)
Friday، May 28، 2004
با اينکه بنای من در اين وبلاگ اينست که به سراغ موضوعات پايينتر از کمر نرفته و اين وظيفه را به مهراد واگذار کنم اما از خير اين خبر و بهخصوص عکسش نتوانستم بگذرم.
پیشاپیش شرمنده عناصر اناث
Wednesday، May 26، 2004
حدود دو سال پيش بود که يک روز با مهراد رفتی بهشتزهرا زيارت اموات. حدود نيم ساعت هم در قطعه ۳۳ گشت زديم. من اين قطعه را خيلی دوست دام. هر بار بهشت زهرا بروم، سعی میکنم سری هم به آنجا بزنم. چند تا عکس هم ازش دارم. گويا میخواهند تغييراتی در اين قطعه بدهند. جزئيات ماجرا را نمیدانم. از وبلاگ محمدعلی ابطحی و لينکهايی که داده شايد چيزهایی دستتان را بگیرد. انشاءالله سر فرصت يااداشت مفصلتری درباره قطعه ۳۳ و کسانی که زير خاک آن خوابيدهاند (بيژن جزنی، خسرو گلسرخی، کرامتالله دانشيان و ...) مینويسم.
فیلم و کتاب چی؟
سلام به همگی
چند روز پيش مصائب مسيح را ديدم.
کلا از فيلم خوشم آمد. در ضمن اين فيلم يک نکته خيلی مثبت داشت و آن هم اينکه من فهميدم از زندگی مسيح هيچ چيز نمیدانم. همين انگيزهای شد که کتاب عيسی از سری بنيانگذاران فرهنگ امروزِ طرحنو را بگيرم که بخوانم. البته هنوز نخواندهامش ولی از یک آدم موثق (علی آقای معظمی) شنيدهام که کتاب خوبيست.
Sunday، May 23، 2004
سینا تابش برای کاپوچینو مطلبی درباره ویکیپدیا نوشته که طبیعتا از آن چیزهایی که من نوشته بودم، دقیقتر است.
وسط متنش به من هم التفاتی کرده.
نميدانم تا حالا زيارت عاشورا خواندهايد يا نه؟ من كه اصلا دوستش ندارم. به خصوص وقتي با متني مثل دعاي كميل مقايسهاش ميكنم. نميتوانم بپذيرم كه هر دوي اينها به يك جا وصلند. كورش قبلا چيزكي در مورد زيارت عاشورا نوشته بود. ولي وبلاگش آرشيو ندارد كه لينك بدهم.
بهانه نوشتن اين چند خط هم اين بود كه گويا آخوندي درباره سنديت زيارت عاشورا حرفهايي زده كه به مذاق حوزهايها خيلي خوش نيامده.
ممد نبودی ببينی ...
همين الآن راديو داشت اين آهنگ را پخش میکرد. فکر میکنم اين آهنگ بعد از ای ايران پرطرفدارترين آهنگ ايرانی باشد.
حرفی ندارم. فقط يادم آمد چند وقت پيش کتابی را معرفی کرده بودم که شرح اشغال شدن آبادان بود. حالا ربطش به سالگرد آزاد شدن خرمشهر چيست، خدا میداند.
Saturday، May 22، 2004
احتمالا این چند روز شنیده اید که بهروز خان افخمی وام کلانی از دولت فخیمه جمهوری اسلامی گرفته که اولین رادیو و تلویزیون خصوصی را راه بیندازد. با اینکه آقا بهروز رفته کن، سام فرزانه و محسن آزرم امروز پی این خبر را گرفتند و حاصلش شد این گزارش.
هفت سال پیش من این شب را تا صبح بیدار بودم و از ساعت 5 صبح هم نشسته بودم پای رادیو. ساعت 8 که اخبار گفت خاتمی حسابی از ناطق نوری جلو است آن چنان پریدم کهوا که سرم خورد به تیزی پنجره (که باز بود). پشیمان نیستم از رایی که دادن و از سال هایی که داشتیم. می شد بهتر از این هم پیش برود ولی من فکر می کنم ما خودمان را برای بهتر کردنش آماده نکرده بودیم.
در هر صورت حالا که هفت سال از آن روزها گذشته، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بیانیه ای داده و محمد جواد روح هم تحلیل مفصلی برایش نوشته.
خیلی طولانیست ولی پیشنهاد می کنم حتما بخوانیدش.
