دوشنبه ۲۹ دسامبر ۲۰۰۳

آن‌هايی که من را از نزديک می‌شناسند احتمالاً اسم مرکز پژوهش‌های آموزش پيش از دبستان (مؤسسه پژوهشی کودکان دنيا) را شنيده‌اند. اين مرکز يک سازمان کاملاً غيردولتی است که همان‌طور که از اسمش پيداست روی آموزش پيش از دبستان کار می‌کند.
حالا اين مرکز تصميم دارد برود بم و برای بچه‌های م کار کند. اولين کارشان قاعدتاً شناسايی بچه‌هايی که زنده مانده‌اند و ايجاد مهدکودک‌های سيار خواهد بود. فردا (سه‌شنبه) اولين تيمشان به بم می‌رود تا ببينند دقيقاً بايد چه کار کنند. اين مرکز تصميم دارد که برای بچه‌های بم برنامه‌های طولانی مدت بريزد و قاعدتاً تا مدت‌ها د منطقه خواهند ماند.
اين مرکز برای فعاليتهايش در بم (و کل مسائلی که به کودکان بم مربوط باشد) کمک جمع می‌کند. در اولين فرصت شماره حساب را اعلام خواهم کرد.
در ضمن به‌زودی وب‌سايت ويژه فعاليت‌های اين مرکز در بم راه‌اندازی خواهد شد و آخرين خبرها از فعاليت‌های آنها در آنجا خواهد آمد.

یکشنبه ۲۸ دسامبر ۲۰۰۳

من همين الآن از بم برگشتم.
فعلا همين

جمعه ۲۶ دسامبر ۲۰۰۳

من به احتمال زياد فردا ميروم كرمان.
انتقال خون امشب تا صبح خون ميگيرد
چند جا در سطح شهر براي دريافت كمك‌هاي غيرنقدي (پتو‏، لباس گرم و ...) اعلام شده است. يكيش شيرخوارگاه آمنه است.

فقط مي‌تونم تسليت بگم و از همه‌تون بخوام برين و خون بدين.
انتقال خون گفته شديدا به خون احتياج دارن.
البته كساني كه واكسن زده‌ان تا يك ماه نمي‌توانن خون بدن. (من خر ديروز واكسن زدم)

پنجشنبه ۲۵ دسامبر ۲۰۰۳

اسرائيل:
احمد زيدآبادی تسلط عجيبی به مسائل داخلی جامعه اسرائيل دارد. اين را از زمانی که افتخار همکاريش نصيبم شد، فهميدم. او پايان‌نامه‌ دکترايش را درباره نسبت عرف و شرع در جامعه اسرائيل نوشته که بعد از چند سال توقيف غير رسمی اخيراً منتشر شده است. عنوان دقيق کتاب را يادم نيست ولی در عنوان کتاب هم به عرف و شرع و اسرائيل اشاره شده. خودش می‌گفت که سعی کرده مسئله دين يهود را از پايه و با بی‌طرفی بيان کند. من هنوز کتاب را نخوانده‌ام ولی قصد دارم به‌زودی بخوانم و اگر به مسائل اسرائيل - فلسطين علاقه داريد، خواندن اين کتاب را به شما هم پيشنهاد می‌کنم. مشخصات ديگر کتاب: ۲۰۰ صفحه - ۱۳۰۰ تومن

