شنبه ۲۷ نوامبر ۲۰۰۴

اين نوشته را کاوه لاجوردی برای چاپ در روزنامه شرق برای من و علی فرستاد. اما روزنامه چاپ آن را صلاح ندانست. من و علی (با اجازه کاوه) تصميم گرفتيم يادداشت او را در وبلاگ‌هايمان بگذاريم تا شما هم بخوانيد:

خليج فارس و اعتراضِ نابجا

كاوه لاجوردي

يکی از چند هزار تغييری که در چاپ جديد اطلسی اعمال شده اين است که در کنار نام خليج فارس، در پرانتز نوشته‌اند «خليج عربي» - يا چيزی شبيه به اين.
این را می‌پذیرم که نام این خلیج «خلیج فارس» است. حتی این را هم می‌پذیرم که این نام، لابد در یک عالم افلاطونی از ازل همین بوده. از جمهوری‌خواه تا سلطنت‌طلب لس‌آنجلس‌نشین هم همه می‌خواهند این نام همیشه همین باشد.بخشی از حرف اعتراض‌کنندگان به ناشر آن اطلس چیزی از این دست است که بعضی دولت‌های عمدتاً عرب می‌خواهند نام «خلیج عربی» یا «الخلیج» را جا بیندازند تا کم‌کم حساسیت جامعه جهانی نسبت به مالکیت ایرانی این خلیج از بین برود، و بعد نقشه‌های خبیثانه‌شان را برای تصاحبش عملی کنند. پس باید با موضوع شدیداً برخورد کرد، و لا غیر.
اگر جایی مثل سازمان ملل متحد این نام را به کار می‌برد، آن وقت من کاملاً با معترضان هم‌دل بودم. مشکل من این است که این نام در یک «اطلس» آمده که کارش انتشار داده‌های جغرافیایی است، همین. لازم نیست به یادم بیاورید که دولت عراق هم پیش از حمله به ایران نقشه‌هایی چاپ می کرد و خرمشهر را با نام دیگری می‌خواند، و از این قبیل. آن کار جای اعتراض شدید رسمی داشت ، اما کار مؤسسه نشنال جئوگرافیک کاملاً صحیح است. اگر غیرت میهن‌پرستانه اجازه بدهد که ادامه این نوشته را بخوانید، شاید بتوانم توضیح دهم که چرا چنین می‌اندیشم.
اطلس یک منبع اطلاعاتی است. باید نام یا نام‌های «رایج» جاها را ذکر کند.بخواهیم یا نه، کثیری از مردم جهان عرب‌زبان خلیج فارس را با نام «خلیج عربی» می‌شناسند. اطلس باید این قابلیت را داشته باشد که به کودک عرب‌زبان یا به جهان‌گرد دانمارکی بگوید که جایی که در روزنامه‌های رباط و کویت و قاهره «خلیج عربی» نامیده می‌شود کجا است و چه ویژگی‌هایی دارد. تصادفاً این اطلس این را هم به جوینده می‌گوید که نام اصلی رسمی «خلیج فارس» است.
«خلیج عربی» نامی مجعول است؛ بسیار خوب (کدام نام مجعول نیست؟). اما این نام رواج دارد، و «رواج داشتن»اش را به سادگی نمی‌توان انکار کرد. وظیفه فرهنگ و اطلس ثبت نام‌های رایج است، دوست‌شان بداریم و با منافع ملی ما سازگار باشند یا نه. در کنار آن‌چه رسمی و قانونی (de jure) است، اطلس باید امور واقع (de facto) را هم ذکر کند. برداشتی از فرهنگ‌نگاری که انتظار دارد نام «خلیج عربی» حتی در کنار نام اصلی هم نیاید، از اساس همان برداشت نادرستی است که گمان می‌کند از امروز می‌توان با یک دستور نام «کرمانشاه» را تبدیل کرد به «باختران»، یا بعد از یک دعوا تا مدتی به عربستان سعودی گفت «حجاز» (تفاوت‌های این دو مثال با بحث اصلی البته آشکار است؛ شما لطفاً وجهِ شبهِ نادیده گرفتن اسم رایج را دریابید). نظر شما چیست؟