همین الآن اختتامیه جشنواره کن تمام شد و فارنهایت 911 فیلم جدید مایکل مور نخل طلا گرفت.
این طور که می گویند فیلم درباره روابط خانواده بوش و بن لادن است.
Friday، May 21، 2004
اين جريان کميته تحقيق ۱۱ سپتامبر در آمريکا هم واقعاً بامزه است.
از اينکه به بوش و رامسفلد قبل از حمله هشدارهايی داده شده بود رسيدهاند به اينکه چرا رئيس آتشنشانی دير دستور تخليه ساختمان دوم را داد.
Tuesday، May 18، 2004
دیروز مطلبی نوشتم درباره آينده بلر که در شرق امروز چاپ شد. خيلی با عجله نوشتم و نثرش خوب نیست ولی اطلاعات خوبی دارد. اگر حوصله و علاقه داريد، بخوانيد. (البته تيتر مطلب را من نزدهام. من تيتر زده بودم «وقت بلر تمام شده است» که بعداً عوضش کردهاند.)
چند خبر سياسی:
۱. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی استراتژی جديدشان را اعلام کردند: محدود کردن قدرت.
اين چريکهای سابق هم علاقه عجيبی به اعلام استراتژی بدون تاکتيک دارند. اول که آرامش فعال بود. بعد شد بازدارندگی فعال. حالا هم که محدود کردن قدرت. تا ببينيم بعدیاش چيست.
۲. الهام سخنگوی قوه قضائيه درباره نامه رهبری درباره حکم آقاجری حرف زده. حرفهایش کمی طولانیست ولی پیشنهاد میکنم بخوانید تا کاملاً بفهمید سفسطه کردن یعنی چه. درباره بستن ISP ها هم حرف زده که شبیه حرفهایش درباره نامه رهبر است.
۳. و یک خبر سئخته: لاریجانی رفت و عزتالله ضرغامی شد رئیس سازمان صدا و سیما. این آقا در زمان میرسلیم معاون سینمایی وزارت ارشاد بود. شرق درباره این موضوع گزارشی چاپ کرده که خواندنیست.
Sunday، May 16، 2004
مسيح علینژاد خبرنگار پارلمانيست. مسيح خانم از آن خبرنگارهای پر شر و شور و رک است. مسیح همان خبرنگاريست که چند ماه پیش خاتمی از دستش عصبانی شد و سرش داد زد (که تلويزيون هم چند بار صحنهاش را نشان داد). گويا چند روز پيش خاتمی فرستاده پیاش تا از او دلجويی کند. گزارش مفصلی از اين ديدارش نوشته. اگر حوصله نداريد همهاش را بخوانيد، اول و آخرش را بخوانيد. البته کلش خواندنيست.
جواد رفيعی در وبلاگش درباره عکسهای زندان ابوغريب نوشته. بخوانيدش. چند خط بيشتر نيست. اين تکهاش را هم اينجا میگذارم چون خيلی حال کردم:
«... خانمها و آقایان! عذر کسی را که نمیتوانید توی گوشش بزنید نپذیرید. چه اشکالی دارد همینطور که زندگی عادیتان را میکنید، همینطور که آهنگ لایت گوش میکنید، بدون آن که به روی مبارکتان بیاورید، یک گوشهای را هم برای یک خشم دائمی کنار بگذارید؟ چه اشکالی دارد؟»
چند سال پیش (فکر کنم سال ۷۴) چند نفر رفتند و چندتا از مخالفان کرد جمهوری اسلامی را در رستوران میکونوس آلمان کشتند. دادگاهی در آلمان تشکیل شد و فلاحیان (وزیر اطلاعات وقت جمهوری اسلامی)، رفسنجانی و رهبر را مجرم شناخت. سرِ این جریان اختلاف ایران و اروپا آنقدر بالا گرفت که سفیران همه کشورهای اروپایی از ایران رفتند.
چند ماه بعد از اين قضيه انتخابات دوم خرداد برگزار شد و غائله ختم به خير شد. دو سه سال بعد سفير کانادا در سخنرانیای در کانادا گفته بود اگر خاتمی رئيسجمهور نمیشد، جمهوری اسلامی چند ماهی بيشتر دوام نمیآورد.