به اون ستون ۹:
۱. يادداشت مسعود بهنود:
«... به باور من کسانی که از ماه‌ها پيش تصميم خود را برای تحريم انتخابات گرفته‌اند، درست است که نظر به حقوق مردم دارند، درست است که در پی آنند که مردم به حقوق و آزادی‌های مطلوب برسند و آلت دست شش نفر که برای آن‌ها تعيين تکليف می‌کنند نشوند، حتی شايد درست باشد که نمی‌خواهند رايشان چنان که در انتخابات گذشته معمول بوده است وسيله تبليغاتی کسانی شود که از آن بهره می‌گيرند تا نشان دهند که به حق هستند و بر مردم تکيه دارند، ولی از اين واقعيت غافل آمده‌اند که سياست‌ورزی بر مبنای واقعيت‌ها معنا دارد وگرنه تبديل به نظريه پردازی‌های فلسفی می‌شود که دست کم در کوتاه مدت اثری در زندگی مردم نخواهد داشت، گرچه امری لازم است ...
... اين همه نگفتم تا بگويم که بايد در انتخابات هر اتفاقی هم که بيفتد شرکت کنيم که اين از عقل به دورست، بلکه گفتم تا نشان دهم که هنوز زود است برای تصميم گيری به شرکت کردن و يا تحريم انتخابات. به باور من بايد در روزهای آينده نخوابيم و صحنه را بپائيم ...»
۲. يادداشت حسين باقرزاده:
«... تمام شواهد حاكي از آن است كه مردم ايران از انتخابات اول اسفند استقبال نخواهند كرد. كساني كه سعي دارند با ايجاد ترس و نگراني مردم را پاي صندوق هاي راي بكشانند بيش از آن كه تاثيري بر روند اين انتخابات بگذارند در واقع ناتواني خود از ارائه بديلي مطلوب و نگراني از پيروزي هاي رقيبان خود را به نمايش مي گذارند. سازنده تر آن است كه به ضعف خود در ارائه يك بديل مناسب (و كوتاهي خود در گذشته) اذعان كنيم و به فكر چاره بيفتيم ...»

سينما:
جنايتِ محمدعلی سجادی يکی دو هفته‌ايست که اکران شده. فيلم، جنايی است و در جشن سينما جايزه بهترين کارگردانی را برده است. ميترا حجار، جمشيد هاشم‌پور، امير جعفری و شهرام حقيقت‌دوست هم در آن بازی می‌کنند.

سلام
غيبت چند روزه را ببخشيد. خرابی کامپيوتر و رجعت دوستان و امتحان دانشگاه دست به دست هم دادند که چند روز از شر من در امان باشيد. راستی فکر نکنم شرق اين چهار روز را در آق‌بهمن۱ بنويسم.

چهارشنبه ۲۴ دسامبر ۲۰۰۳

كامپيوترم خراب است. ببخشيد.

یکشنبه ۲۱ دسامبر ۲۰۰۳

شرق يک‌شنبه ۳۰ آذر در آق‌بهمن۱

جمعه ۱۹ دسامبر ۲۰۰۳

به اون ستون ۸:
نامه هشتم خشايار ديهيمی (اين لينک‌ها را برای خواندن می‌گذارم نه برای نگاه کردن)

قبلاً پيشنهاد کرده بودم، اين بار دستور می‌دهم Amelie را ببينيد.

اين بيت از آن شعرهاييست که آن‌قدر مجری‌های تلويزيون تکرارش کرده‌اند، شده مثل « به پايان آمد اين دفتر ... » ولی با اين حال من الآن دوست دارم بنويسمش:
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدايا به سلامت دارش

پنجشنبه ۱۸ دسامبر ۲۰۰۳

لينک مطلب مربوط به سايت زنان ايران را درست کردم.
خب خنگم! چی‌کار کنم؟

موسيقی:
۱. من هرچند وقت يک‌بار اين يادگار دوستِ شهرام ناظری را کشف می‌کنم. قديم‌ها آن‌قدرها دوستش نداشتم و مثلاً با شورانگيز و گل صدبرگ خيلی بيشتر حال می‌کردم. ولی از حق نگذريم اين يادگار دوست بعضی وقت‌ها کاملاً جواب می‌دهد و بعد از گوش کردنش آدم احساس می‌کند که پر شده (شايد هم خالی شده). در هر صورت امشب دوباره يادگار دوست را کشف کردم.
۲. ده بيست روز پيش مقاله‌ای می‌خواندم (که بعداً در شرق هم چاپ شد) درباره آقا چامسکی. يک‌جايی در آن مقاله نوشته شده بود (نقل به مضمون):« بونو خواننده گروه راک U2 که از طرفداران پروپا قرص چامسکی است، درباره او گفته ...»
بنا بر ارادتی که به چامسکی دارم، کنجکاو شدم ببينم اين طرف کيست؟
اتفاقاً يکی از دوستان CD اصل يکی از آلبوم‌های اين گروه را داشت و به من داد که گوش کنم. (نديد بديد نيستم. اين CD های اصل دفترچه‌ای دارند که متن آهنگ‌ها را هم در آن نوشته) فکر کنم اسم آلبومش ACHTUNG BABY است و بايد مال ده دوازده سال پيش باشد. فعلاً در حال کشف اين موجودم. دو سه تا از آهنگ‌هايش خيلی خوبند. البته هنوز همه آهنگ‌ها را گوش نداده‌ام. اگر به نتيجه بيشتری رسيدم، خبرتان می‌کنم.
راستی يکی از بچه‌ها می‌گفت آهنگ ONE ِ اين گروه در يک نظرسنجی عاشقانه تVين آهنگ قرون و اعصار انتخاب شده. قاعدتاً بايد خالی بسته باشد ولی شما اطلاعاتی در مورد آنها نداريد؟

