جمعه ۲۳ مهٔ ۲۰۰۳

« نورانی و عياد حلمی‌زاده و چندتايی بچه‌های ديگر مواظب بودند تانک‌ها از سمت جاده‌ی اهواز و پليس راه نيايند سمت شهر و پادگان دژ. هنوز تانک‌ها راه نيفتاده بودند سمت بچه‌ها که خبر رسيد عراقی‌ها حاشيه‌ی شط را گرفته‌اند و دارند از پايين می‌آيند سمت شهر. اين‌طوری می‌رسیدند به بندر و گمرک. کسی هم آنجا نبود. جهان‌آرا يکی را فرستاده بود که به بچه‌ها بگوید چند نفر بروند گمرک. شش نفر از بچه‌ها با او راه افتادند سمت مسجدجامع. »

اين جمله‌ها از کتاب « اشغال؛ تصوير سيزدهم » انتخاب شده‌اند. کتاب روايت ۴۵ روز مقاومت در خرمشهر است. مقاومتی که به سقوط اين شهر منجر شد و کمتر از دو سال بعد از آن و دقيقاً ۲۱ سال قبل از امروز، خرمشهر در غياب بيشتر کسانی که ۴۵ روز به آب و آتش زدند تا نشود آن‌چه شد، از دست عراقی‌ها بيرون آمد. شايد امروز بايد از عمليات فتح خرمشهر ( بيت المقدس بود؟ ) می‌گفتم. ولی داستان اين مقاومت دلنشين‌تر است.
کتابی که اسمش را بردم، ۱۳ تصوير است از آن روزها که از لابه‌لای خاطرات آن‌هايی که مانده‌اند بازسازی شده است. کتاب را محمدرضا ابوالحسنی نوشته و انتشارات روايت فتح منتشرش کرده است. ۱۰۸ صفحه است و ۹۰۰ تومان. پخش اولش در نمايشگاه کتاب بوده و تا حالا بايد در بازار هم پخش شده باشد.