حالا شهردار برلين آمده و لوح يادبودی دم در رستوران نصب کرده، به یاد آنهايی که در آن رستوران تکهتکه شدند. شهرداری تهران هم در جواب این کار شهرداری برلین، چند تا از مجروحان شیمیایی را جمع کرد و برد دم در سفارت آلمان. به این بهانه که آلمان به عراق بمب شیمیایی میفروخته. لوحی هم نصب کردهاند.
این مقدمه کوتاه را نوشتم که بگویم کورش یادداشتی در این باره نوشته که خواندنیست. البته آنجایی که درباره قاتلان قضیه میکونوس صحبت کرده، با او موافق نیستم.
نوشته کورش را که خواندم ياد يادداشتی افتادم که سعيده روز دستگير شدن صدام نوشت.
Saturday، May 15، 2004
خبر مهم و فوری:
اين خبر بازتاب را بخوانيد.
نوشته که رهبر صريحاًُ به هاشمی شاهرودی دستور داده که در حکم اعدام آقاجری تجديدنظر کنند. او گفته که حرفهای آقاجری مصداق سبنبی نيست.
اگر این خبر تأييد شود، تيتر يک فردای شرق میشود.
ادامه: ايسنا هم خبر را رد کرده. متن خبر ايسنا را بخوانيد، جالب است.
ببخشید که پیغام شخصی می گذارم.
حنیف فاطمی شنبه شب بعد از نزدیک دو سال می آید ایران. محض اطلاع دوستان.
سلام
تأخيرم بهخاطر اينست که کارت اينترنتی که داشتم مال يکی از اين آیاسپیهايی بود که تعطيل شده.
دوباره رفتم نمايشگاه. روز چهارشنبه روزنامه ۱۰هزار تومن بن کتاب داد و ما هم رفتيم و توپ بستيم توش. الآن حوصله ندارم بنويسم چی خريدم. انشاءالله فردا.
در ضمن برندههای جايزه وبی ۲۰۰۴ هم اعلام شدند.
Wednesday، May 12، 2004
کتاب چی؟
اين کتابها را هم خريدم:
- خبر / يونس شکرخواه / مرکز مطالعات و تحقيقات رسانهها / ۱۳۰ ص، ۷۵۰ ت
- سقوط اصفهان / سيدجواد طباطبايی / نگاه معاصر / ۹۰ ص، ۱۰۰۰ ت
این کتاب روایت کروسینسکی راهب لهستانی از حمله افغانها و سقوط اصفهان است که سیدجواد طباطبایی بازنویسیاش کرده
- هشت نامه / گونترگراس و کنزابورو اوئه / چشمه / ۷۳ ص، ۴۰۰ ت
نامهنگاری گراس با اوئه درباره خاطرات بعد از جنگ دوم در آلمان و ژاپن به همراه دو مصاحبه با گراس
- گيرنده شناخته نشد / کررسمن تايلور / قطره / ۲ ص، ۵۰۰ ت
اين کتاب را چند سال پيش خوانده بودم و خيلی دوستش داشتم. اين کتاب هم نامهنگاری دو دوست در زمان جنگ جهانی دوم است که بهتدريج عقايدشان تغيير میکند
- ميشل فوکو: دانش و قدرت / محمد ضيمران / هرمس / ۲۱۱ ص، ۱۱۰۰ ت
اين کتاب را هم چند سال پيش خوانده بودم و میخواستم بخرمش که چاپش تمام شده بود. اين کتاب به نظر من بهترين کتابيست که به فارسی درباره انديشههای فوکو نوشته شده. پيشنهاد میکنم تا چاپ جديدش تمام نشده بخريدش.
- يک گفت و گو / نجف دريابندری / کارنامه / ۲۱۹ ص، ۱۵۰۰ ت
گفت و گوی ناصر حريری با نجف دريابندری. فکر کنم تا حالا بيشتر از ۵ بار اين کتاب را خريدهام و هديه دادهام. اگر نجف را دوست داريد، یا ازش خوشتان نمیآيد، حتی اگر هيچ حسی بهش نداريد، توصيه میکنم حتماً اين کتاب را بخونيد. دريابندری به شناخته شدن میارزد.
- ظهو و سقوط سلطنت پهلوی / ؟ / اطلاعات / ۱۴۴۰ ص، ۸۰۰۰ ت
اين کتاب مجموعه خاطرات حسين فردوست است که در بازجويیهايش تعريف کرده. عبدالله شهبازی هم آن را ويرايش کرده. میگويند يکی از بهترين منابع برای شناخت دم و دستگاه پهلوی است. در ضمن من اين کتاب را از غرفه مرکز پژوهشهای سياسی (سالن ۲۵) با ۴۰ درصد تخفيف خريدم يعنی ۴۸۰۰ تومن.