به اون ستون ۷:
نامه ۶ و ۷ خشايار ديهيمی

شرق پنج‌شنبه را در آق‌بهمن۱ نوشتم.

چهارشنبه ۱۷ دسامبر ۲۰۰۳

در سه شب اخير دوبار KILL BILL آقا تارانتينو را ديدم.
به‌قول يکی از بچه‌ها واقعاً سينماست. من فکر می‌کنم آدم هرچه فيلم بيشتری ديده باشد با اين فيلم بيشتر حال می‌کند. يکی دو تا يادداشت در شرق سه‌شنبه چاپ شده که می‌توانيد بخوانيد. يکی از اين يادداشت‌ها (پايينی) حرف‌های خود تارانتينوست.
در هر صورت بی‌صبرانه منتظر فرا رسيدن برج فوريه و اکران قسمت دوم فيلم هستيم.
خدا صبر عطا کناد

شرق دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه را در آق‌بهمن۱ نوشتم.
ببخشيد به‌خاطر تأخير. تقصير مسافر لندن است

سايت زنان ايران چند يادداشت گذاشته درباره مسائل اسرائيل و فلسطين.
اين يادداشت‌ها را يک زن اسرائيلی، يک زن فلسطينی و يک زن ايرانی نوشته‌اند. نوشته‌های زن اسرائيلی و فلسطينی به‌نظر من خواندنی‌تر بودند.
حسن اين يادداشت‌ها اينست که با ديد دو نفر آدم نسبتاً معمولی (و البته فعالل صلح از داخل جامعه اسرائيل) آشنا می‌شويم.

یکشنبه ۱۴ دسامبر ۲۰۰۳

چندين صفحه شرق دوشنبه درباره صدام و دستگيريش است.

کارتن‌خواب‌ها را خيلی دوست دارم. منظورم همان خيابان‌گردها و آن‌هايی است که شب کنار خيابان و روی پله‌ها می‌خوابند. هميشه يکی از آرزوهايم اين بوده که مدتی با آن‌ها باشم، مثل آن‌ها زندگی کنم و بيشتر بشناسمشان. تصورم نسبت به آن‌ها اينست که همه‌شان عارف‌هايی هستند که اين نکبتی را که ما راحت تحمل می‌کنيم، تاب نياورده‌اند و زده‌اند زير همه‌چی.يک بی‌خيالی و بی‌نيازی تويشان هست که احساس می‌کنم از بالاست نه از پايين. شما اين‌طور حس نمی‌کنيد؟

شرق يک‌شنبه را در آق‌بهمن۱ نوشتم

شنبه ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳

به اون ستون ۶:
نامه ۵ خشايار ديهيمی
يادداشت محمدجواد روح در ص سياست شرق شنبه را هم بخوانيد

شرق شنبه را در آق‌بهمن۱ نوشتم

پنجشنبه ۱۱ دسامبر ۲۰۰۳

فتوای تفتستان درباره انتخابات

امشب تئاتر بحرالغرائب را ديدم. کار گروه آتيلا پسيانی.
تئاتر نسبتاً خوبی بود. از اين متن‌های کهن که در يک ناکجاآبادی می‌گذرد. شبيه بعضی متن‌های بيضايی. نکته جالب توجه کار، موسيقيش بود. موسيقی کار را خود بازيگران با وسايلی مثل چوب، جارو، دمام، سازهای بادی ابتدايی، زنبورک و اين جور چيزها می‌نواختند. کار خيلی طولانی هم نيست و آدم را خسته نمی‌کند
مدت کار ۱ ساعت است، بليتش ۱۵۰۰ تومن و محل اجرايش سالن شماره ۲.

مهدوی کيا بهترين بازيکن سال آسيا شد
مسعود مرادی هم بهترین داور سال آسیا
تبريک

شرق پنج‌شنبه را در آق‌بهمن۱ نوشتم
زرنگ شده‌ام، نه؟

چهارشنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۰۳

به اون ستون ۵:
مصاحبه ماه‌نامه آفتاب با مهندس عزت‌الله سحابی ( ‍PDF - مثل آدم )

فکر نمی‌کنم در ايران شخصيتی مورداحترام‌تر و به‌اصطلاح وجيه‌المله‌تر از مهندس سحابی داشته باشيم. تحليل‌هايشان هم به‌نظر من هنوز از بهترين تحليل‌ها هستند. آفتاب مصاحبه با مهندس درباره انتخابات مفصلی کرده. مصاحبه‌کننده‌ها هم آدم‌های واردی هستند: علی‌رضا علوی‌تبار، علی‌رضا رجايی و عيسی سحرخيز
مهندس تقريباً از شرکت نکردن در انتخابات دفاع کرده. مصاحبه مهم و تأثيرگذاريست و بعد از اين خيلی به آن استناد خواهد شد.

تئاتر قهوه تلخ را ديدم. نويسنده و کارگردانش شبنم طلوعی است. يک رئال از وضعيت جوان‌های تهران است. کار خوبی بود ولی عالی نبود. به‌نظر من تعداد شخصيت‌ها و خط‌های داستانيش زيادی زياد بود. (تئاتر ۷ شخصيت داشت)
در مجموع کار خوبی بود. ساعت اجرايش هم ۱۹:۳۰ است (يکی از سالنهای زيرزمين تئاتر شهر)
شرق هم مصاحبه‌ای با شبنم طلوعی کرده

وقتی می‌روند ناراحت می‌شوی
وقتی می‌آيند خوشحال می‌شوی
کمی که می‌گذرد نگران رفتنشانی
دوباره می‌روند و تو ناراحت می‌شوی

به اون ستون ۴:
نامه‌ ۴ خشايار ديهيمی

در آن صفحه يک تا چهارش با هم است. پنجش هم چاپ شده ولی چون سايت ياس‌نو پی دی اف است منتظرم سايت امروز بگذارد تا من لينک بدهم.

شرق دوشنبه و سه‌شنبه و چهارشنبه را در آق‌بهمن۱ نوشتم

دوشنبه ۸ دسامبر ۲۰۰۳

به اون ستون ۴:
نامه سوم خشايار ديهيمی (البته از اول تا سومش با هم است)

شرق ۱۵ آذر و ۱۶ آذر (شنبه و يک‌شنبه) را در آق‌بهمن۱ نوشته‌ام. تأخير به‌خاطر خرابی بلاگر بود.

یکشنبه ۷ دسامبر ۲۰۰۳

ببخشید که این را اینجا مینویسم:
پدر یاشار احمدیان دیروز صبح فوت کرده و فردا (دوشنبه) ساعت 1 ختمش است. من از محل ختم خبر ندارم.
خدا بیامرزدش
باز هم ببخشید

شنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۳

راستی نيازی به گفتن ندارد که اين به اون ستون‌ها مختص ساکنان ايران نيست. چون هر ايرانی در هر جای دنيا می‌تواند رأی دهد (البته تئوريکالی)

به اون ستون ۲ :
سرمقاله امروز شرق نوشته محمدجواد روح . موافق تحريم نيست و سعی کرده باب بحث را باز کند