Tuesday، May 11، 2004
کتاب چی؟
امروز دوباره رفتم نمايشگاه کتاب و ديگه نتونستم جلوی خودم رو بگيرم و تا قران آخر پولم را خريد کردم. چند تايش را الآن مینويسم. بقيهاش را بعداً.
- فلسطينی آواره / اريک رولو / گامنو / ۴۹۶ صفحه، ۳۰۰۰ تومن
مصاحبه اريک رولو روزنامهنگار معروف فرانسوی با ابواياد. مرد شماره ۲ ساف که اسرائيل سال ۱۹۹۱ ترورش کرد. اين کتاب ۲۰، ۳۰ سال پيش نوشته شده و آن دوره جزو کتابهای پرفروش بوده
- فضيلتهای ناچيز / ناتاليا گينزبورگ / هرمس / ۱۲۰ صفحه، ۷۰۰ تومن
اين خانم گينزبورگ از آن نويسندههای معروف است. من قبلاً سرگذشت من او را خوانده بودم و تقريباً خوشم آمده بود. ولی دوستان گفتند اين کتابش چيز ديگريست. تا ببينيم.
- جامعه، فرهنگ، ادبیات / لوسین گلدمن، تئودور آدورنو، ژان پیاژه و ... / چشمه / ۴۶۰ صفحه، ۳۹۰۰ تومن
نشر چشمه يکسری از ترجمههای محمد جعفر پوينده را چاپ کرده که اين کتاب يکی از آنهاست. محور این کتاب گلدمن است. راستی يادتان هست که پوينده قتل زنجيرهای شد؟
- مکتب بوداپست / فرانسوا ريوير، جورج لوکاچ و .../ چشمه / ۱۷۹ صفحه، ۱۴۰۰ تومن
يکی ديگر از مجموعه ترجمههای مرحوم پوينده. مکتب بوداپست يکی از مکتبهای چپ نو است.
- ديباچهای بر جامعهشناسی سياسی ايران (دوره جمهوری اسلامی) / حسين بشيريه / نگاه معاصر / ۱۹۲ صفحه، ۱۵۰۰ تومن
- آن سوی اتهام / عباس اميرانتظام / نی / ۴۳۲ صفحه، ۲۷۵۰ تومن
دفاعيات اميرانتظام در دادگاههای اول انقلاب. البته اين کتاب دو جلد است که فقط جلد ۲ اش را داشت. از آن کتابهاييست که ارزش تاريخیشان زياد است
- من دانای کل هستم / مصطفی مستور / ققنوس / ۹۶ صفحه، ۸۰۰ ت.من
مجموعه داستان کوتاهی از مستور. از مستور روی ماه خداوند را ببوس را خواندهام. ازش خوشم آمد ولی نه آنقدر که تعريفش را شنيده بودم. يک کاب ديگر هم اخيراً از او چاپ شد به اسم چند روايت معتبر که کورش در وبلاگش حسابی ار نثرش تعريف کرده بود.
خبر خاصی نیست. جز اینکه شرق از شنبه میشود ۲۸ صفحه و صفحههای لایی تغییرات مختصری میکنند. مثلاً یک صفحه تاریخ اضافه میشود.
Monday، May 10، 2004
نامه 47 صفحهاي خاتمي را خوانديد؟
در سال پاسخگويي، معصومه ناصري هم جواب نامه خاتمي را داده.
من به زور تهديد لينكش را اينجا گذاشتم،ولي از خواندنش پشيمان نميشويد.
Sunday، May 9، 2004
قرار است فردا و پسفردا (دوشنبه و سهشنبه) از ساعت ۱۰ صبح تا ۷ بعدازظهر، سمينار «گذار به دموکراسی» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (زیر پل گیشا) برگزار شود. سخنرانهایش خوب هستند و قاعدتاً باید سمینار خوبی از کار در بیاید. اگر وقت دارید، حتماً سری بزنید.
قرار است یوسف اباذری، حسین بشیریه، سعید حجاریان، علیرضا رجایی، علیرضا علویتبار و محسن کدیور و چند نفر دیگر در این سمینار سخنرانی کنند.
گزارش مختصر شرق را هم بخوانيد.
Saturday، May 8، 2004
اگر دور و برتان بچه مهدکودکی داريد، اين معرفی کتاب را که نوشتهام بخوانيد. (ستون سمت چپ)
سلام
باز هم عذر تقصير.
احتمالاً شنيديد که کامپيوترهای شرق اين ويروس جديد را گرفتهاندو اين يکی دو روز پدرمان درآمده. ديشب هم که رسيدم خانه باز هم ديدم اعتبار اينترنتم تمام شده. البته خبر خاصی هم نبوده.
فقط اينکه احمد باطبی هم آمده مرخصی. ديروز آمده بود روزنامه. میگفت اين دفعه موقع بيرون فرستادن برخوردشان بهتر بوده. بالاخره لاريجانی به اروپايیها قول داده.
Thursday، May 6، 2004
کتاب چی؟
ديروز و پريروز دفتم نمايشگاه کتاب. هر دفعه حدود يک ساعت و نيم. مثل هر سال، کتابهای چاپ جديد هنوز به نمايشگاه نرسيده و بيشتر انتشاراتیها همان کتبهای قديمشان را گذاشتهاند. احتمالاً از شنبه کتابهای جديد هم میرسند. فعلاً این چند تا کتاب را خريدم:
- ترس دروازهبان از ضربه پنالتی / پتر هاندکه / ديگر / ۹۶ ص / ۶۰۰ ت
اینطور که خانم فروشنده میگفت ویم وندرس اولین فیلمش را از روی این داستان ساخته
- تاريخ چيست؟ / ئی.ايچ.کار / خوارزمی / ۲۵۴ ص / ۲۰۰۰ ت
این کتابها را خیلیها توصیه کردهاند از جمله خشایار خان دیهیمی و صاحب تفتستان
- کلهی اسب / جعفر مدرس صادقی / مرکز / ۲۳۸ ص / ۱۵۰۰ ت
بعد از اینکه از من تا صبح بیدارمِ مدرس صادقی -بر خلاف انتظارم- خیلی خوشم نیامد قصد کردم این کتابش را -که میگویند از بهترین کتابهایش است- بخوانم
- بادهای غربی / مراد فرهادپور / هرمس / ۲۳۸ ص / ۱۷۰۰ ت
مجموعه گفتگوها و سخنرانیهای مراد فرهادپور
- لاتاری، چخوف و داستانهای ديگر / شرلی جکسن، ريموند کارور و نويسندگان ديگر / مرکز / ۱۸۴ ص / ۱۴۵۰ ت
این را خریدم که هدیه بدهم
- خبر نويسی مدرن / دکتر شکرخواه / خجسته / ۱۰۴ ص / ۷۵۰ ت
- سرمايهداری در پايان هزاره / گروه نويسندگان / ديگر / ۲۷۲ ص / ۱۹۰۰ ت
ماهنامه Monthly Review از قویترین مجلههای چپ در دنیاست. این ماهنامه اواخر سال ۱۹۹۹ ویژهنامهای چاپ کرد و وضعیت سرمایهداری جهان را در آخرین سال قرن بیستم بررسی کرد. این کتاب ترجمه همان ویژهنامه است. من این کتاب را خوانده بودم ولی خریدمش که داشته باشمش
- فلسفه سياسی هانا آرِنت / جان گری / طرح نو / ۲۵۸ ص / ۲۰۰۰ ت
یک جلد از مجموعهای که خشایار دیهیمی دارد ترجمهاش میکند. تا حالا استوارت میل، آرِنت، فونهایک و آیزایا برلین چاپ شده و دو تای دیگر هم بهزودی چاپ میشود. میگویند مجموعه خوبیست، العهدة علی الراوی.
- فهم نظریههای سیاسی / توماس اسپریگنز / آگه / ۲۰۴ ص / ۱۵۰۰ ت
سلام.
ببخشيد از تأخير يکی دو روزه. اعتبار کارت اينترنتم تمام شده بود و فراموش میکردم کارت بخرم.
۱. ديروز حکم سه ملی-مذهبی صادر شد:
عليجانی ۴ سال زندان. رحمانی ۹ سال زندان و صابر ۷ سال و نيم.
۲. مصائب مسیح در تهران اکران شد.
۳. امرو نمایشگاه مطبوعات هم شروع شد. طبیعتاً شرق هم غرفه دارد.