به اون ستون ۳ :
«... دوست عزيز من، نخستين مخاطب من در اين نامه‌ها تو هستی، تو که در انتخابات دوم خرداد و در دگر انتخابات پس از آن با هزار اميد و آرزو شرکت کردی و بعد بنا به روندی که سياست و روش اصلاح‌طلبان پيدا کرده بود، در انتخابات شوراها در نهم اسفند شرکت نکردی و اکنون هم تمايل چندانی برای شرکت در انتخابات مجلس هفتم نداری. اگر که نخستين مخاطب من تو هستی، برای اين است که گمان دارم اين موضع و حالت روانی اکثريت مردم است ...»
خشايار خان ديهيمی هم دست به قلم شده. ديهيمی از دوشنبه هفته پيش ستونی در ياس‌نو راه انداخته با عنوان «نامه‌هايی به هيچ‌کس و همه‌کس». فکر می‌کنم اگر حال و حوصله خواندن بقيه به اين ستون‌ها را نداريد، حداقل اين‌ها را بخوانيد. چون اولاً ديهيمی تومنی ۷ صنار با بقيه فرق می‌کند. کسانی که از دور يا نزديک می‌شناسندش اين حرف من را تأييد می‌کنند. بی‌اغراق می‌توانم ادعا کنم در بين روشنفکران معروف (وغير معروف) ايرانی، آدمی به دانايی، پرکاری، متعهدی، فروتنی و با اخلاقی او نديده‌ام. دوم هم اين‌که او شروع کرده از اول همه جوانب را سنجيدن و چون به‌تدريج می‌نویسد می‌شود با او همراه شد:
«... خواهش می‌کنم اندکی درنگ کن و با عجله قضاوت نکن. من قصدم تبليغ يک راه و روش از پيش تعيين شده در انتخابات نيست. من خود هنوز به چنين يقينی نرسيده‌ام که بخواهم راه و روشی را تبليغ کنم. اميدوارم تو هم زودتر از موقع، تصميمت را نگرفته باشی ...»
اين نامه‌ها روزهای زوج هفته در ص ۲ ياس‌نو چاپ می‌شوند و من سعی می‌کنم لينکشان را اينجا بگذارم.

امشب(شنبه) رئال - بارسلون ساعت 24 كانال 3

جمعه ۵ دسامبر ۲۰۰۳

چندتا لينک جالب:
- وبلاگی که خبرهای داخلی سازمان صدا و سيما می‌نويسد. احتمالاً کار يکی از کارمندهای ناراضيست. شايد هم از بيخ دروغ باشد (از سردبير:خودم)
- سايت زنان ايران طوماری برای مخالفت با خشونت عليه زنان گذاشته. می‌توانيد امضايش کنيد
- پدر سلين ديون فوت کرده. عکس‌ سلين درمراسم تشييع ديدنيست. ببينيد اين خانم ۳۵ ساله، چند ساله به‌نظر می‌آيد؟ (عکس‌های بيشتر)
- عکسی از جوانی محمد مختاری و خسرو گلسرخی

بحث انتخابات يواش يواش داغ می‌شود. اول اسفند (دو ماه و نيم ديگر) انتخابات مجلس هفتم است. من از امروز به يادداشت‌هايی را که با موضوع شرکت کردن يا نکردن در انتخابات باشند و حرف بدردبخوری زده باشند، لينک می‌دهم و پيشنهاد می‌کنم همه اينها را بخوانيم. فکر می‌کنم در مقابل تصميمی که قرار است بگيريم، وقت زيادی از ما نخواهد گرفت. اسم اين يادداشت‌ها را می‌ذارم به اون ستون (به خاطر ضرب‌المثل از اين ستون به اون ستون...)


به اون ستون ۱ :
سيد ابراهيم نبوی يادداشتی نوشته: چرا در انتخابات شرکت نمی‌کنم؟

پنجشنبه ۴ دسامبر ۲۰۰۳

امشب شب جمعه است و توصيه شده که در شب جمعه دعای کميل بخوانيم. می‌دانم قبلاً هم اينها را گفته‌ام ولی هربار که سراغ اين دعا می‌روم باز هم متعجبم می‌کند. واقعاً کميل دعا نيست يک کلاس درس است. ببينيد:
اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا
خدايا! گناهانی را که باعث حبس شدن دعا می‌شود، گناهانی که من را از دعا کردن دور می‌کند، بيامرز

امروز دختر ايرونی را ديدم. بد نبود. خوب هم نبود. جاهاييش قشنگ بود و جاهاييش هم ضعيف. البته حتی در جاهای ضعيفش هم ديدن هديه خانوم موهبتي بود که نصيب ما شد. کسانی که هديه يا امين حيايی را دوست دارند که در هر صورت فيلم را می‌بينند. بقيه هم اگر خواستند با بر و بچ، سينمايی بروند و سرگرم بشوند، انتخاب مناسبيست
راستی فيلم قبلی کارگردانش عينک دودی است. اين هم در همان حد است ولی به آن صورت کمدی نيست. سريال‌های همسايه‌ها و سفر سبز (پارسا پيروزفر از آلمان آمده بود) را هم ساخته

شبکه ۱ برنامه‌ای شروع کرده به اسم سينما ۱. مثل همان سينما ۲ و سينما ۴. تا حالا که خوب بوده. هفته پيش به نام پدر را پخش کرد که من نديدم ولی خيلی تعريفش را ميکردند. امشب هم بودن يا نبودن کيانوش عياری را نشان داد که به‌نظر من (بی‌اغراق) يکی از بهترين فيلم‌های بعد از انقلاب است. قبل و بعد از فيلم هم کيومرث پوراحمد با کيانوش عياری صحبت کرد.
سينما ۱ پنجشنبه‌ها حدود ساعت ۱۰:۱۵ از شبکه ۱ پخش می‌شود. برنامه هفته آينده‌اش هم جغد خاکستری ريچارد آتن‌بارو است

رويداد گزارش داده کسی که زهرا کاظمی را زده و او را کشته دستگير شده. طرف، يکی از مأموران حراست اوين است. خبر کامل

۵ سال از شبی که دوست مادرم به خانه ما زنگ زد و گفت دايی جان گم شده، گذشته است. آن شب منچستر يونايتد با بارسلونا بازی داشت و جسد دايی جان(محمد مختاری) اطراف تهران پيدا شد. محمدجعفر پوينده هم همان روزها گم شد و جسدش را پيدا کردند.
۵ سال از روزهايی که در خيابان‌ها دنبال نويسنده‌ها و روشنفکرها می‌افتادند و می‌خواستند يکی يکی سلاخيشان کنند، گذشته است.
۵ سال از آن روزها گذشته و هنوز به خانواده اين دو اجازه نمی‌دهند در تهران برای عزيزانشان مراسم يادبود بگيرند
فردا(جمعه) ساعت ۲ بعدازظهر در امام‌زاده طاهر کرج ياد اين دو (مختاری و پوينده) و همه آن‌هايی که در اين سال‌ها گم شدند و جسدشان پيدا شد (زال‌زاده، ميرعلايی، شريف و ...) و بعضی‌ها که حتی جسدشان هم پيدا نشد (پيروز دوانی) را گرامی می‌داريم

چهارشنبه ۳ دسامبر ۲۰۰۳

شب‌های روشن را ديدم. واقعاً خوب بود. راستش فکر نمی‌کردم اين‌قدر خوب باشد. من فکر می‌کنم کسی که يک بار هم عاشق شده باشد، با فيلم حال می‌کند. يک داستان عاشقانه زيبا، بازی‌های درخشان و کارگردانی تر و تميز يک فیلم خوب درست کرده. دست سعيد عقيقی(نويسنده فيلم‌نامه) و فرزاد مؤتمن(کارگردان)درد نکند.
کسانی که ايرانيد: شب‌های روشن را از دست ندهيد

شرق - چهارشنبه ۱۲ آذز در آق‌بهمن ۱

سه‌شنبه ۲ دسامبر ۲۰۰۳



شب‌های روشن:فيلم براساس داستانی به همين نام نوشته داستايوسکی ساخته شده. فرزاد مؤتمن کارگردان فيلم است و نقش اول زنش هانيه توسلی. هانيه توسلی به‌خاطر اين فيلم جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن جشنواره گذشته را گرفت. بازيگر مردش هم مهدی احمدیست (همان دکتر جوان عروس آتش). تقريباً همه آن‌هايی که فيلم را ديده‌اند، تعريف کرده‌اند. البته خود من هنوز نديده‌ام.

شرق - سه‌شنبه ۱۱ آذر در آق‌بهمن ۱

دوشنبه ۱ دسامبر ۲۰۰۳

محمدعلی ابطحی معاون پارلمانی خاتمی سايت شخصی راه انداخته و توی آن مثل وبلاگ می‌نویسد. انصافاً نوشته‌هايش خودمانی و خواندنی هستند

گزيده شرق شنبه تا دوشنبه را در آق‌بهمن۱ نوشتم.