۴. هنوز نامه خاتمی را نخواندهام. انتشارات اطلاعات بهصورت جزوه چاپش کرده: ۱۰۰ تومن.
۵. قابل توجه علی آقا: اسم من که وسط بچههایی که به بچههای شرق نامه نوشتهاند نوشته شده، به دلیل شوخی صفحهبند روزنامه است. ببخشید که دیر جواب دادم.
Tuesday، May 4، 2004
Monday، May 3، 2004
رضا عليجاني بعد از 11 ماه زندان امروز برای یک هفته به مرخصی آمد. علیجانی یکی از سه ملی-مذهبی ای است که پارسال بعد از شلوغی های خرداد دستگیرش کردند. (دو نفر دیگر تقی رحمانی و هدی صابر بودند)
علیجانی چهار ماه و نیم اول بازداشتش را در انفرادی بوده (یعنی 135 روز). امروز بلافاصله بعد از شنیدن خبر آزاد شدنش با یکی دو تا از بچه ها رفتیم دیدنش. داشت بازیهای استقلال و پاس را تماشا میکرد. روحیه اش واقعا خوب بود. کاملا احساس میکردی وقتی کار جدی سیاسی را شروع کرده، زندانی شدن را هم کاملا پیش بینی می کرده.
علیجانی در دهه شصت هم چندین سال زندانی بود. به قول خودش فرق زندان این دوره با آن دوره در آن بود که آن وقت ها می زدند و شکنجه جسمی می کردند ولی الآن آدم را مدت ها می اندازند در انفرادی و بی خبر می گذارند.
قرار است رحمانی، صابر، گنجی و یکی دو تا زندانی دیگر هم به مرخصی بیایند.
گزارش عبدالرضا تاجیک را در شرق امروز بخوانید.
Sunday، May 2، 2004
اين آقا، مجتبی خان کاظمی، عشق من است.
شغل اين آقا تدريس رياضيات جديد است و من دو سال شاگرد او بودم.
در ضمن دیروز روز معلم بود.
شعرهای ابوالفضل زرويی نصرآباد را دوست دارم. مدتی در مجله مهر مینوشت. کلاً کسانی که در مهر مینوشتند همهشان یک جورهایی دوستداشتنی بودند.
يکبار شهرام شکیبا در وصف همه بچههای مهر شعر گفت. برای زرویی گفت:
سبیلی را به سروی نصب کردند
ابوالفضل زرویی آفریدند
(البته مصراع اولش را يادم نيست)
حالا اين الپر يکی دو تا شعر از او گذاشته توی وبلاگش. به يکبار خواندن میارزند.
سینما چی؟
ديروز دوباره بوتيک را ديدم. باز هم خوب بود. نعمتالله صحنههايی ساخته که به دو بار ديدن میارزند.
هفته پيش هم کما را ديدم (هم ديروز شنبه بود و هم هفته پيش: کمال استفاده از بليت نيمبها). يک فيلمفارسی بفروش که بعضی جاهايش واقعاً خندهدار است. امين حيايی نقش يک جوان لات تهرانی را عالی بازی کرده. شخصيت را اصلاً کاريکاتوری نکرده. کارهایش درست عين لاتهاييست که هر روز در خيابان میبينی. بهخاطر بازی امين حيايی هم که شده، از ديدن کما پشيمان نيستم. گرچه نکته خاص ديگری ندارد.
مارمولک را هنوز دوباره نديدهام. ملت تهران ديوانه شدهاند. سينما سپيده سانس ۲ تا ۴ صبح گذاشته و سينما فرهنگ سانس ۱ تا ۳. البته قاعدتاً صبحها میشود راحتتر ديدش.
هنوز آمار دقيق فروش مارمولک را اعلام نکردهاند ولی روز دوم و سوم اکرانش ۸۰ ميليون فروختُ فقط در دو روز. احتمالاً بالای یک میلیارد تومن میفروشد. کما هم تا حالا فقط در تهران نزديک ۴۰۰ ميليون فروخته.
يادش بهخير پارسال اين موقع هنوز وارد کار روزنامه نشده بودم (دقيقاً بعد از نمايشگاه رفتم روزنامه) و تقریباً هر روز میرفتم نمایشگاه کتاب، هر روز به یک بهانه. ولی امسال کارمندم و وقتم مثل پارسال خالی نيست. عوضش جيبم هم مثل پارسال خالی نيست.
از فردا نمایشگاه کتاب شروع میشود.